
ژانگ یانگ
ترجمه مجله جنوب جهانی
پایینترین سطح حاکمیت ملی، همان پایگاههای مردمی و محل خدمت به تودههاست. کارآمدیِ این سطح، با ثبات و آرامش پایدار کشور و خوشبختی و سلامت مردم رابطهای مستقیم دارد. به تازگی، دفتر کمیته مرکزی حزب و دفتر شورای دولتی «اقدامات مشخص برای به کارگیریِ فهرست وظایف و مسئولیتهای شهرکها و محلههای شهری» (از این پس «اقدامات مشخص») را منتشر کردهاند. با این اقدام، مرزهای انجام وظیفه در سطح پایه، به شکلی نظاممند و قانونمند تعیین میشود و معیاری برای انجامِ درستِ مسئولیتها پدید میآید. این ابتکار نه تنها گامی عملی برای گرهگشایی از معمایی به نام «ارابه کوچک اسب بزرگ را میکشد» (اشاره به حجم ناهماهنگ کار و توان در پایهها) در حکمرانی پایهای است، بلکه طرحی درازمدت برای استوار کردنِ بنیاد حکمرانی و پویاییِ پایهها به شمار میرود. همچنین نشانگر عزمی راسخ و رویکردی واقعبینانه از سوی کمیته مرکزی حزب برای تداوم مبارزه با فرمگرایی و کاستن از بار دوش پایههاست.
مدتهاست که ضربالمثل «بالا، هزار رشته نخ؛ پایین، یک سوزن» توصیف درستی از کار در سطح پایه بوده است. بسیاری از شهرکها و محلههای شهری زیر بار حجم انبوهی از کارها (که به صورت لایهلایه بر دوششان افزوده شده)، بازرسیها و سنجشهای گوناگون، و جدولها و گزارشهای رنگارنگ به ستوه آمدهاند و عملاً به «تهیهکننده مسئولیتهای بینهایت» بدل شدهاند. برخی از نهادهای بالادستی، هر طور شده، مسئولیت را با بهانههایی چون «واگذاری به مدیریت محلی»، «امضای تعهدنامه»، «تقسیم شاخصها»، «بازرسی و پذیرش» یا «نصب اجباری دستورالعمل بر دیوار» به پایینها منتقل میکنند. در برخی موارد، مرز انجام وظیفه چنان مبهم است که آنچه باید درست مدیریت شود، مدیریت نمیشود و آنچه نباید به آن پرداخت، با اکراه دنبال میشود. مدیران محلی در باتلاق امور روزمره گیر میافتند و فرصت پرداختن به مسئولیتهای اصلی، چون خدمت به مردم، را از دست میدهند. این وضع نه تنها انرژی پایهها را میگیرد و شوق کار و نوآوری را در مدیران میکاهد، بلکه کارآمدی حکمرانی پایهای را محدود کرده و بر حس رضایت و خوشبختی مردم اثر منفی میگذارد.
برای گشودن این گره چه باید کرد؟ «اقدامات مشخص» با سه فهرست، درمانی درخور ارائه میدهد: اجرای کامل فهرست وظایف اساسی، هماهنگی برای اجرای فهرست وظایف مکمل (همراهی)، و اتصال به فهرست وظایفی که به بالادست بازگردانده میشود. فهرست وظایف اساسی «زمینه مسئولیت» را مشخص میکند تا پایهها بر کارهای اصلی خود – مانند ساختن حزب، توسعه اقتصادی، خدمت به مردم، و ایمنی و حاکمیت قانون – متمرکز شوند و آنچه را باید انجام دهند، به درستی به انجام برسانند. فهرست وظایف مکمل، تقدم و تأخر مسئولیتها را روشن میسازد: نهادهای بالادستی موظفاند در زمینه آموزش، هدایت خطمشی، تأمین نیروی انسانی، سرمایهگذاری، تجهیزات و … از شهرکها و محلهها پشتیبانی لازم را به عمل آورند. این فهرست، مانع از آن میشود که نهادهای بالاتر تنها وظیفه تعیین کنند و خود را از قبول مسئولیت شانه خالی کنند. فهرست بازگردانیِ وظایف، آن دسته از مسئولیتهایی را که پایهها توان یا صلاحیت انجام آنها را ندارند، «به صاحب اصلی بازمیگرداند» و توزیع نیرو بهینه میشود. این سه فهرست، ریشه مشکلات را نشانه گرفتهاند: مرز مسئولیتها را روشن میکنند، از بار بیجهت میکاهند، و پشتوانهای محکم برای حرکتِ دقیقتر و کارآمدترِ پایهها فراهم میآورند.
جان هر نظامی به اجرای آن است و ارزش هر فهرستی به نتیجه عملی آن. هسته اصلی به کارگیریِ «فهرست وظایف و مسئولیتهای شهرکها و محلههای شهری»، روشن کردنِ روابط قدرت و مسئولیت و فعال کردن کارآمدی حکمرانی است. از یک سو، هر منطقه باید اجرای این فهرست را جزیی از مبارزه با فرمگرایی و کاستن از بار پایهها بداند و راههای نظارت و گزارشدهی مردمی را هموار سازد. مسائلی مانند «واگذاری خودسرانه وظیفه»، «دور زدن مسئولیت» و «اجرای صوری فهرست» باید با جدیت بررسی و اصلاح شوند. این قوانین سخت، فهرست را به نتیجه برساند و واقعاً کولهبار را از دوش مدیران محلی سبک کند. از سوی دیگر، خود مدیران پایه نیز باید با تکیه بر فهرست شفاف وظایف، بر کیفیت و کارآیی کار خود بیفزایند و تمرکز بیشتری بر توسعه و خدمت به مردم داشته باشند. به ویژه بر آن دسته از وظایف که حفظ معیشت مردم، ایمنی و پرهیز از عبور از خطوط قرمز را شامل میشود، به درستی عمل کنند تا حکمرانیِ پایه کارآمدتر و خدمت به مردم دلپذیرتر گردد.
پایگاههای مستحکم، کشور را نیرومند میسازد؛ پایگاههای آرام، آرامش جهانی را به ارمغان میآورد. اگر از فهرست به درستی بهره برده شود – چنانکه فهرست بدل به «قطبنمای انجام وظیفه»، «طلسمبند کاستن از بار» و «تعهدِ خدمت به مردم» برای پایهها گردد – آنگاه میتوان پیوسته بنیان حکمرانی پایهای را مستحکم ساخت و با حکمرانیِ پربازده، از «مدرنیزاسیون به سبک چینی» پاسداری کرد و آن را به سفری بالنده و باثبات بدل ساخت.
(تدوین: ژانگ یانگ)
