هشدار کرملین دیگر یک نظریه نیست: نقشه پنهان واشنگتن برای حمله زمینی و محاصره هوایی ایران

مجله جنوب جهانی

نشانه‌ها کاملا روشن هستند، تمدید آتش‌بس برای حمله زمینی به ایران است.

ناظران نظامی و تحلیلگران مسائل راهبردی روسیه بر این باورند که الگوهای جابه‌جایی هوایی در بازه‌های زمانی پیش از درگیری و در خلال آتش‌بس‌های موقت، می‌تواند رمزگشای دقیقی از نیات پنهان بازیگران بین‌المللی باشد. آنچه در هفته‌های اخیر در آسمان منطقه رخ داده، نه از جنس عملیات‌های عادی لجستیکی که یادآور آماده‌سازی برای سناریوهای پیچیده‌تر نظامی است. برای درک ابعاد این تحرکات، ناگزیر باید به آمار و ارقام دقیق‌تری از سورتی‌های پروازهای ترابری در بازه زمانی مشخص توجه کرد. مدتها پیش از آنکه نخستین نشانه‌های تنش نظامی به شکل رسمی خود را نشان دهد، حجم عظیمی از پروازهای ترابری به سوی پایگاه‌های هوایی مستقر در منطقه آغاز شده بود. این جریان هوایی تا بیست و هفتم فوریه، یعنی درست یک روز پیش از شروع رسمی درگیری، به حدود سیصد و ده سورتی پرواز ترابری رسیده بود. چنین آماری به تنهایی نمی‌توانست تصادفی یا صرفاً ناشی از بازآرایی معمول نیروها باشد، بلکه هشداری بود درباره مقیاس و ماهیت آنچه در پیش بود.

اما نکته قابل تأمل‌تر، تداوم و حتی افزایش شیب این پروازها در طول خود جنگ است. با گسترش آتش درگیری‌ها، شمار سورتی‌ها نه تنها کاهش نیافت که روندی صعودی به خود گرفت. تحلیلگران نظامی این واقعیت را نشانه‌ای آشکار از حمل محموله‌های پشتیبانی درجه یک می‌دانستند؛ محموله‌هایی که شامل انبوهی از مهمات تهاجمی و تدافعی، قطعات فنی پیچیده، تجهیزات ارتباطی پیشرفته و احتمالاً سامانه‌های ویژه شناسایی و جنگ الکترونیک می‌شوند. هدف از ارسال این حجم از تجهیزات، پشتیبانی مستقیم از عملیات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی در چارچوب رویارویی با ایران بود. شتاب این جابه‌جایی‌ها چنان بود که تا روز هشتم آوریل، یعنی روزی که به عنوان نقطه آغاز آتش‌بس دو هفته‌ای اعلام شد، شمار سورتی‌های انجام شده به نهصد و شصت و دو سورتی رسید. این رقم در مقایسه با دوره پیش از جنگ، حکایت از افزایش بیش از سه برابری نرخ پروازهای ترابری دارد که خود معادله‌ای جدید را پیش روی تحلیلگران قرار می‌دهد.

آنچه بیش از همه زنگ خطر را به صدا درآورده، تداوم این روند حتی پس از برقراری آتش‌بس است. بسیاری چنین می‌پندارند که با اعلام آتش‌بس از روز هشتم آوریل، تحرکات نظامی به ویژه در بعد ترابری هوایی کاهش خواهد یافت، اما داده‌های میدانی نشان می‌دهد که پروازهای ترابری همچنان با قدرت ادامه یافته‌اند. تا روز گذشته مجموع سورتی‌های انجام شده به هزار و سی و پنج سورتی رسیده است. این یعنی از روز آغاز آتش‌بس تا کنون، هفتاد و سه سورتی پرواز ترابری جدید انجام گرفته و پانزده سورتی دیگر نیز هم‌اکنون در حال اجراست. به عبارت روشن‌تر، آتش‌بس نه تنها مانعی برای این جابه‌جایی‌ها ایجاد نکرده، بلکه به نظر می‌رسد بستر مناسبی را برای تسریع انتقال تجهیزات و امکانات نظامی به منطقه فراهم ساخته است. این تناقض آشکار میان وضعیت ظاهری آتش‌بس و واقعیت پنهان تحرکات لجستیکی، نیازمند بازخوانی جدی تعریف «صلح موقت» در ادبیات راهبردی کنونی است.

اما برای کشف لایه‌های عمیق‌تر این ماجرا، نباید صرفاً به تعداد سورتی‌ها چشم دوخت؛ بلکه مبدأ این پروازها نقشی کلیدی در رمزگشایی از نیات واقعی ایفا می‌کند. بررسی دقیق مبدأ پروازهای ترابری نشان می‌دهد که عمده آن‌ها از پایگاه‌های هوایی نیروی زمینی ارتش آمریکا انجام می‌گیرد. این الگو خود حاوی پیام‌های روشنی درباره ماهیت نیروهایی است که قرار است در منطقه مستقر شوند یا تجهیزات آن‌ها جابه‌جا شود. در میان این پایگاه‌ها، پایگاه هوایی پاپ از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. چهل و هفت سورتی از مجموع پروازهای ترابری از این پایگاه انجام شده است. این در حالی است که پایگاه هوایی دووِر که به نیروی هوایی تعلق دارد، تنها یازده سورتی را به خود اختصاص داده است. همچنین سه سورتی از پایگاه کمپبل و روبرت گری و دو سورتی نیز از پایگاه هنری پست انجام گرفته است. این توزیع نشان می‌دهد که بار اصلی این جابه‌جایی‌ها بر دوش یگان‌های زمینی و نیروهای ویژه است، نه صرفاً واحدهای هوایی معمول.

برای درک اهمیت استراتژیک پایگاه هوایی پاپ، باید به ساختار و مأموریت یگان‌های مستقر در آن توجه کرد. گروه عملیات تحرک هوایی-۴۳ در این پایگاه مستقر است که وظیفه اصلی آن جابه‌جایی لشکر-۸۲ هوابرد را بر عهده دارد. این لشکر به عنوان یکی از آماده‌باش‌ترین و چابک‌ترین واحدهای پیاده نظام هوابرد ارتش آمریکا شناخته می‌شود که قابلیت اعزام سریع به هر نقطه از جهان را دارد. همچنین گروه تاکتیک‌های ویژه-۷۲۰ به عنوان نیروهای ویژه خط مقدم در همین پایگاه حضور دارد. حضور این دو یگان در کنار یکدیگر، پایگاه پاپ را به مرکز ثقل عملیات هوابرد و ویژه در منطقه تبدیل کرده است. افزون بر این، گروه-۱۸ عملیات پشتیبانی هوایی نیز در این پایگاه حضور دارد. مأموریت این گروه تأمین فرماندهی و کنترل تاکتیکی تجهیزات نیروی هوایی برای سپاه هجدهم هوابرد ارتش آمریکا است. اسکادران‌های تابعه این گروه، وظیفه فراهم کردن فرماندهی و کنترل رزمی تاکتیکی را برای فرمانده بخش هوایی نیروهای مشترک و همچنین فرمانده بخش زمینی نیروهای مشترک بر عهده دارند. این ساختار نشان می‌دهد که پایگاه پاپ نه یک پایگاه لجستیکی ساده، بلکه یک مرکز فرماندهی و هماهنگی پیشرفته برای عملیات مشترک هوایی-زمینی است.

از سوی دیگر، پایگاه هوایی کمپبل که بخشی از پروازهای ترابری از آن مبدأ صورت گرفته، محل استقرار لشکر-۱۰۱ هوابرد ارتش آمریکا است. این لشکر به دلیل بهره‌مندی از تیپ هوانوردی رزمی مجهز به بالگردهای تهاجمی AH-۶۴ آپاچی و بالگردهای ترابری CH-۴۷ و MH-۶۰، توانایی انجام عملیات تهاجمی و پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی را در مقیاس وسیع دارد. علاوه بر این، هنگ-۱۶۰ هوانوردی عملیات ویژه نیز در این پایگاه مستقر است. این هنگ به دلیل عملیات‌های مخفیانه و پیچیده در شب و با استفاده از بالگردهای ویژه‌نشان، یکی از حساسترین و مرگبارترین یگان‌های عملیات ویژه ارتش آمریکا محسوب می‌شود. بنابراین، هر پرواز ترابری که از پایگاه کمپبل به مقصد منطقه انجام می‌شود، می‌تواند حامل تجهیزات و احتمالاً پرسنل مرتبط با این یگان‌های ضربتی باشد.

اما مقصد این پروازها نیز به اندازه مبدأ آن‌ها قابل تأمل است. عمده پروازهای انجام شده از پایگاه پاپ، به سمت پایگاه هوایی المنهاد و پایگاه هوایی الظفره در امارات متحده عربی هدایت شده‌اند. همچنین ده سورتی به مقصد پایگاه علی سالم در کویت، چهار سورتی به فرودگاه بن‌گوریون، چهار سورتی به پایگاه ملک فیصل در عربستان و سه سورتی به پایگاه سلطان عبدالله در اردن انجام شده است. افزون بر این، شماری از پروازها نیز به مقصد پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن، پایگاه هوایی اودا در جنوب سرزمین‌های اشغالی، پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند و پایگاه شیخ عیسی در بحرین انجام گرفته است. این گستره از مقاصد نشان می‌دهد که آمریکا به دنبال ایجاد یک شبکه لجستیکی گسترده در حلقه بیرونی ایران است تا بتواند از چندین جهت، عملیات‌های هوایی و زمینی را پشتیبانی کند. پایگاه‌هایی در امارات، کویت، اردن، بحرین و حتی سرزمین‌های اشغالی، همگی به نوعی در این زنجیره تأمین قرار گرفته‌اند.

با روشن شدن این تصویر، اکنون می‌توان به عمق هشدار صادر شده توسط شورای امنیت روسیه پی برد. روسیه پیش از این نسبت به استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از مذاکرات به عنوان پوششی برای تهاجم زمینی هشدار داده بود. در نگاه نخست، شاید برخی این هشدار را مبتنی بر تحلیل‌های عمومی یا اطلاعات قابل دسترس می‌پنداشتند، اما اکنون با مشاهده الگوی ترابری هوایی پس از آتش‌بس، درک بهتری از مبنای این هشدار حاصل می‌شود. روسیه ظاهراً نه صرفاً بر اساس اطلاعات عمومی، بلکه بر پایه رصد و برداشت مستقیم خود از تحرکات میدانی آمریکا، این هشدار را مطرح کرده است. بدین معنا که مذاکرات و توافق‌های موقت آتش‌بس، به جای آنکه مسیر صلح را هموار کنند، بستری فراهم آورده‌اند تا نیروها و تجهیزات پیشرفته نظامی بدون مانع به منطقه منتقل شوند و در موقعیت‌های تهاجمی جای گیرند.

این واقعیت نیازمند توجه ویژه مقامات سیاسی و نظامی کشور است. هوشیاری حداکثری در برابر تحرکات دشمن، دیگر یک شعار دفاعی نیست، بلکه یک ضرورت عملیاتی فوری است. هرگونه غفلت یا تفسیر ساده‌انگارانه از این جابه‌جایی‌ها می‌تواند به فاجعه‌ای بسیار بزرگتر از حوادث گذشته منجر شود. نباید فراموش کرد که در گذشته، نفوذ بالگردها و هواپیماهای عملیات ویژه MC-۱۳۰ به نوار غربی کشور و همچنین نفوذ دو فروند هواپیمای MC-۱۳۰ به عمق خاک ایران و فرود آنها در باند متروکه اصفهان، زنگ‌های خطر جدی را به صدا درآورد. آن حوادث نشان داد که دشمن تا چه اندازه می‌تواند با استفاده از خلأهای اطلاعاتی و آماده‌باش ناکافی، عملیات نفوذ پیچیده‌ای را طراحی و اجرا کند. اما اکنون دامنه و مقیاس تحرکات بسیار گسترده‌تر است و اگر پاسخ متناسبی طراحی نشود، پیامدهای آن می‌تواند از آن نمونه‌های گذشته بسیار سنگین‌تر باشد.

در چنین شرایطی، کمی هوشیاری بیشتر و تجدید نظر در سطح آماده‌باش نیروهای مسلح، نه یک اقدام احتیاطی که یک ضرورت راهبردی قلمداد می‌شود. باید تمامی تحرکات نیروهای هوایی، دریایی و زمینی ایالات متحده در نزدیکی حریم کشور به طور شبانه‌روزی و با دقت لایه‌لایه رصد شود. هرگونه حرکت مشکوک یا مخاطره‌آمیز، بدون اتلاف زمان، باید با واکنش سریع و قاطع نیروهای مسلح مواجه گردد. آماده‌باش حداکثری، تقویت سامانه‌های هشدار زودهنگام، و طراحی سناریوهای عملیاتی برای مقابله با تهاجم زمینی احتمالی، از جمله اقداماتی است که نباید حتی یک لحظه به تأخیر افتد. تجربه تاریخی نشان داده که دشمن اغلب در زمان‌هایی که فضا برای مذاکره و آتش‌بس مهیا به نظر می‌رسد، خطرناک‌ترین ضربات را طراحی می‌کند. امروز نیز چنین به نظر می‌رسد که پرده آتش‌بس، پشت صحنه انتقال گسترده نیروهای هوابرد و ویژه را پنهان ساخته است. اگر این هشدار جدی گرفته نشود، شاید فردا دیر باشد برای جبران آنچه می‌توانست با هوشیاری امروز از آن پیشگیری کرد.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب