میلیاردرهای فناوری، تهدید هوش مصنوعی و مقاومت – مانثلی ریویو

در

,

میلیاردرهای فناوری، تهدید هوش مصنوعی و مقاومت – مانثلی ریویو

نوشته مارتین هارت-لندزبرگ

ترجمه مجله جنوب جهانی

تشکی در مقابل بانک پاریبا (BNP Paribas)، پاریس، فرانسه (۱۷ ژوئن ۲۰۲۶). عکس از آر. جمیل جونا.

مارتین هارت-لندزبرگ استاد بازنشسته اقتصاد در کالج لوئیس و کلارک، در پورتلندِ اورگان است. او رئیس شعبه اورگان اتحادیه ملی نویسندگان و عضو هیئت مدیره مؤسسه سیاست کره است. او در وبلاگ «گزارش‌هایی از جبهه اقتصادی» مطالب خود را منتشر می‌کند.

میلیاردرهای فناوری سیلیکون ولی ایده‌هایی خیالی در سر می‌پرورانند. به عنوان مثال، بسیاری بر این باورند که هوش مصنوعی جامع (AGI) در آینده‌ای بسیار نزدیک محقق خواهد شد و این دستاورد، عصر فراوانی را به ارمغان می‌آورد؛ دورانی که در آن تریلیون‌ها موجودِ دارای هوشیاری با رضایت خاطر در آسمان‌ها ساکن خواهند شد.

با این حال، در پس چنین ایده‌هایی، یک دستور کار سیاسی جدی و مخرب نهفته است. این میلیاردرها با استفاده از ثروت عظیم خود، تسلط بر فناوری‌های حیاتی و حضور پررنگ در دولت، توانسته‌اند مواردی چون توسعه تولید سوخت‌های فسیلی، کاهش مالیات شرکت‌ها، دریافت یارانه‌ برای سازندگان تراشه و مراکز داده، سیاست‌های تجاری مطلوب و یک دستگاه نظامی و امنیت ملی قدرتمندِ مبتنی بر هوش مصنوعی را تضمین کنند و در عین حال برنامه‌های طراحی‌شده برای مقابله با تغییرات اقلیمی، تبعیض و نابرابری را از بین ببرند.

موفقیت آن‌ها تا حد زیادی مرهون این واقعیت است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تقریباً با برنامه‌های آن‌ها همسو است. همان‌طور که وب‌سایت خبری آکسیوس (Axios) توصیف می‌کند: «ترامپ در مواجهه با موضوعات بی‌شمار سیاسی و دیپلماتیک مسیرهای پرپیچ‌وخمی را طی می‌کند. اما هیچ‌کدام از آن‌ها به پای ائتلاف مستمر، فزاینده و همه‌جانبه‌ی او با میلیاردرهای فناوری و شرکت‌های هوش مصنوعی که در حال تغییر شکل اقتصاد ایالات متحده هستند، نمی‌رسد.» جای تعجب نیست که افراد طبقه کارگر در حال تجربه شرایط کاری و زندگی رو به وخامتی هستند.

ما در برابر گروه قدرتمندی از الیگارش‌های فناوری قرار داریم که با کمال میل حاضرند زندگی ما را در مسیر کسب سودهای کلان و آینده‌ای فانتزی نابود کنند. ما باید بر همین اساس سازماندهی کنیم. خوشبختانه، نشانه‌های قوی وجود دارد که حرکت درونی خود سرمایه‌داری در حال ایجاد زمینه‌های مساعدی برای تلاش‌های ماست.

میلیاردرها و شبکه‌های آن‌ها

در قلب جامعه میلیاردرهای فناوری سیلیکون ولی، گروهی موسوم به «مافیای پی‌پال» (PayPal Mafia) قرار دارد؛ شبکه‌ای غیررسمی از افرادی که یا بنیان‌گذار و یا از مدیران این شرکت بوده‌اند. مهم‌ترین آن‌ها پیتر تیل، ایلان ماسک و دیوید ساکس هستند. هر سه نفر دوران کودکی خود را در آفریقای جنوبی گذرانده‌اند و از زمان حضورشان در پی‌پال، رابطه نزدیکی با یکدیگر داشته‌اند.

در سال ۲۰۰۳، تیل شرکت فناوری‌های پالانتیر (Palantir Technologies) را تأسیس کرد و همچنان به عنوان رئیس هیئت مدیره آن فعالیت می‌کند. دو سال بعد، او یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر به نام فاوندرز فاند (Founders Fund) را پایه‌گذاری کرد که تاکنون در شرکت‌های آندوریل (Anduril)، فیس‌بوک، نورالینک (Neuralink)، پالانتیر، اسپیس‌اکس (SpaceX) و ایکس‌ای‌آی (xAI) سرمایه‌گذاری کرده است.

ایلان ماسک شرکت‌های بورینگ کمپانی (Boring Company)، نورالینک، اسپیس‌اکس و ایکس‌ای‌آی را تأسیس کرد. او همچنین یکی از بنیان‌گذاران اوپن‌ای‌آی (OpenAI) بود. دیوید ساکس یکی از بنیان‌گذاران سرویس شبکه‌سازی سازمانی یامر (Yammer) بود (که آن را به مایکروسافت فروخت) و سپس در سال ۲۰۰۷، صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر کرفت ونچرز (Craft Ventures) را راه‌اندازی کرد. این صندوق در فیس‌بوک، پالانتیر، اسپیس‌اکس و ایکس‌ای‌آی سرمایه‌گذاری کرده است.

همچنین میلیاردرهای قدرتمند دیگری در سیلیکون ولی حضور دارند که عضو مافیای پی‌پال نیستند. مارک اندریسن قبل از راه‌اندازی شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر خود، نت‌اسکیپ (Netscape) را تأسیس کرد. در سال ۲۰۰۹، او و بن هوروویتز صندوق‌های جداگانه خود را با هم ادغام کردند تا اندریسن هوروویتز (Andreessen Horowitz) را ایجاد کنند که امروزه بزرگترین صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایالات متحده است. سبد سرمایه‌گذاری آن شامل سرمایه‌گذاری در آندوریل، فیس‌بوک، اسپیس‌اکس و ایکس‌ای‌آی است.

پالمر لاکی، خالق هدست واقعیت مجازی آکیولوس ریفت (Oculus Rift)، در سال ۲۰۱۷ با سرمایه اولیه از سوی فاوندرز فاند، شرکت آندوریل را تأسیس کرد. سایر اعضای برجسته این جامعه شامل سم آلتمن، مدیرعامل اوپن‌ای‌آی؛ داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک (Anthropic)؛ جف بیزوس، بنیان‌گذار و رئیس اجرایی آمازون؛ و مارک زاکربرگ، یکی از بنیان‌گذاران فیس‌بوک و شرکت مادر آن یعنی متا هستند.

چشم‌اندازهای آینده

در طول چهار دهه گذشته، سیلیکون ولی زادگاه مجموعه‌ای از ایدئولوژی‌های درهم‌تنیده بوده است که توجه زیادی را در جامعه فناوری به خود جلب کرده‌اند. همه آن‌ها «ترافردگرایی» (Transhumanism) را می‌پذیرند؛ یک جنبش فلسفی گسترده که ریشه در جنبش به‌نژادی (اصلاح نژاد) قرن بیستم دارد. ترافردگرایی ادعا می‌کند که انسان‌ها می‌توانند با کمک فناوری از محدودیت‌های بیولوژیکی موجود فراتر روند تا به طول عمر نامحدود و توانایی‌های شناختی تقویت‌شده دست یابند. تأثیرگذارترین این مکاتب عبارتند از: تفردگرایی (Singularitarianism)، دیگرخواهی مؤثر (Effective Altruism) و شتاب‌گرایی مؤثر (Effective Accelerationism).

تفردگرایی، که در اوایل دهه ۲۰۰۰ رواج یافت، بر این باور است که ایجاد هوش مصنوعی جامع (AGI) نزدیک است و تحقق آن به یک «تکینگی فناوری» منجر خواهد شد؛ جایی که AGI چنان پیشرفت‌های تکنولوژیکی سریع و بی‌سابقه‌ای ایجاد می‌کند که گسستی بنیادین در تاریخ بشر رخ خواهد داد. حامیان این ایده معتقدند انسان‌ها در نهایت آگاهی خود را به ربات‌ها منتقل خواهند کرد و ابرموجوداتی خود-ارتقایابنده خلق می‌کنند که به تعداد فراوان در سراسر کیهان مستقر خواهند شد.

دیگرخواهی مؤثر نقطه شروع مشابهی دارد، اما پیروان آن نگرانند که اگر AGI با ارزش‌های انسانی همسو نشود، می‌تواند به نابودی یا به بردگی کشیدن بشریت ختم شود. بنابراین، آن‌ها اولویت بالایی برای توسعه تدابیر ایمنی هوش مصنوعی و اطمینان از اینکه ایالات متحده، و نه چین، اولین کشوری است که به آن دست می‌یابد، قائل هستند.

شتاب‌گرایی مؤثر جدیدترین افزوده به تفکر ترافردگرایی است. مدافعان آن بر این باورند که پیگیری AGI نباید به دلیل نگرانی‌ها در مورد مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی کنونی کُند شود. آن‌ها با این باور که تعداد موجودات هوشیار در آینده بسیار بیشتر از تعداد موجودات زنده کنونی خواهد بود، به دنبال سریع‌ترین توسعه ممکن آن هستند تا رنج یا مرگ غیرضروری تعداد بی‌شماری از موجودات آینده را به حداقل برسانند.

ادعاهایی که مطرح می‌کنند

اگر به خاطر این واقعیت نبود که میلیاردرهای فناوریِ یادشده بسیاری از این باورها را پذیرفته‌اند، این ایدئولوژی‌ها به راحتی می‌توانستند صرفاً به عنوان سوژه‌ای برای فیلسوفان و نویسندگان داستان‌های علمی-تخیلی نادیده گرفته شوند. زاکربرگ اظهار داشته است که «هوشِ اَبَرانسانی اکنون در چشم‌انداز است» و همراه با آن، «خلق و کشف چیزهای جدیدی که امروزه قابل تصور نیستند» محقق می‌شود. آمودی معتقد است که به زودی به «سرعت گریز» از خود مرگ دست خواهیم یافت. آلتمن ادعا می‌کند که AGI تا سال ۲۰۳۰ محقق خواهد شد و به ما این امکان را می‌دهد تا به راحتی مشکلات بی‌شماری را که روی زمین با آن روبرو هستیم حل کنیم و فضا را مستعمره خود سازیم.

بیزوس پیش‌بینی می‌کند که در چند دهه آینده مردم در میلیون‌ها ایستگاه فضایی غول‌پیکر زندگی خواهند کرد که هر کدام تا یک میلیون نفر را در خود جای می‌دهند. شرکت او، بلو اوریجین (Blue Origin)، در حال کار بر روی فناوری موشکی مورد نیاز برای رساندن انسان به ماه است – که او معتقد است می‌تواند به عنوان پایگاهی برای استعمار منظومه شمسی عمل کند – و همچنین بر روی فناوری مراکز داده مداری برای تأمین انرژی ایستگاه‌های فضاییِ مورد نیاز کار می‌کند.

ماسک نیز معتقد است که ما به AGI نزدیک هستیم. شرکت او، نورالینک، در حال توسعه رابط‌های قابل کاشت مغز و رایانه است تا انسان‌ها بتوانند «به همزیستی با هوش مصنوعی دست یابند.» ماسک مدت‌ها در نظر داشت از اسپیس‌اکس برای رسیدن به مریخ و استعمار آن استفاده کند. اما در فوریه ۲۰۲۶، او تصمیم گرفت که پیشی گرفتن از بیزوس در رسیدن به ماه و ساختن یک مستعمره «خود-رشدکننده» در آنجا در دهه آینده را در اولویت قرار دهد.

اندریسن، نیروی محرک شتاب‌گرایی مؤثر، از AGI به عنوان یک «حلالِ جهانیِ مشکلات» یاد می‌کند. «مانیفست تکنو-خوش‌بینانه» او در سال ۲۰۲۳ ایده‌ها و سیاست‌هایی را برجسته می‌کند که برای دستیابی به این هدف باید از سر راه برداشته شوند: «جامعه کنونی ما به مدت شش دهه در معرض یک کارزار تضعیف روحیه جمعی – علیه فناوری و علیه زندگی – تحت عناوین مختلفی مانند «خطر وجودی»، «پایداری»، «ESG» [محیط زیست، اجتماع و حاکمیت شرکتی]، «اهداف توسعه پایدار»، «مسئولیت اجتماعی»، «سرمایه‌داری ذی‌نفعان»، «اصل احتیاط»، «اعتماد و ایمنی»، «اخلاق فناوری»، «مدیریت ریسک»، «رشدزدایی» و «محدودیت‌های رشد» قرار داشته است.»

لاکی یکی دیگر از معتقدان به AGI است. از آنجا که بزرگترین نگرانی او این است که چین ممکن است اول به آن دست یابد، او هم از تحقیقات هوش مصنوعی و هم از یک ارتش قدرتمند حمایت می‌کند. شرکت او، آندوریل، درگیر توسعه سیستم‌های تسلیحاتی خودمختارِ مبتنی بر هوش مصنوعی است.

تیل معتقد است که فناوری محرک اصلی تغییرات اجتماعی است و نیروهای شیطانی قدرتمندی در کار هستند که می‌خواهند پتانسیل رهایی‌بخش آن را سرکوب کنند. در سال ۲۰۲۵، او مجموعه‌ای از سخنرانی‌های خصوصی را در سان‌فرانسیسکو ارائه کرد که در آن‌ها نبرد پیش‌رو علیه این نیروها را به عنوان آرماگدونِ پیشگویی‌شده توصیف کرد؛ زمانی که ارتش‌های خدا ارتش‌های دجال را نابود خواهند کرد. او گاهی اوقات طرفداران دیگرخواهی مؤثر را به عنوان دجال خطاب کرده است.

اگرچه به سختی می‌توان فهمید که آیا این الیگارش‌های فناوری واقعاً به آنچه می‌گویند اعتقاد دارند یا خیر، دلایل موجهی برای رد کردن چشم‌اندازهای آن‌ها از یک آینده مبتنی بر AGI وجود دارد. به نظر می‌رسد حتی قدرتمندترین سیستم‌های هوش مصنوعی موجود نیز بن‌بست‌های تکنولوژیکی باشند. همان‌طور که کوری دکتروِ نویسنده خاطرنشان می‌کند، این ایده که «افزودن قدرت محاسباتی و داده‌ها به برنامه پیش‌بینی‌کننده کلمه بعدی در نهایت یک موجود آگاه ایجاد می‌کند، که سپس ناگزیر به یک ابرموجود تبدیل می‌شود… گزاره‌ای شبیه به این ایده است که اگر ما مدام اسب‌های سریع‌تر و سریع‌تری پرورش دهیم، به یک لوکوموتیو دست خواهیم یافت.»

ورود به عرصه عمل

به راحتی می‌توان تصور کرد که چرا این میلیاردرها جذب ترافردگرایی می‌شوند: این ایدئولوژی فرد برتر و فناوری را تجلیل می‌کند. البته، اگر آن‌ها در حال حاضر از پاداش‌های قابل‌توجهی بابت توسعه هوش مصنوعی برای مقاصد تجاری و در حمایت از یک دولت امنیت ملی گسترش‌یافته برخوردار نبودند، علاقه‌شان به افسانه‌های AGI به سرعت فروکش می‌کرد. و همان‌طور که آن‌ها به خوبی می‌دانند، هزینه‌های هنگفت سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی به این معنی است که موفقیت مستمر نیازمند تضمین حمایت چشمگیر و مداوم دولتی است.

توانایی آن‌ها در جلب حمایت دولت ترامپ تا حد زیادی مرهون ارتباطات شخصی است. تیل مربي (منتور) جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور بود و به او کمک کرد تا کار خود را در تجارت سرمایه‌گذاری خطرپذیر آغاز کند. ونس همچنین زمانی که در سال ۲۰۱۹ شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر خود را راه‌اندازی کرد، از حمایت قابل توجهی از سوی تیل و اندریسن برخوردار شد. تیل همچنین یکی از مشارکت‌کنندگان اصلی در کارزار انتخاباتی سنای ونس در سال ۲۰۲۲ بود و مبلغ رکوردشکن ۱۵ میلیون دلار به آن کمک کرد.

دیوید ساکس نیز از کارزار انتخاباتی سنای ونس حمایت مالی کرد و بعداً به حامی کارزار انتخاب مجدد ترامپ بدل شد و میزبان چندین رویداد بزرگ جمع‌آوری کمک مالی در خانه خود بود. پاداش ساکس انتصاب به عنوان تزار (مسئول ارشد) هوش مصنوعی و ارزهای دیجیتال در کاخ سفید بود؛ موقعیتی که او به طرز مؤثری از آن استفاده کرده است.

