کوبا، ونزوئلا نیست؛ الگوی استاندارد مداخله آمریکا در امور کشورهای قاره آمریکا با مانع جدی روبرو خواهد شد

خووژنگ یو، پژوهشگر مدعو در مؤسسه مطالعات مدیترانه، دانشگاه ژجیانگ خارجی

ترجمه مجله جنوب جهانی

در ۲۰ مه، فرماندهی جنوبی آمریکا اعلام کرد که ناوگان هواپیمابر «نیمیتز» وارد دریای کارائیب شده است. در همان روز، دادگاه فدرال فلوریدا از «رائول کاسترو»، رهبر ۹۴ ساله کوبا، به اتهاماتی جدید یاد کرد. روز بعد، نیروهای مسلح کوبا رزمایش دفاع هوایی با مهمات واقعی را آغاز کردند و سامانه‌های مدرن موشکی زمین به هوای S-125 روسی را به کار گرفتند. تحلیلگران بر این باورند که این رزمایش، حمله نظامی آمریکا به کوبا را شبیه‌سازی کرده است. در همان روز، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا، کوبا را «کشوری شکست‌خورده» خواند و گفت: «ما همواره نگاهمان به کوبا بوده است… پنجاه، شصت سال است که رؤسای جمهور پیشین به فکر اقدام بودند، اما به نظر می‌رسد سرانجام این من هستم که اقدام خواهم کرد… و با کمال میل چنین خواهم کرد.»

در ۲۲ مه، در میدان ضد امپریالیستی مقابل سفارت آمریکا در هاوانا، مردم کوبا با به اهتزاز درآوردن پرچم کوبا، علیه پیگرد قضایی «رائول کاسترو» تظاهرات کردند.

در هفته‌های اخیر، شمار پروازهای جاسوسی آمریکا در آب‌های ساحلی کوبا به شدت افزایش یافته است. این وضعیت شباهت زیادی به الگوی شناسایی پیش از عملیات نظامی آمریکا علیه ونزوئلا و ایران دارد و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدام نظامی بیشتر آمریکا را دامن زده است. ناظران نگرانند که به محض دستیابی آمریکا به آتش‌بس بلندمدت با ایران و آزادسازی منابع و توان نظامی، کوبا به «ونزوئلایی دیگر» تبدیل شود.

رئیس سیا، منطق مداخله استاندارد را به هاوانا منتقل کرده است

از زمان آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، فشار آمریکا بر کوبا در مقایسه با دوره نخست او به طرز چشمگیری افزایش یافته است. دولت ترامپ بارها علناً اعلام کرده که کوبا یک خطر بالقوه برای امنیت ملی آمریکاست. امروز، هدف اصلی سیاست دولت ترامپ کاملاً روشن است: وادار کردن دولت کنونی کوبا به انتقال قدرت، یا پذیرش بدون قید و شرط شرایط تعیین‌شده از سوی واشنگتن.

سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه کوبا، حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه در این مقطع زمانی خاص، برآیند ترکیبی از اراده شخصی تصمیم‌گیرندگان، ملاحظات انتخاباتی، بازتولید راهبرد منطقه‌ای آمریکا و اینرسی تاریخی طولانی است.

«روبیو»، که هم سمت وزیر امور خارجه و هم مشاور امنیت ملی را بر عهده دارد، موتور محرک سیاست سخت‌گیرانه کنونی آمریکا علیه کوباست. او که یک سیاستمدار کوبایی-آمریکایی متولد فلوریداست، ده‌هاست که تغییر رژیم در کوبا را به عنوان یک آرمان سیاسی دنبال می‌کند. روبیو اکنون به قدرت اجرایی واقعی در سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا دست یافته و از سقف اختیارات سیاستمداران کوبایی-آمریکایی در تاریخ فراتر رفته است. «آدولفو فرانکو»، مشاور راهبردی حزب جمهوری‌خواه، تحلیل می‌کند که اگر رژیم کنونی کوبا در دوره مسئولیت روبیو پایدار بماند، این برای کارنامه دیپلماتیک او یک نقص بزرگ و شکست محسوب خواهد شد. «خوان گونزالس»، مدیر ارشد پیشین شورای امنیت ملی برای نیمکره غربی در دولت بایدن، نیز گفت که کوبا به ابزاری کلیدی برای «روبیو» جهت ساختن میراث سیاسی خود تبدیل شده است و هم‌اکنون تمام مسیرهای اجرایی سیاست آمریکا در قبال کوبا، حول محور فشار برای سرنگونی رژیم کنونی این کشور طراحی می‌شود.

سیاست فشار حداکثری ترامپ بر کوبا، نتیجه محاسبه دقیق منافع سیاسی داخلی و راهبردی ژئوپلیتیک آمریکاست. در سطح داخلی، شهرستان میامی-دید در فلوریدا، محل تجمع رای‌دهندگان کوبایی-آمریکایی و ستون اصلی پایگاه انتخاباتی جمهوری‌خواهان در فلوریداست. ادامه فشار بر کوبا در داخل آمریکا تقریباً بدون هیچ مقاومت سیاسی است و به منافع حیاتی سایر قدرت‌های بزرگ نیز لطمه نمی‌زند؛ از این رو، یک اقدام سیاسی با هزینه کم و سود بالاست. در سطح راهبردی منطقه‌ای، آمریکا مداخله در امور داخلی ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶ را که به عقب‌نشینی دولت مادورو و روی کار آمدن نیروهای طرفدار آمریکا انجامید، به عنوان یک الگوی استاندارد برای دخالت در امور کشورهای منطقه قاره آمریکا تثبیت کرده است.

«رادکلیف»، رئیس سازمان سیا، که به تازگی به کوبا سفر کرده، این منطق مداخله استاندارد را به روشنی برای مقامات کوبایی تشریح کرده است. همزمان، آمریکا با اعزام ناوگان ضربتی «نیمیتز» به جنوب دریای کارائیب، بازدارندگی نظامی دائمی علیه کوبا برقرار کرده است. وزارت دادگستری آمریکا نیز تحقیقات مربوط به سرنگونی هواپیمای سسنا در سال ۱۹۹۶ را از سر گرفته و علیه «رائول کاسترو» اتهامات قتل مطرح کرده است. به عبارت ساده، آمریکا با دو ابزار «تهدید نظامی» و «تضعیف مشروعیت حقوقی رژیم کوبا»، در تلاش است تا در داخل کوبا نیروهای نماینده‌ای را پرورش دهد که بتوانند با واشنگتن در تغییر رژیم همکاری کنند و زمینه را برای مداخله بعدی فراهم آورند.

اقدامات فشارآمیز آمریکا علیه کوبا، در اصل تداوم طرز فکر هژمونیک واشنگتن در قبال امور نیمکره غربی طی صد سال اخیر است. از اعلام دکترین مونرو در ۱۸۲۳ تا تصویب متمم پلات پس از جنگ آمریکا و اسپانیا، آمریکا همواره مدعی «حق ویژه» خود برای هدایت تحولات سیاسی کوبا بوده است. پس از پیروزی انقلاب کوبا در ۱۹۵۹، تحریم شصت‌ساله آمریکا و سیاست فشار حداکثری کنونی، همگی تجلی عملی این سنت هژمونیک و اینرسی تاریخی است.

در حال حاضر، تیم تصمیم‌گیرنده آمریکا بر این باور است که کوبا در آسیب‌پذیرترین مرحله رشد خود در چند دهه اخیر قرار دارد. این امر، هواداران سرسخت آمریکایی را به این گمان انداخته که پنجره فرصت برای تغییر رژیم در کوبا گشوده شده است.

آیا کوبا به ونزوئلایی دیگر تبدیل خواهد شد؟

این که آیا دولت ترامپ می‌تواند الگوی مداخله در ونزوئلا را در کوبا تکرار کند، به تفاوت‌های اساسی ساختاری دو کشور بستگی دارد.

در ونزوئلا، عامل تعیین‌کننده در تغییرات، یک عملیات نظامی تمام‌عیار نبود، بلکه شکاف داخلی و تغییر وفاداری جناح‌های قدرت بود. دولت مادورو از جناح‌های متعدد و گاه متعارضی تشکیل شده بود. وقتی برخی از این جناح‌ها از اردوگاه اصلی جدا شدند و به تغییر حاکم رضایت دادند، آمریکا بدون نیاز به هزینه اشغال و استقرار طولانی‌مدت نیرو، توانست قدرت را منتقل کند. در مقابل، معماری سیاسی کوبا کاملاً متفاوت از ونزوئلاست. نظام حاکمیتی کوبا بر سه رکن کلیدی استوار است: حزب کمونیست، نیروهای مسلح و وزارت کشور. این سه رکن از انسجام فکری بالایی برخوردارند و تا امروز نشانه آشکاری از تفرقه داخلی در آنها دیده نشده است. «ریکاردو زونیگا»، مقام پیشین دولت اوباما، معتقد است که در شرایطی که افق روشنی برای بهبود وضعیت به چشم نمی‌خورد، مقاومت سرسختانه رژیم کنونی کوبا یک انتخاب عقلانی است و فشار خارجی تنها این عزم را مستحکم‌تر خواهد کرد.

