عصر هوش مصنوعی؛ فرجام توده‌ها و تدبیر مائو تسه-تونگ در مواجهه با آن

پایگاه اینترنتی اتوپیا چین (وو یو جی شیانگ )
ترجمه مجله جنوب جهانی
منبع: تارنمای مرجع علوم نظری و سرخ

رهبر بزرگ دیگر در میان ما نیست؛ حال، توده‌های گرامی و مردمان عامی را چه تکلیف است؟ آیا باید دست روی دست گذاشت، در انفعال مفرط مأوا گزید، به انتظار نابودی نشست و چشم به راه اعانه و دستگیری ناجی غیبی ماند؟ یا آنکه شایسته است با گام نهادن در مسیر هدایت‌گر آن پیر فرزانه، فعالانه به مواجهه با تحولات برخاست و در خط مشیِ «اتحاد برای نجات خویشتن» گام برداشت؟
با شتاب‌گرفتن روزافزون عصر هوش مصنوعی، ساختارها با سرعتی تام به سوی اتوماسیون کامل و حذف عامل انسانی پیش می‌روند. جایگزینی مشاغل ساده و تکرارشونده توسط هوش مصنوعی، دگرگونی گریزناپذیری است و حتی مناصب پیچیده و تخصصی نیز در معرض رقابت با این پدیده قرار گرفته‌اند؛ میدان کارزاری که انسان در آن رمق و مزیتی برای رقابت ندارد. در این میان، جبهه سرمایه‌داری در ضیافت پرطمطراق خود به شادمانی نشسته و هر یک از قطب‌های آن در صدد بلعیدن سهمی بزرگتر از این مائده سرشارند؛ اما توده‌های رنج‌دیده، با بیم و هراسی نهفته در دل، نیک احساس می‌کنند که این تکاپوی نوین فناوری، بشارتی برای سعادت آنان به همراه نخواهد داشت.
جهش‌های پیاپی هوش مصنوعی سبب شده است تا بخش اعظمی از مشاغل، به ماشین‌هایی واگذار شود که نه طالب دستمزدند، نه مرخصی می‌طلبند و نه هرگز به استراحت نیاز دارند. این بحران صرفاً گریبان‌گیر طبقه کارگران دست‌ورز (یقه‌آبی‌ها) نیست، بلکه سرنوشت کارمندان دفتری (یقه‌سفیدها) و حتی مدیران ارشد (یقه‌طلایی‌ها) را نیز در هاله‌ای از ابهام و سرگردانی فرو برده است. فارغ از اصحاب سرمایه که به طمع سودهای کلان و نجومیِ حاصل از این طوفان فناورانه در وجد و سرورند، چگونگی زیست و اساساً بقای طبقات غیرسرمایه‌دار — اعم از کارگران، کارمندان و متخصصان — به پرسشی بنیادین و حیاتی بدل گشته است. به ویژه آنکه آینده طبقات فرودست و نسل‌های آتی آنان چه خواهد شد و کجاست؟ این امری است که اندیشیدن و تدبیرِ پیش‌دستانه برای آن ضرورتی مطلق دارد.
در نظام سرمایه‌داری، تنها غایت کارفرمایان، سودآوری صِرف است و آنان هرگز دغدغه آینده کشور، توسعه اجتماعی و معیشت توده‌ها را نخواهند داشت؛ اما برای چینی که پرچمدار سوسیالیسم است، غفلت از این امور به هیچ روی پذیرفته نیست. حزب و دولت موظفند در بحبوحه این فوران فناورانه، چگونگی صیانت از منافع مردمانی را که معیشتشان به مخاطره افتاده است، فوراً پیش‌بینی و بررسی کنند.
گاه با خود می‌اندیشم که اگر رئیس مائو در این عصر هوش مصنوعی حضور داشت، چگونه با آن مواجه می‌شد؟ آیا آن بزرگمرد، فناوری هوش مصنوعی را به مثابه ابزاری برای رهایی کارگران، دهقانان و تمامی زحمت‌کشان به کار نمی‌بست؟ گمان واثق دارم که ایشان با اولویت دادن به حفظ منافع خلق، ماشین‌ها را جانشین کارهای شاق و طاقت‌فرسای مردمان می‌کرد تا از شدت کار کاسته و ساعات آن را تقلیل دهد؛ تا خلق بتواند طعم حقیقی خوشبختی ناشی از پیشرفت علمی را بچشد و با فراغ بال، وقت و توش و توان خود را صرف زندگی، تفریح و فرادهی دانش کند. اما افسوس که آن رهبر والامقام دیگر در میان ما نیست؛ اکنون وظیفه ما عامه مردم چیست؟ آیا باید در انفعال تمام عیار تسلیم مرگ شویم یا چشم به اعانه‌های دولتی بدوزیم؟ یا اینکه با پیروی از راه روشن او، فعالانه با شرایط جدید روبرو شده و دست به خودیاری و اتحاد جمعی بزنیم؟
اما طریق این خودیاری چیست؟ فراتر از مطالبه از دولت جهت مهار توسعه بی‌ضابطه سرمایه، کاهش شکاف طبقاتی و پیشبرد سیاست «رفاه و شکوفایی مشترک»، گام اساسی دیگر همانا حمایت قاطع از توسعه «اقتصاد تعاونی و جمعی» است تا از این طریق به توده‌ها یاری رسانده شود که به طور خودجوش برای بقا متحد گردند و اقتصاد جمعی نوینی را در بستر شهر و روستا پایه‌گذاری کنند. این اقتصاد جمعی نوین باید بر پایه اصول «حفاظت از محیط زیست، سلامت و خیر عمومی» استوار باشد، نه آنکه شتاب‌زدگی در توسعه و کسب سودهای کلان را هدف خود قرار دهد. در این ساختار، بخش کشاورزی (بخش اول) به عنوان زیربنا، و بخش‌های صنعت و خدمات (بخش دوم و سوم) به مثابه دو بال آن عمل خواهند کرد تا محوریت اصلی که همان تأمین نیازهای حیاتی و معیشتی است، محقق گردد. همچنین بخش‌های تفریحی، امور سالمندان و آسایشگاهی هسته مرکزی آن را تشکیل داده و امور تجاری و لجستیک مکمل آن خواهند بود تا از رهگذر کلان‌برنامه «احیای روستاها»، اقتصاد تعاونی قوت و اعتلا یابد.
این اقتصاد تعاونی و جمعی، بخش اعظمی از هزینه‌های آموزش، بهداشت و مسکن هر یک از اعضا را متقبل خواهد شد؛ اقدام به تأسیس مطبخ‌ها و غذاخوری‌های عمومی خواهد کرد تا صرفه‌جویی اقتصادی و فرهنگ تغذیه سالم نهادینه شود؛ به ازای هر فرد حدود ۳۰ متر مربع مسکن با اجاره‌بهایی منصفانه فراهم می‌سازد و بار تکفل سالمندی و تأمین معیشت پایدار اعضا را بر عهده می‌گیرد تا هرگونه دغدغه و اندیشه فرساینده نسبت به آینده محو گردد. این ساختار همچنین در تمامی عرصه‌های اقتصادی اعم از مراقبت‌های پزشکی، تولید غذای سالم، کترینگ و هتل‌داری، گردشگری، حمل‌ونقل و لجستیک، سرمایه‌گذاری مالی و آموزش‌های علمی-فناوری مشارکتی فعال خواهد داشت.
مدیریت، توسعه و انضباط‌بخشی این اقتصاد تعاونی به طور کامل و مستقل بر عهده خودِ اعضا خواهد بود؛ ساختاری که مرکزیت آن روستا، بستر آن زمین، پیونددهنده آن سرمایه و پشتیبان آن بنگاه‌های تولیدی تعاونی است. هدف نهایی این راهبرد، نیل به رفاه مشترک و تثبیت یکی از عالی‌ترین اشکال مالکیت عمومی است تا بدین‌وسیله، برای توده‌های وسیع پادون و نسل‌های آینده آنان، فضایی امن و پایدار برای زیست و بقا خلق شود.
شعار و مأموریت بنیادین بنگاه‌های اقتصاد جمعی چنین است: خدمت به خلق، مالکیت مشاع و بهره‌مندی همگانی!

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب