وال‌استریت ژورنال: ترس شدید ترامپ از ایران

در

,

رسانه‌های آمریکایی فاش کردند: ترامپ در مسئله جنگ، ظاهری سخت‌گیرانه می‌سازد، اما در باطن سرشار از ترس است

نوشته‌ی «وانگ شی چون» / ناظر
رسانه چینی گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی

پس از ۳۸ روز نبرد سهمگین، سرانجام آمریکا و ایران به آتش‌بسی موقت دست یافتند. درباره‌ی جنگی که لرزه‌ای اقتصادی به سراسر جهان انداخت، روزنامه‌ی وال‌استریت ژورنال (WSJ) در تاریخ ۱۸ آوریل گزارش اختصاصی مفصلی منتشر کرد. در این گزارش، با طیف گسترده‌ای از مقاماتی که مستقیماً در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشتند، مصاحبه شده و پرده از روایت‌های عجیب و درون‌کاخی دولت ترامپ در پشت پرده‌ی جنگ ایران برداشته شده است.

بر اساس این گزارش، در اواخر ماه مارس و در میانه‌های جنگ، هرچند ترامپ ظاهری سرسختانه به خود می‌گرفت، اما رفته‌رفته ترس در وجودش ریشه دوانده بود و به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ می‌گشت. گاه چنان خشمگین می‌شد که مثلاً پس از سقوط جنگنده‌ی اف-۱۵ (F-15) آمریکا، ساعتها به زیردستانش ناسزا می‌گفت. همچنین در طول جنگ، مدام از متحدان اروپایی‌اش گله داشت که چرا به میدان نمی‌آیند. از سوی دیگر، هرگز تمایلی به تشدید اقدامات نظامی نشان نمی‌داد – با آنکه ارتش آمریکا به او اطمینان داده بود که می‌تواند جزیره‌ی حساس خارک (Kharg) را تصرف کند، ترامپ معتقد بود این کار تلفات سنگینی برای نیروهای آمریکایی به دنبال خواهد داشت.

اما در زمینه‌ی توئیت زدن، هر چه دلش می‌خواست انجام می‌داد. در روز عید پاک (Easter) تهدید کرد که ایران «به جهنم خواهد رفت» و از روی خودسری، عبارت «ستایش بر خدا (Allahu Akbar)» را هم به آن افزود. این اقدام خشم بسیاری از مسیحیان آمریکایی را برانگیخت؛ آنها به ترامپ اعتراض کردند که چرا در روز عید پاک، خدا (الله) را ستایش می‌کند نه مسیح (Jesus) را.

تا اینکه تیمش نتایج نظرسنجی‌های مربوط به انتخابات میاندوره‌ای نوامبر را به او نشان دادند؛ آنگاه ترامپ دریافت که این جنگ با افکار عمومی همسو نیست. او برای افزایش قیمت نفت و تسلط ایران بر تنگه‌ی هرمز هیچ آمادگی نداشت، چراکه تا پس از شروع جنگ نمی‌دانست نیروهای ایرانی می‌توانند به راحتی کل تنگه را مسدود کنند. در بخش پایانی گزارش، وال‌استریت ژورنال فاش می‌کند که در طول جنگ، ترامپ می‌خواست نشان مدال افتخار (Medal of Honor) – که بلندپایه‌ترین نشان نظامی آمریکاست – را به خودش اعطا کند، اما مشاوران حقوقی او را از این کار بازداشتند.

سایه‌روشن ترامپ در شبکه‌های اجتماعی

در آغاز گزارش، وال‌استریت ژورنال می‌نویسد: «ترامپ در مسئله جنگ، ظاهری سخت‌گیرانه می‌سازد، اما در باطن سرشار از ترس است.»

بعدازظهر جمعه‌ی ۳ آوریل، مصادف با روز جمعه‌ی نیک (Good Friday)، دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید تقریباً خلوت بود. لحظاتی پس از آنکه خبر داده شد یک فروند هواپیمای نظامی آمریکا بر فراز ایران سرنگون شده و دو خلبان آن ناپدید شده‌اند، ترامپ ساعتها به سمت مشاورانش فریاد کشید و مدام تکرار می‌کرد که اروپایی‌ها کمک نمی‌کنند. در آن زمان، میانگین قیمت بنزین در آمریکا به ۴.۰۹ دلار در هر گالن رسیده بود.

به گفته‌ی افرادی که با ترامپ گفتگو کرده‌اند، این یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های سیاست خارجی در تاریخ ریاست‌جمهوری دوران مدرن آمریکا به شمار می‌رود و تصاویر بحران گروگان‌گیری ایران در سال ۱۹۷۹ مدام در ذهنش مرور می‌شد.

ترامپ در ماه مارس چنین گفته بود: «ببینید جیمی کارتر (Jimmy Carter) چه طور… ماجرای هلیکوپتر و گروگان‌ها، باعث شد انتخابات را ببازند. چه وضعیت افتضاحی.»

ترامپ از ارتش خواست فوراً عملیات نجات را آغاز کند. اما از زمانی که آن تغییر دولت (انقلاب) منجر به بحران گروگان‌گیری شد، آمریکا دیگر پا به خاک ایران نگذاشته بود. از این رو، باید راهی برای ورود به مناطق دشوار و صعب‌العبور ایران می‌یافتند و همزمان از قوای نظامی تهران دوری می‌کردند. یکی از مقامات ارشد دولت گفت که مشاوران، رئیس‌جمهور را از اتاقی که در آن اطلاعات لحظه‌ای جبهه را دریافت می‌کردند، دور نگه داشتند؛ زیرا معتقد بودند عصبانیت او کمکی به اوضاع نمی‌کند و فقط در مقاطع حساس، گزارشی به او می‌دادند.

یکی از خلبانان به زودی نجات یافت، اما تا اواخر شب شنبه، ترامپ خبر نجات دومین خلبان را – که در یک عملیات نجات پرخطر انجام شده بود – دریافت نکرد. ماجرای خلبانان می‌توانست به پایین‌ترین نقطه‌ی دو دوره‌ی ریاست‌جمهوری ترامپ تبدیل شود، اما چنین نشد. ترامپ تا ساعت ۲ بامداد بیدار ماند و سپس به استراحت پرداخت.

شش ساعت بعد، این رئیس‌جمهور خودبزرگ‌بین، بار دیگر شبکه‌های اجتماعی را روشن کرد و دست به یک قمار جسورانه‌ی دیگر زد تا شاید ایران را از کنترل تأثیرگذارترین نقطه‌ی راهبردی‌اش – تنگه‌ی هرمز – دست بردارد.

«تلوتلو خوردن میان دو گزینه»

صبح زود روز عید پاک (۵ آوریل)، او از محل اقامت خود در کاخ سفید، در شبکه‌های اجتماعی به ایران تاخت و چنین نوشت: «یا همین حالا تنگه‌ی لعنتی هرمز را باز کنید، ای دیوانه‌ها، یا بروید جهنم!»

و در همان پست، یک جمله‌ی دعای اسلامی «ستایش بر خدا (الله اکبر)» را هم اضافه کرد.

وال‌استریت ژورنال در این باره می‌نویسد: این رئیس‌جمهور شیفته‌ی هیاهو، سبک غیرمتعارف و تندروی خود را به حوزه‌ای تازه کشانده است: فرماندهی جنگ. اما او میان جنگ‌طلبی و آشتی‌خواهی در نوسان است و در خلوت، سخت نگران این است که اوضاع تا کجا می‌تواند پیش رود.

در همین حال، این رئیس‌جمهور گاه حواسش پرت می‌شود و وقت خود را صرف طراحی جزئیات سالن ضیافت کاخ سفید یا رویدادهای جمع‌آوری کمک مالی برای انتخابات میاندوره‌ای می‌کند – و به مشاورانش می‌گوید که می‌خواهد به سراغ موضوعات دیگر برود.

به گفته‌ی افراد مطلع، ترامپ هنگامی که با دستور خود، نیروهای نظامی را به مناطق خطرناک می‌فرستد، دچار ترس می‌شود؛ چراکه برخی از سربازان زخمی می‌شوند و برخی دیگر هرگز به خانه بازنمی‌گردند. از این نظر، او شبیه دیگر رؤسای جمهوری است که جنگ را تجربه کرده‌اند.

برای نمونه، ترامپ مدام از اعزام نیروهای آمریکایی برای تصرف جزیره‌ی خارک (Kharg) – که نود درصد نفت صادراتی ایران در آن قرار دارد – سرباز می‌زد. با آنکه ارتش آمریکا به او اطمینان داده بود مأموریت موفقیت‌آمیز خواهد بود و تصرف این قلمرو، دسترسی آمریکا به تنگه را ممکن می‌سازد، اما او نگران بود که تلفات نیروهای آمریکایی به حد غیرقابل قبولی برسد. ترامپ گفته بود: «آنها (نیروهای آمریکایی) هدفی آسان خواهند بود.»

ترامپ که با شعار پایان دادن به جنگ‌های خارجی پا به عرصه‌ی رقابت‌های انتخاباتی گذاشته بود، حالا شرط بسته بود که با قدرت هوایی و دریایی آمریکا می‌تواند معمای امنیت ملی را حل کند – معمولی که هفت رئیس‌جمهور پیش از او با آن دست و پنجه نرم کرده بودند.

اما حاصل کار این شده که چشم‌انداز آتش‌بس مبهم است، مسیر کلیدی تجاری تنگه‌ی هرمز هفته‌هاست بسته مانده، و رژیم ایران با رهبرانی تندرو جایگزین شده – همه و همه می‌توانند به طولانی‌تر شدن عملیات نظامی بینجامند. ترامپ بارها گفته بود که عملیات تنها شش هفته طول می‌کشد، اما از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، این مهلت مدت‌هاست که سپری شده است.

مقامات کاخ سفید می‌گویند گمان می‌کنند مذاکره با ایران در روزهای آینده به پیشرفت برسد و به همین منظور، برگزاری گفتگوهای بیشتر در پاکستان را بررسی می‌کنند.

روش تکانشی و نسنجیده‌ی رئیس‌جمهور پیش از این هرگز در بوته‌ی آزمایش یک درگیری نظامی طولانی قرار نگرفته بود. برخلاف عملیات موفقش در ونزوئلا که اعتماد به نفس او را افزایش داد، ترامپ در ایران با حریفی سرسخت‌تر روبرو شده است – حریفی که هنوز حاضر به تسلیم در برابر خواسته‌های او نشده است.

کوری شاک (Cory Schake)، که در شورای امنیت ملی جورج دبلیو بوش (George W. Bush) خدمت کرده و اکنون پژوهشگر ارشد در بنیاد امریکن انترپرایز (American Enterprise Institute) – اندیشکده‌ی راست‌گرای آمریکا – است، می‌گوید: «ما شاهد پیروزی‌های نظامی شگفت‌آوری بوده‌ایم، اما این پیروزی‌ها به پیروزی نهایی تبدیل نشده است. این کاملاً به پای رئیس‌جمهور و شیوه‌ی کار او نوشته می‌شود – شیوه‌ای که فاقد توجه به جزئیات و برنامه‌ریزی لازم است.»

از سوی دیگر، خودسری‌های ترامپ باعث شده که حتی پایگاه اصلی رأی‌دهندگانش نیز به او انتقاد کنند. اندکی پس از پست عید پاک ترامپ، مشاورانش تماس‌های زیادی از سناتورهای جمهوری‌خواه و رهبران مسیحی دریافت کردند. آنها می‌پرسیدند چرا در صبح روز عید پاک، عبارت «ستایش بر خدا (Allahu Akbar)» را به کار برده؟ و چرا از واژه‌ی چهارحرفی (F) استفاده کرده؟

ترامپ در خلوت زیاد فحش و ناسزا می‌گوید، اما معمولاً در ملأ عام و شبکه‌های اجتماعی خویشتن‌داری می‌کند. وقتی یکی از مشاوران بعداً از او پرسید، گفت این ایده‌ی «الله (Allah)» مال خودش بوده. گفت می‌خواسته تا جای ممکن ناپایدار و توهین‌آمیز به نظر برسد، چون فکر می‌کرد شاید این روش ایرانی‌ها را پای میز مذاکره بکشاند.

گفت این زبانی است که ایرانی‌ها می‌فهمند. اما بعداً نگران عواقب کارش هم شد – و از مشاورانش پرسید: «نتیجه‌اش چه شد؟»

سه‌شنبه‌ی بعد از عید پاک، او یکی از نمایشی‌ترین اولتیماتوم‌های دوران ریاست‌جمهوری خود را صادر کرد و گفت اگر ایران ظرف ۱۲ ساعت به توافق نرسد، «تمام تمدن نابود خواهد شد.»

مقامات دولتی گفتند که این پست نیز بدون برنامه‌ریزی قبلی و جزئی از طرح امنیت ملی نبود.

مردم آمریکا و جهان از نیّت این رئیس‌جمهور در وحشت و سردرگمی به سر می‌بردند. در پشت صحنه، مشاوران ارشد این اقدام را اقدامی برای پیشبرد مذاکرات و پایان دادن به درگیری‌ای می‌دانستند که رئیس‌جمهور شدیداً خواهان پایان آن بود. مارکو روبیو (Marco Rubio)، وزیر امور خارجه، در جمع خصوصی به دیگران گفته بود که شاید این تهدیدها واقعاً ایران را پای میز مذاکره بکشاند.

مشاوران می‌گویند هدف واقعی ترامپ، به وحشت انداختن ایران و پایان دادن به درگیری بود. کمتر از ۹۰ دقیقه به پایان مهلت تعیین‌شده‌ی او، ترامپ از آتش‌بسی دو هفته‌ای خبر داد – هرچند چشم‌انداز آن مبهم بود.

کرولین لویت (Karoline Leavitt)، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، گفت: «رئیس‌جمهور ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود، با افتخار قول داده بود که جلوی توانایی رژیم ایران برای توسعه‌ی سلاح هسته‌ای را بگیرد. این اقدام عادلانه دقیقاً همان قول را عملی می‌کند.» او افزود که رئیس‌جمهور همواره «رهبری مطمئن و با ثباتی بوده که کشور به آن نیاز داشته است.»

مقامات فاش کردند که ترامپ مدام تلفات جنگ را شمارش می‌کرده و تعداد اهداف ایرانی منهدم شده را شاخص کلیدی موفقیت خود می‌دانسته است.

تصمیم ناگهانی ترامپ برای ورود به این جنگ، بسیاری از نزدیکانش را غافلگیر کرد. در دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری‌اش، از عبارت «خون و شن (Blood and Sand)» برای توصیف منطقه به مشاورانش استفاده می‌کرد و با این جمله، بی‌میلی خود را به درگیری در خاورمیانه توضیح می‌داد.

در فوریه‌ی امسال، بنیامین نتانیاهو (Benjamin Netanyahu)، نخست‌وزیر اسرائیل، در اتاق وضعیت (Situation Room) کاخ سفید یک جلسه‌ی توجیهی بسیار قانع‌کننده برگزار کرد. سپس ترامپ چندین بار با برخی از متحدان خارجی خود، از جمله لیندسی گراهام (Lindsey Graham)، سناتور جمهوری‌خواه از کارولینای جنوبی، گفتگو کرد و پس از آن گفت که به توانایی ارتش برای انجام عملیات ایمان دارد. او به مشاورانش گفت: نگاه کنید که ارتش آمریکا در ونزوئلا چقدر زود «پیروز شد» – نیروهای آمریکایی تنها چند ساعت طول کشید تا رئیس‌جمهور آن کشور را دستگیر کنند و معاونِ مطیع‌ترش را جایگزین نمایند.

در ایران، این جنگ با ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی ایران، و دیگر مقامات ارشد ایرانی آغاز شد. ترامپ هر روز صبح کلیپ‌هایی از انفجارهای پی‌درپی در ایران تماشا می‌کرد. به گفته‌ی مشاوران، او از قدرت شگفت‌انگیز ارتش به آنها می‌گفت و با دیدن عظمت بمباران‌ها، حیرت خود را نشان می‌داد.

اما ترامپ تقریباً هیچ تلاشی برای توجیه دلیل این جنگ به مردم آمریکا نکرد و به زودی از اینکه دولت نتوانسته بود همان تحسین‌های بیرونی را جلب کند، ناامید شد. لویت نارضایتی او را به گردن گزارش‌های رسانه‌ایِ – به اعتقاد او – ناعادلانه علیه دولت انداخت.

تیم مبارزات انتخاباتی به او نتایج نظرسنجی‌های مربوط به انتخابات میاندوره‌ای نوامبر را نشان دادند که حاکی از آن بود این جنگ، به ضرر نامزدهای جمهوری‌خواه تمام شده است.

با این حال، دو مقام ارشد گفتند که ترامپ معتقد بود شکست ایران به او فرصتی می‌دهد تا نظم جهانی را از نو شکل دهد؛ کاری که در دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری‌اش نتوانسته بود انجام دهد.

به گفته‌ی فردی که این سخنان را شنیده، ترامپ در مراحل اولیه‌ی عملیات نظامی گفته بود: «اگر این کار را خوب انجام دهیم، داریم دنیا را نجات می‌دهیم.»

عدم آمادگی

مسدود شدن تنگه‌ی هرمز حدود ۲۰ درصد از عرضه‌ی نفت جهان را مختل کرده بود و مدیران شرکت‌های انرژی به سرعت دچار اضطراب شدند. به گفته‌ی افراد حاضر در جلسه، در اواسط مارس، کریس رایت (Chris Wright)، وزیر انرژی آمریکا، در جلسه‌ی هیئت مدیره‌ی انستیتوی پترولیوم آمریکا (American Petroleum Institute) – که اصلی‌ترین نهاد لابی صنعت نفت است – گفت که جنگ ظرف چند هفته تمام خواهد شد.

افراد مطلع گفتند که بسیاری از مدیران بخش انرژی نگران بودند که اگر ترامپ به اندازه‌ی لفاظی‌هایش اقدامات خود را تشدید کند، افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ بسیار بیشتر از برآوردهای کاخ سفید خواهد بود.

به گفته‌ی افراد نزدیک به ترامپ، او در تماس‌های تلفنی با مشاورانش از جمله اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانه‌داری، بین توجه به نگرانی‌های اقتصادی و اصرار بر ادامه‌ی جنگ سرگردان بود.

او به مشاورانش گفت که باید تحولات بازار را زیر نظر داشته باشند، در حالی که اظهارات خودش اغلب باعث نوسان بازار می‌شد.

اما ترامپ به زودی بارها و بارها به این فکر افتاد که عملیات نظامی چگونه می‌تواند به فاجعه ختم شود.

بیش از یک هفته پس از شروع جنگ، ترامپ در دورال (Doral) فلوریدا، در جمع قانونگذاران جمهوری‌خواه سخنرانی می‌کرد و شکست‌های رؤسای جمهوری دموکرات در سیاست خارجی – از جمله خروج نیروهای آمریکا از افغانستان در زمان بایدن (Biden) – را برمی‌شمارد. سپس به تفصیل از تلاش ناموفق رئیس‌جمهور کارتر (Carter) برای نجات کارمندان آمریکایی که توسط رژیم ایران گروگان گرفته شده بودند، گفت.

کشورهای اروپایی و پیمان ناتو (NATO) از پیوستن به اقدام ترامپ علیه ایران و کمک به گشایش اجباری تنگه سرباز زدند و این موضوع بارها خشم ترامپ را برانگیخت.

پس از آنکه کییر استارمر (Keir Starmer)، نخست‌وزیر بریتانیا، با تأخیر اجازه‌ی استفاده از پایگاه‌های بریتانیا را به نیروهای آمریکایی داد، ترامپ در جلسه‌ای در کاخ سفید، با لحنی اغراق‌آمیز و به سبک فرانسوی، نام «امانوئل (Emmanuel)» را برای اشاره به رئیس‌جمهور فرانسه به کار برد – آن هم با لحنی تحقیرآمیز – این پس از آن بود که میان آن دو بر سر جنگ و نیز مسائل مربوط به همسر امانوئل مکرون (Emmanuel Macron) اختلاف افتاده بود. پیش از آن در همین ماه، مارک روته (Mark Rutte)، دبیرکل ناتو، طبق برنامه از واشنگتن دیدار کرده بود. ترامپ بعداً به مقامات گفت که این دیدار اساساً اتلاف وقت بوده، زیرا روته نمی‌تواند کشورهای عضو را مجبور به کمک کند.

تنگه‌ی هرمز به ویژه نقطه‌ی کور و درمانده‌کننده‌ای بود. به گزارش وال‌استریت ژورنال، پیش از شروع جنگ، ترامپ به تیمش گفته بود که دولت ایران به احتمال زیاد پیش از آنکه بتوانند تنگه را مسدود کنند، تسلیم خواهد شد و حتی اگر ایرانی‌ها سعی به بستن تنگه کنند، ارتش آمریکا کاملاً قادر به مقابله است. یکی از افراد مرتبط با کاخ سفید گفت که برخی از مشاوران رئیس‌جمهور از اینکه حمل و نقل نفتکش‌ها در تنگه‌ی هرمز بلافاصله پس از شروع بمباران‌ها تا این حد سریع متوقف شد، غافلگیر شده بودند.

پس از آن، ترامپ از اینکه این تنگه به این راحتی مسدود شده بود، شگفت‌زده شد. او به اطرافیانش می‌گفت که «یک نفر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) با یک پهپاد می‌تواند اینجا را قفل کند» و از اینکه این شریان حیاتی تا این اندازه شکننده است، با تأخیر خشمگین شده بود. او در ملأ عام مواضع متناقضی می‌گرفت: یک بار از متحدان می‌خواست به باز کردن تنگه کمک کنند، بار دیگر اصرار می‌کرد که آمریکا نیازی به کمک نظامی ندارد و آن را نمی‌خواهد.

یک منبع آگاه گفت که در اواخر مارس – حدود یک هفته پیش از آنکه هواپیمای ایرانی آن جنگنده را سرنگون کند – ترامپ به تیم مذاکره‌کننده‌اش دستور داده بود تا به نحوی گفتگوها را آغاز کنند.

تا اوایل آوریل، قیمت بنزین بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته بود و رهبران صنعت نفت نگران بودند که بازار هنوز ریسک جنگ بر عرضه‌ی نفت را به طور کامل منعکس نکرده است. یکی از افراد مطلع در این صنعت گفت که رئیس‌جمهور با نفوذ شخصی خود توانسته تا حدی قیمت نفت را پایین نگه دارد، اما به زودی واقعیت خود را نشان خواهد داد.

به گفته‌ی همان فرد، به افراد ذی‌ربط گفته شده که ترامپ حاضر است بهای سیاسی افزایش قیمت نفت را در کوتاه مدت بپذیرد.

پست‌های متعددی که رئیس‌جمهور در ساعات اولیه صبح منتشر می‌کرد، نشان‌دهنده‌ی تمایلات متناقض او بود و مشاورانش را نگران کرده بود؛ آنها به طور فزاینده‌ای نگران بودند که این جنگ به یک بار سنگین و کُشنده برای آنان در عرصه‌ی سیاسی تبدیل شود.

او مکرراً با خبرنگاران تلفنی صحبت می‌کرد و در مصاحبه با وب‌سایت خبری اکسیوس (Axios) گفت که در ایران «تقریباً هیچ هدف قابل حمله‌ای باقی نمانده است». همچنین به یک روزنامه‌ی ایتالیایی از متحد سابقش – جورجیا ملونی (Giorgia Meloni)، نخست‌وزیر ایتالیا – گله کرد. در مصاحبه‌ی عید پاک با وال‌استریت ژورنال گفت که می‌تواند «تمام نیروگاه‌های ایران» را نابود کند؛ اقدامی علیه زیرساخت‌های غیرنظامی که به احتمال زیاد نقض قوانین بین‌المللی منع جنایات جنگی است.

مقامات کاخ سفید گفتند که مشاوران ارشد ترامپ به نوبت از او می‌خواستند که مصاحبه‌های بداهه و بدون برنامه‌اش را کاهش دهد، زیرا این مصاحبه‌ها تنها باعث می‌شد افکار عمومی احساس کند اظهاراتش متناقض است. گاهی، ترامپ با لویت شوخی می‌کرد که تازه با یک خبرنگار صحبت کرده و خبر بزرگ درست کرده، اما از او می‌خواست صبر کند تا ببیند ماجرا چیست. ترامپ یک بار قبول کرد مصاحبه‌ها را کاهش دهد، اما دیری نپایید که دوباره به روال سابق بازگشت.

برخی از مشاوران به او پیشنهاد کرده بودند که برای ملت سخنرانی کند. سوزی وایلز (Susie Wiles)، رئیس ستاد کاخ سفید، معتقد بود این کار می‌تواند به مردم آمریکا اطمینان دهد که ترامپ نقشه‌ی روشنی دارد. ترامپ ابتدا علاقه‌ای نشان نداد. چه بگوید؟ نمی‌توانست اعلام پیروزی کند و نمی‌دانست اوضاع به کجا می‌کشد. نهایتاً قانع شد و در تاریخ ۱ آوریل سخنرانی کرد. مشاوران و کارشناسان خارج از دولت، اتاق را پر کرده بودند به این امید که روحیه‌اش را تقویت کنند.

او به مردم آمریکایی که مردد شده بودند گفت که نیروهای آمریکایی در میدان نبرد به پیروزی رسیده‌اند و اهداف نظامی «به زودی» محقق خواهد شد. اما این سخنرانی توضیح نداد که آمریکا چگونه به جنگ پایان می‌دهد و محبوبیت او نیز افزایش نیافت.

خون و شن

بحران‌های پیاپی ناشی از جنگ، دولت را در وضعیتی شلوغ و پرتنش فرو برده بود.

طی ۲۴ ساعت آخر هفته‌ی عید پاک، تیم ترامپ از طریق تلفن در اتاق وضعیت (Situation Room) حاضر شد: ونس (Vance) از کمپ دیوید (Camp David) و وایلز از خانه‌اش در فلوریدا وارد جلسه شدند. آنها تقریباً لحظه به لحظه از پیشرفت عملیات مطلع می‌شدند: ورود نیروهای آمریکایی به خاک ایران، گیر کردن هواپیمای امدادی در شن‌های روان، و عملیات‌های انحرافی متعدد. برای آخرین خلبان گرفتار شده، از یک نام رمز استفاده می‌کردند.

ترامپ خود در جلسه حضور نداشت، اما مدام از طریق تلفن از آخرین تحولات باخبر می‌شد.

پس از آنکه ترامپ تهدید کرد «تمدن ایران را نابود خواهد کرد»، مقامات کاخ سفید با پاکستان وارد مذاکره شدند تا شاید این کشور میانجی آتش‌بس شود. مقامات دولتی گفتند که ترامپ از کشورهای اروپایی چنان عصبانی است که نمی‌خواهد هیچ کشور اروپایی نقش میانجی را بر عهده بگیرد.

مشاوران می‌گویند در حالی که تمام دنیا منتظر مهلت ۸ شب ترامپ بودند، تمرکز حواس او میان موضوعات مختلف سرگردان بود. با مقامات درباره‌ی تأیید یک نامزد انتخاباتی در ایالت ایندیانا بحث می‌کرد، تیمش خود را برای انتخابات میاندوره‌ای آماده می‌کرد، و گزارش‌هایی درباره‌ی سیاست‌های رمزارز و هوش مصنوعی دریافت می‌کرد.

همزمان از وایلز، رئیس ستاد کاخ سفید، و استیو ویتکاف (Steve Witkoff)، مذاکره‌کننده‌ی ارشد آمریکا با ایران، درباره‌ی آخرین وضعیت سؤال می‌کرد. بارها به ویتکاف دستور داد: «آنها را مجبور به توافق کن.»

به گفته‌ی مشاوران، نگرانی کاخ سفید از تهدیدات امنیتی بیش از پیش افزایش یافته بود.

برای نمونه، در هفته‌های اخیر، ترامپ و تیمش متوجه تشدید چشمگیر تدابیر امنیتی شده بودند. به گفته‌ی میهمانان مار-ئه-لاگو (Mar-a-Lago)، در یک شب صاف آوریل، همه‌ی چترهای سایه‌بان در تراس این باشگاه به طور غیرعادی باز شده بودند. یکی از اعضای باشگاه گفت که به آنها گفته شده این کار برای کاهش امکان شناسایی توسط پهپادها انجام می‌شود.

مقامات دولتی گفتند که روبیو به دیگران گفته بود بیرون از محل اقامت نظامی خود، یک پهپاد مشکوک دیده است. تجهیزات تیم محافظ سرویس مخفی (Secret Service) نیز به وسایلی مجهز شده بود که مقامات کاخ سفید قبلاً هرگز ندیده بودند.

با وجود این لحظات پرتنش، ترامپ به مشاورانش می‌گفت می‌خواهد درباره‌ی موضوعات دیگر صحبت کند تا رسانه‌ها توجه خود را جای دیگری متمرکز کنند. در ماه مارس، هنگامی که مقامات مرکز کندی (Kennedy Center) برای جلسه آمده بودند، رئیس‌جمهور برخی از آنها را کناری کشید و درباره‌ی سالن لوکسی که در محوطه‌ی کاخ سفید می‌ساخت، صحبت کرد. نقشه‌ها را بیرون آورد و گودال عظیمی را که در زمین کنده بودند نشان داد – از فضای قابل ساخت در زیر زمین شگفت‌زده بود. به گفته‌ی مشاوران، او هفته‌ای چندین بار جلسه برای این پروژه برگزار می‌کرد و خود را پیمانکار اصلی می‌دانست.

او همچنین به فکر جمع‌آوری کمک مالی برای انتخابات میاندوره‌ای بود. در آخرین شنبه ماه فوریه، تنها چند ساعت پس از شروع جنگ، در مراسمی برای جمع‌آوری کمک مالی در مار-ئه-لاگو حاضر شد. وقتی یکی از کارکنان زیر سؤال برد که آیا نباید مراسم را لغو کرد، ترامپ گفت: «به هر حال باید این شام را بخورم.»

در مراسمی دیگر، در شبی پس از آنکه تهدید کرد «تمدن ایران را نابود می‌کند»، ترامپ در کاخ سفید در یک پذیرایی به همراه اهداکنندگان و مشاوران ارشد شرکت کرد؛ این رویداد مقدمه‌ای برای جشن دویست و پنجاه‌مین سالگرد تأسیس آمریکا در تابستان همان سال بود. به گفته‌ی افراد حاضر در آن مراسم، ناگهان فکری به سرش زد: گفت می‌خواهد بالاترین نشان نظامی آمریکا – مدال افتخار (Medal of Honor) – را که برای تجلیل از شجاعت، جسارت و از خودگذشتگی سربازان است، به خودش اعطا کند.

سپس تعریف کرد چرا لایق این نشان است: در دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری‌اش، در ایام تعطیلات به طور سرزده به عراق رفته بود تا به نیروهای آمریکایی سر بزند. در آن سفر، هواپیمای اختصاصی او در تاریکی شب بر باندی بدون چراغ فرود آمد. او با آب و تاب می‌گفت که هواپیما چند فوت مانده به زمین چقدر وحشتناک فرود آمد و به یاد می‌آورد که چقدر خطرناک بود. گفت که خلبان مدام او را آرام می‌کرد و سرانجام هواپیما به سلامت نشست.

گفت که نتوانست آن نشان را بگیرد، چون دیوید وارینگتون (David Warrington)، مشاور حقوقی کاخ سفید، که در آن لحظه کنارش ایستاده بود، اجازه نداد.

کرولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که او فقط شوخی می‌کرده است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب