
ایالات متحده آمریکا به تلاشهای خود برای سرنگونی انقلاب بولیواری ونزوئلا ادامه میدهد: چهل و پنجمین خبرنامه (۲۰۲۵)
ویجی پراشاد
ترجمه مجله جنوب جهانی
دوستان عزیز،
از دفتر موسسه تحقیقاتی تریکنتیننتال برای پژوهشهای اجتماعی (Tricontinental: Institute for Social Research) سلام عرض میکنیم.
از اوایل سپتامبر، ایالات متحده نشانههای متعددی مبنی بر آمادگی برای حمله نظامی به ونزوئلا بروز داده است. موسسه تریکنتیننتال با همکاری جنبش آلبا (ALBA Movimientos)، مجمع بینالمللی ملتها (International Peoples’ Assembly)، نه به جنگ سرد (No Cold War)، و موسسه سیمون بولیوار (Simón Bolívar Institute)، هشدار قرمزی با عنوان «سگهای امپراطوری علیه ونزوئلا پارس میکنند» منتشر کرده که به سناریوها و پیامدهای احتمالی مداخله آمریکا میپردازد.
در فوریه ۲۰۰۶، هوگو چاوز، رئیسجمهور ونزوئلا، برای دریافت جایزه خوزه مارتی یونسکو از فیدل کاسترو به هاوانا سفر کرد. او در سخنرانی خود، تهدیدهای واشنگتن علیه ونزوئلا را به پارس سگها تشبیه کرد و گفت: «بگذار سگها پارس کنند، چون نشانهای است که ما در حال پیشرفتیم.» چاوز افزود: «بگذار سگهای امپراتوری پارس کنند. این نقش آنهاست: پارس کردن. نقش ما مبارزه برای تحقق آزادی واقعی مردم ما در این قرن است – اکنون، سرانجام.» تقریباً دو دهه بعد، سگهای امپراطوری همچنان پارس میکنند. اما آیا آنها گاز خواهند گرفت؟ این سؤالی است که این هشدار قرمز به دنبال پاسخ آن است.
صدای پارس
در فوریه ۲۰۲۵، وزارت خارجه آمریکا یک شبکه جنایی به نام قطار آراگوآ (Tren de Aragua) را به عنوان «سازمان تروریستی خارجی» معرفی کرد. سپس، در ژوئیه، وزارت خزانهداری آمریکا «کارتل خورشیدها» (Cartel de los Soles) را به فهرست تحریمهای اداره کنترل داراییهای خارجی به عنوان «گروه تروریستی فراملیتی» افزود. هیچ گزارش پیشین دولتی آمریکا، از جمله DEA یا وزارت خارجه، این سازمانها را تهدیدی شناخته نشده بود و هیچ سند قابل تأیید عمومی برای اثبات ابعاد یا هماهنگی ادعایی این دو گروه ارائه نشده است. هیچ مدرکی وجود ندارد که قطار آراگوآ یک عملیات بینالمللی منسجم باشد. نخستین اشاره به نام کارتل خورشیدها مربوط به سال ۱۹۹۳ در گزارشهای ونزوئلا پیرامون تحقیقات درباره دو ژنرال گارد ملی است—اشارهای به نشان خورشید روی یونیفورمشان—سالها پیش از پیروزی چاوز در انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۹۸. دولت ترامپ ادعا کرد که این گروهها با همکاری دولت نیکلاس مادورو، اصلیترین قاچاقچیان مواد مخدر به آمریکا هستند—در حالی که هیچ مدرکی برای این ارتباط ارائه نشده است. افزون بر این، گزارشهای دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل (UNODC) و خود DEA به طور مستمر نشان دادهاند که گروههای ونزوئلایی نقش حاشیهای در قاچاق جهانی مواد مخدر دارند. با این حال، وزارت خارجه آمریکا ۵۰ میلیون دلار جایزه برای اطلاعات منجر به دستگیری مادورو تعیین کرده—بزرگترین مبلغ در تاریخ این برنامه.
