آیا هژمونی آمریکا در خطر است؟ «لحظهٔ هرمز» در ترازوی قیاس با «لحظهٔ سوئز»

در


نوشتهٔ شیونگ چائوران، خبرنگار وب‌سایت آبزرور نت

در حالی که تمامی نگاه‌ها به تنگهٔ هرمز و اختناق کشتیرانی از سوی آمریکا و ایران دوخته شده، سرمایه‌گذاران نیز در تلاش‌اند تا سود و زیان بلندمدت این بحران را بسنجند و تأثیر احتمالی آن را بر نظم اقتصادی جهان ترسیم کنند.

روزنامهٔ ساوت چاینا مورنینگ پست در ۲۰ آوریل گزارش داد که شرکت سکوریتیز در تاریخ ۱۸ آوریل یادداشتی منتشر کرده و اعلام داشته است که آمریکا با یک دوراهی در تنگهٔ هرمز روبه‌روست. به گفتهٔ این شرکت، بحران پیش‌رو ممکن است نشانه‌ای از شتاب گرفتن راهبرد عقب‌نشینی واشنگتن و افزایش معامله‌گرایی در روابط این کشور با قدرت‌های بزرگ دیگر باشد.

تحلیلگران سکوریتیز در یادداشت خود، وضعیت کنونی را با «لحظهٔ سوئز» در دههٔ ۱۹۵۰ مقایسه کرده‌اند؛ آن هنگام که بریتانیا همزمان با از دست دادن کانال سوئز، جایگاه خود را به مثابه یک ابرقدرت جهانی واگذاشت. به باور آنان، «لحظهٔ هرمز» نیز که از اهمیت ژئوپلیتیکی کمتری برخوردار نیست، می‌تواند به نقطهٔ عطفی در تداوم هژمونی ایالات متحده تبدیل شود.

این گزارش می‌افزاید: «لحظهٔ سوئز، نماد پایان سلطهٔ جهانی بریتانیا بود.» اکنون آمریکا خود را در تنگهٔ هرمز گرفتار می‌بیند و کنترل این آبراه راهبردی با چالش روبه‌رو شده است. آمریکا یا باید راهی برای برون‌رفت بیابد یا مسیری تازه پیشِ رو بگشاید. «به احتمال زیاد، ما شاهد یک لحظهٔ هرمز هستیم؛ لحظه‌ای که از روی آن می‌توان چندین برداشت کلیدی دربارهٔ دگرگونی نظم جهانی به دست داد.»

«لحظهٔ سوئز» اشاره به بحران کانال سوئز در دههٔ ۱۹۵۰ (۱۹۵۶) دارد؛ زمانی که مصر اعلام کرد کانال سوئز را که سال‌ها در کنترل بریتانیا و فرانسه بود، در راستای حفظ حاکمیت و منافع ملی خود ملی می‌کند. سپس بریتانیا و فرانسه به همراه اسرائیل دست به مداخلهٔ نظامی زدند تا کنترل این گذرگاه راهبردی را بار دیگر به دست آورند.

اما مخالفت بین‌المللی گسترده و فشار دیگر قدرت‌های بزرگ، آنان را مجبور به آتش‌بس و عقب‌نشینی کرد. این رویداد نه‌تنها نشانهٔ فروپاشی بیشتر نظام استعماری کهن بود، بلکه مشروعیت دفاع کشورهای در حال توسعه از حاکمیت خود را نیز برجسته ساخت.

روزنامهٔ ساوت چاینا مورنینگ پست می‌نویسد که قدرت اقتصادی همواره عرصهٔ مهمی در منازعات گستردهٔ چین و آمریکا بوده و بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند که چین ظرف یک دهه، ایالات متحده را به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان پشت سر بگذارد.

در واقع، بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) در سال ۲۰۲۵ و بر مبنای شاخص برابری قدرت خرید، تولید ناخالص داخلی چین حدود ۴۰.۷ تریلیون دلار و آمریکا حدود ۳۰.۶ تریلیون دلار برآورد شده است.

از آنجا که بحران انرژی رو به وخامت رفته، سازمان‌های بزرگ بین‌المللی از جمله IMF و بانک جهانی پیش‌بینی‌های خود از رشد اقتصادی را کاهش داده‌اند.

انتظار می‌رود مشکل تورم داخلی آمریکا تشدید شود؛ اما در نقطهٔ مقابل، اقتصاد چین به لطف راهبرد متنوع‌سازی منابع انرژی، از تاب‌آوری قابل توجهی برخوردار بوده و نرخ رشد اقتصادی این کشور در سه‌ماههٔ نخست سال به ۵ درصد رسیده است.

گزارش سکوریتیز تأکید دارد که با توجه به ملاحظات هزینه-فایدهٔ کنترل تنگهٔ هرمز از سوی دولت ترامپ، «تمایل آمریکا به رویکرد معامله‌گرایانه در روابط با چین احتمالاً بیش از پیش آشکار خواهد شد.»

در این گزارش همچنین آمده است: «نظم جهانی احتمالاً دستخوش تغییراتی ظریف اما قابل توجه شده است.» به باور تحلیلگران، یکی از پیامدهای این جنگ در خاورمیانه، تضعیف بیشتر روابط آمریکا با متحدانش است؛ به ویژه آن‌که کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس روند تنوع‌بخشی راهبردی و صنعتی خود را شتاب بخشیده‌اند. در چنین شرایطی، چین می‌تواند از این فرصت سود ببرد.

با ورود جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به هشتمین هفته، بحران اختناق کشتی‌ها در تنگهٔ هرمز به مثابه شاهرگ تأمین انرژی جهان، بر آشفتگی حمل‌ونقل دریایی و زنجیرهٔ تأمین جهانی افزوده است. از سوی دیگر، آتش‌بس شکننده‌ای که قرار است ۲۲ آوریل به پایان برسد، همچون عقربهٔ ساعت در حال شمارش معکوس است.

ایران در ۱۷ آوریل به کشتی‌های غیرنظامی اجازهٔ عبور از تنگهٔ هرمز را داد، اما یک روز بعد با استناد به «راهزنی آمریکا»، محدودیت‌های کشتیرانی را دوباره برقرار کرد.

خبرگزاری تسنیم ایران به نقل از مقامات کشورمان اعلام کرد که محاصرهٔ دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا و «خواسته‌های گزاف مطرح شده در مذاکرات»، دلایل اصلی خودداری تهران از ادامهٔ گفت‌وگوها بوده است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب