
نویسنده: روآن جیاچی، خبرنگار ناظر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
سهشنبه هفته گذشته (۷ آوریل)، «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا، شخصاً به بوداپست رفت تا در آستانه انتخابات مجارستان، از «ویکتور اوربان» حمایت کند. اما نتیجه چیزی جز شکست اوربان نبود و دوران ۱۶ ساله حکومت او رسماً به پایان رسید.
بلافاصله شنبه همان هفته (۱۱ آوریل)، ونس با هیأتی ۳۰۰ نفره راهی پاکستان شد تا میانجی مذاکرات صلح آمریکا و ایران باشد. سرانجام این تلاش نیز بینتیجه ماند و دو طرف یکدیگر را به عدم پذیرش شروط متهم کردند.
ونس پس از یک هفته سفر بیحاصل، دست خالی به واشینگتن بازگشت؛ تقریباً هیچیک از تلاشهای او برای عملی کردن شرطبندیهای پرمخاطره و غیرمتعارف سیاست خارجی دونالد ترامپ به ثمر ننشست.
در همین حال، ونس که به آیین کاتولیک گرویده، در آن آخر هفته شاهد درگیری علنی ترامپ با «پاپ لئو چهاردهم» بود. از سوی دیگر، هنگامی که مذاکرات ایران و آمریکا به بنبست خورد، «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه آمریکا – که قرار بود محور مذاکرات دیپلماتیک باشد و از رقبای اصلی ونس برای نامزدی حزب جمهوریخواه در انتخابات ۲۰۲۸ محسوب میشود – در میامی به تماشای مسابقات قهرمانی «یوافسی» (UFC) همراه با ترامپ نشسته بود.
روزنامه فایننشال تایمز در اشاره به این دو رویداد، صریحاً نوشت که ونس در حقیقت دو جام «طلایی زهرآلود» (poisoned chalice) از سیاست خارجی ترامپ را تحویل گرفته است – یعنی مأموریتهایی که در ظاهر پرافتخارند اما در عمل، شکست و بازخورد منفی را برای مجری خود به ارمغان میآورند.
این گزارش که در ۱۴ آوریل منتشر شده، نشان میدهد ونس در باتلاقی از مأموریتهای دیپلماتیک پرریسک گرفتار آمده و به نقاط مختلف فرستاده میشود تا کارهایی را انجام دهد که شانس موفقیتشان از ابتدا اندک بوده است. او هم باید میانجی مناقشات نظامی منطقهای باشد و هم از متحدان پوپولیستی با آرای پایین در نظرسنجیها حمایت کند. شکستهای پیاپی و بنبستهای دیپلماتیک، نهتنها انزوای سیاسی ونس را درون دولت ترامپ آشکار ساخته، بلکه به دلیل همراهی با دستور کار سختگیرانه رئیسجمهور، محبوبیت عمومی او نیز پیوسته کاهش یافته و اعتبار سیاسی ونس به عنوان «جانشین بالقوه» ترامپ به شدت آسیب دیده است.
ونس پس از ۲۱ ساعت مذاکره اعلام کرد که نتوانسته است با مقامات ایرانی درباره پایان دادن به عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران به توافقی دست یابد. با این حال، کارشناسان سیاست خارجی و مقامات پیشین آمریکایی اذعان دارند که انتظار دستیابی به یک توافق جامع در نخستین دور مذاکرات از معاون رئیسجمهور، انتظاری غیرواقعبینانه بوده است.
«هیچ انسان عاقلی توقع ندارد که آمریکا و ایران ظرف یک روز به توافق برسند»؛ این را «فیل گوردون»، مشاور پیشین امنیت ملی معاون رئیسجمهور (کامالا هریس) گفته و افزوده است: «فرستادن معاون رئیسجمهور برای چنین مأموریتی، تقریباً تضمینشده است که او را در قامت یک فرد شکستخورده جلوه دهد.»
یکی از مقامات آمریکایی نیز گفت که هیأت اعزامی به اسلامآباد، در اصل فقط برای یک تماس کوتاه و به منظور آمادهسازی مذاکرات بعدی برنامهریزی شده بود. از این منظر، طولانی شدن مذاکرات و سطح بالای هیأتهای اعزامی دو طرف، خود نشانه جدیت آنها در مذاکره تلقی میشود.