اعضای نخستین دوره آموزش روش تاکتیکی مقاومت انقلابی (Método Táctico de Resistencia Revolucionaria، MTRR) پس از پایان دوره آموزشی در گروه عملیات کماندویی کاراکاس، ونزوئلا، اکتبر ۲۰۲۵. (عکاس: میگل آنخل گارسیا اوخدا)
آمریکا دوباره ابزار کند «جنگ با مواد مخدر» را برای فشار بر کشورهایی که زیر بار تهدیداتش نمیروند یا سرسختانه از انتخاب دولتهای راستگرا امتناع میکنند، بهکار گرفته است. اخیراً ترامپ مکزیک و کلمبیا را هدف قرار داده و از مشکلات این کشورها در زمینه مواد مخدر برای حمله به روسای جمهورشان استفاده کرده است. اگرچه ونزوئلا مشکل جدی داخلی در زمینه مواد مخدر ندارد، این موضوع مانع از حملات تند ترامپ علیه دولت مادورو نشده است. در اکتبر ۲۰۲۵، سیاستمدار ونزوئلایی، ماریا کورینا ماچادو، از جنبش Vente Venezuela، جایزه نوبل صلح را دریافت کرد. ماچادو، عمدتاً به دلیل اظهارات خیانتآمیز، پذیرش پست دیپلماتیک از کشور دیگر برای درخواست مداخله در ونزوئلا (بر خلاف ماده ۱۴۹ قانون اساسی)، و حمایت از «گواریمبا»ها (اقدامات خیابانی خشونتآمیز که در آن مردم مورد ضرب و شتم، زندهسوزی و قطعسر قرار گرفتند)، واجد شرایط نامزدی ریاستجمهوری در سال ۲۰۲۴ نبود. او همچنین تحریمهای یکجانبه آمریکا را که اقتصاد را ویران کرده، ترویج کرده است. جایزه نوبل وی حاصل تلاش بنیاد Inspire America (مستقر در میامی، فلوریدا و به سرپرستی وکیل کوباییتبار مارسل فیلیپه) و مداخله چهار سیاستمدار آمریکایی، سه نفر آنها کوباییتبار (مارکو روبیو، ماریا الویرا سالازار، و ماریو دیاز-بالارت) است. پیوند کوباییتبار بودن کلیدی است، زیرا نشان میدهد این شبکه سیاسی که هدف خود را سرنگونی انقلاب کوبا به هر شکل قرار داده، اکنون مداخله نظامی آمریکا در ونزوئلا را راهی برای پیشبرد تغییر رژیم در کوبا میداند. بنابراین موضوع فقط مداخله علیه ونزوئلا نیست، بلکه حمله به همه دولتهایی است که آمریکا قصد سرنگونیشان را دارد.
نیش
در اوت ۲۰۲۵، ارتش آمریکا شروع به تجمع نیروهای دریایی در جنوب کارائیب کرد، از جمله ناوشکنهای کلاس آیجیس و زیردریاییهای هستهای. در سپتامبر، ماجرای بمباران قایقهای موتوری کوچک در آبهای کارائیب آغاز شد که دستکم ۱۳ قایق را هدف قرار دادند و ۵۷ نفر را کشتند—بیآنکه هیچ سندی درباره ارتباط این اقدامات با قاچاق مواد مخدر ارائه کنند. تا اواسط اکتبر، بیش از چهار هزار سرباز آمریکایی در ساحل ونزوئلا و پنج هزار نفر در پورتوریکو در حالت آمادهباش قرار گرفتند (شامل جتهای F-35 و پهپادهای MQ-9 Reaper)، عملیات مخفی داخل کشور مجاز شد و پروازهای نمایشی بمبافکنهای B-52 بر فراز کاراکاس انجام شد. در اواخر اکتبر، ناو گروه ضربتی USS Gerald R. Ford نیز به منطقه اعزام شد. همزمان، دولت ونزوئلا بسیج مردم برای دفاع از کشور را آغاز کرده است.
پنج سناریو برای مداخله آمریکا
سناریوی شماره ۱: گزینه عمو سام. در سال ۱۹۶۴، آمریکا چندین ناو جنگی را در ساحل برزیل مستقر کرد. حضور آنها ژنرال کاستلو برانکو، رئیس ستاد کل ارتش و متحدانش را جسور کرد تا کودتای نظامی بیست و یک ساله را آغاز کنند. اما ونزوئلا موقعیتی متفاوت دارد. چاوز در دوره نخست ریاستجمهوری خود، آموزش سیاسی را در دانشکدههای نظامی تقویت کرد و آموزش افسران را بر دفاع از قانون اساسی ۱۹۹۹ متمرکز ساخت. شخصیتی شبیه کاستلو برانکو بعید است بتواند روز آمریکا را نجات بدهد.
سناریوی شماره ۲: گزینه پاناما. در سال ۱۹۸۹، آمریکا شهر پاناما را بمباران کرد و نیروهای ویژه برای دستگیری مانوئل نوریگا، رهبر نظامی پاناما، و انتقال او به زندان آمریکا اعزام کرد، در حالی که سیاستمداران وابسته به آمریکا کشور را تصاحب کردند. اجرای چنین عملیاتی در ونزوئلا دشوارتر است؛ ارتش ونزوئلا بسیار قویتر، آموزشدیده برای جنگهای نامتقارن طولانی و مجهز به سامانههای دفاع هوایی پیشرفته (از جمله اس-۳۰۰VM و Buk-M2E روسی) است. هرگونه عملیات هوایی آمریکا با دفاع پایدار مواجه میشود و احتمال سقوط هواپیماها – یک شکست حیثیتی بزرگ – وجود دارد که واشنگتن بهسختی آن را میپذیرد.
سناریوی شماره ۳: گزینه عراق. بمباران «شوک و وحشت» علیه کاراکاس و سایر شهرها برای ترساندن مردم و تضعیف دولت و نیروهای نظامی، بهدنبال تلاش برای ترور رهبران ارشد ونزوئلا و تصرف زیرساختهای کلیدی. پس از چنین حملهای، برنده جایزه نوبل صلح، ماچادو، احتمالاً خود را آماده رهبری و نزدیکی بیشتر ونزوئلا با آمریکا اعلام میکند. اما رهبری بولیواری ریشههای عمیق دارد: دفاع از پروژه بولیواری از مناطق فقیرنشین کارگر تا ارتش با انگیزه گسترش یافته است و برخلاف عراق، ارتش ونزوئلا فوراً روحیه خود را از دست نمیدهد. وزیر کشور ونزوئلا، دیوسدادو کابیو، اخیراً یادآوری کرد: «هر کس میخواهد میتواند ویتنام را به خاطر بیاورد… زمانی که مردمی کوچک ولی متحد با اراده آهنین توانستند درس مهمی به امپریالیسم آمریکا بدهند.»
سناریوی شماره ۴: گزینه خلیج تونکین. در سال ۱۹۶۴، آمریکا حضور نظامی خود در جنگ ویتنام را پس از حادثهای که به عنوان حمله بیدلیل به ناوشکنهای آمریکایی در ساحل ویتنام مطرح شده بود، افزایش داد. بعدها فاش شد که سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) اطلاعات ساختگی برای فراهم کردن بهانه تشدید جنگ تولید کرده بود. آمریکا اکنون ادعا میکند تمرینات دریایی و هوایی را نزدیک به آبها و قلمرو هوایی ونزوئلا انجام میدهد. در ۲۶ اکتبر، دولت ونزوئلا اعلام کرد اطلاعاتی درباره طرح مخفیانه سیا برای اجرای حمله جعلی به کشتیهای آمریکایی نزدیک ترینیداد و توباگو جهت بهانهسازی برای واکنش نظامی بهدست آورده است. مقامات ونزوئلا نسبت به این تحرکات هشدار دادند و اعلام کردند در برابر تحریک و تهدیدات عقبنشینی نخواهند کرد.
سناریوی شماره ۵: گزینه قاسم سلیمانی. در ژانویه ۲۰۲۰، حمله پهپادی آمریکا به دستور ترامپ موجب کشته شدن سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، شد. سلیمانی یکی از عالیترین مقامهای ایران و مسئول استراتژی دفاعی منطقهای آن در عراق، لبنان، غزه و افغانستان بود. در مصاحبهای با برنامه ۶۰ دقیقه، جیمز استوری، کاردار پیشین آمریکا در ونزوئلا، گفت: «امکانات کافی برای انجام هر کاری تا و با (حتی) قطع سر دولت وجود دارد»—اظهار صریح نیت ترور ریاستجمهوری. پس از مرگ چاوز در ۲۰۱۳، مقامهای آمریکایی پیشبینی کردند پروژه شکست میخورد. دوازده سال سپری شده و ونزوئلا همچنان در مسیر تعیینشده توسط چاوز پیش میرود، مدل جمعی خود را که قوتش از رهبری جمعی انقلاب و سازمان قوی مردمی ناشی میشود، تقویت میکند. پروژه بولیواری هرگز متکی به یک فرد نبوده است.
چین و روسیه بعید است اجازه دهند حملهای به ونزوئلا بدون تلاش برای تصویب فوری قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل انجام شود، و هر دو کشور به طور منظم در کارائیب حضور دارند، از جمله تمرینهای مشترک با کوبا و ماموریتهای جهانی مانند ماموریت Harmony چین در ۲۰۲۵.
امیدواریم هیچیک از این سناریوها تحقق نیابند و ایالات متحده گزینههای نظامی خود را کنار بگذارد. اما امید کافی نیست؛ باید برای گسترش اردوگاه صلح کوشا بود.
با احترام،
ویجی