سیاست‌های هوش مصنوعی ترامپ به طور قاطعانه‌ای به نفع صنعت فناوری بوده است. او مقررات زیست‌محیطی را لغو کرد و یارانه‌های قابل‌توجهی برای افزایش تولید سوخت‌های فسیلی ارائه داد. او یک فرمان اجرایی امضا کرد که آژانس حفاظت از محیط زیست را ملزم می‌کرد تا پروژه‌های مراکز داده را در زمین‌های فدرال و غیرفدرال تسریع بخشد. او سرورها، نیمه‌هادی‌ها، بردهای مدار و بسیاری دیگر از قطعات الکترونیکی مورد استفاده در مراکز داده را از تعرفه‌ها معاف کرد. وی به چندین آژانس فدرال دستور داد تا یک پلتفرم دیجیتال بسازند تا داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط دولت را برای کارهای هوش مصنوعیِ شرکت‌های فناوری در دسترس قرار دهند. و او همچنان فشار می‌آورد تا تدوین مقررات جداگانه توسط ایالت‌ها در مورد استفاده از هوش مصنوعی را غیرقانونی کند.

سایر انتصابات مهم اما کمتر مورد توجه نیز به پیشبرد دستور کار هوش مصنوعی در بخش فناوری کمک کرده‌اند. مایکل کراتسیوس، رئیس دفتر سابق تیل، برای مدیریت دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید انتخاب شد. گرگوری بارباچیا که چندین سمت مدیریتی در پالانتیر داشت، به عنوان مدیر ارشد اطلاعات فدرال انتخاب شد که مسئول نظارت بر اجرای فناوری‌های امن و با عملکرد بالا در سراسر دولت است.

رهبران صنعت فناوری همچنین سمت‌های حساسی را در ارتش اشغال کرده‌اند. به عنوان مثال، مایکل اوبادال، مدیر اجرایی سابق آندوریل، با وجود اینکه همچنان حدود یک میلیون دلار از سهام این شرکت را در اختیار دارد، به عنوان معاون وزیر ارتش خدمت می‌کند. چنین ارتباطاتی به پالانتیر و آندوریل کمک کرده تا به بخش جدایی‌ناپذیری از سیاست دفاعی و امنیت داخلی تبدیل شوند.

در ژوئیه ۲۰۲۵، پالانتیر یک قرارداد ۱۰ میلیارد دلاری با وزارت دفاع امضا کرد. این قرارداد حدود هفتاد و پنج توافقنامه تدارکاتی مختلف را تجمیع کرد و به گفته فرانسسکا بریا (پژوهشگر)، نشان‌دهنده «یک واگذاری استراتژیک عملکردهای اصلی نظامی به یک شرکت خصوصی» است. از سوی دیگر، آندوریل در حال هدایت تلاش‌های ارتش برای دستیابی به قابلیت‌های جنگی خودمختار است. همان‌طور که بریا توضیح می‌دهد: «پلتفرم لتیس (Lattice) این شرکت، فیدهای ماهواره‌ای، داده‌های راداری و تصاویر میدان نبرد را به یک شبکه عملیاتی واحد متصل می‌کند و اجازه می‌دهد مأموریت‌های نظامی با سرعت برق برنامه‌ریزی و اجرا شوند.»

علاوه بر این، قرار است این شرکت‌ها به همراه توسعه‌دهندگان پیشرو هوش مصنوعی مانند اوپن‌ای‌آی، گوگل و مایکروسافت، نقش گسترده‌تری ایفا کنند. پیت هگست، وزیر دفاع، خواستار انتقال ۸ درصد از بودجه نظامی در هر یک از پنج سال آینده از پیمانکاران دفاعی سنتی به شرکت‌های فناوری هوش مصنوعی شده است.

ائتلاف میلیاردرهای فناوری و ترامپ به هیچ وجه یک‌طرفه نیست. تفکر ترافردگرایانه به خوبی با برنامه سیاسی خود ترامپ در هم می‌آمیزد و رهبران فناوری مشتاقانه از سیاست خارجی تهاجمی او، تلاش‌ها برای افزایش قدرت و سود شرکت‌ها و برچیدن اکثر آژانس‌های نظارتی و برنامه‌های اجتماعی حمایت کرده‌اند. یکی از راه‌های این حمایت، استفاده از تسلط آن‌ها بر رسانه‌هایی مانند ایکس (توییتر سابق)، فاکس نیوز، واشنگتن پست، سی‌بی‌اس نیوز و سی‌ان‌ان برای برجسته کردن توجیهات نژادپرستانه، بیگانه‌هراسانه، ضد مهاجرتی و زن‌ستیزانه ترامپ در خصوص زوال شرایط زندگی و کار اکثریت مردم است.

اقتصاد هوش مصنوعی: از رونق تا رکود

الیگارش‌های فناوری از نفوذ سیاسی بی‌رقیبی برخوردارند که یک دلیل اصلی دارد: رهبران سیاسی و تجاری به مرکزیتِ هوش مصنوعی و به تبع آن سرمایه‌گذاری‌های بخش فناوری، در چشم‌انداز سودآوری و رشد اقتصاد ایالات متحده اذعان دارند.

هزینه کردن برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی – مراکز داده و تجهیزات و نرم‌افزارهای مرتبط با آن‌ها – به محرک اصلی رشد اقتصادی ایالات متحده تبدیل شده است. مخارج سرمایه‌ای سالانه مرتبط با هوش مصنوعی توسط بزرگترین شرکت‌های فناوری (آلفابت، آمازون، متا و مایکروسافت) از ۱۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت و پیش‌بینی می‌شود این مخارج در سال ۲۰۲۶ به رقم بسیار بیشتر ۶۵۰ میلیارد دلار برسد. بلومبرگ برای نشان دادن وسعت این رقم اشاره می‌کند که: «پیش‌بینی می‌شود بزرگترین خودروسازان مستقر در ایالات متحده، تولیدکنندگان تجهیزات ساخت‌وساز، راه‌آهن‌ها، پیمانکاران دفاعی، اپراتورهای بی‌سیم، شرکت‌های تحویل بسته، به همراه شرکت اکسان موبیل، اینتل، والمارت و شرکت‌های منشعب شده از جنرال الکتریک – در مجموع ۲۱ شرکت – در سال ۲۰۲۶ جمعاً ۱۸۰ میلیارد دلار هزینه کنند.»

و این چهار شرکت فناوری تنها شرکت‌هایی نیستند که در مراکز داده سرمایه‌گذاری می‌کنند. به عنوان مثال، اوراکل نیز به یکی از تأمین‌کنندگان عمده خدمات ابری تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۵، این شرکت قراردادی با اوپن‌ای‌آی امضا کرد تا در طول پنج سال، ۳۰۰ میلیارد دلار خدمات محاسباتی به آن ارائه دهد.

اقتصاد همچنین از افزایش ارزش‌گذاری‌های بازار سهام که ناشی از هوش مصنوعی است، بهره‌مند شده است. راه‌اندازی ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲ باعث رشد انفجاری در ارزش سهام مرتبط با هوش مصنوعی شد و بازار در سال ۲۰۲۵ به دومین قله‌ی ارزش‌گذاری در تاریخ خود رسید. ثروتمندترین آمریکایی‌ها به طور نامتناسبی از این سود بهره‌مند شدند و افزایش هزینه‌های مصرفی آن‌ها نیز کمک مهمی به رشد اقتصادی ایالات متحده بوده است.

با این حال، اگرچه رهبران فناوری و صندوق‌های سرمایه‌گذاری بزرگ همچنان با اطمینان در مورد آینده‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی صحبت می‌کنند، دلایل خوبی برای این باور وجود دارد که ما به قله رونق هوش مصنوعی و توانایی آن برای سرپا نگه داشتن یک سیستم تضعیف‌شده نزدیک هستیم. مهم‌ترین دلیل این است: هیچ‌یک از مدل‌های پیشرو هوش مصنوعی سودآوری خود را ثابت نکرده‌اند.

با توجه به درک استفاده از هوش مصنوعی در همه جا، این ممکن است دور از ذهن به نظر برسد، اما دلیل آن این است که هیچ تعریف توافق‌شده‌ای از هوش مصنوعی وجود ندارد و این امر به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا این برچسب را روی انواع محصولات بچسبانند. به طور کلی، هوش مصنوعی به فناوری‌هایی اطلاق می‌شود که می‌توانند عملکردهای شناختیِ عموماً مرتبط با هوش انسانی را تقلید کنند. این فناوری‌ها معمولاً به دو گروه تقسیم می‌شوند: یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی مولد. مدل‌های یادگیری ماشینی از الگوریتم‌ها برای شناسایی الگوها، تصمیم‌گیری و بهبود عملکرد از طریق تجربه استفاده می‌کنند؛ آن‌ها محتوای جدیدی تولید نمی‌کنند. از آن‌ها برای اجرای موتورهای جستجو و کارهایی مانند تشخیص چهره و تصویر، فیلتر کردن اسپم در ایمیل‌ها و تماس‌های تلفنی، پیش‌بینی شرایط ترافیک و بهینه‌سازی مسیرها، و ترجمه زبان استفاده می‌شود.

مدل‌های هوش مصنوعی مولد به لطف آموزش روی مجموعه‌داده‌ها، محتوای جدیدی ایجاد می‌کنند. مدل‌های زبانی غیربزرگ در محتوای غیرمتنی مانند تصاویر و ویدئو تخصص دارند. مدل‌های زبانی بزرگ ظرفیت تولید متنی شبیه انسان را دارند. پیشرفته‌ترین نسخه‌ها همچنین می‌توانند کدنویسی کرده و خروجی‌های تصویری و ویدئویی تولید کنند. همین توسعه و اجرای این مدل‌های پیشرفته است که محرکِ رونق هوش مصنوعی به شمار می‌آید.

شناخته‌شده‌ترین آن‌ها عبارتند از ChatGPT (اوپن‌ای‌آی)، کلود (آنتروپیک)، جمینای (گوگل)، گروک (ایکس‌ای‌آی) و لاما (متا). و این باور به سودآوری آینده آن‌هاست که شرکت‌های فناوری را تشویق می‌کند تا به ساخت مراکز داده مورد نیاز برای آموزش و اجرای آن‌ها ادامه دهند. اما مشکل اینجاست: شواهد فزاینده نشان می‌دهد که این مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی از نظر تکنولوژیکی قادر نیستند به عنوان پلی به سوی چیزی شبیه AGI عمل کنند و برای اینکه در مقیاس وسیع و به صورت پولی توسط کسب‌وکارها پذیرفته شوند، بیش از حد ناقص و گران هستند.

همه آن‌ها به شبکه‌های عصبی پیچیده‌ای متکی هستند که برنامه‌ریزی شده‌اند تا بر اساس تشخیص الگوهای ایجادشده در طول آموزش، به صورت احتمالی کلمات یا تصاویری را برای تولید پاسخ به دستورات انتخاب کنند. آن‌ها «فکر» یا «استدلال» نمی‌کنند، و با توجه به ساختار داخلی‌شان، هیچ راهی وجود ندارد که بتوان آن‌ها را به واحدهای مستقلی تبدیل کرد که بتوانند مشکلات جدید را بدون برنامه‌ریزی مجددِ مختص به آن وظیفه حل کنند.

این ساختار همچنین مناسب بودن آن‌ها را برای استفاده عمومی به شدت محدود می‌کند. به عنوان مثال، از آنجا که بسیاری از داده‌های مورد استفاده برای آموزش آن‌ها از وب استخراج می‌شود و در نتیجه شامل نوشته‌های نفرت‌انگیز، تبعیض‌آمیز و متن‌های کاملاً عجیب و غریب است، این مدل‌ها خروجی‌هایی تولید می‌کنند که اغلب این سوگیری‌ها را تکرار می‌کنند و همچنین می‌توانند تفکرات توهمی خطرناک را تشویق کنند.

شاید نگران‌کننده‌ترین موضوع برای کسب‌وکارها این واقعیت باشد که آن‌ها به طور دوره‌ای چیزهایی را از خود می‌سازند یا «توهم» می‌زنند. یک نمونه بارز: در فوریه ۲۰۲۵، بی‌بی‌سی توانایی تمام مدل‌های پیشرو هوش مصنوعی را در خلاصه‌سازی اخبار با تغذیه محتوای وب‌سایت بی‌بی‌سی به آن‌ها و سپس سؤال پرسیدن از آن‌ها درباره آن محتوا، مورد آزمایش قرار داد. حدود ۲۰ درصد از پاسخ‌های آن‌ها «شامل خطاهای واقعی، مانند اظهارات مبتنی بر واقعیت، اعداد و تاریخ‌های نادرست بود.»

توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی عموماً جدیت این مشکلات را رد می‌کنند و مدعی هستند که با مجموعه‌داده‌های بهتر و بزرگتر، الگوریتم‌های پیچیده‌تر و قدرت محاسباتی بیشتر بر آن‌ها غلبه خواهند کرد. با این حال، مطالعات متعددی خلاف این را نشان داده‌اند. همان‌طور که نیویورک تایمز توضیح داد: «جدیدترین و قدرتمندترین فناوری‌ها… در حال تولید خطاهای بیشتری هستند، نه کمتر.» و یک مطالعه توسط محققان اوپن‌ای‌آی نتیجه‌گیری کرد که «مدل‌های زبانی بزرگ به دلیل محدودیت‌های ریاضی بنیادین که نمی‌توانند از طریق مهندسی بهتر حل شوند، همیشه توهم تولید خواهند کرد.»

بنابراین جای تعجب نیست که ارزیابی آزمایشگاه رسانه ام‌آی‌تی (MIT) در سال ۲۰۲۵ از صدها مورد استفاده از هوش مصنوعی نشان داد «که ۹۵ درصد از سازمان‌ها بازده صفر دریافت می‌کنند.» یک نظرسنجی از بیش از ۱۰۰۰ شرکت در سراسر آمریکای شمالی و اروپا توسط اس‌اندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس (S&P Global Market Intelligence) نشان داد که ۴۲ درصد در سال ۲۰۲۵ اکثر طرح‌های هوش مصنوعی خود را رها کرده‌اند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ تنها ۱۷ درصد بود. نظرسنجی دفتر ملی تحقیقات اقتصادی از مدیران ارشد ایالات متحده، بریتانیا، آلمان و استرالیا که بین نوامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ انجام شد، نشان داد که «شرکت‌ها تأثیر اندکی از هوش مصنوعی در طول ۳ سال گذشته گزارش می‌دهند، به طوری که بیش از ۸۰ درصد شرکت‌ها هیچ تأثیری روی اشتغال یا بهره‌وری گزارش نکرده‌اند.»

این سابقه ناامیدکننده، توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی را در تنگنا قرار داده است. آموزش و اجرای مدل‌های آن‌ها گران است، اما با توجه به محدودیت‌های آن‌ها، تنها با ارائه خدمات اشتراک رایگان یا با یارانه بالا می‌توانند پایگاه مشتریان خود را بسازند. حتی حساب‌های پولی (Pro) نیز به دلیل هزینه‌های بالای محاسباتی که با هر پرس‌وجو همراه است، برای اوپن‌ای‌آی هزینه در بر دارند.

هوش مصنوعی ChatGPT در سال ۲۰۲۴، ۵ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۵، ۸ میلیارد دلار ضرر کرد. اوپن‌ای‌آی پیش‌بینی می‌کند که در سال ۲۰۲۶، ۱۴ میلیارد دلار ضرر کند و برخی از تحلیلگران بر این باورند که ممکن است نقدینگی این شرکت تا اواسط سال ۲۰۲۷ بدون بودجه جدیدِ عمده به پایان برسد. ChatGPT بیش از ۵۰۰ میلیون کاربر فعال هفتگی دارد، اما تنها ۱۵.۵ میلیون نفر از آن‌ها مشترکِ پولی هستند، که همان‌طور که اد زیترونِ مفسر فناوری اشاره می‌کند، «یک نرخ تبدیل کاملاً افتضاح است.» آنتروپیک نیز در همین مسیر حرکت می‌کند: این شرکت در سال ۲۰۲۵ معادل ۵.۲ میلیارد دلار ضرر کرد.

بدون هیچ ترسی از این موضوع، توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی همچنان به سرازیر کردن پول به سمت مدل‌های جدید ادامه می‌دهند و سازندگان سیستم‌های ابریِ اَبَرمقیاس به ساخت مراکز داده بزرگتر برای پشتیبانی از آن‌ها ادامه می‌دهند. این تعهدات ممکن است اقتصاد ایالات متحده را برای چند سال دیگر به جلو ببرد، اما در نهایت فشارهای مربوط به سودآوری، باعث تعدیل رو به پایینِ سرمایه‌گذاری مرتبط با هوش مصنوعی و رشد کلی ایالات متحده خواهد شد. با این حال، این تنها یک سناریوی خوش‌بینانه است. تعدادی از اقتصاددانان و تحلیلگران شروع به هشدار داده‌اند که رونق هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به حبابی است که ممکن است به زودی بترکد و رکودی بالقوه جدی را آغاز کند.

یکی از دلایل عمده نگرانی آن‌ها آسیب‌پذیری مالی اوپن‌ای‌آی است. این شرکت تاکنون قراردادهایی امضا کرده است که آن را متعهد می‌کند طی هشت سال آینده حدود ۱.۴ تریلیون دلار روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کند، از جمله ۵۰۰ میلیارد دلار برای خرید تراشه از انویدیا و ۳۰۰ میلیارد دلار برای خدمات محاسباتی از اوراکل. این مبلغ هنگفتی برای شرکتی است که همچنان سودآور نیست، و به این معنی است که مبلغ قابل توجهی باید در بازارهای بدهی خصوصی جمع‌آوری شود.

اما اگر اوپن‌ای‌آی با سرعت فعلی به سوزاندن پول ادامه دهد، نیازهای مالی آن احتمالاً به زودی فراتر از آن چیزی رشد خواهد کرد که بازارها قابل قبول می‌دانند. وقتی این اتفاق بیفتد، شرکت چاره‌ای جز عقب‌نشینی نخواهد داشت و وام‌دهندگان آن متضرر خواهند شد. این امواج در همه جا پخش خواهد شد. به عنوان مثال، اوراکل نیز برای تأمین مالی ساخت مراکز داده خود به شدت به بدهی متکی است و برای بیشتر درآمدهای آینده خود روی اوپن‌ای‌آی حساب باز کرده است. بنابراین عقب‌نشینی اوپن‌ای‌آی باعث مشکلات مالی جدی برای اوراکل و وام‌دهندگان آن خواهد شد. از آنجا که هم اوپن‌ای‌آی و هم اوراکل مشتریان عمده انویدیا هستند، صرفه‌جویی آن‌ها باعث کاهش تقاضا برای تراشه‌های انویدیا و احتمالاً کاهش قیمت سهام آن خواهد شد. و این روند همین‌طور ادامه می‌یابد.

حتی بزرگترین شرکت‌های فناوری نیز در معرض خطر هستند. آن‌ها نیز وام‌های سنگینی دریافت کرده‌اند، و پیش‌بینی می‌شود پولی که در بازارهای بدهی جمع‌آوری شده است حداقل نیمی از هزینه سرمایه‌گذاری‌های مراکز داده آن‌ها را پوشش دهد. همان‌طور که یک تحلیلگر مالی اشاره می‌کند: «اگر حتی رشد بازار هوش مصنوعی به یک ثبات برسد، ما خیلی سریع با ظرفیتِ بیش از حد ساخته‌شده مواجه خواهیم شد، بدهی‌ها بی‌ارزش می‌شوند و مؤسسات مالی ضرر خواهند کرد.»

در حالی که غیرممکن است بدانیم رونق هوش مصنوعی چه زمانی و چگونه به پایان می‌رسد، دو چیز روشن است. اول، ما در مسیر ایجاد یک سیستم AGI نیستیم که بدون زحمت بحران‌های بی‌شمار ما را حل کند. در واقع، کاملاً برعکس است: تلاشی که میلیاردرهای فناوری برای تسلط بر زندگی ما به خرج داده‌اند، وضعیت ما را بدتر کرده است؛ با اقتصادی نامتوازن، ظرفیت‌های دولتی و حمایت‌های اجتماعی ضعیف‌تر، و وابستگی فزاینده به سیستم‌های پرمشکلِ هوش مصنوعی.

دوم، پایان این رونق منجر به تنظیم مجددِ خودکارِ اقتصاد سیاسی ما نخواهد شد. اگر یک اقتصاد سیاسی جدیدتر و پاسخگوتر می‌خواهیم، باید برای آن مبارزه کنیم.

در مسیر حرکت

نشانه‌هایی وجود دارد که حرکت درونی سرمایه‌داری به آرامی اما به طور پیوسته به رشدِ یک جنبش مقاومت با پتانسیل دگرگونی چشمگیرِ چشم‌انداز سیاسی کمک می‌کند. به عنوان مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که هرچه مردم تجربه بیشتری با سیستم‌های هوش مصنوعی مولد داشته باشند، بیشتر به آن‌ها بی‌اعتماد می‌شوند. نظرسنجی یوگاو (YouGov) در سال ۲۰۲۵ نشان داد که «سهم فزاینده‌ای از آمریکایی‌ها نسبت به هوش مصنوعی احساس شک و تردید دارند و انتظار دارند که این فناوری تأثیر منفی بر جامعه بگذارد.»

در حال حاضر، سازمان‌یافته‌ترین مخالفت با استفاده از هوش مصنوعی از سوی اتحادیه‌ها، به ویژه اتحادیه‌های نماینده روزنامه‌نگاران، طراحان گرافیک، فیلم‌نامه‌نویسان و بازیگران صورت می‌گیرد که پیروزی‌های مهمی نیز در کارنامه خود دارند. معرفی سریع سیستم‌های هوش مصنوعی در مدارس و بیمارستان‌ها نیز اتحادیه‌های معلمان و کارکنان بخش مراقبت‌های بهداشتی را برانگیخته است تا خواستار آن شوند که استفاده از هوش مصنوعی به یک موضوع اجباری در مذاکرات تبدیل شود. بدون شک، کارگران در صنایع دیگر نیز به زودی از آن‌ها پیروی خواهند کرد.

سریع‌ترین مخالفتِ در حال رشد با رونق هوش مصنوعی، از سوی جنبشِ ضدِ مراکز داده نشأت می‌گیرد. اکثر مراکز داده‌ای که اکنون ساخته می‌شوند، مراکز داده اَبَرمقیاس (hyperscale) هستند که همان‌طور که از نامشان پیداست، بسیار غول‌پیکرند. کسانی که در نزدیکی آن‌ها زندگی می‌کنند، به درستی نگران اثرات بهداشتی ناشی از آلودگی صوتیِ فن‌های خنک‌کننده و آلودگی هوای ناشی از ژنراتورهای پشتیبان دیزلی آن‌ها هستند. آن‌ها همچنین نگران تأثیر این مراکز بر ارزش املاک محلی و قابلیت زندگی در محله‌هایشان هستند.

با این حال، مصرف عظیم انرژی این مراکز داده اَبَرمقیاس است که به بزرگترین نگرانی تبدیل شده است. این امر باعث افزایش قبوض برق خانگی می‌شود و دولت‌های ایالتی را تشویق می‌کند تا بسیاری از نیروگاه‌های برقِ زغال‌سنگیِ موجود در کشور را بازگشایی کرده یا عمر آن‌ها را تمدید کنند. مراکز داده در حال حاضر حدود ۵ درصد از برق آمریکا را مصرف می‌کنند و پیش‌بینی می‌شود که این رقم تا سال ۲۰۳۰ به نزدیک به ۱۰ درصد افزایش یابد. خطر این روند برای مبارزه با گرمایش زمین غیرقابل توصیف است. مراکز داده اَبَرمقیاس مصرف‌کنندگان سنگینِ آب نیز هستند. یک مرکز داده بزرگ می‌تواند تا ۵ میلیون گالن آب آشامیدنی در روز مصرف کند که تقریباً برابر با مصرف آب روزانه یک شهر ۵۰ هزار نفری است.

این نگرانی‌ها به سازمان‌های زیست‌محیطی بسیاری انگیزه داده است تا به گروه‌های محلی در مخالفت با مراکز داده جدید بپیوندند. تلاش‌های آن‌ها به پیروزی‌های مهمی در شهرها و ایالت‌های سراسر کشور، از جمله تعلیقِ (موراتوریوم) ساخت مراکز داده جدید، منجر شده است.

ائتلاف میلیاردرهای فناوری و ترامپ بر چیزی فراتر از یک منفعت مشترک در توسعه هوش مصنوعی بنا شده است. این ائتلاف همچنین با بی‌اعتمادی مشترک به رویه‌های دموکراتیک و مخالفت با قوانین، مقررات و نهادهای دولتی که ظرفیت اعمال محدودیت بر پول‌سازی سرمایه‌دارانه را دارند، تقویت می‌شود. و این نیز در حال ایجاد مقاومت است: خشم از اقدامات اداره اعمال مهاجرت و گمرک (ICE)، به ویژه کشتارهای ژانویه ۲۰۲۶ در مینیاپولیس، بسیاری از کارگران فناوری را بر آن داشته تا از شرکت‌های خود بخواهند قراردادهایشان را با این آژانس لغو کنند و به حمایت گسترده‌تر خود از سیاست‌های دولت ترامپ پایان دهند.

به طور کلی‌تر، نارضایتی و یا حتی تنفر آشکار از میلیاردرها در حال رشد است. ماسک به دلیل شیوه‌ای که از رهبری خود در وزارت کارآمدی دولت برای نابودی برنامه‌های اجتماعی استفاده کرد، به هدف ویژه‌ای برای تمسخر تبدیل شده است. اقدامات «سقوط تسلا» (Tesla Takedown) به رویدادهای محبوبی تبدیل شده‌اند.

تظاهرات در بسیاری از نقاط کشور اکنون به طور مستقیم میلیاردرها را هدف قرار می‌دهند و شعار «مردم بر میلیاردرها مقدم‌اند» (People over Billionaires) به طور معمول به گوش می‌رسد. تظاهرات «نه به پادشاهان» (No Kings) در اکتبر ۲۰۲۵ و مارس ۲۰۲۶ هر کدام میلیون‌ها نفر را به خود جذب کرد. در برخی از شهرها، مردم فراتر از صرفِ ابراز نارضایتی پیش رفته‌اند و سوسیالیست‌های خودخوانده را به سمت‌هایی با نفوذ سیاسی محدود اما واقعی، مانند شهردار و اعضای شورای شهر، انتخاب کرده‌اند.

به طور خلاصه، میلیاردرهای فناوری در دستیابی به تسلطی که آرزویش را دارند شکست خورده‌اند. مردم همچنان ظرفیت و عزم خود را برای مقاومت نشان می‌دهند. اما مقاومت به تنهایی کافی نخواهد بود؛ یک بن‌بست که به سرمایه‌داری اجازه می‌دهد همچنان به شکل‌دهی انتخاب‌های ما ادامه دهد، تنها وخامت مداوم شرایط زندگی و کار ما را تضمین خواهد کرد.

فراتر رفتن از این بن‌بست موضوع ساده‌ای نیست. یک دلیل، وسوسه همیشه حاضر برای یک تلاش انتخاباتیِ ضد-ترامپ به رهبری حزب دموکرات است. متأسفانه، رهبران حزب دموکرات قبلاً به صراحت اعلام کرده‌اند که امیدوارند روابط خود را با الیگارش‌های فناوری بازسازی کنند. در دسامبر ۲۰۲۵، حکیم جفریس، رهبر اقلیت مجلس نمایندگان، تشکیل کمیسیون دموکراتیک مجلس در مورد هوش مصنوعی و اقتصاد نوآوری را اعلام کرد. هر پنج عضو منصوب‌شده روابط نزدیک و حمایتی با جامعه فناوری و هوش مصنوعی دارند.

کمک به مقاومت‌کنندگان برای اجتناب از این تله آسان نخواهد بود، اما به هیچ وجه غیرممکن نیست. در صدر فهرست وظایف باید توسعه یک استراتژی سازمان‌دهی باشد که بتواند جنبش گسترده‌تر کارگری را به طور مستقیم‌تری وارد مبارزه کند، ارتباطات بین سازمان‌ها و جنبش‌های مختلف کارگری و اجتماعی را که از قبل در حرکت بوده‌اند تقویت کند، و شاید مهم‌تر از همه، به شرکت‌کنندگان کمک کند تا ببینند آنچه در پس‌زمینه تهدیدات علیه رفاه ما از سوی سیستم‌های هوش مصنوعی و ائتلاف میلیاردرهای فناوری-ترامپ قرار دارد، یک اقتصاد سیاسی ویرانگرِ سرمایه‌داری است که باید هدف اصلی ما برای تغییر باشد.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب