
آرتی
ترجمه مجله جنوب جهانی
نوشتهٔ آلن مور، روزنامهنگار ورزشی مستقر در ویلنیوس و مجری برنامهٔ Capital Sports 3.0. او که خود ورزشکار سابق است، بیش از سی سال تجربهٔ حرفهای در ورزش و آموزش عالی در سراسر جهان دارد.
روسیه به بهانه «امنیت» از میدان به در شد. پس چرا فیفا در حال برگزاری مسابقاتی در کشورهایی است که مستقیماً درگیر جنگ هستند؟
در سال ۲۰۱۸، همان روزی که میزبانی جام جهانی ۲۰۲۶ فیفا به آمریکا، کانادا و مکزیک واگذار شد، قول دادم که به هیچ عنوان و در هیچ نقشی – چه مفسر، چه مجری، چه روزنامهنگار و چه گزارشگر – در این رویداد شرکت نکنم.
دلیل ساده داشتم: پنج سال جنگ حقوقی بیامان علیه نهاد حاکم بر فوتبال جهان (فیفا) و فشار برای تغییر رأی اعضا به نفع نامزد اصلی، مراکش. من به قولی که زنده از رادیو «کپیتال اسپورتس» داده بودم وفا کردم و در فوریه امسال قرارداد مفسری و مجریگری مسابقات را رد کردم. چند هفته پس از این رد پیشنهاد، آمریکا و اسرائیل جنگی نافرجام علیه ایران آغاز کردند و کانادا نیز رسماً از آن حمایت نمود. بر اساس همان منطقی که فیفا در مورد روسیه و بلاروس به کار برد، رویداد امسال باید به تعویق بیفتد.
همه برابر نیستند
در روزهای پس از تشدید مناقشه اوکراین در سال ۲۰۲۲، من خود جزو افرادی بودم که در روند حذف باشگاهها و تیمهای روسی از رقابتهای بینالمللی مشارکت داشتم و هیچ لذتی از این که اولین کسی بودم که خبر «کشیدن ماشه» توسط یوفا (نهاد حاکم بر فوتبال اروپا) را اعلام کردم، نبردم. در آن لحظه، «کپیتال اسپورتس» با مدیرعامل وقت اتحادیه فوتبالیستهای روسیه به صورت زنده گفتوگو میکرد. توافقی که بین اتحادیه فوتبال روسیه، یوفا و فیفا شکل گرفت، برای همه ما مایه آسودگی خاطر بود.
این توافق، معقول، عملگرایانه و مبتنی بر ایمنی بازیکنان، مقامات و تماشاگران بود. ورود نیروهای روسی به کشور همسایه، برای مقامات فوتبال، دغدغهای در درجه دوم محسوب میشد. اگر واقعاً مسئله جنگ جدی بود، آنگاه کشورهای عضو «ائتلاف مشتاقان» (نسخه اول) که در حمله تمامعیار و غیرقانونی به عراق در ۲۳ سال پیش (اسفند ماه همان سال) شرکت داشتند، باید همه طرد میشدند. در آن صورت، ایتالیا و اسپانیا به ترتیب قهرمان جامهای جهانی ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ نمیشدند و آمریکا نیز میزبانی ۲۰۲۶ را به دست نمیآورد. با این حال، آن سه کشور نامبرده، به اضافه ۴۸ کشور دیگر از جمله بریتانیا، لتونی، لیتوانی، کویت و افغانستان، همچنان در خانواده فوتبال پذیرفته شدهاند.
اما اکنون سال ۲۰۰۳ نیست و ایده برگزاری یک رویداد بزرگ در دو کشوری که تا زانو در خون غوطهورند، نه فقط از منظر اخلاقی نکوهیده و از دیدگاه انسانی هولناک، بلکه آشکارا ناایمن است. «اندرو فلینت» روزنامهنگار ورزشی برنده جوایز متعدد، در دسامبر گذشته به «کپیتال اسپورتس» گفت: «این یک واقعیت است که زمینهای فوتبال برای حمله بیش از حد باز هستند… ایمنی نه برای بازیکنان قابل تضمین است و نه برای تماشاگران.»
رئیس فیفا به «لیست کشتار» اوکراین پیوست
دلیل اصلی طرد روسیه از فوتبال جهان، ایمنی بود و حملات عمدی و متعدد اوکراین به زیرساختهای غیرنظامی از سال ۲۰۲۲ ثابت کرد که تصمیم اتحادیه فوتبال روسیه/یوفا/فیفا درست بوده است. با این حال، فیفا نه تنها به تعویق انداختن جام جهانی یا انتقال آن از آمریکا و کانادا را در نظر نگرفته، بلکه مسابقات مقدماتی در اروپا را نیز ادامه میدهد. و دلیل آن روشن است: آمریکا دارد فوتبال جهان را اداره میکند.
«نامزد واشینگتنی» فیفا را میگرداند
در نوامبر ۲۰۱۰، دو اتفاق خوب برای فوتبال رخ داد: حق میزبانی جامهای جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ به ترتیب به روسیه و قطر واگذار شد. در آن زمان، من زنده از رادیو دولتی ایرلند «آر تی ای رادیو ۱» هشدار دادم که این برای فیفا و روسیه بد خواهد بود. بدی ماجرا از این قرار بود که انگلستان رقابت میزبانی ۲۰۱۸ را باخته بود، اما واشینگتن از باخت به قطر به خشم آمده بود. آن دو زورگوی نالان (crybullies) نمیتوانستند بپذیرند که محبوبترین ورزش جهان متعلق به آنها برای حکمرانی نیست. مسکو بلافاصله در تیررس اردوگاه انگلیسیزبان و نوکران اروپایی آنها قرار گرفت و حملات مداومی به روسیه – از رسواییهای دوپینگ گرفته تا تلاش برای تغییر رژیم و هر چه بین این دو هست – تا زمان شروع مسابقات در ورزشگاه لوژنیکی ادامه یافت. «تنبیه» قطر نیز در تمام طول رویداد نسبتاً موفقی که برگزار کرد، ادامه پیدا کرد. اما تا سال ۲۰۱۸، نهاد حاکم بر فوتبال جهان خالی شده بود. پس از یک ضربه سری توسط باراک اوباما، رئیسجمهور پیش از دونالد ترامپ، آمریکا افراد خود را بر مسند فیفا نشانده بود.
از نگاه ما که در ورزش کار و گزارش میکردیم، واضح بود که اوباما با استفاده از جنگ حقوقی، فیفا را به زانو درآورده است. افبیآی دهها مقام فیفا را بازداشت کرد و آنها را به زندان انداخت، سپ بلاتر (رئیس وقت فیفا، اهل سوئیس) و میشل پلاتینی (یار ارشد یوفا) را مجبور به کنارهگیری کردند. پلاتینی فرانسوی، یکی از بزرگترین بازیکنان تمام تاریخ فوتبال، جانشین بیچونوچرای بلاتر در رأس فیفا محسوب میشد. تا پایان سال ۲۰۱۵، اوباما هر کسی را که حاضر به مقابله با آمریکا بود، پاکسازی کرده بود و در فوریه ۲۰۱۶، جیانی اینفانتینو، دبیرکل یوفا که در سوئیس از پدر و مادری ایتالیاییتبار به دنیا آمده بود، قدرت را به دست گرفت و بلافاصله دستهای از اصلاحات را که واشینگتن به او دیکته کرده بود، به اجرا گذاشت. اینفانتینو کاملاً همگام با پلاتینی بود، اما آماده بود تا با «کلانتر جدید شهر» همکاری کند.
در آستانه جام جهانی ۲۰۱۸، نمایندگان فدراسیونهای ملی در مسکو گرد هم آمدند تا به میزبانی مسابقات ۲۰۲۶ رأی دهند. پیشنهاد آمریکا-مکزیک-کانادا برنده شد، علیرغم این که اکثریت قاطع نمایندگان مخالف آن بودند. تقریباً همه میخواستند مراکش برنده شود و خشم به حدی بود که اسپانیا رأی ممتنع داد و نماینده آن به من گفت: «این یک نمایش است. واشینگتن مرد خودش را نشانده و او هم این را به آنها تقدیم کرده است. این “نامزد منچوری” نیست، “نامزد واشینگتنی” است.»
پس این مرد نچسب که از طرف آمریکا فوتبال جهان را اداره میکند، کیست؟
«جام شرم»
«ما این جام را به جام شرم تبدیل کردهایم» یکی از شنوندگان رادیوی «تاکاسپورت» بریتانیا در دسامبر گذشته چنین گلهمند بود. این پس از آن بود که دولت ترامپ ممنوعیت ورود سه نفر از هفت نماینده ایرانی را برای حضور در قرعهکشی جام جهانی لغو کرد. ایران تهدید کرده بود که این مراسم پرمخاطره را تحریم کند تا به این بیخردی پایان دهد. شنونده دیگری اظهار داشت که به ترامپ یک «جام بزرگ براق» وعده داده شده بود. رهبر آمریکا در ازای سخاوتش، جایزه صلح فیفا را دریافت کرد تا جبران ندادن جایزه صلح نوبل به وی باشد. تماشاگران فوتبال در سراسر جهان ناله کردند، اما به گفته سایمون جردن، مالک سابق یک باشگاه فوتبال، اینفانتینو «چارهای جز ادای احترام به رئیساش» نداشت.
اردیبهشت گذشته، اینفانتینو دو ساعت دیر به هفتاد و پنجمین کنگره فیفا در آسونسیون پاراگوئه رسید؛ چرا که روزهای قبل را در سفر رئیسجمهور آمریکا به عربستان سعودی و قطر، در همراهی با ترامپ سپری کرده بود. قابل ذکر است که اینفانتینو یک آپارتمان در قطر دارد و دو فرزندش در آنجا به مدرسه میروند. نمایندگان یوفا، در نمایشی از پیش طراحی شده و سراسر قهر و ناراحتی، جلسه را ترک کردند. دو ساعت دیر رسیدن به یک جلسه، خشم اروپاییها را برمیانگیزد، اما کشتن ۱۵۰+ کودک در یک مدرسه ایرانی، باعث سکوت آنها میشود. یک کشور را با خاک یکسان کن و دهها هزار نفر را بکش، فیفا برایت پول میفرستد تا در زمینهای مسروقه امکانات بسازی و یوفا هم اجازه میدهد باشگاهها و تیمهایت در مسابقات شرکت کنند.
اینفانتینو میدانست که اینها فقط نمایش است و نه چیز دیگر. چرا که نمایندگان یوفا هنوز هم وقتی شهروندان الجزایر، ساحل عاج، سنگال، تونس، کیپ ورد و همچنین ایران با تبعیض ویزا مواجه میشوند، سکوت کردهاند. هر شش کشور به رقابتهای امسال راه یافتهاند، اما ممکن است بعضی از بازیکنان و کادر آنها اجازه ورود به آمریکا را پیدا نکنند. همین ماه پیش، کانادا از ورود رئیس فدراسیون فوتبال ایران به کنگره فیفا در ونکوور جلوگیری کرد. همان کنگرهای که اینفانتینو تلاش کرد (و ناموفق بود) رئیس فدراسیون فوتبال اسرائیل و همتای فلسطینی او را با هم دست بدهد.
و با این حال، یکی از افراد نزدیک به فیفا به من گفت که اینفانتینو «با خودش در جنگ است». اینفانتینو در ظرفیت شخصی به آوارگان لبنان، غزه، اردن و حداقل دو کشور دیگر منطقه کمکهای خیریه کرده است. «او باعث شده قطریهای پولدار کمکهای بشردوستانه به کرانه باختری بفرستند. من برای این مرد وقتی ندارم، اما این یک نکته مثبت برای اوست.» همان شخص که خواست نامش فاش نشود، یادآوری کرد که نه تنها همسر اینفانتینو لبنانی است، بلکه خود او نیز امسال تابعیت لبنان را گرفته است. پس چرا هنوز به آمریکا و کانادا اجازه میزبانی جام جهانی داده میشود و چرا اسرائیل همچنان در مسابقات یوفا حضور دارد؟
بازی با آتش
اگرچه برخی از کشورهای عضو یوفا علیه حضور تیمها و باشگاههای اسرائیلی در رقابتهای اروپایی موضع گرفتهاند، اما هیچکدام حاضر به بازی نکردن در مقابل آنها نشده است. افراد شرور و هولیگانی که به ماکابی تلآویو وابستهاند، از بسیاری از ورزشگاهها و شهرهای اروپایی اخراج شدهاند، با این حال، وقتی پلیس بیرمنگام امسال خواست شانس ناآرامی را در یک مسابقه در سال ۲۰۲۵ کاهش دهد، سیاستمداران بریتانیایی فریاد یهودستیزی سر دادند و عقل سلیم و ایمنی عمومی نادیده گرفته شد.
هنگامی که قرعهکشی ایرلند را در لیگ ملتهای اروپا به مصاف اسرائیل انداخت (این مسابقات پاییز امسال برگزار میشود)، دولت و فدراسیون فوتبال ایرلند بهانههای بیربطی آوردند که اصلاً قانعکننده نبود. «ورزش باید بالاتر از سیاست باشد» این را مدیر اجرایی فدراسیون فوتبال ایرلند گفت؛ سازمانی که سه سال پیش اجازه نداد کودکان روسی در رقابتهای اروپایی شرکت کنند. ممانعتی که رئیس یوفا آن را «تبعیض مستقیم» علیه کودکان روسی خواند. فدراسیون فوتبال ایرلند پس از تکرار خط لفظی دولت درباره اسرائیل، به شایستگی از سوی دولت پاداش گرفت و دوبلین به این نهاد بدهکار «مهلت اضافی» برای بازپرداخت وام ۱٫۵ میلیون یورویی داد. همدستی در جنایات جنگی برای فوتبال ایرلند سودآور بود.
اگر خشم جهانی از ویرانی بیوقفه غزه، حمله به لبنان و حملات به ایران برای فیفا دلیل کافی برای تجدید نظر در میزبانی یک رویداد بزرگ در آمریکا نیست، دیگر هیچچیز کافی نخواهد بود. در تاریخ فوتبال، هرگز جام جهانی به این اندازه پر از رسوایی و در عین حال کاملاً نادیده گرفته شده وجود نداشته است. در حالی که روسیه و قطر به درستی بنا به دلایل مختلفی – از حقوق بشر و حقوق کارگران گرفته تا تأخیر در ساختوساز و فساد در روند مناقصه – زیر ذرهبین بودند، نسخه آمریکا-کانادا-مکزیک در مقایسه با آنها کاملاً از هر گزندی مصون مانده است. هیچ نویسنده جریاناصلی فوتبالی در مورد ایمنی تماشاگران در آمریکا یا کانادا (در رابطه با جنگ علیه ایران) سوالی نپرسیده است. هیچ کشوری غیر از ایران اعلام نکرده که این مسابقات را تحریم خواهد کرد. و ایران نیز تنها پس از تهدید ترامپ این کار را انجام داد.(ایران که یک گل به خودی شرم آور زد و تیمش را به مهمانی آمریکا فرستاد که فرشتگان نیناب و هزاران هم وطن ما و آیت الله خامنه ای و دهها مقام نظامی عالیرتبه را به قتل رسانده است – مترجم)
فوتبال در یک حباب خودشیفته، خودمشغول و منزوی زندگی میکند. این ورزش در همه سطوح – از دوپینگ و تبانی گرفته تا کودکآزاری و پولشویی – آکنده از فساد است، با این حال هیچ لحظهای بهتر از حال حاضر برای کسانی که واقعاً عاشق این ورزش هستند وجود ندارد تا صدای خود را به گوش دیگران برسانند. اجازه دادن به آمریکا و کانادا برای میزبانی جام جهانی امسال، اوج فوتبال و اوج جنون است. جان انسانها به خطر میافتد، میراثها نابود میشوند و تنها امتناع کشورهای واجد شرایط از شرکت در مسابقات است که میتواند تأثیرگذار باشد. و شانس وقوع این اتفاق؟ به اندازه شانس نشستن من به جای جیانی اینفانتینو به عنوان رئیس فیفا: صفر.
