
منبع: المیادین انگلیسی
ترجمه مجله جنوب جهانی
در حالی که اداره مهاجرت و گمرک (ICE) و سازمان حفاظت مرزی و گمرک (CBP) به اعمال خشونتهای مرزی علیه شهرهای آمریکا ادامه میدهند، یک «جدال تاریخنگارانه» آماتور در رسانههای اجتماعی درباره ریشههای اقتدارگرایی برتریجوی سفیدپوست در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ در جریان است.
تاریخدانان آماتور و دانشگاهیانی که به سازندگان محتوا تبدیل شدهاند، درباره این موضوع اختلاف نظر دارند که آیا آمریکای سال ۲۰۲۶ بیشتر قابل قیاس با آلمان نازی است، یا با نمونههای متعدد تاریخ خود آمریکا در زمینه تروریسم نژادی.
استفان کینگ، نویسنده پرفروش، به اختصار در پلتفرم اکس نوشت: «ICE گشتاپوی آمریکاست» که اشارهای به پلیس مخفی بدنام آلمان نازی است.
ساوالا نولان، پژوهشگر عدالت نژادی و اجتماعی در دانشکده حقوق دانشگاه برکلی کالیفرنیا، مخالف این نظر است.
او در اینستاگرام خود نوشت: «ICE گشتاپو نیست؛ ICE متعلق به خود ماست. این تجلی همان سیستمها و باورهایی است که گروههای گشت بردهداری، فتوحات نظامی علیه بومیان، شبهنظامیان شبسوار و استفاده از سگهای ژرمن شپرد علیه سیاهپوستان را به حرکت درآورد.»
درست است که این تداومهای تاریخی و خانگی، هنگام مشاهده کارزار ترور ICE و CBP علیه جامعه رنگینپوستان آمریکا به سادگی قابل تشخیص هستند.
اما دعوت به درنظرگیری ریشههای بومی آزار و اذیت ضدمهاجرتی ترامپ در تحلیلهای کنونی، نباید تاثیر تاریخی نازیسم بر فاشیسم آمریکایی را کمرنگ کند؛ حتی اگر این حقیقت داشته باشد که خود نازیسم «از نژادپرستی نهادینهشده آمریکا و کشتارهای بومیان الهام گرفته بود»؛ همانطور که هایدار علی، رپر، شاعر و نویسنده مقیم تورنتو به ما یادآوری میکند.
اول آمریکا
یکی از بارزترین نمونههای شیفتگی آمریکاییها به نازیسم، چارلز لیندبرگ، خلبان مشهور بود که به قول وودی گاتری، خواننده فولک ضد فاشیست، «به برلین قدیم پرواز کرد، یک صلیب آهنین بزرگ گرفت و دوباره برگشت» و «یک تشکیلاتی راه انداخت که اسمش را گذاشت اول آمریکا».
اگرچه این درست نیست که «لیندی» – ستایشگر نازی – کمیته غیرمداخلهجوی «اول آمریکا» را که گاتری در ترانه «لیندبرگ» به آن اشاره میکند، تأسیس کرده باشد، ولی او در میانه راه به این جنبش زودگذر پیوست و به یکی از برجستهترین سخنگویان آن تبدیل شد.
ترامp، هم به اعتراف خودش و هم با اقدامات نظامی یکجانبهاش در آمریکای لاتین، غرب آسیا و آفریقا، هیچگاه یک انزواگرا نبوده است.
با این حال، تصاحب شعار پرمعنی «اول آمریکا» توسط او و تفسیرش از آن به عنوان یک سیاست خارجی به سبک «آلمان، آلمان برتر از همه» اما با پرچم ستارهدار، این ضربالمثل را باورپذیر میکند که گذشته لزوماً تکرار نمیشود، اما قطعاً قافیههایش تکرار میشوند.
سپس جورج لینکلن راکول بود که در سال ۱۹۵۹ حزب نازی آمریکا (ANP) را تأسیس کرد.
این «فوهرر آمریکایی» که نامش با رواج انکار هولوکاست در آمریکا گره خورده، یکبار تجربه خوانش کتاب «نبرد من» آدولف هیتلر را اینگونه توصیف کرد: «ناگهان تمام جهان خاکستری را در نور روشن عقل و درک شستشو داد.»
حزب نازی آمریکا از پوشش گسترده رسانهای برخوردار بود (که بخش عمدهای از آن به دلیل استفاده آشکار از یونیفرم و نمادهای نازی بود) و سیاستهای «قدرت سفید» راکول تأثیر ماندگاری بر جنبشسازی راست افراطی در آمریکا گذاشت.
کاسپلی نازیگری
رفتار شکارگرانه ICE و گارد مرزی تحت فرماندهی وزارت امنیت داخلی (DHS) و فضای رعبآوری که ایجاد میکنند، هر دو قیاس با «شکارچیان برده» و «گشتاپو» را توجیه میکنند.
اما دلیل اینکه تشبیهات نازی به این راحتی مشمول میشوند، لااقل تا حدی به این برمیگردد که رژیم ترامپ خود با چه غروری از تصاویر و زبان رایش سوم در ارتباطات عمومی خود استفاده میکند.
یک ویدیو که گرگوری بووینو، فرمانده اخیراً عزلشده گارد مرزی را در مینیاپولیس نشان میداد در حالی که کت «کلپر» به سبک گشتاپو پوشیده بود – که کاملاً مشابه یونیفرم این سازمان با نشان CBP بود – با محکومیت گسترده مواجه شد و کاربران او را به «کاسپلی نازیگری» متهم کردند.
یک روز پس از آنکه ICE، رنه گود را کشت، کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی که به طور سطحی هم گود و هم الکس پریتی (آخرین غیرنظامی که در شهرهای دوقلوی محاصرهشده توسط عوامل ترامپ به ضرب گلوله کشته شد) را به «تروریسم داخلی» متهم کرده بود، در یک کنفرانس مطبوعاتی حاضر شد که پشت تریبونی ایستاده بود که روی آن نوشته شده بود: «یکی از ما، همه شما».
این فراخوان دوران نازی برای مجازات جمعی، به کشتار لیدیس در سال ۱۹۴۲ مرتبط دانسته میشود؛ هنگامی که نیروهای اساس یک روستای چکی را به کلی ویران کردند تا به تلافی ترور راینهارد هایدریش، یکی از معماران اصلی هولوکاست یهودیان، اقدام کنند.
دو روز بعد، وزارت کار یک کلیپ تبلیغاتی ۱۱ ثانیهای در پلتفرم اکس منتشر کرد با عنوان «یک میهن. یک مردم. یک میراث»؛ شعاری که به شکلی شبحوار یادآور شعار آلمان نازی «Ein Volk, ein Reich, ein Führer!» («یک مردم، یک قلمرو، یک رهبر!») است.
دستهبندی فاشیسم
تأکید بر شباهتهای بین آمریکای ترامپ و آلمان هیتلر نباید تداوم بیوقفه خشونتهای ضد بومی و ضد سیاهپوست که توسط «نیروی قانون» در طول تاریخ خونآلود و نژادپرستانه آمریکا اعمال شده است را کماهمیت جلوه دهد یا پاک کند.
اما همچنین نباید جای تعجب داشته باشد که برتریطلبان سفیدپوست در یک مستعمرهنشینی که بر نابودی ملتهای بومی و بردگی سیاهان بنا شده است، به ایدئولوژیهای برتری نژادی و شیوههای تمامیتخواهانه سرکوب از «سرزمین مادری» (اروپا) غبطه بخورند و از آنها تقلید کنند.
بهویژه زمانی که بسیاری از این راستگرایان جایگزین، از جمله خود ترامپ، نوادگان مهاجران ناخوانده از آلمان – زادگاه نازیسم – هستند؛ که این امر، وظیفه ردهبندی ریشههای جغرافیایی استبداد سفیدپوستی آمریکا را تا حدی بیمعنا میسازد.
در آمریکا، فاشیسم همواره هم خانگی بوده و هم وارداتی.
