غزه: آخرین تماس تلفنی هند رجب و سکوت سوئد

در


ماتس سونسون
فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

«هند رجب» هرگز بحث‌های استکهلم را نشنید. او نام وزیران «بنیامین دوسا» و «اولف کریسترشون» را ندانست. او تنها شش سال داشت. فقط می‌خواست کسی نجاتش بدهد.

دخترکی شش‌ساله در خودرویی گیر افتاده بود که اجساد خانواده‌اش دورش را گرفته بودند. ساعت‌ها از پشت خط تلفن التماس کرد که کسی به دادش برسد. مادرش را صدا زد. خواهش کرد تنهایش نگذارند. تا این که سرانجام خط سکوت کرد. نام او «هند رجب» بود.

– – ماتس سونسون، دیپلمات سابق سوئدی، از سال ۲۰۰۳ اشغال مداوم فلسطین را دنبال کرده است. او نویسنده کتاب «جنایات، قربانیان و شاهدان – آپارتاید در فلسطین» است. (انتشارات ریل آفریقا) و «آپارتاید یک جنایت است – پرتره‌هایی از اشغال اسرائیل» (کونپرس، ۲۰۲۰). ماتس این مقاله را به وب‌سایت Palestinchronicle.com ارائه کرده است. برای تماس با ماتس می‌توانید به آدرس ایمیل isbjorn2001@hotmail.com مراجعه کنید. 

لحظاتی هست که آمارها دیگر کارایی ندارند. لحظاتی که عباراتی همچون «تلفات غیرنظامیان» یا «بحران انسانی» به شکلی هولناک نارسا می‌شوند. داستان «هند رجب» یکی از همان لحظات است.

چرا که پشت هر عدد، کودکی نشسته با یک نام، یک صدا، خانواده‌ای و آینده‌ای که می‌بایست می‌بود. اما آیندۀ هند هیچ‌گاه رقم نخورد.

من با دختر پانزده‌سالۀ خود در جشنوارۀ فیلم فلسطینِ نوردیک در فیلم «صدای هند رجب» شرکت کردم. این فیلم ساعات پایانی زندگی دخترک شش‌سالۀ فلسطینی را بازمی‌سازد؛ دختری که در غزه، درون خودرو، میان کشته‌های خانواده‌اش گیر افتاده و در حالی که نیروهای اسرائیلی در اطرافش عملیات می‌کردند، از طریق تلفن فریاد کمک می‌کشید.

سالن سینما جز صدای گریه ساکت بود.

دخترم گریست. زن کنار دستم گریست. خودم نیز احساس کردم آرامشم در حال فروپاشی است. صدای هراسان «هند» همۀ لایه‌های فاصلۀ سیاسی را از میان برداشت. دیگر خبری از محاسبات راهبردی نبود، نه از تعبیرهای دیپلماتیک خبری بود و نه از بیانیه‌های دولتیِ سنجیده. تنها کودکی بود که کمک می‌خواست، کمکی که هرگز نرسید.

«هند» در جایی از صحبت‌هایش نام مدرسه‌اش را می‌آورد: «کودکیِ شاد». توصیف وحشیانگی این جزئیات دشوار است. «کودکیِ شاد». دخترکی شش‌ساله در میان جنازه‌ها، به امید نمُردن.

این غزه است.

و «هند رجب» استثنا نیست. او چهره‌ای است در میان هزاران کودک فلسطینی که زندگی‌شان در سایۀ نظام اشغال، محاصره، آوارگی، آپارتاید و خشونت نظامی درهم شکسته شده؛ نظامی که دیرزمانی پیش از اکتبر ۲۰۲۳ وجود داشته است. ویرانی غزه از هیچ برنخاسته، بلکه اوج دهه�ها سیاستی است که به طور سیستماتیک امنیت، آزادی، کرامت و به‌تدریج خودِ زندگی را از فلسطینیان سلب کرده است.

امروز غزه صرفاً یک بحران انسانی را تجربه نمی‌کند، بلکه شاهد ویرانی جامعۀ انسانی در مقیاسی است که بسیاری از حقوقدانان بین‌المللی، پژوهشگران نسل‌کشی و سازمان‌های حقوق بشری استدلال می‌کنند با تعریف نسل‌کشی مطابقت دارد. فارغ از این که دولت‌ها حاضر به استفاده از این واژه باشند یا نه، واقعیت یکی است: کل یک جمعیت غیرنظامی در معرض شرایطی قرار گرفته که زیست عادی انسانی را ناممکن ساخته است.

در این بستر، «آنروا» صرفاً یک سازمان امدادی دیگر نیست، بلکه یکی از آخرین ساختارهایی است که غزه را زنده نگه داشته است. «آنروا» برای دهه‌ها به پناهندگان فلسطینی مدرسه، خدمات درمانی، کمک غذایی و خدمات پایه‌ی اجتماعی ارائه کرده است. در غزه، این نهاد چون ستونی اساسی برای بقای غیرنظامیان عمل کرده. بدون آن، رنج عمیق‌تر می‌شود، گرسنگی گسترش می‌یابد، نظام درمانی بیش از پیش فرو می‌پاشد، کودکان از دسترسی به آموزش محروم می‌شوند و جوامع یکی از معدود نهادهایی را از دست می‌دهند که هنوز در میانه‌ی یک فاجعه قادر به کار هستند.

این را می‌گویم زیرا خودم در غزه کار کرده‌ام.

مدارس «آنروا» را دیده‌ام. درمانگاه‌هایش را دیده‌ام. نقشی را که در زندگی روزمرۀ مردم عادی ایفا می‌کند، دیده‌ام. وقتی سیاستمداران در مورد تصمیمات مالی صحبت می‌کنند، از زبان سیاست سخن می‌گویند. اما مردمِ متأثر از آن تصمیمات، آنها را به شکل غذا، دارو، سرپناه یا نبود هر سه تا تجربه می‌کنند.

به همین دلیل، تصمیم سوئد در دسامبر ۲۰۲۴ برای قطع بودجۀ اصلی خود به «آنروا» را نمی‌توان صرفاً یک تعدیل معمول سیاسی تلقی کرد.

بین ۱۶ تا ۱۸ دسامبر ۲۰۲۴، «بنیامین دوسا»، وزیر همکاری‌های توسعه و تجارت خارجی سوئد، از اسرائیل و فلسطین دیدار کرد. روز پس از این سفر، دولت «اولف کریسترشون» اعلام کرد که سوئد حمایت اصلی خود را از «آنروا» قطع خواهد کرد.

زمان این تصمیم اهمیت دارد. این یک انتخاب سیاسی بود، انتخابی آگاهانه؛ انتخاب در آن لحظه‌ای که فاجعۀ انسانی غزه شتاب گرفته بود.

درست زمانی که کودکان کشته می‌شدند، بیمارستان‌ها فرو می‌ریختند، هشدار قحطی اعلام می‌شد و نیاز به کمک‌های بشردوستانه به سطحی بی‌سابقه در تاریخ مدرن فلسطین رسیده بود.

دقیقاً در آن لحظه، سوئد عقب‌کشیدن را برگزید.

دولت سوئد توضیحاتی ارائه کرد: اشاره به سازوکارهای نظارتی، نگرانی‌هایی نسبت به خود آژانس، کانال‌های جایگزین کمک و بازبینی‌های اداری. اما هیچ‌یک از این توضیحات واقعیت بنیادین را تغییر نمی‌دهد: کاهش حمایت از اصلی‌ترین شریان حیاتی یک جمعیت غیرنظامی تحت محاصره، پیامدهایی به دنبال دارد که کاملاً قابل پیش‌بینی است.

دولت‌ها اغلب پشت زبان تشریفات پناه می‌گیرند. از بازتخصیص سخن می‌گویند نه محرومیت، از تعلیق نه رها کردن، از بازبینی نه مسئولیت. اما واقعیت، دیوان‌سالارانه نیست. واقعیت، مادری است که نمی‌تواند برای بچه‌هایش غذا پیدا کند؛ واقعیت درمانگاهی است بدون دارو؛ واقعیت مدرسه‌ای است که نمی‌تواند کار کند؛ واقعیت دختر شش‌سال‌ای است که از میان ماشینی پر از مرگ فریاد کمک می‌کشد.

نه، سوئد «هند رجب» را نکشت. اما پرسش این نیست که آیا سوئد مسئول مرگ اوست.

پرسش این است: آیا دولت‌هایی که آگاهانه نهادهای حیات‌بخش غیرنظامیان غزه را تضعیف می‌کنند، می‌توانند در مورد رنجی که در پی می‌آید صادقانه ادعای بی‌گناهی کنند؟

تصور این که مسئولیت تنها از آنِ کسانی است که ماشه را می‌کشند یا بمب می‌اندازند، آرامش اخلاقی عمیقی به همراه دارد. این تصور به دیگران اجازه می‌دهد در فاصله‌ای امن بایستند و اصرار کنند که تنها ناظرند.

اما تاریخ به ندرت چنین سخاوتمندانه قضاوت می‌کند.

نابودی جمعیت‌های غیرنظامی هرگز تنها با خشونت رقم نمی‌خورد. به تصمیمات سیاسیِ گرفته‌شده در دوردست میدان نبرد نیز وابسته است؛ تصمیماتی که تعیین می‌کند چه کسی حمایت شود، چه کسی کمک دریافت کند و چه کسی به حال خود رها گردد.

وقتی دولت‌ها حمایت خود را از نهادهایی که در میانه‌ی فاجعه‌ای انسانی غیرنظامیان را زنده نگه داشته‌اند، قطع می‌کنند، نه بازیگرانی بی‌طرف، بلکه مشارکت‌کنندگانی در شکل‌دهی به سرانجامِ ماجرا هستند.

این حقیقت ناخوشایندی است که صدای «هند رجب» ما را وادار به مواجهه با آن می‌کند.

«هند رجب» هرگز بحث‌های استکهلم را نشنید. او نام وزیران «بنیامین دوسا» و «اولف کریسترشون» را ندانست. او شش سال داشت. فقط می‌خواست کسی نجاتش بدهد. اما آن نجات ممکن نبود. آنچه ناممکن نیست، تصمیم‌گیری دربارۀ این است که آیا بازماندگان غزه سزاوار غذا، مدرسه، درمان و حمایت انسانی هستند یا نه. این تصمیم در استکهلم گرفته شد. کسانی که این تصمیم را گرفتند، نام دارند. و باید از آنان خواسته شود از آن دفاع کنند.

پانویس:
«ماتس سونسون»، دیپلمات سابق سوئدی، از سال ۲۰۰۳ اشغال فلسطین را دنبال کرده است. او نویسنده‌ی کتاب‌های «جنایت‌ها، قربانیان و شاهدان – آپارتاید در فلسطین» و «آپارتاید جنایت است – پرتره‌هایی از اشغال اسرائیل» می‌باشد. این مقاله به قلم او و با همکاری Palestinechronicle.com منتشر شده است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب