
«آتشبس در غرب آسیا، آتش زیر خاکستر در شرق: روایتی از سفر ناگهانی یک ناو چینی و یک ناو ژاپنی»
تفسیر نظامی هفتگی: آیا در حالثاوضاع در ایران روبه آرامش میرفت که مشکلی در تنگه تایوان پیش آمد؟ برای پرداختن به علل ریشهای مسئله ژاپن، این کار باید ابتدا انجام شود – یانکی ناظر نظامی، شبکه ناظران یانکی
اگرچه نخستین دور مذاکرات میان آمریکا و ایران به نتیجهٔ مؤثری نینجامید و تنگهٔ هرمز نیز دورۀ «بسته شدن و بازگشاییِ دوباره» را پشت سر گذاشت، اما با آغاز هفتۀ دوم آتشبس میان آمریکا، اسرائیل و ایران، میتوان گفت که خاورمیانه موقتاً شاهد کاهش تنش است.
در همین حال، ژاپن و شماری از کشورهای فرامنطقهای بار دیگر دامنۀ اقدامات تحریکآمیز خود را در اطراف تنگۀ تایوان افزایش دادهاند. این تحرکات، افزون بر آنکه ما را نسبت به نیروهای نظامیگرای ژاپن که هرگز به راستی بازنگری نکرده و از زمان به قدرت رسیدن «تاکاایچی سانائه» بیش از پیش سر برآوردهاند، هشیارتر میکند، ضرورت اندیشیدن به راهکاری فعالانه، ریشهای و کارآمد را نیز دوچندان میسازد.
با توافق لبنان و اسرائیل بر سر آتشبسی دهروزه، ایران در بعدازظهر ۱۷ آوریل اعلام کرد که تنگۀ هرمز را به روی همۀ کشتیهای تجاری گشوده است. هرچند این رویداد در عرصۀ رسانهای نقطهعطفی به شمار میرفت، محاصرۀ دریایی آمریکا علیه کشتیهای مرتبط با ایران کماکان ادامه داشت؛ از این رو تنها یک روز بعد، تهران از «بازگشت وضعیت تنگۀ هرمز به حالت پیشین» خبر داد. بدین ترتیب، کانون توجه افکار عمومی بار دیگر به این پرسش معطوف شد که آیا مذاکرات ایران و آمریکا ادامه خواهد یافت یا نه.
هرچند «دونالد ترامپ» همچنان با شور و اشتیاق بسیار در شبکههای اجتماعی خود از چشماندازهای تازۀ گفتوگو سخن میگوید، اما اکنون دیگر کسی حرف او را که «شاید ظرف یکی دو روز به توافق برسیم» باور ندارد. هنوز زمان دقیق دور تازه مذاکرات ایران و آمریکا مشخص نشده است. دو طرف کمابیش اعلام کردهاند که دستکم ممکن است آتشبس تا پس از چهارشنبۀ آینده هم تمدید شود، اما اصل «شاید بشود خبرهای جبهه را فریب داد، اما خط مقدم را نمیشود» در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که هنوز نبرد زمینی در آن رخ نداده نیز صادق است: نیروهای آمریکایی نه تنها از شمارگان خود در خاورمیانه نکاستهاند، بلکه تا آنجا که در توان داشتهاند، بر آن افزودهاند.
در همین اثنا، رسوایی مربوط به وضعیت نامناسب تغذیه در ناو تهاجم آبیخاکی «تریپولی» و ناو هواپیمابر «لینکلن» این هفته با افشاگری ملوانان خشمگین و خانوادههایشان برملا شد، اما این ماجرا به هیچ روی نتوانست عزم فرماندهان بلندپایۀ نظامی آمریکا را برای جنگ دگرگون سازد. ناو هواپیمابر «فورد» که بهتازگی از آتشسوزی و سیلاب آسیب دیده بود، پس از تعمیرات اضطراری و کوتاهمدت، بار دیگر از کانال سوئز گذشت و به دریای سرخ بازگشت تا دورۀ استقرار خود را به یک سال کامل برساند — این خود نشانهای روشن است. با ورود ناو «بوش» به آبهای نزدیک خلیجفارس در هفتۀ آینده و نیز بازسازی و آمادهسازی نیروی هوایی اسرائیل در سایۀ آتشبس، ساختار بازدارندگیِ قدرتمند ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران هنوز تغییری نکرده است.
از این رو، هرچند سازمان هوانوردی کشوری ایران بهتازگی اعلام کرده که گذرگاههای هوایی شرق این کشور به روی پروازهای بینالمللی گشوده شده و رفتوآمدها در فرودگاههای ایران بهتدریج به حالت عادی بازمیگردد، اما آسمان ایران هنوز تابع خواست تهران نیست. بنا بر گزارش رویترز در ۱۷ آوریل به نقل از سه منبع پاکستانی، پس از آنکه «مذاکرات صلح پشتبهپشت» میان آمریکا و ایران در پاکستان به نتیجۀ نرسید، نیروی هوایی پاکستان برای حفاظت از هواپیمای حامل هیئت مذاکرهکنندۀ ایران در مسیر بازگشت به کشور، روز یکشنبه ناوگانی متشکل از بیست فروند جنگندۀ گوناگون به پرواز درآورد و آن هواپیما را تا «فرودگاهی در داخل ایران که در تهران نیست» اسکورت کرد.
یکی از مقامات پاکستانی گفت که در این عملیات برونمرزی که هدف آن جلوگیری از هر اقدام نسنجیده از سوی اسرائیل بود و فراتر از پروتکلهای دیپلماتیک معمول صورت میگرفت، نیروی هوایی پاکستان از پیشرفتهترین جنگندههای خود، جِی-۱۰سیای، بهره برد. پاکستان بهعنوان تنها کشور دارای سلاح هستهای در جهان اسلام، با در دست داشتن برگ برنده و با تکیه بر اعتبار حاصل از پیروزی در «نبرد هوایی ۷ مه» سال گذشته، لطفی بزرگ و کمیاب در سیاست بینالملل امروز حقۀ هیئت ایرانی کرد. این رویداد یادآور کمکهای بشردوستانهٔ سریلانکا به خدمۀ ناو جنگی ایران بود که توسط زیردریایی هستهای آمریکا غرق شد. توانایی کشورها اگرچه متفاوت است، اما حداقل موضع انساندوستانه باید یکسان باشد.
جدای از لطفهای انسانی، واقعیتهای سیاسی نیز در کارند. خبر دیگری که هفتۀ پیش دربارۀ نیروی هوایی پاکستان توجهها را جلب کرد، اعزام دستهای از جنگندهها و خلبانان به عربستان سعودی برای «حفاظت مشترک» بود تا توافقهای انجامشده میان ریاض و اسلامآباد اجرا شود. فرقی نمیکند که این جنگندهها از نوع اف-۱۶ باشند که با ساختار پشتیبانی تجهیزات آمریکایی در عربستان سازگارتر است یا خیر؛ در شرایطی که پاکستان از ناآرامیهای داخلی رنج میبرد و روابطش با دولت کنونی افغانستان نیز چندان خوشایند نیست، این کشور در میانهی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که عملاً وارد «زمان تلف شده» شده، با نفوذی دوگانه در جغرافیای سیاسی خاورمیانه ظاهر شده است. این شیوۀ نسبتاً هوشمندانه در بهکارگیری نیروی نظامی، شایستۀ پیگیری و ارزیابی نتایج آن است.
در این میان، در جریان بسته شدن تنگۀ هرمز، شایعههای بسیاری پیرامون حرکت ناوگروه ۴۸ حفاظت از کشتیرانی نیروی دریایی ارتش خلق چین در فضای مجازی پخش شد و حتی با کمک هوش مصنوعی از ناوگروه ۴۹ حفاظت که هنوز اعزام و ترکیب آن مشخص نیست، «افزایش نیرو» خبر داده شد. برای نمونه، در ۷ آوریل، نیروی دریایی ارتش خلق تصاویری از تمرینات جنگی ناوگروه مذکور شامل ناو «تانگشان» و ناو «تایهو» منتشر کرد؛ غیبت ناو «داکینگ» در این تصاویر به گمانهزنیهای بیشتری دامن زد و کلیپهای کوتاه بسیاری بر اساس آن ساخته شد.
درست پس از آنکه ایران از گشایش تنگۀ هرمز به روی کشتیهای تجاری خبر داد، بامداد ۱۸ آوریل، نیروی دریایی ارتش خلق چین ناگهان اطلاعیهای منتشر کرد: «بهوقت پکن، ۱۷ آوریل، ناوشکن تانگشان، ناوشکن موشکانداز داکینگ و ناو تدارکات تایهو از ناوگروه ۴۸ حفاظت از کشتیرانی، هماکنون در آبهای خلیج عدن و سومالی مشغول اجرای مأموریتهای حفاظتی معمول خود هستند. این روزها، ناوهای داکینگ و تایهو در راستای مأموریت حفاظت از کشتیرانی، تمرین ضدِدزدی دریایی برگزار کردهاند. ناوگروههای چین همواره بر حفظ امنیت گذرگاههای دریایی بینالمللی و ثبات و آرامش منطقه پایبند بوده و با اقدامات عملی خود، مفهوم جامعۀ با سرنوشت مشترک بشری را به اجرا میگذارند.»
هرچند محتوای این اطلاعیه در نگاه نخست تفاوت چندانی با گزارشهای روزمرۀ ناوگروه حفاظت نداشت، اما خوانندۀ دقیق میتواند دریابد که «ناو تانگشان مدتی پیش از ۱۷ آوریل در خلیج عدن نبوده است». در شرایط موقتیِ کاهش تنش در ایران، چنین اطلاعرسانیِ غیرمستقیمی که نشان میدهد نیروی دریایی ارتش خلق در «حفظ امنیت گذرگاههای دریایی بینالمللی و ثبات منطقه» نقش فعالی داشته، نمونهای بسیار چینی از شفافسازی اطلاعات است — این حالت «نیمهتمام حرف زدن» بهاندازۀ قرعهکشی پس از ثبتنام برای بازدید از کشتیهای نظامی در برخی شهرهای چین، درهم و نامفهوم است.
صرفنظر از چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا، اوضاع ایران در مقطع کنونی اندکی آرامتر شده است. اما جای هیچ شگفتی نیست که دوباره وزش طوفان «درخت آرام میخواهد اما باد نمیایستد» به حاشیۀ چین رسیده است.
در ۱۷ آوریل، ناوشکن «ایکازوچی» (هفتمین کشتی از کلاس موراسامه) از نیروی دریایی ژاپن از تنگۀ تایوان عبور کرد. همزمان، یک فروند هواپیمای گشت دریایی پی-۸ای از نیروی هوایی نیوزیلند به پروازهای شناسایی و مزاحمتی خود در دریای زرد و دریای چین شرقی ادامه داد. در آستانۀ «سفر» لای چینگ ته به پادشاهی کوچک اسواتینی در آن سوی آفریقا، این اقدامات — چه از روی قصد و چه بدون آن — عملاً به جداییطلبان تایوانی پیام اشتباه میفرستد.
بهطور سنتی، ناوهای ژاپنی هنگام رفتوآمد میان آبهای سرزمینی خود و دریای جنوب چین، معمولاً گذرگاه باسی را انتخاب میکردند. تا اینکه در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۴، ناوشکن «سازانامی» (چهارمین کشتی کلاس تاکانامی) به نخستین ناو ژاپنی پس از تأسیس نیروی دریایی این کشور تبدیل شد که وارد تنگۀ تایوان شد؛ آن ناو همراه با ناوشکن استرالیایی و ناو تدارکات نیوزیلند، مسیر شمال به جنوب را پیمود. پس از آن، در فوریۀ ۲۰۲۵ و ژوئن ۲۰۲۵، ناوهای «آکیزاکی» و «تاکانامی» هر یک جداگانه همان مسیر شمالی-جنوبی را در تنگۀ تایوان طی کردند.
از یک سو، ناوشکنهای همهمنظوره که شناورهای اصلی نیروی دریایی ژاپن به شمار میروند، با فزونی یافتنِ حضور خود در تنگۀ تایوان؛ از سوی دیگر، از زمان ورود «شیرانوئی» (دومین کشتی کلاس آساهی) در ۲۰۱۹ به خدمت، شمار ناوشکنهای همهمنظوره ژاپن نه تنها افزایش نیافته، بلکه با آغاز بازنشستگی تدریجی کلاس «آساگیری» از امسال، اندکی کاهش نیز یافته است. این وضعیت تنها به یک نتیجه دلالت دارد: هرچند شمار ناوهای جدید نیروی دریایی ارتش خلق روزبهروز بیشتر میشود، اما میزان فشاری که بر ژاپن وارد میشود هنوز آنچنان نیست که این برتری عددی را نشان دهد؛ از این رو، ناوهای ژاپنی همچنان توان آشفتهسازی در اطراف تایوان را دارند.
در زمان صلح، کارکرد فشارآوریِ ناوهای جنگی بر دشمن بسیار مستقیم و روشن است: «هرچه بزرگتر، بیشتر و نزدیکتر، بهتر». هرچند در سالهای اخیر نیروی دریایی ارتش خلق بارها ناوگروههایی را در آبهای اطراف ژاپن گسیل داشته و حتی چند دور کامل به گرد این کشور زده است، اما نه بسامد این عملیات و نه میزان نزدیکی آنها، ژاپن را به راستی «شگفتزده» نکرده است. برای نمونه، در اوایل دسامبر سال گذشته، ناوگروه هواپیمابر لیائونینگ پس از «حادثۀ تابش رادار جی-۱۵ به اف-۱۵»، تنها مدتی کوتاه در جهت جزایر ریوکیو به سمت شمال حرکت کرد و سپس وارد دورۀ سنتی تمرینات یکهفتهای خود در غرب اقیانوس آرام شد و به سمت شمال برای نزدیک شدن به خاک اصلی ژاپن پیشروی نکرد. این امر بیشک ناشی از ملاحظات برنامهریزی تمرینی بود، اما در عمل بازدارندگی لازم را در برابر ژاپن ایجاد نکرد.
در بحث افزایش فشار بر ژاپن، از زمانی که تاکاایچی سانائه در پایان سال گذشته موضعگیری کرد، بسامد حضور نیروهای هوایی و دریایی روسیه در اقیانوس آرام بسیار چشمگیر بوده است: بر اساس دادههای «برخاست اضطراری» منتشر شده از سوی وزارت دفاع ژاپن در یک سال اخیر، نیروهای روسی در چهار ماه گذشته هر ماه بیش از ۲۰ پرواز شناسایی نزدیک به ژاپن داشتهاند که شامل بمبافکنهای استراتژیک تو-۹۵ و جنگندههای میگ-۳۱کی حامل موشکهای فراصوت «خنجر» میشود — همگی مدلهایی با قدرت بازدارندگی بسیار بالا.
با این حال، شمار هواپیماهای بزرگ روسی محدود است و این میزان عملیات به مرز توان پایدار آن کشور در زمان صلح نزدیک میشود. شمار ناوهای بزرگ ناوگان اقیانوس آرام روسیه نیز کم است؛ چه ناوچههای نسبتاً کوچک کلاس ۲۰۳۸۰/۲۰۳۸۵ و چه ناوهای ضدهوایی با تجهیزات قدیمی کلاس ۱۱۵۵، هیچکدام آن «فشار» لازم برای واداشتن ژاپن به احترام را ندارند. از آنجا که نمیتوان از روسیه انتظار هماهنگی بیشتری داشت، برای ادامه دادن به افزایش فشار در دریای ژاپن، لازم است عملیاتی مشابه ورود پهپاد ووشن-۷ از سمت قاره به دریای ژاپن در مارس ۲۰۲۴ با بسامد بیشتری تکرار شود.
با تعمقی بیشتر باید گفت که ژاپن بهعنوان یک کشور جزیرهای، همواره آبهای پیرامون خود را «سپر طبیعی» در برابر تهدیدات میپندارد و «تهدید هوایی» را نیز منحصر به دو کشور چین و روسیه میداند که نسبت به هستههای جمعیتی ژاپن فاصله دارند؛ حتی اگر موشکهای بالستیک کره شمالی را نیز به این فهرست بیفزاییم، سامانههای راداری زمینی و هوایی توان هشدار بهموقع در برابر این تهدیدات سنتی را دارند. اما در برابر سناریوی هجوم ناگهانی پهپادهای کمدیدار با رادار در حوالی مراکز حساس ژاپن، این کشور هم از نظر تجهیزات و هم از نظر روحیه، آمادگی رویارویی با این تهدید غیرمتعارف را ندارد — در این زمینه حتی از کره جنوبی هم عقبتر است.
اگر در برابر بمبافکنهای راهدور هنگ-۶کی و تو-۹۵ که مأموریت گشت هوایی مشترک چین و روسیه را انجام میدهند، ژاپن پس از چندین بار رویارویی ممکن است به این نتیجه برسد که «سال دوبار، چه چیز مهمی»؛ اما حضور پهپادهای گوناگون در هر لحظه در کرانههای ژاپن میتواند فضایی از وحشت شبیه به «حوادث آدمربایی» یا «کشتیهای مشکوک» آن سالها ایجاد کند. اگر این «پهپادهای مشکوک» با بهرهگیری از خلأهای قانونی تا جایی پیش بروند که به چشم مردم عادی ژاپن بیایند، نه تنها تأثیرشان ممکن است از «بالزدن بمبافکنهای استراتژیک» فراتر رود، بلکه ژاپن را ناگزیر به سرمایهگذاری بیشتر در دفاع از خاک خود کند و بدینترتیب در سیاست دفاعی آن کشور تأثیر بگذارد.
آنچه در بالا آمد، تنها یکی از هزاران راهِ افزایش فشار بر ژاپن در عرصۀ نظامی بود — و راهی نسبتاً غیرمتعارف. همانگونه که میدانیم، در برابر توان کنونی چین، آنچه اغلب این احتمالات را از بدل شدن به واقعیت بازمیدارد، همان «عنوان و مجوز» ناملموس است — در مقیاس بزرگ، نظر شورای امنیت سازمان ملل و در مقیاس کوچک، نگرانی از «واکنش دوستان». در واقع، جهتگیری نهایی این «عنوان و مجوز» به «بستهبندی» برمیگردد.
چه ناوهای ژاپنی که اخیراً از تنگۀ تایوان عبور کرده و به دریای چین شرقی و جنوبی تعرض نمودهاند، چه هواپیمای نیوزیلندی که از پایگاهی در ژاپن برای مزاحمت در دریای زرد و دریای چین شرقی بهره میگیرد، این دست فعالیتهای دیرپا همیشه یک «عنوان و مجوز» برای توجیه خود دارند: نظارت بر «اجرای تحریمهای سازمان ملل علیه کره شمالی». همین امر سبب شده است که اقدامات مقابلهجویانۀ ما هرچند «قاطعانه» باشد، همواره ریشهای و درمانبخش نباشد؛ آمریکا و ژاپن نیز بارها با استناد به مواد مرتبط با تحریمها، رفتار خود را توجیه و حتی دست به اتهامزنی متقابل زدهاند.
نیوزیلند نیز بیآنکه شگفتیآفرین باشد، در بیانیهای چنین آورده است: «این هواپیمای نیروی هوایی سلطنتی نیوزیلند بر اساس قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و در ادامه مأموریت نظارت بر نقض تحریمهای دریایی کره شمالی به پرواز درآمده است. ما بهوضوح اعلام کردهایم که این استقرار در چارچوب تحریمهای طولانیمدت سازمان ملل علیه کره شمالی صورت میگیرد و خدمۀ نیروی هوایی نیوزیلند همواره مطابق با قوانین بینالمللی و رویههای هوانوردی محلی حرفهای عمل میکنند.»
وقتی نیوزیلند — که کوچکترین عضو «پنج چشم» است — با نام «قطعنامۀ شورای امنیت» هواپیمای نظامی میفرستد تا آشکارا به جمعآوری اطلاعات علیه چین بپردازد، و وقتی تحریمهای کره شمالی هیچگاه نتوانسته است مانع پیشرفت برنامه هستهای این کشور شود، واقعاً در این «تحریمهای ضدِکرهشمالی» چه کسی با خطر لطمه دیدن امنیت ملی خود روبروست؟
نویسندۀ این سطور که اهل داندونگ است، بارها در مجامع گوناگون تأکید کرده که تحریم کره شمالی تدبیری موقت در دورانی خاص و در خدمت سیاست خارجی آن مقطع بود و دیگر با «تغییرات عظیم بیسابقۀ صد ساله» امروز سازگار نیست؛ بلکه برای تعمیق روابط چین و کره شمالی و حفظ صلح و ثبات شمال شرق آسیا، صدها زیان دارد و هیچ سودی. زمانه تغییر کرده است. این بار تاریخی نباید دستاویزی برای رفتوآمد ناوها و هواپیماهای خارجی در حوالی مرزهای ما و مانعی بر سر راه روابط آیندهی کشورها شود؛ بلکه باید با خردی سیاسی کافی، ماهرانه از میان برداشته شود.
بر اساس گزارش خبرگزاری مرکزی کره شمالی در ۱۰ آوریل، در ضیافتی که به نمایندگی از دولت کره شمالی توسط «چوی سون هوی»، عضو هیئت رئیسه دفتر سیاسی و وزیر امور خارجه این کشور، شامگاه ۹ آوریل به افتخار «وانگ یی»، وزیر خارجه چین، برگزار شد، «وانگ یی در سخنانی از میزبانی گرم کره شمالی تشکر کرد و گفت که کره شمالی در برابر فشار فزاینده تحریمهای آمریکا و قدرتهای غربی، در راهاندازی سوسیالیستی خود پیوسته به دستاوردهای تازهای رسیده است و این ثمرۀ تلاش و هوش مردم کره شمالی تحت رهبری خردمندانهٔ کیم جونگ اون، دبیرکل حزب کارگران کره شمالی، میباشد.»
همچنین بنا به گزارش خبرگزاری شینهوا در ۱۰ آوریل، در دیدار پیش از ضیافت با وانگ یی، چوی سون هوی اعلام کرد: «کره شمالی کاملاً از اصل یک چین حمایت میکند، قاطعانه با هر گونه اقدام مداخلهجویانه در امور داخلی چین مخالف است و در مسائل مربوط به منافع اصلی چین از جمله تایوان، تبت و سینکیانگ، از حاکمیت و تمامیت ارضی چین دفاع میکند. همچنین این کشور کاملاً با مفهوم جامعۀ با سرنوشت مشترک بشری و چهار ابتکار جهانی همسوست و از مواضع عادلانۀ چین در مسائل منطقهای و بینالمللی و نقش مهم آن در این عرصه بهشدت تمجید میکند.»
درست پس از پایان سفر وانگ یی به کره شمالی و در حالی که روابط چین و ژاپن روزبهروز تندتر میشد، روزنامهٔ حزب کارگران کره شمالی، «رودونگ سینمون»، در ۱۶ آوریل مقالهٔ تفسیری با عنوان «آیا مقصر اصلی بدتر شدن روابط چین و ژاپن کیست؟» منتشر کرد. در پایان این مقاله، با استناد به مقالۀ روزنامهٔ «ژنمینریبائو» با عنوان «هر اقدام تحریکآمیزی در مداخله در امور تایوان، بهایی در پی خواهد داشت»، چنین آمده است: «اقدامات چین، اقداماتی مشروع و مبتنی بر دفاع مصمم از حاکمیت ملی و قوانین بینالمللی است و هشدار جدی به راستگرایان ژاپنی و نیروهای جداییطلب تایوانی به شمار میرود. اگر ژاپن دست از تبانی با نیروهای جداییطلب تایوانی برندارد، بیگمان با ضربتی سخت روبرو خواهد شد.»
بازآفرینی نظم در شرق آسیا، سرانجام از پایبندی روشن و بیپرده به اصول اخلاقی آغاز میشود.