دوم، وضعیت مخالفان داخلی. ونزوئلا هنوز فضایی برای فعالیت مخالفان، انتخابات و رقابت سیاسی حفظ کرده است و دست‌کم یک آلترناتیو سیاسی در داخل کشور وجود دارد که ادعای نمایندگی از طریق انتخابات را دارد و از سوی جامعه بین‌المللی قابل شناسایی است. اما کوبا در ۶۷ سال گذشته هرگز اجازه فعالیت مخالفان سازمان‌یافته را نداده است. اگر آمریکا به اجبار رژیم کنونی کوبا را سرنگون کند، در حال حاضر هیچ گروه یا نیروی سازمان‌یافته‌ای در این کشور وجود ندارد که بتواند مسئولیت اداره امور را بر عهده گیرد. «برایان فینوکین»، حقوقدان پیشین وزارت خارجه آمریکا، این را مهم‌ترین تفاوت میان کوبا و ونزوئلا می‌داند: در کوبا، تغییر رژیم نه به یک انتقال آرام قدرت، بلکه به خلأ حاکمیتی منجر خواهد شد.

ونزوئلا از منابع طبیعی غنی مانند نفت و معادن برخوردار است و بخش خصوصی در آن از پویایی قابل توجهی برخوردار است. پس از کنار رفتن مادورو، پالایشگاه‌های آمریکایی بلافاصله توانستند بار دیگر نفت ونزوئلا را وارد کنند. آمریکا هم می‌تواند از منافع اقتصادی برای جلب همکاری دولت جدید استفاده کند و هم با تکیه بر منافع تجاری، رفتار آن را مهار نماید. در مقابل، کوبا فاقد منابعی در این ابعاد و اندازه است و شرکت‌های کلیدی کنترل‌کننده اقتصاد ملی این کشور نیز تحت تحریم‌های آمریکا قرار دارند. افزون بر این، قانون «هلمز-برتون» مصوب ۱۹۹۶ یک محدودیت سخت ایجاد کرده است: این قانون رفع محاصره تجاری علیه کوبا را منوط به انجام اصلاحات سیاسی از جمله تشکیل دولت منتخب و مردمی در کوبا کرده است.

در جریان مداخله در ونزوئلا، دولت ترامپ ۱۵۵ فروند هواپیمای نظامی منطقه‌ای را به کار گرفت، ناو هواپیمابر هسته‌ای «فورد» را از اروپا به دریای کارائیب گسیل داشت و سه فروند ناو تهاجم آبی-خاکی همزمان تفنگداران دریایی را در منطقه مستقر کرد. این بزرگ‌ترین استقرار نظامی آمریکا در آمریکای لاتین طی چند دهه اخیر بود. اما اکنون، شدت بازدارندگی نظامی علیه کوبا بسیار کمتر از سطح استاندارد پیشین است. ناو «نیمیتز» که به تازگی وارد دریای کارائیب شده، تنها در حال انجام مأموریت معمول گشت‌زنی پیش از بازنشستگی است و نیروی نظامی مستقر آمریکا در کارائیب در مقایسه با دوره تحولات ونزوئلا به طور محسوسی کاهش یافته است.

علاوه بر تعداد نیروها، ویژگی‌های منحصربه‌فرد ارتش کوبا نیز نباید نادیده گرفته شود. انسجام ایدئولوژیک این نیرو بسیار فراتر از ارتش ونزوئلاست. ده‌ها نظامی کوبایی که برای کمک به دفاع از ونزوئلا به آن کشور اعزام شده بودند، در درگیری‌ها جان باختند و بازماندگان تاکتیک‌های رزمی آمریکا را به کشور خود منتقل کرده‌اند. همکاری اطلاعاتی طولانی‌مدت کوبا با کشورهای مختلف، قابلیت‌های اطلاعاتی، نظارتی و امنیتی بومی این کشور را در رتبه اول منطقه قرار داده است. «برایان لاتل»، تحلیلگر پیشین سیا، اشاره می‌کند که «رائول کاسترو» خود ارتش کوبا را بنا نهاده و دارای درجه نظامی چهار ستاره است؛ ارزیابی وفاداری ارتش کوبا را نمی‌توان با معیارهای ونزوئلا سنجید.

