سفر سرگئی لاوروف به ایران و چیدمان پیچیدۀ معادلات خاورمیانه – ماواشف – ا. م. شیری

در

,

سفر سرگئی لاوروف به ایران و چیدمان پیچیدۀ معادلات خاورمیانه

مسکو می‌تواند در دستیابی به توافق‌هایی برای بازگشایی تنگۀ هرمز نقشی سازنده ایفا کند.

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاور‌شناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه

ا. م. شیری

در شرایطی که تهران در جست‌وجوی راه‌هایی برای خروج از دور تازۀ درگیری‌هاست، روسیه با موفقیت خود را به‌عنوان یک شریک دیپلماتیک مطرح می‌کند و در اجرای توافق‌های اقتصادی که پیش‌تر حاصل شده بودند، اما به دلایل گوناگون به تعویق افتاده بودند، نقش مؤثری ایفا می‌کند.

در همین راستا، دیدارهای اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجۀ روسیه، در تهران نشان داد که مسکو و تهران چگونه در شرایط تجاوز بی‌دلیل «ائتلاف اپستین» به‌طور مؤثر با یکدیگر همکاری می‌کنند. این تجاوز اگرچه به شیوه‌های متفاوت، به منافع هر دو کشور آسیب می‌رساند.

مقام‌های رسمی ایران از حمایت روسیه استقبال کردند و امکان ازسرگیری تماس‌های دیپلماتیک با واشنگتن را مورد بحث قرار دادند. در همین حال، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی ایران، خواستار پیشرفت در اجرای توافق‌های مربوط به حوزه‌های انرژی، حمل‌ونقل و تجارت شد.

روسیه می‌کوشد شریک راهبردی خود را حفظ کند، از سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای‌ خود محافظت کند و بار دیگر جایگاه خود را به‌عنوان قدرتی تثبیت کند که توانایی تأثیرگذاری بر روند تحولات خاورمیانه را دارد.

ایران که با فشارهای نظامی و اقتصادی بی‌سابقه روبه‌روست، به فرصت‌های دیپلماتیک و حمایت ملموس نیاز دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ ایران، سفر لاوروف را «به‌موقع» خواند و در شبکه‌های اجتماعی تأکید کرد:  «در هیچ دوره‌ای از تاریخمان، ایران و روسیه به اندازه امروز با یکدیگر همکاری نزدیک نداشته‌اند».

لاوروف نیز به نوبۀ خود اعلام کرد که مسکو آماده است برای حل‌وفصل دیپلماتیک مناقشه کمک کند. عراقچی هم تأیید کرد که در جریان مذاکرات، موضوع گفت‌وگوی ایران و آمریکا نیز مطرح شده است. وزارت امور خارجۀ روسیه در خیابان سمولنسکایا اعلام کرد که لاوروف طرف ایرانی را از گفت‌وگوهای روز قبل خود در بحرین با نمایندگان کشورهای عربی مطلع کرده است.

این روند تحولات می‌تواند فرصتی در اختیار مسکو قرار دهد تا میان تهران و پایتخت‌های کشورهای منطقه، کشورهایی که از مسائل امنیتی و اختلال در کشتیرانی در خلیج فارس نگران‌اند، میانجی‌گری کند.

البته هنوز مسائل بسیاری وجود دارد که باید روشن شوند. برای مثال، روزنامۀ اصلاح‌طلب ایرانی «اعتماد»، به نقل از مفسران و تحلیلگران، احتمال داده است که روسیه و چین بتوانند به‌طور مشترک در تلاش‌ها برای احیای تفاهم‌نامۀ ایران و آمریکا دربارۀ تفاهم متقابل میانجی‌گری کنند. این تفاهم‌نامه در ماه ژوئن امضا شد، اما، خیلی زود عملاً با شکست مواجه شد.

روزنامۀ اصلاح‌طلب دیگری به نام «آرمان ملی» این پرسش را مطرح کرده است که آیا لاوروف حامل «پیام صلح است یا جنگ»؟ این روزنامه همچنین احتمال داده است که سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در ۲۰ اکتبر بتواند مکمل ابتکار روسیه باشد. هم‌زمان، هیئتی از قطر نیز به ایران سفر کرده بود

توافق‌نامهٔ پیشینِ چهارده‌بندی که با میانجی‌گری اسلام‌آباد حاصل شده بود، چارچوب توقف درگیری‌های فعال نظامی و دستیابی به راه‌حل پایدار را آماده می‌کرد. با این ‌حال، ابهام دربارهٔ توافق‌های آتی پیرامون تنگهٔ هرمز و برنامهٔ هسته‌ای ایران، همراه با پرسش‌های حل‌نشده دربارهٔ لغو تحریم‌ها، به تضعیف این توافق انجامید. ازسرگیری درگیری‌ها و اتهام‌زنی‌های متقابل نیز بیش از پیش امکان ایجاد اعتماد متقابل را کاهش داد.

مسکو می‌تواند به احیای کانال‌های ارتباطی کمک کند، اما به‌دلیل ماهیت روابطش با تهران، حل‌وفصل اختلافات اساسی برای آن آسان نخواهد بود. نقش مسکو ممکن است در مقام میانجی که زمینهٔ برقراری تماس‌ها را فراهم می‌کند، مؤثرتر از ایفای نقش ضامن هرگونه توافق باشد. به‌خوبی می‌دانیم که سیاست، هنرِ ممکنات است.

روسیه دلایل خاص خود را برای جلوگیری از تشدید بیشتر درگیری دارد. جنگ طولانی‌مدت می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های کلان شرکت‌های روسی در ایران را به خطر اندازد، شرکای منطقه‌ای مسکو را نگران کند و برای طرح‌های حمل‌ونقل و انرژی که روسیه به‌عنوان جایگزینی برای شبکه‌های تحت کنترل غرب پیش می‌برد، مخاطراتی ایجاد کند.

علاوه بر این، یک گشایش دیپلماتیک می‌تواند این ادعا را تقویت کند که روسیه همچنان یک بازیگر بانفوذ در عرصهٔ بین‌المللی است، بویژه، در آستانهٔ برگزاری مجامع مهم بین‌المللی که ولادیمیر پوتین، شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در آن‌ها حضور خواهند داشت.

درگیری‌ که موقعیت رقبای روسیه را در خاورمیانه تضعیف می‌کند، ممکن است با منافع ژئوپلیتیکی مسکو هم‌خوانی داشته باشد، اما تشدید کنترل‌نشدهٔ بحران، همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، پروژه‌ها و روابط روسیه را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد.

در سال‌های اخیر، همکاری نظامی- فنی روسیه و ایران از چارچوب تحویل تسلیحات فراتر رفته و هماهنگی دیپلماتیک، یکپارچگی اقتصادی و طرح‌های حمل‌ونقل فرامرزی را نیز دربر گرفته است. با وجود این، این امر به معنای شکل‌گیری یک اتحاد تمام‌عیار به مفهوم سنتی آن نیست. پیمان مشارکت جامع راهبردی که رؤسای جمهور دو کشور در ژانویهٔ ۲۰۲۵ امضا کردند و در اکتبر همان سال اجرایی شد، همکاری در حوزه‌های امنیت، تجارت، انرژی و حمل‌ونقل را تثبیت کرد. با این‌همه، این سند هیچ‌یک از طرفین را ملزم نمی‌کند که در صورت حمله به طرف دیگر، به آن کمک نظامی ارائه دهد.

مقام‌های رسمی ایران در اظهارات علنی خود از مسکو بابت حمایتش در جریان درگیری‌ها قدردانی کرده‌اند، اما توضیح نداده‌اند که این حمایت دقیقاً شامل چه مواردی بوده است. پس از سفر لاوروف نیز هیچ خبری دربارهٔ انعقاد توافق‌های جدید یا ارائهٔ هرگونه تضمین امنیتی از سوی روسیه، حداقل تا این لحظه اعلام نشد. ازاین‌رو، به گفتهٔ ناظران، آمادگی مسکو برای ایفای نقش میانجی را نباید به‌منزلهٔ وعده‌ای برای دفاع مستقیم از ایران در صورت ازسرگیری عملیات نظامی آمریکا یا اسرائیل تلقی کرد.

بر کسی پوشیده نیست که مسکو سعی می‌کند میان روابط خود با ایران و مناسباتش با کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس توازن برقرار کند. مذاکرات لاوروف در بحرین نشان می‌دهد که روسیه با دولت‌های منطقه که از تحولات درگیری نگران‌اند، به‌ویژه دربارهٔ مسائل امنیتی کشتیرانی در تنگهٔ هرمز گفت‌وگو می‌کند. پادشاهی‌های عربی ممکن است از مشارکت دیپلماتیک روسیه استقبال کنند، اما در عین‌حال، به هرگونه توافقی که دامنهٔ کنترل ایران بر این گذرگاه آبی را گسترش دهد، با نگرانی و احتیاط خواهند نگریست.

برای مسکو، حفظ روابط با همۀ طرف‌های ذی‌نفع یک امتیاز محسوب می‌شود. اما برای تهران این پرسش مطرح است که آیا روسیه از نفوذ خود برای دستیابی به شرایطی قابل‌قبول برای ایران استفاده خواهد کرد، یا آنکه حل‌وفصل مسائل منطقه‌ای را که با منافع روسیه سازگار است در اولویت قرار می‌دهد، حتی اگر تهران ناگزیر شود برای تحقق آن امتیازهایی بدهد؟

بر اساس اطلاعات منتشرشده در وب‌سایت رسمی رئیس‌جمهور ایران، پزشکیان خواستار تسریع در اجرای توافق‌های دوجانبه شد و از مسئولان خواست برای همکاری در حوزه‌هایی همچون انرژی، برق، حمل‌ونقل و تجارت، زمان‌بندی‌های مشخصی تعیین کنند. این درخواست در شرایطی مطرح می‌شود که مقدمات سفر قریب‌الوقوع او به مسکو در حال فراهم شدن است.

دو کشور در توسعۀ زیرساخت‌های حمل‌ونقل، به‌ویژه گذرگاه بین‌المللی حمل‌ونقل «شمال ـ جنوب»، منافع مشترکی دارند. این گذرگاه روسیه را از طریق ایران به بازار هند و دیگر بازارها متصل می‌کند. توافق‌نامۀ مشارکت راهبردی نیز گسترش همکاری در حوزۀ انرژی و ایجاد سازوکارهایی برای تسهیل تجارت را پیش‌بینی کرده است. با این ‌حال، بر اساس اطلاعات در دسترس عموم، به نظر می‌رسد که با گذشت یک سال، این تعهدات رسمی هنوز به اجرای عملی و سریع منجر نشده‌اند.

مسکو و تهران بارها مشارکت دوجانبۀ خود را راهی برای کاهش وابستگی به بازارهای غربی و مقابله با فشار تحریم‌ها معرفی کرده‌اند. افزون بر این، قالب‌های چندجانبه همچون بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، اتحادیه‌ای به رهبری روسیه، به‌عنوان ابزارهایی برای توسعۀ تجارت و تقویت پیوندهای منطقه‌ای مورد حمایت قرار گرفته‌اند. همچنین، رئیس‌جمهور ایران در جریان اجلاس اخیر کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در ترکمنستان، ابتکار ایجاد قالب همکاری «کشورهای مستقل مشترک‌المنافع+١» را مطرح کرد.

سفر لاوروف نشان‌دهندۀ مشارکت نزدیک، اما نه بی‌قیدوشرط است. مسکو می‌تواند دسترسی‌های دیپلماتیک را برای ایران فراهم کند، از مواضع این کشور در مجامع بین‌المللی حمایت کند و همکاری‌های تجاری را گسترش دهد. با این‌ حال، هنوز به‌هیچ‌وجه روشن نیست که آیا روسیه خواهد توانست واشنگتن را به مصالحه ترغیب کند یا تهران را به پذیرش شرایط لازم برای دستیابی به توافقی پایدار و بلندمدت متقاعد سازد.

معیار اصلی موفقیت این سفر، نه اظهارات مربوط به همبستگی راهبردی، بلکه اقدامات عملی برای ازسرگیری مذاکرات، ایجاد سازوکار قابل‌اعتماد، بازگرداندن آزادی کشتیرانی و نیز پیشرفت در اجرای توافق‌هایی که تاکنون در حد آرزوها و وعده‌های خوش‌بینانه باقی مانده‌اند، خواهد بود.

بنیاد فرهنگ راهبردی

۴ آبان-عقرب ١۴٠۵