
پایگاه اینترنتی اتوپیاچین
(وو یو جی شیانگ )
نگارنده: سرباز کوچک رونجین (روانژیشیائوبینگ)
ترجمه مجله جنوب جهانی
سالهای پایانی حیات مائو تسه-تونگ، درخشانترین و شکوهمندترین برهه در تاریخ چین به شمار میرود. هرگونه برخورد سطحی، تحریف، و سیاهنمایی علیه شخص وی، در نهایت امر بیثمر و مایه ابطال خواهد بود.
اکنون چهل و هشت سال از رحلت مائو تسه-تونگ میگذرد. در مطلع این چهل و هشت سال، دستان تحریفگر به مسخ تاریخ یازیدند، حقیقت در محاق کتمان فرورفت و لایههای انباشته از اکاذیب پدیدار گشت تا مگر حافظه جمعی مردمان را از آن عصر سترگ و ژرفترین دگرگونی اجتماعی تهی سازند. با این حال، آنان که آن دوران را به واقع زیستهاند، هرگز دستخوش نسیان نخواهند شد و کسانی که تاریخ را با دیدی عمیق و اصیل خواندهاند، این روایتهای معوج و واژگون را برنخواهند تافت.
دوران سالخوردگی و فرجامین سالهای حیات رئیس مائو، مظهر تجلی نورانیترین و پرشکوهترین مقطع زندگانی اوست. وی بسان برخی حاکمان، اریکه قدرت و اوج جاهوجلال را بستر تنآسایی و کامجویی خویش قرار نداد، بلکه همواره و خستگیناپذیر در اندیشه آینده چین بود. او مخاطرات پیشرو را به وضوح رصد میکرد؛ جریان خزنده و پنهان بازگشت به سرمایهداری در درون حزب در حال غلیان بود و گروهی از فرصتطلبان که تفکر انحطاطی «تولید ناتوان، خرید آسان» بر ذهنشان سیطره داشت، در صدد برآمدند تا ارکان بنیادین سوسیالیسم را فروپاشند و چین را بار دیگر به بیراهه استثمار و بیعدالتی گذشته سوق دهند. مائو هرگز تسلیم این وضع نشد و قاطعانه از ایستادن در صف تماشاچیان امتناع ورزید.
از این رو، وی جنبش تودهای بینظیر و بیسابقهای را بنا نهاد؛ انقلابی برخاسته از بطن تودهها که در آن، کارگران، دهقانان و آحاد طبقات فرودست چین برای نخستین بار در کانون و صحنه مرکزی تاریخ ایستادند. آنان به نقد امتیازات ویژه پرداختند، با فساد به مبارزه برخاستند و تمام ساختارهای کهنهای را که در صدد تحمیل سیادت خود بر تودهها بودند، در هم شکستند. این جنبش، آزمون بیسابقهای در جهت تحقق مساوات، چالشی جدی علیه تفرعن قدرت، و بازاندیشی عمیقی در قبال نظام دیوانسالاری (بروکراسی) بود.
در طول آن دهه، چرخه صنعت چین نه تنها دچار رکود و توقف نگشت، بلکه با شتابی شگرف و تحسینبرانگیز به پیش تاخت. توسعه میدان نفتی داچینگ با شکوه هرچه تمامتر جریان یافت و کشور توانست با اتکا به توان بومی خویش، معضل انرژی را مرتفع سازد؛ در مناطق روستایی، شمار کثیری از بنگاههای تولیدی وابسته به کمونها و دهستانها پایهگذاری شد که بهبود ملموس درآمد و رفاه دهقانان را به همراه داشت؛ توفیق پروژه «دو بمب و یک ماهواره» (تسلیحات هستهای و بالستیک) جهان را شگفتزده کرد و حصار انحصار تکنولوژیک غرب را به طور کامل درهم شکست. چین برای نخستین بار با تکیه صِرف بر بازوان خویش سرافراز ایستاد و این دستاوردهای درخشان، به هیچ روی قابل انکار نیستند.
آرمان نهایی رئیس مائو این بود که تودهها خود زمام اداره امور کشور را به دست گیرند و زحمتکشان مالکان واقعی جامعه باشند تا بدین وسیله، میلیونها انسانِ متعارف، شهامت پایمردی در برابر فساد و نظارت بر قدرت را بازیابند.
اگر امروز برخی با تمام قوا به زشتنمایی آن برهه از تاریخ روی آوردهاند، بدان سبب است که میدانند اندیشه رئیس مائو همچنان پیروان و مؤمنان بیشماری دارد؛ آنان از بیداری و آگاهی تودهها هراسانند. اما سیر خروشان تاریخ هرگز به عقب بازنخواهد گشت و مردمان برای همیشه سکوت نخواهند کرد. عظمت و بزرگی رئیس مائو سرانجام بازشناسی خواهد شد و حقانیت تفکر وی در سالهای پایانی عمرش، باری دیگر به اثبات خواهد رسید.
سالهای پایانی حیات مائو تسه-تونگ، درخشانترین و شکوهمندترین برهه در تاریخ چین به شمار میرود. هرگونه برخورد سطحی، تحریف، و سیاهنمایی علیه شخص وی، در نهایت امر بیثمر و مایه ابطال خواهد بود.