هنگامی که دولت ترامپ در ابتدای سال در امور ونزوئلا دخالت کرد، روسیه واکنش سختی نشان نداد. تحلیل رایج آن بود که روسیه درگیر جنگ اوکراین است و توانایی حمایت مؤثر از متحدان خود را ندارد. اما در ۲۱ مه، «زاخارووا»، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، رسماً اعلام کرد که مسکو از کوبا حمایت عملی خواهد کرد. روسیه پیشتر اقدامات کمکی متعددی را اجرایی کرده بود: در مارس یک فروند نفت‌کش به بندر ماتانزاس کوبا فرستاد تا کمبود انرژی را جبران کند و در آوریل یک محموله دیگر نفت را راهی کوبا کرد. هرچند این محموله‌ها نمی‌توانند معماری کلان راهبردی را تغییر دهند، اما موضع حمایتی روسیه اعتماد رژیم کوبا را برای مقابله با فشارهای خارجی بسیار افزایش داده است. هرچه آمریکا فشار بر کوبا را بیشتر کند، روسیه بیشتر می‌تواند از کوبا برای ساختن وجهه بین‌المللی خود به عنوان سدی در برابر هژمونی خارجی بهره ببرد و منافع سیاسی کسب کند.

در نهایت، در خود آمریکا، حتی اگر کپی کردن الگوی ونزوئلا به تغییر رژیم در کوبا منجر نشود، دولت ترامپ همچنان از چنین اقداماتی منافع واقعی خواهد برد: جلب آرای رای‌دهندگان کوبایی-آمریکایی در فلوریدا، تقویت پایگاه سیاسی داخلی، تداوم میراث سیاسی خود و همزمان، منحرف کردن توجه افکار عمومی از بحران خاورمیانه.

با این حال، عملیات نظامی آمریکا علیه ایران قیمت جهانی نفت را بالا برده و مستقیماً موجب کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها شده است. کسری بودجه آمریکا نیز به رکورد تاریخی خود رسیده و هزینه‌های روزانه عملیات نظامی در خارج از کشور می‌تواند به میلیاردها دلار برسد. به همین دلایل، «دسانتیس»، فرماندار فلوریدا، درباره اقدام نظامی علیه کوبا موضعی محتاطانه در پیش گرفته است. او علناً اعلام کرده که تغییر اجباری رژیم در کوبا با خطرات عظیمی همراه است و تجربه نشان داده مداخلات مشابه در گذشته نتایج مطلوبی برای آمریکا به همراه نداشته است.

پس از تغییر رژیم در ونزوئلا، پایه‌های نظام پیشین از بین نرفت و جناح‌های مختلف قدرت به طور موقت کنار آمدند و به احتمال زیاد پس از پایان دوره دوم ترامپ به تدریج وضعیت پیشین خود را بازخواهند یافت. همین مسئله، یعنی حل مسئله رهبری بدون ریشه‌کن کردن نظام، در کوبا نیز تکرار خواهد شد.

در دوران مشکلات اقتصادی کوبا در دهه ۱۹۹۰، ده‌ها هزار شهروند کوبایی با قایق‌های کوچک عازم خارج از کشور شدند. اگر فشار خارجی از تحمل رژیم کنونی کوبا فراتر رود و به یک انتقال آرام قدرت منجر نشود، صدها هزار نفر دیگر به سوی سواحل فلوریدا خواهند رفت. این سناریو با سیاست مهاجرتی دولت ترامپ که در آن بر کنترل مرزها تأکید می‌شود، در تضاد شدید قرار خواهد گرفت و مسئله مهاجرت، خود یکی از برگ‌های برنده جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای است.

«باراک اوباما»، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، یک بار گفت: «تلاش برای به لبه پرتگاه کشاندن کوبا به نفع آمریکا و نه به نفع مردم کوبا نیست. ما هرگز نمی‌توانیم تاریخ مشترکمان را محو کنیم. کوبا شأن و استقلال خود را سزاوار است.» اما دولت ترامپ اکنون به همان دیدگاه نو استعماری آمریکا نسبت به کوبا بازگشته است که مدعی است واشنگتن می‌تواند هرگونه که می‌خواهد با این جزیره رفتار کند.

برای دولت ترامپ، عملیات به سبک ونزوئلا در کوبا احتمالاً اقدامی بسیار افراطی به نظر می‌رسد. تصویر دستبند زدن به یک پیرمرد ۹۴ ساله، هرگز به اندازه بازداشت «مادورو» در افکار عمومی آمریکا محبوبیت نخواهد داشت. «میگل دیاس-کانل»، رئیس‌جمهور کوبا، در شبکه اجتماعی X نوشت: «تهاجم نظامی آمریکا به کوبا، کشتاری خونین با پیامدهای غیرقابل تصور را رقم خواهد زد.» و همان طور که شصت و پنج سال پیش، حمله ناموفق آمریکا به خلیج خوک‌ها نشان داد، مردم کوبا همچنان آماده دفاع از استقلال و حق تعیین سرنوشت خود هستند.

(مقاله برگرفته از پایگاه خبری «پرشن»؛ نویسنده: «خووژنگ یو»، پژوهشگر مدعو در مؤسسه مطالعات مدیترانه، دانشگاه ژجیانگ خارجی)

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب