
محمد مرندی، پژوهشگر ایرانی: پیروزی ایران بر آمریکا «نقطه عطفی در تاریخ جهان» است؛ اروپا و آمریکا دیگر نمیتوانند اراده خود را به دیگران تحمیل کنند
به گزارش گوانچا / نوشته شیونگ چائوران
ترجمه مجله جنوب جهانی
در فضای سیاسی کنونی که فرهنگ «پیروزی به هر قیمت» حاکم است، تمام قدومهای کاخ سفید در راستای سیاستهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن را بهعنوان «پیروزی»ای برای طرف آمریکایی قلمداد میکنند. با این حال، همزمان با عمیقتر شدن شکافهای سیاسی در ایالات متحده، به نظر میرسد سایر طیفهای سیاسی در این کشور به اجماعی کاملاً متفاوت در این باره دست یافتهاند.
از رابرت کیگن، «پدرخوانده نئوکانها»، گرفته تا تاکر کارلسون، از چهرههای شاخص جنبش «آمریکا را دوباره عظمت بخشیم» (MAGA)، و از جفری ساکس، لیبرال جدیدی که امروزه حامی «توسعهگرایی جنوب جهانی» است، تا دوست و همفکر او، جان میرشایمر، پژوهشگر علوم سیاسی؛ همگی بر این باورند که ایران در این نبرد پیروز شده است.
روسایجمهور ایران و آمریکا این توافقنامه را بهصورت از راه دور امضا کردهاند و اگرچه دو طرف ۶۰ روز برای مذاکرات بیشتر زمان خریدهاند، اما همچنان تردیدهای فراوانی درباره امکانپذیری اجرای این توافق در محافل بیرونی وجود دارد. در همین راستا، محمد مرندی، پژوهشگر ایرانی، در گفتوگویی اختصاصی در تاریخ ۲۰ ژوئن با رسانه «برزیل ده فاتو» برزیل اظهار داشت که به دلیل ادامه حملات اسرائیل به لبنان، بخش بزرگی از مردم ایران نسبت به آینده این توافق احساس بیاعتمادی میکنند.
با وجود این، ایران همچنان بر اجرای این توافق شرطبندی کرده است. مرندی همهمانند برخی از سیاستمداران آمریکایی معتقد است: «این موضوع بیتردید پیروزی ایران است، زیرا آمریکا متعهد شده است تا اموال بهیغما رفته را بازگرداند… تحریمهای صادرات نفت و انرژی ایران را لغو کند، محاصره تنگه هرمز را پایان دهد و به نسلکشی در لبنان خاتمه بخشد.»
وی میافزاید که آمریکا تلاش کرد اقتصاد ایران را نابود کند، اما در این راه ناکام ماند و از این رو به دنبال دستیابی به توافق برآمد. او تصریح میکند: «در میز مذاکره نیز شاهد برتری ایران بودیم. به باور من، تمام این شواهد نشان میدهد که آمریکا و اروپا، بهویژه اروپا، دیگر آن جایگاه قدرتمند گذشته را ندارند که بتوانند اراده خود را به سایر کشورها تحمیل کنند. غرب در حال افول است و جنوب جهانی در حال ظهور.»
مرندی همچنین بر این باور است که ایران همکاریهای خود را با کشورهای جنوب جهانی، اعضای بریکس و سازمان همکاری شانگهای تقویت خواهد کرد و با اعمال کنترل بیشتر بر تنگه هرمز، بیش از هر زمان دیگری قادر به دستیابی به رشد اقتصادی و ایفای نقش مؤثرتر در سطح منطقهای و حتی جهانی خواهد بود.
از دیدگاه او، «پیروزی ایران بر آمریکا» نقطه عطفی در تاریخ جهان به شمار میرود و اسلام شیعی ایدئولوژیای است که هدف آن مقابله با هژمونی جهانی و رهایی مستضعفان است. وی همچنین به برگزاری مراسم تشییع پیکر عظیم علی خامنهای، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران در آیندهای نزدیک اشاره میکند و میگوید: خامنهای همواره بر مبارزه با ظالمان، حمایت از مظلومان و حفظ حاکمیت ملی تأکید ورزیده است؛ رویکردی که باعث شده جهان امروز با نگاهی کاملاً تازه به ایران بنگرد.
محمد مرندی، استاد ادبیات دانشگاه تهران و متخصص ژئوپلیتیک (تصویر آرشیوی)
رسانه «برزیل ده فاتو» در ادامه مینویسد: در حالی که مفسران شبکه فاکس نیوز آمریکا در سوگ «شکست امپراتوری» خود نشستهاند، «یادداشت اسلامآباد» منتشر شده است؛ سندی که مفاد آن شامل پایان دادن به تحریمهای ایران و مواردی از این دست است. در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دستور ادامه بمبارانهای لبنان را صادر کرده تا بدینسان این یادداشت را خرابکارانه هدف قرار دهد، اما تهران این سند را دستاوردی «تاریخی» ارزیابی میکند.
ایرانیان بر این باورند که این جنگ، درست مانند نبرد استالینگراد در سالهای گذشته، جهان را دگرگون کرده است. ایران نهتنها به قدرت بلامنازع غرب آسیا تبدیل شده و برتری نظامی خود را نسبت به همسایگانش (بهویژه اسرائیل) به اثبات رسانده، بلکه جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت جهانی نیز تثبیت کرده است؛ قدرتی که نهتنها مانع از آن شد که قدرتمندترین ماشین نظامی تاریخ اراده خود را از طریق زور تحمیل کند، بلکه امروزه کنترل تنگه هرمز، حیاتیترین شاهرگ انرژی جهان، را عملاً در دست دارد.
شایان ذکر است که محمد مرندی، استاد ادبیات دانشگاه تهران و متخصص ژئوپلیتیک، پیشتر یکی از مشاوران دولت ایران در مذاکرات «برنامه جامع اقدام مشترک» (۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸) بود؛ طرحی که با هدف تنظیم برنامه هستهای ایران در ازای کاهش تحریمهای کشورهای غرب آسیا تدوین شده بود.
مرندی در پاسخ به این پرسش که چرا آمریکا «یادداشت اسلامآباد» را پذیرفت، صراحتاً بیان میکند که آمریکا در این جنگ و نبرد نظامی شکست خورده و ایران پس از ۳۹ روز نبرد، به پیروزی دست یافته است. به گفته وی، ایران نهتنها اسرائیل، بلکه ائتلافی متشکل از آمریکا، اردن، عربستان سعودی، بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی را شکست داده است؛ ائتلافی که تمام جهان غرب و کشورهای ناتو نیز از آن حمایت میکردند.
این پژوهشگر ایرانی میافزاید که آمریکا پس از ورود به نبرد دریایی، دچار پیامدهای معکوس شد و اقداماتش در حال نابودی اقتصاد جهانی است، حال آنکه ایران تا آخرین لحظه مقاومت کرد؛ از این رو، واشنگتن اکنون ناچار به پذیرش توافق است. مرندی تأکید میکند که خود این توافق، سند بدی نیست و توافق خوبی محسوب میشود، اما آمریکا هنوز آمادگی اجرای آن را ندارد. اگر آمریکا به تعهداتش عمل نکند، ایران نیز به وعدههای خود پایبند نخواهد ماند. وی بار دیگر خاطرنشان میسازد که اسرائیل هر روز در حال کشتار غیرنظامیان است و در چنین شرایطی، اجرای توافق معنا نخواهد داشت.
در خصوص عدم امضای این یادداشت از سوی اسرائیل و ادامه حملات این رژیم به لبنان، مرندی ابراز میدارد که در حال حاضر هیچ نشانهای از اقدام آمریکا برای وادار کردن اسرائیل به توقف «حملات نسلکشانه» علیه غیرنظامیان لبنانی دیده نمیشود. از نظر تئوری، آمریکا هر زمان که بخواه میتواند جلوی اسرائیل را بگیرد، زیرا این رژیم کاملاً به واشنگتن وابسته است. با این وجود، آمریکا نهتنها اسرائیل را در انجام «کشتار جمعی» در غزه یاری کرد، بلکه از ادامه «نسلکشی» در لبنان نیز حمایت میکند. به باور او، آمریکا در عمل خواهان تداوم این اقدامات از سوی اسرائیل است.
تنها چالش اینجاست که رفتارهای آمریکا، ترامپ و نتانیاهو منجر به بروز بحران اقتصادی جهانی شده و بدین ترتیب، منافع ترامپ با منافع رژیم اسرائیل در تضاد قرار گرفته است. اسرائیل اهمیتی به اقتصاد جهانی نمیدهد، اما سرنوشت سیاسی ترامپ به اقتصاد آمریکا گره خورده است. حتی اگر ترامپ و ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، لحنی تند علیه نتانیاهو اتخاذ کرده باشند، برای ایران تنها یک مسئله اهمیت دارد و آن اینکه آیا آمریکا به توافق پایبند خواهد ماند یا خیر؛ در غیر این صورت، ایران نیز به تعهدات خود عمل نخواهد کرد.
امضای از راه دور یادداشت تفاهم میان روسایجمهور ایران و آمریکا (تصویر برداشته شده از ویدیو)
مرندی در بخش دیگری از سخنان خود اعلام میکند که ایران در آینده اجازه ورود کشتیهای نیروی دریایی آمریکا به خلیج فارس را نخواهد داد تا از شکلگیری مجدد بستری برای تهاجم علیه ایران جلوگیری کند. از این رو، تجارت در تنگه هرمز هرگز به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت. تجارت ادامه خواهد یافت، اما هر کشتی باید عوارض بپردازد و آمریکا دیگر نمیتواند از این آبراه برای نظامیسازی خلیج فارس بهره ببرد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش اروپا در مسئله لغو تحریمها بیان میدارد که غرب در حال از دست دادن جایگاه جهانی خود و دچار افول مستمر است و توانایی آن برای مهار ایران بهسرعت در حال کاهش است. ایران نهتنها در نبرد ۳۹ روزه به پیروزی دست یافت، بلکه در برابر «محاصره همهجانبه» تحمیلشده از سوی آمریکا نیز با سربلندی ایستادگی کرد.
مرندی در تحلیل پیروزی ایران، به نوشته رابرت کیگن در مجله «آتلانتیک» استناد میکند که این شکست را «بزرگترین فاجعه در تاریخ آمریکا» توصیف کرده است. از نظر او، این رویداد «نقطه عطفی در تاریخ جهان» است و اگرچه منطقه و حتی جهان در آینده نیز روزهای سختی را تجربه خواهند کرد، اما ایران به مسیر صعود خود ادامه خواهد داد و غرب در مسیر افول گام برمیدارد.
وی با تأکید ویژه بر روابط ایران با چین و روسیه خاطرنشان میسازد که این مناسبات بهطور آشکاری در حال توسعه و تقویت است. دلایل این امر نیز کاملاً روشن است: از یک سو، ایران، چین و روسیه شرکای طبیعی یکدیگر محسوب میشوند و از سوی دیگر، غرب رویکردی خصمانه و نامطلوب نسبت به هر سه کشور دارد.
مرندی در ادامه پیشبینی میکند که دستیابی به «یادداشت اسلامآباد» با آمریکا، باعث نخواهد شد ایران از دوستان و شرکای خود در اردوگاه «اکثریت جهانی» فاصله بگیرد. او هیچ چشماندازی برای بهبود روابط ایران با غرب نمیبیند، زیرا آمریکا اصلاً نمیتواند مانند یک کشور عادی رفتار کند و اروپا نیز روزبهروز بیاهمیتتر میشود. از این رو، آینده ایران در گرو غرب نیست، بلکه در گرو «اکثریت کشورهای جهان» است.
در حال حاضر، مقامات ایرانی در حال تدارک مراسم تشییع پیکر علی خامنهای، رهبر فقید جمهوری اسلامی هستند که قرار است در هفته اول ژوئیه برگزار شود. مرندی این مراسم را تشییعی بیسابقه و عظیم توصیف میکند و میگوید خامنهای از جایگاه ویژهای در ایران برخوردار است و مورد احترام و محبت عمیق حامیان «محور مقاومت» و حامیان آرمان فلسطین قرار دارد.
او میافزاید: «خامنهای ایران را به سوی پیروزی هدایت کرد و توانایی کشور برای شکست دادن متجاوزان را بنیان نهاد. در جریان نبرد ۱۲ روزه پیشین (درگیریهای ژوئن ۲۰۲۵ میان ایران و اسرائیل)، او رهبری ایران را برای شکست اسرائیل و آمریکا بر عهده داشت. با وجود اینکه او بعدها به شهادت رسید، اما سیستمی که در زمان حیات خود ایجاد کرد، به ایران کمک کرد تا در این نبرد بزرگتر و تهاجمیتر نیز به پیروزی دست یابد.»
مرندی در پایان تأکید میکند که خامنهای همواره حامی مستضعفان در جنوب جهانی، از جمله کشورهای کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه در آمریکای لاتین و همچنین فلسطین و جنوب آفریقا بوده است. پافشاری او بر این اصل که ایران باید در برابر ظالمان بایستد، از مظلومان حمایت کند و حاکمیت ملی را حفظ نماید، باعث شده است تا جهان از میان مه تبلیغات غربی بگذرد و با نگاهی نو به ایران بنگرد؛ نگاهی که اسلام و بهویژه اسلام شیعی را بهعنوان ایدئولوژی رهاییبخش و مقاومتجویانه در برابر هژمونی و ظلم جهانی و در حمایت از مستضعفان سراسر جهان میشناسد.
