
برزیل کانون تنش خاکهای نادر میان چین و آمریکا؛ سرمایهگذاران غربی به امید تضعیف جایگاه پکن سرازیر شدند
گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
برزیل که پس از چین دارنده دومین ذخایر عظیم عناصر خاک های نادر در جهان است، اکنون به میدان کارزار ژئواستراتژیک قدرتهای بزرگ بدل شده است. کشورهای غربی با رصد فرصتهای سودآور و اهداف راهبردی، سرمایهگذاران خود را روانه این کشور آمریکای جنوبی کردهاند تا شاید بتوانند سلطه بلامنازع چین بر بازار مواد معدنی خاکهای نادر را به چالش بکشند؛ عناصری که ستون فقرات صنایعی چون تولید خودروهای برقی، توربینهای بادی و تسلیحات پیشرفته به شمار میروند.
روزنامه والاستریتژورنال در گزارش مورخ ۸ ژوئن ۲۰۲۶ خود فاش کرد که هدف غولهای معدنی غرب، صرفاً استخراج سنگ معدن نیست. مقامات دولتی و مدیران بخش خصوصی همصدا تاکید دارند که هدف غایی آنها، راهاندازی کارخانههای فرآوری پیشرفته است؛ مجموعههایی که نه تنها کار جداسازی و تولید فلزات خاکهای نادر را انجام دهند، بلکه در نهایت به فناوری ساخت آهنرباهای خاکهای نادر دست یابند. تحقق این برنامه، تهدیدی به مراتب جدیتر را متوجه پکن خواهد کرد. هرچند چین مالک نزدیک به نیمی از ذخایر جهانی این عناصر است، اما انحصار بیش از ۹۰ درصد از ظرفیت فرآوری و ساخت آهنرباهای دائمی جهان را در دست دارد و از این طریق، سلطهای بیرقیب بر زنجیره تأمین جهانی اعمال میکند.
این هجوم سرمایهها، برزیل را به خط مقدم نبرد واشنگتن و پکن بر سر تصاحب معادن استراتژیک تبدیل کرده است. ایالات متحده مدتهاست که در جستوجوی منابع جایگزین خاکهای نادر، پهنه گیتی را زیر پا گذاشته و با تزریق مالی به پروژههای گوناگون از آفریقا تا استرالیا، در تلاش است تا پایههای قدرت چین را سست کند.
با این همه، برزیل در برابر این فشارهای فزاینده قد علم کرده و از پیوستن به اتحاد معدنی تحت رهبری آمریکا سر باز زده است. مقامات برازیلیا با صراحت اعلام کردهاند که آغوش این کشور به روی سرمایهگذاران تمامی کشورهایی که مایل به مشارکت در توسعه صنعت خاکهای نادر برزیل باشند، باز است. الکساندر سیلویرا، وزیر معادن و انرژی برزیل، در مصاحبهای موضع کشورش را اینگونه تبیین کرد: «برزیل از سرمایهگذاری هر کشوری که حاکمیت ملی ما را محترم بشمارد، استقبال میکند. ما هماکنون به طور مستمر در حال مذاکره با بازیگران بینالمللی از جمله آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و دیگر طرفها هستیم.»
این گزارش به وضوح نشان میدهد که بزرگترین چالش پیش روی واشنگتن، «پافشاری سرسختانه برزیل بر اصل بیطرفی» و عدم تمایل این کشور به قطع یا محدودسازی دسترسی چین به منابع معدنی خود است. همزمان، پکن نیز بیوقفه در حال تحکیم موقعیت و توسعه سرمایهگذاریهای خود در بخش معدن برزیل است. در همین راستا، شرکت BYD به عنوان غول خودروسازی برقی چین، در کنار دیگر مجموعههای تولیدی این کشور، در حال تزریق آن دسته از سرمایههای صنعتی به برزیل هستند که این کشور آمریکای جنوبی سالها در آرزوی جذب آنها بوده است.
این روند، سناریویی را تقویت کرده که مایه نگرانی عمیق برخی مدیران اجرایی و سیاستگذاران غربی شده است: این احتمال که برزیل به یک قدرت نوظهور در عرصه عناصر خاکهای نادر تبدیل شود، اما لزوماً خود را در خدمت زنجیره تأمین غرب قرار ندهد. ریگ اسپنسر، از تحلیلگران ارشد موسسه مشاورهای کاناکورد (Canaccord)، در این زمینه معتقد است: «این یک فرصت طلایی و تاریخی برای برزیل است، اما گره کور ماجرا اینجاست که آنها تصمیم گرفتهاند در این نبرد ژئوپلیتیک، به هیچکدام از دو طرف متعهد نشوند.»
برتری ذاتی برزیل در معادن استراتژیک، طمع غرب را برانگیخته
غرب به طور طبیعی مجذوب پتانسیلهای بینظیر و خدادادی برزیل در حوزه معادن کلیدی شده است. رافائل مورنو، مدیرعامل شرکت استرالیایی ویریدیس که هدایت یک پروژه معدنی را در جنوب شرقی برزیل بر عهده دارد، میگوید: «ساختار زمینشناختی این منطقه در کلاس جهانی است. برزیل اکنون از تمام ظرفیتهای لازم برای ایفای نقشی به مراتب راهبردیتر در تأمین مواد خام حیاتی برای اقتصادهای غربی برخوردار است.»
شهر پوسوسدیکالداس که در دهانه یک آتشفشان باستانی و خاموش قرار دارد، به یکی از مراکز اصلی این جنبش توسعهای بدل شده است. تندیس باابهت مسیح منجی، گویی بر این پهنه غنی از رسوبات رسی یونی سایه افکنده است؛ رسوباتی که شرکتهای معدنی بزرگ جهان باور دارند قادرند نظم زنجیره تأمین جهانی را به کلی دگرگون کنند.
شرکت ویریدیس ماه گذشته کارخانه آزمایشی خود را در این شهر راهاندازی کرد و بر اساس برنامهریزیها، در نظر دارد تولید تجاری خود را از سال ۲۰۲۸ کلید بزند. این خط تولید شامل استخراج عناصر خاکهای نادر سنگین و کمیاب نیز خواهد بود؛ عناصری که نقش حیاتی در حفظ خاصیت مغناطیسی آهنرباها در دمای بالا ایفا میکنند و وجودشان برای ساخت طیف وسیعی از محصولات، از خودروهای برقی گرفته تا جنگندههای رادارگریز، الزامی است.
معادن تحت مدیریت ویریدیس، درست مانند بخش اعظمی از ذخایر خاکهای نادر برزیل، در دل لایههای رسی یونی نهفتهاند. مدیران ارشد این شرکت تاکید دارند که فرآوری این نوع ذخایر در مقایسه با معادن سنگسخت مرسوم در استرالیا و دیگر نقاط جهان، به مراتب ارزانتر و آسانتر است. از سوی دیگر، بهای اندک انرژی برقآبی، دستمزد پایین نیروی کار محلی و همجواری جغرافیایی با بازار تشنه ایالات متحده، اشتیاق سرمایهگذاران غربی را به اوج رسانده است.
برای سالیان متمادی، موضوع عناصر خاکهای نادر فراتر از محافل تخصصی معدنی، توجه چندانی را به خود جلب نمیکرد. اما این وضعیت در سال ۲۰۲۵ به طور ناگهانی دگرگون شد. در آن برهه، پکن در پاسخ به سیاست «چماق تعرفهای» دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، محدودیتهای صادراتی شدیدی را بر عناصر و آهنرباهای خاکهای نادر وضع کرد؛ اقدامی که به یکباره وابستگی شدید و بنبست راهبردی غرب در برابر چین را پیش چشم همگان عریان ساخت.
در پی این شوک، دولتها و کارخانجات غربی با شتابی مضاعف به دنبال یافتن شرکای جایگزین برآمدند.
دولت آمریکا در دوران ریاستجمهوری ترامپ، با ابزارهایی چون تزریق بودجههای حکومتی، انعقاد قراردادهای پیشخرید و تضمین قیمتهای کف بازار، تمامقد به حمایت از این صنعت برخاسته تا مانع از حذف رقبا توسط مکانیزمهای قیمتی چین شود.
اکنون سیل این سرمایهگذاریها به سوی برزیل سرازیر شده است. طبق ارزیابیهای سازمان زمینشناسی آمریکا، برزیل با دارا بودن نزدیک به ۲۱ میلیون تن ذخیره عناصر خاکهای نادر، حدود یکچهارم کل منابع جهان را در اختیار دارد. گزارشهای سازمان ملی معدن برزیل نیز نشان میدهد که از ابتدای سال ۲۰۲۳، بیش از ۳۰۰۰ درخواست برای صدور مجوز اکتشاف و مطالعه در این حوزه ثبت شده است؛ رقمی تکاندهنده در مقایسه با بازه طولانی ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۰ که کل درخواستها تنها ۴۷۶ مورد بود.
همزمان با فعالیت شرکتهای استرالیایی ویریدیس و متئوریک در معادن همجوار پوسوسدیکالداس، شرکت کانادایی آکلارا (Aclara) نیز در حال پیشبرد پروژه خود در ایالت گویاس است. افزون بر این، در آوریل ۲۰۲۶، شرکت خاکهای نادر آمریکا با تکیه بر حمایتهای مالی واشنگتن، موافقتنامه تصاحب گروه معدنی برزیلی سیرا ورده را به ارزش ۲.۸ میلیارد دلار امضا کرد.
گروه سیرا ورده در حال حاضر تنها تولیدکننده بزرگ در خارج از جغرافیای آسیاست که به فناوری استخراج عناصر خاکهای نادر از خاکهای رسی یونی دست یافته است. در کنار اینها، کنسرسیومهایی از کشورهای اروپایی نظیر بریتانیا و فرانسه نیز گامهای نخست را برای مشارکت در پروژههای اولیه برداشتهاند.
همکاری نزدیک چین و برزیل؛ لولا بر عدم حذف چین تأکید میکند
با ورود گسترده دولتها و غولهای صنعتی غرب به قلمرو برزیل، اکنون پرسش اساسی و چالشبرانگیز این است که گام بعدی چه خواهد بود.
امروزه بخش اعظم زنجیره تأمین عناصر خاکهای نادر در جهان، به ویژه در حلقههای فوقالعاده سودآور فرآوری — یعنی فرایند پیچیده تفکیک مواد به عناصر مجزا و تبدیل آنها به فلزات، آلیاژها و آهنرباهای کاربردی در قطعات الکترونیکی — همچنان در قبضه چین است. برزیل مصمم است سهمی جدی از این بازار پرمنفعت را از آن خود کند.
لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور برزیل، با قاطعیت اعلام کرده است که کشورش دیگر به نقش یک صادرکننده صرف مواد خام اکتفا نخواهد کرد. او از سرمایهگذاران بینالمللی میخواهد تا صنایع بومی فرآوری را در خاک برزیل پایهگذاری کنند تا از این طریق، بستر اشتغالزایی با ارزش افزوده بالا و انتقال فناوریهای نوین فراهم شود.
سرمایهگذاران بینالمللی انتظار داشتند که در جریان دیدار ماه گذشته لولا و ترامپ در کاخ سفید، موضوع معادن استراتژیک محور اصلی توافقات باشد، اما این نشست بدون دستاوردی ملموس در این زمینه پایان یافت. لولا پس از این دیدار صراحتاً اعلام کرد که برزیل در جذب سرمایه، هیچ امتیازی برای کشوری خاص قائل نیست: «ما هیچگونه سوگیری یا تبعیضی علیه هیچ طرفی نداریم.»
لولا فاش کرد که در گفتگو با ترامپ صراحتاً تاکید کرده است برزیل حق فرآوری داخلی منابع خود را زنده نگه خواهد داشت و درهای خود را به روی تمام کشورهایی که حاضر به توسعه خطوط فرآوری در خاک برزیل باشند باز میگذارد و هرگز دست به حذف چین نخواهد زد. او در جمع خبرنگاران یادآور شد که از سال ۲۰۰۸ به این سو، چین با پیشی گرفتن از ایالات متحده، به بزرگترین شریک تجاری برزیل تبدیل شده است؛ چرا که شرکتهای آمریکایی خود قافیه رقابت را در مناقصههای بزرگ منطقه باختند و عقبنشینی کردند.
در طول سالهای اخیر، پکن و برازیلیا مناسبات خود را در ابعادی کلان عمق بخشیدهاند. این همکاریها از مگاپروژههای زیرساختی مانند احداث نیروگاههای عظیم برقآبی فراتر رفته و به بازارهای مصرف، صنایع تولیدی، فناوریهای پیشرفته و حوزههای پزشکی ریشه دوانده است. همزمان، دیدارهای دیپلماتیک در عالیترین سطوح جریان دارد؛ به طوری که در آوریل ۲۰۲۳، لولا در رأس یک هیئت بلندپایه و بیسابقه راهی چین شد. با حفظ این شتاب در مناسبات دوجانبه، افق همکاریهای دو کشور در حال ورود به سطوح راهبردیتر و لایههای عمیقتر است.
گو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، پیش از این خاطرنشان کرده بود که چین و برزیل هر دو از قدرتهای تاثیرگذار بینالمللی و نمادهای برجسته «جهان جنوب» به شمار میروند. در فضای غبارآلود و پرآشوب سیاست بینالملل، دو کشور با حفظ ثبات راهبردی و همافزایی متقابل، گامهای مثبتی در جهت تحکیم صلح و پایداری جهانی برداشتهاند. پکن آمادگی کامل دارد تا در هماهنگی با برازیلیا، توافقات رهبران دو کشور را جامه عمل بپوشاند، همکاریها را به دستاوردهای عینی برساند، چندجانبهگرایی واقعی را محقق سازد، از جایگاه محوری سازمان ملل پاسداری کند و منافع مشروع کشورهای در حال توسعه جهان جنوب را تضمین نماید.
چالش چین در حوزه خاکهای نادر؟ آمریکا هنوز راهی دراز در پیش دارد
شرکت استرالیایی ویریدیس نیز همانند سایر بازیگران این عرصه، در ابتدا قصد داشت مواد خام حاصل از پروژه ۳۶۰ میلیون دلاری کولوسوس (Colossus) را مستقیماً صادر کند. بر اساس آن طرح، مواد معدنی استخراجشده قرار بود به کارخانه جداسازی شرکت سولوی (Solvay) — کنسرسیوم شیمیایی مشترک فرانسه و بلژیک — فرستاده شود.
اما اکنون این شرکت چشمانداز خود را تغییر داده و امیدوار است تا دهه ۲۰۳۰، بخشی از عملیات پیچیده فرآوری را در خود برزیل مستقر کند و به بازیافت ضایعات آهنربای تولیدشده در این فرآیند بپردازد. با این حال، مورنو، مدیرعامل ویریدیس، بدون پردهپوشی اعتراف میکند که شکلگیری یک زنجیره تأمین مستقل و خودکفا، فرآیندی بسیار زمانبر خواهد بود.
در این میان، روزنامه ساوث چاینا مورنینگ پست هنگکنگ در گزارش مورخ ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ خود فاش ساخت که دولت برزیل به عنوان یک پیششرط قطعی اعلام کرده است شرکتهای خارجی متقاضی ورود به بخش معادن استراتژیک و خاکهای نادر، ملزم به تعهد برای فرآوری در خاک این کشور هستند؛ ضابطهای سختگیرانه که معادلات رقابت میان قطبهای چینی و غربی را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تحلیلگران ارشد این صنعت همصدا تایید میکنند که اقدامات شرکت خاکهای نادر آمریکا، هنوز در مراحل بسیار ابتدایی خود قرار دارد و تا به چالش کشیدن هژمونی چین فرسنگها فاصله دارد.
آلوین کامبا، پژوهشگر غیرمقیم مرکز راهبرد و امنیت اسکوکرافت در شورای آتلانتیک، چالش اصلی واشنگتن را اینگونه تشریح میکند: «گلوگاه استراتژیک آمریکا در حلقههای میانی زنجیره تأمین… یعنی فرآوری و تصفیه نهفته است. ایالات متحده در این بخش، چه از نظر سطح فناوری، چه از نظر تربیت نیروی کار متخصص و چه از لحاظ قیمت تمامشده، به هیچ وجه توان رقابتپذیری ندارد.»
او در ادامه میافزاید: «پرسش بنیادین این است که آیا آمریکا و متحدان غربیاش اصولاً قادر خواهند بود ظرفیت صنعتی لازم را در بخش میانی ایجاد کنند تا بتواند خروجی معادن بالادستی را جذب و هضم کند یا خیر؟»
به باور کامبا: «پکن پس از سه دهه اجرای مستمر سیاستهای حمایتی و صنعتی دولت، توانسته فناوریهای جداسازی عناصر خاکهای نادر، فرآیندهای شیمیایی، دانش مهندسی و زنجیره نیروی انسانی متخصص را به طور کامل در انحصار خود درآورد. تنها راه درهمشکستن این تمرکز مطلق، ساخت یک زنجیره تأمین صددرصدی و یکپارچه از استخراج بالادستی تا صنایع پاییندستی است.»
کامبا در نهایت تاکید میکند که اگرچه ایالات متحده در مقطع کنونی حجم سرمایهگذاریهای خود را افزایش داده، اما دستیابی به ظرفیت صنعتی میانی در مقیاس بزرگ و رقابتی، مستلزم صرف زمان طولانی است.
