تبارشناسی یک جنایت: دویست و پنجاه سالگی امپراتوری سرمایه و خون – مجید افسر

مجید افسر

دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس آنچه امروز به نام ایالات متحده آمریکا می‌شناسیم، نه یک دستاورد مترقی سیاسی و نه نقطه عطفی در تکامل مدنی بشریت، بلکه سالگردِ تثبیت یک غده سرطانی بر پیکره تاریخ معاصر است. از منظر یک سوسیالیست و حتی با نگاهی صرفا انسان‌محور در تاریخ، تولد این کشور را نمی‌توان جدا از یک جنایت بنیادین و «انباشت اولیه سرمایه» دانست که بر روی کوهی از جمجمه‌ها و ویرانه‌ها بنا نهاده شد. چهارم ژوئیه ۱۷۷۶، که در روایت‌های بورژوازی و تاریخ‌نگاری رسمی به عنوان روز رهایی از یوغ استعمار بریتانیا و طلوع آزادی تقدیس می‌شود، در حقیقت نقطه عزیمتِ یک نظام تازه‌استثمارگر، نژادپرستانه و توسعه‌طلب است. این زایش شوم را باید در بستر طبقاتی‌اش کالبدشکافی کرد؛ انقلابی که اگرچه با شعارهای فریبنده آزادی و برابری طبل توخالی‌اش را می‌کوبید، اما هرگز به معنای گسست از زنجیرهای برده‌داری و نابودی نهاد استثمار نبود. بلکه تنها فرم و قالب استثمار را دگرگون کرد تا در هیئت یک «دولت-ملت مدرن»، مسیر رشد و بالندگیِ سرمایه‌داری انحصاری و امپریالیسم جهانی را هموار سازد.

تداوم حیات این موجودیت سیاسی، همچون زنجیره‌ای ناگسستنی از خشونت ساختاری و سلطه‌گری است. توهمِ اصلاح‌طلبانه‌ای که می‌پندارد این کشور روزی از درون به سمت عدالت و دموکراسی واقعی حرکت خواهد کرد، چیزی جز فریبِ ایدئولوژیک نیست؛ چرا که ژنوم و ذاتِ این دولت بر پایه سرکوب، غارت و برتری‌جویی نژادی کدگذاری شده است. تاریخ ایالات متحده، تاریخِ تثبیت «نژاد سفید» به عنوان محور هویت سیاسی و ابزار انحصار ثروت است. از همان روزهای نخست، نسل‌کشی سیستماتیک بومیان آمریکا که با ایدئولوژی مسموم «سرنوشت محتوم» توجیه می‌شد، پی‌ریزی این امپراتوری را بر روی استخوان‌های میلیون‌ها انسان ممکن ساخت. سیاست‌های کوچ اجباری و مرگباری چون «مسیر اشک‌ها»، و کشتارهای وحشیانه‌ای نظیر سند کریک و ووندد نی، اسنادِ غیرقابل‌انکاری هستند که نشان می‌دهند پاک‌سازی قومی و نژادی، نه یک انحراف، بلکه استراتژی بنیان‌گذاران این سرزمین بوده است. آنچه در قرن نوزدهم در «غرب وحشی» رخ داد، پروژه‌ای برای خلق یک فضای خالی از حضور «دیگری» بود تا سفیدپوستان مهاجر و سرمایه‌داران نوپا بتوانند امپراتوری رویایی خود را بر بستر خاکستر بومیان بنا کنند. اما این چرخه استثمار و وحشی‌گری تنها به قاره آمریکا محدود نماند؛ سیاهپوستانِ ربوده‌شده از آفریقا نیز در چرخه‌ای از هولناک‌ترین اشکال استثمار، یعنی برده‌داری سرمایه‌دارانه، به کالاهایی برای تولید ثروت و انباشت سرمایه تبدیل شدند.

با گذر به دوران معاصر، درمی‌یابیم که این ذات جنایتکار هرگز دگردیسی اخلاقی نیافته، بلکه تنها ابزارهای قهریه خود را مدرن کرده است. در قرن بیستم، ایالات متحده به عنوان قطب اصلی امپریالیسم جهانی، دقیقاً همان مسیری را طی کرد که لنین در شاهکار تحلیلی خود، «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایه‌داری»، ترسیم کرد. لنین به درستی نشان داد که امپریالیسم یک سیاست اختیاری یا خطای محاسباتی نیست، بلکه مرحله نهایی، انگلی و اجتناب‌ناپذیرِ تکامل سرمایه‌داری است و آمریکا تجسم عریان این مرحله است. کارنامه این قرن مملو از جنایاتی است که ماشین جنگی سرمایه را آشکار می‌کند: از جنگ‌های خونین استعماری در فیلیپین و ابداع روش‌های شکنجه چون «آب‌درمانی»، تا هولوکاست اتمی شهرهای پرجمعیت و غیرنظامی‌نشین هیروشیما و ناکازاکی. سپس فاجعه ویتنام، جایی که امپراتوری با استفاده از جنگ بیولوژیک و شیمیایی «عامل نارنجی»، نه تنها ۴۰۰ هزار نفر را مستقیماً قربانی کرد، بلکه ژنتیک نسل‌های متمادی را هدف قرار داد. کشتارهای وحشیانه‌ای چون «مای لای» در ویتنام و مشارکت بمباران‌های تروریستی و بی‌رویه درسدن در آلمان (که با هدف قتل‌عام کارگران و غیرنظامیان انجام شد)، تنها گوشه‌ای از کارنامه سیاه دولتی است که پرچمدار دروغین «حقوق بشر» است. در شبه‌جزیره کره نیز، کشتار پناهجویان در «نو گون ری» و بمباران زیرساخت‌های حیاتی که به قتل‌عام بیش از سه میلیون غیرنظامی انجامید، بار دیگر چهره کریه این نظام را در برابر چشمان جهان عریان کرد.

در قرن بیست و یکم، این روند نه تنها متوقف نشده، بلکه با وقاحتی تمام‌عیارتر و با تکیه بر صنایع نظامی-امنیتی ادامه یافته است. جنگ علیه عراق که بر پایه دروغ‌های استراتژیک آغاز شد، شهری چون فلوجه را به نمادی از ویرانی تبدیل کرد، صدها هزار غیرنظامی را به خاک و خون کشید و میلیون‌ها نفر را آواره ساخت. رسوایی زندان ابوغریب، که در آن زندانیان عراقی هدف تحقیرهای جنسی و روانی سربازان آمریکایی قرار گرفتند، ترجمان عملی «ارزش‌های دموکراتیک» غرب بود که با نوک نیزه به خاورمیانه صادر می‌شد. جنایت در افغانستان نیز با حملات کور پهپادی و کشتار خانواده‌هایی چون خانواده «احمدی»، نشان داد که در منطق پنتاگون، جان انسان‌های شرقی هیچ ارزشی در برابر منافع ژئوپلیتیک سرمایه ندارد. اما این جنایات تنها به میدان‌های نبرد کلاسیک محدود نیست؛ بلکه در قالب محاصره ظالمانه و ننگین کوبا، تلاش برای ترور و کودتا علیه رهبران مستقلی چون نیکولاس مادورو در ونزوئلا، و تجاوز و جنگ تمام‌عیار نظامی، اقتصادی و تروریسم دارویی علیه ایران، همکاری مستقیم در نسل‌کشی غزه و حمایت از اسرائیل در تمام جنایاتش خود را نشان می‌دهد. این‌ها همگی گواهی بر این مدعاست که ایالات متحده هیچ مرز اخلاقی، انسانی و حقوقی در پیشبرد اهداف سلطه‌جویانه خود نمی‌شناسد. و امروز، حمایت بی‌چون‌وهرا و تأمین تسلیحاتیِ نسل‌کشی آشکار در غزه، با ریزش بمب‌های آمریکایی بر سر زنان و کودکان محاصره‌شده فلسطینی، آخرین و خونین‌ترین حلقه از این زنجیره بی‌پایان است.

در این میان، برخی از روشنفکران لیبرال می‌پندارند که ظهور دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور، یک انحراف موقتی، یک خطای دموکراتیک یا پدیده‌ای جدای از ماهیت آمریکاست؛ اما این تحلیلی عمیقاً سطحی و خوش‌بینانه است. ترامپ نه یک استثناء، که برآیند طبیعی، منطقی و آشکارترین چهره‌ی تمامی تناقضات و زشتی‌های پنهان این نظام است. در طول ۲۵۰ سال گذشته، دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، صرف‌نظر از نقاب‌های انتخاباتی‌شان، دیکتاتوری یکپارچه سرمایه‌های انحصاری و سیاست‌های امپریالیستی را دنبال کرده‌اند. تفاوت ترامپ با پیشینیان خود در بی‌پروایی برای بیان رکیکِ برتری‌طلبی سفیدپوستان، عریان کردن ماهیت فاشیستی سرمایه‌داری و دور ریختن نقاب‌های دیپلماتیک است. او در عمل، همان راهبردهای تهاجمی جرج بوش، بیل کلینتون، باراک اوباما و جو بایدن را با قاطعیتی وحشیانه‌تر ادامه داد. این کشور با تکیه بر هژمونی نظامی و دلار، همواره در تلاش است تا نظم جهانی را به سود انحصارهای مالی خود سامان دهد و برای حفظ این غارت، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است.

با این همه، نشانه‌های افول و زوال این امپراتوری، همچون پیش‌بینی‌های لنین، بر هیچ صاحب‌نظری پوشیده نیست. امپریالیسم وارد مرحله‌ای افراطی، پوسیده و رو به زوال شده است. شکاف‌های عمیق درون ائتلاف غربی، خیزش قدرت‌های نوظهور اقتصادی، و ناتوانی مزمن آمریکا در مدیریت بحران‌های درون‌زا و برون‌زا، همگی فریاد می‌زنند که این غولِ دارای پاهای گلی، در آستانه یک فروپاشی ساختاری یا دست‌کم یک بازتعریف دردناک قرار دارد. اما برای یک سوسیالیست انقلابی، این افول به معنای صلح و آرامش نیست؛ بلکه برعکس، تاریخ نشان داده است که «حیوان زخمی» سرمایه‌داری در لحظات احتضار، وحشی‌گرترین و خطرناک‌ترین چهره خود را نشان می‌دهد. تشدید ماجراجویی‌های نظامی، گسترش جنگ‌های نیابتی و خطر درگیری‌های هسته‌ای، مکانیسم‌های دفاعی این نظام برای حفظ هژمونیِ در حال لغزش خود هستند.

لحظه تاریخیِ کنونی، لحظه افشای نهایی چهره واقعی نظام سرمایه‌داری و ضرورتِ بسیج توده‌ها در سراسر گیتی برای جراحیِ این زخم کهنه است. تاریخ دویست و پنجاه ساله آمریکا، روایتگر یک جنایتِ مداوم، سیستماتیک و ذاتی است. تنها راه نجات بشریت از این برزخ، نه توهمِ اصلاح این نظام از درون، که نابودی کامل آن و گذار به ساختارهای سوسیالیستی است؛ نظامی که در آن نژادپرستی، استثمار انسان از انسان و سلطه‌گری امپریالیستی ریشه‌کن شود. این رسالت تاریخی، مستلزم ارتقای آگاهی طبقاتی، احیای انترناسیونالیسم واقعی، اتحاد سراسری پرولتاریا و مبارزه بی‌امان تا سرنگونی کامل نظام امپریالیسم حاکم بر جهان است.

در زیر، برای ملموس شدن کارنامه آمریکا و «جهان آزاد»  بر اساس منابع معتبر تاریخی، فهرستی از جنایت‌های جنگی، کشتارهای جمعی، نسل‌کشی و فجایع انسانی مرتبط با تاریخ ایالات متحده، از ابتدا تا امروز، خدمت خوانندگان تقدیم میکنم. این فهرست بر اساس دوره‌های تاریخی دسته‌بندی شده است.

نسل‌کشی و جنگ‌های بومیان (بومیان سرخپوست) (۱۶۲۲ – ۱۹۲۴)

این دوره طولانی، پایه‌گذار وحشیانه‌ترین جنایت در تاریخ آمریکا بود.

· کشتار جیمزتاون (۱۶۲۲): حمله سرخپوستان پوهاتان به مستعمره‌نشینان که با تلافی‌جویانه و کشتار گسترده سرخپوستان پاسخ داده شد.
· جنگ پکوت (۱۶۳۷): نیروهای انگلیسی و متحدان هندی‌شان، ده‌ها زن و کودک پکوت را در آتش سوزاندند و این قبیله را عملاً منقرض کردند.
· جنگ شاه فیلیپ (۱۶۷۵-۱۶۷۶): یکی از خونین‌ترین جنگ‌ها به نسبت جمعیت که ده ها شهرک و قبیله را نابود کرد.
· کشتار سند کریک (۱۸۶۴): نیروهای داوطلب کلرادو به یک روستای آرام شاین و آراپاهو حمله کردند و بیش از ۲۳۰ نفر را که اکثراً زن و کودک بودند، سلاخی کردند.
· کشتار ووندد نی (۱۸۹۰): آخرین کشتار بزرگ، جایی که ارتش آمریکا حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ نفر از لاکوتاها، از جمله زنان و کودکان را به رگبار بست.
· کشتار کمپ گرانت (۱۸۷۱): گروهی از سفیدپوستان و مکزیکی‌ها با کمک سرخپوستان توهونو او‌ودهام، بیش از ۱۰۰ آپاچی (عمدتاً زنان و کودکان) را قتل‌عام کردند.
· کشتار توکانکارا و یاماسی: جنگ‌های خونین کارولینای شمالی که منجر به کشته شدن هزاران نفر و به بردگی گرفته شدن بسیاری از سرخپوستان شد.
· سیاست کوچ اجباری: اجرای قانون «اشک‌ها» در دهه ۱۸۳۰ که صدها هزار سرخپوست را از سرزمین‌شان آواره کرد و ده‌ها هزار نفر در راه جان باختند.

جنایات در دوره استعمار و جنگ داخلی

· قتل‌عام فورت پیلو (۱۸۶۴): سربازان کنفدراسیون، سربازان سیاه‌پوست فدرال را پس از تسلیم، به رگبار بستند و قتل‌عام کردند.
· شورش‌های نژادی: غارت و کشتار سیاه‌پوستان در شهرهایی مانند ممفیس (۱۸۶۶) و نیواورلئان (۱۸۶۶) که صدها قربانی داشت.

جنگ‌های خارجی در قرن بیستم (از فیلیپین تا ویتنام)

· جنگ فیلیپین-آمریکا (۱۸۹۹-۱۹۱۳): سوزاندن روستاها، شکنجه با «آب‌درمانی» (waterboarding)، کشتار غیرنظامیان و ایجاد اردوگاه‌های کار اجباری که منجر به مرگ هزاران نفر شد. فرمان «همه بالای ۱۰ سال را بکشید» در جزیره سامار صادر شد.
· جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳): کشتار ۳۰۰ پناهجو در «نو گون ری» و بمباران بی‌رویه که به گفته مورخان، بیش از ۳ میلیون غیرنظامی کُره‌ای را کشت.
· جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵): فاجعه «مای لای» که در آن ۵۰۰ غیرنظامی (زنان و کودکان) قتل‌عام شدند. استفاده از ۲۰ میلیون گالن ماده شیمیایی «عامل نارنجی» که باعث مرگ ۴۰۰,۰۰۰ نفر و بیماری ۲ میلیون نفر دیگر شد.
· بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی (۱۹۴۵): کشتار فوری ۲۲۰,۰۰۰ نفر و آثار وحشتناک هسته‌ای برای نسل ها.
· بمباران درسدن (۱۹۴۵): بمباران آتش‌زای شهر آلمانی با بیش از ۳۵,۰۰۰ کشته غیرنظامی.

مداخلات و جنگ‌های قرن ۲۱

· جنگ عراق (۲۰۰۳-۲۰۱۱): کشته شدن بین ۲۰۰,۰۰۰ تا ۲۵۰,۰۰۰ غیرنظامی و ایجاد ۳.۲۵ میلیون آواره. کشتار حداقل ۲۴ غیرنظامی در حدیثه توسط تفنگداران دریایی آمریکا در سال ۲۰۰۵.
· جنگ افغانستان (۲۰۰۱-۲۰۲۱): کشته شدن بیش از ۴۷,۰۰۰ غیرنظامی و حملات پهپادی که ده‌ها خانواده بی‌گناه را قتل‌عام کرد، مانند حمله به خانواده احمدی در اوت ۲۰۲۱.
· شکنجه ابوغریب (۲۰۰۴): رسوایی شکنجه و آزار جنسی زندانیان عراقی که نمونه‌ای از نقض فاحش حقوق بشر بود.
· جنگ سوریه (۲۰۱۴-اکنون): مداخله نظامی در سوریه که منجر به کشته شدن ده‌ها هزار غیرنظامی و آوارگی میلیون‌ها نفر شد.

. نسل کشی در غزه، مشارکت مستقیم آمریکا در تامین مالی و نظامی اسرائیل در نسل کشی غزه که حداقل ۷۰ هزار غیرنظامی را به قتل رسانده که بیشتر آنها زنان و کودکان هستند حمایت امریکا از این جنایت همچنان ادامه دارد.

. تجاوز نظامی به ایران و کشتار هزاران نفر غیر نظامی

فجایع در داخل مرزها (خشونت نژادی داخلی)

· کشتار تولسا (۱۹۲۱): سفیدپوستان محله گرینوود (بلک وال استریت) را به آتش کشیدند و بین ۳۰ تا ۳۰۰ نفر را کشتند و ۱۰,۰۰۰ نفر را بی‌خانمان کردند.
· کشتار روزوود (۱۹۲۳): قتل عام و فراری دادن تمام جمعیت سیاه‌پوست این شهر فلوریدا توسط اوباش سفیدپوست.
· کشتار چینی‌ها در راک اسپرینگز (۱۸۸۵): اوباش سفیدپوست، ۲۸ معدنچی چینی را به قتل رساندند و ۱۵ نفر دیگر را زخمی کردند.
· قتل‌عام ایتالیایی‌ها در نیواورلئان (۱۸۹۱): بزرگترین اعدام دسته‌جمعی در تاریخ آمریکا که طی آن ۱۱ مهاجر ایتالیایی به دار آویخته شدند.

این فهرست بر اساس مستندات تاریخی و با تکیه بر ده‌ها منبع معتبر از جمله ویکی‌پدیا، آسوشیتدپرس، بی‌بی‌سی و گزارش‌های دولتی گردآوری شده است و برآوردی از دامنه وسیع و عمق این جنایات ارائه می‌دهد.

لیست  (به ترتیب تاریخ):

قرن ۱۷-۱۸ (دوران استعمار و بنیاد)

· کشتار پکوت (۱۶۳۷)
· جنگ شاه فیلیپ (۱۶۷۵)
· جنگ یاماچی (۱۷۱۵)
· کشتار کانستوگا (۱۷۶۳)
· کشتار پایکس (۱۷۶۴)

قرن ۱۹ (توسعه، برده‌داری و نسل‌کشی سرخپوستان)

· کشتار فرنچ برود (۱۷۹۱)
· کشتار فورت میرز (۱۸۱۶)
· کشتار بد آکس (۱۸۲۳)
· قانون کوچ اجباری سرخپوستان (۱۸۳۰) و مسیر اشک‌ها
· کشتار کلی (۱۸۳۸)
· کشتار واکارا (۱۸۴۰)
· کشتار هاینسویل (۱۸۴۷)
· کشتار گریت واکارا (۱۸۵۵)
· کشتار اسپوکان (۱۸۵۸)
· کشتار بیر ریور (۱۸۶۳)
· کشتار سند کریک (۱۸۶۴)
· کشتار واشیتا (۱۸۶۸)
· کشتار ماریاس (۱۸۷۰)
· کشتار کمپ گرانت (۱۸۷۱)
· کشتار بفالو والو (۱۸۷۴)
· کشتار ووندد نی (۱۸۹۰)
· غارت و کشتار ممفیس (۱۸۶۶)
· غارت و کشتار نیواورلئان (۱۸۶۶)
· قتل‌عام کلمبوس (۱۹۰۲)

قرن ۲۰ (جنگ‌های خارجی و نسل‌کشی در آسیا)

· جنگ فیلیپین-آمریکا (۱۸۹۹-۱۹۱۳) با شکنجه «آب درمانی»
· بمباران هیروشیما و ناکازاکی (۱۹۴۵)
· بمباران درسدن (۱۹۴۵)
· کشتار نو گون ری در کره (۱۹۵۰)
· بمباران شیمیایی ویتنام با عامل نارنجی (۱۹۶۱-۱۹۷۱)
· کشتار مای لای (۱۹۶۸)
· حمله به کامبوج (۱۹۶۹-۱۹۷۰)
· حمایت از کودتا در شیلی (۱۹۷۳)
· حمایت از جنگ‌های کثیف در آمریکای لاتین (دهه ۱۹۸۰)

قرن ۲۱ (خاورمیانه و ادامه جنایات)

· بمباران افغانستان و کشتار خانواده احمدی (۲۰۰۱-۲۰۲۱)
· شکنجه ابوغریب (۲۰۰۴)
· کشتار حدیثه در عراق (۲۰۰۵)
· حمایت از جنگ یمن و قحطی آن (۲۰۱۵-اکنون)
· ترور سردار سلیمانی (۲۰۲۰)
· حمایت همه‌جانبه از نسل‌کشی در غزه (۲۰۲۳-اکنون)
· کشتار زنان و کودکان فلسطینی با بمب‌های آمریکایی
· تجاوز نظامی به ایران کشتار هزاران نفر و ترور رهبر ایران، جنایت علیه بشریت از جمله قتل عام کودکان مدرسه میناب، حمله به مراکز درمانی و امدادی و بیمارستانها و مراکز علمی و آموزشی و زیرساخت‌های ایران از جمله منابع امین آب و برق گاز و پالایشگاه‌های ضروری.

این لیست بدون شک کامل نیست و متأسفانه ادامه  هم خواهد داشت.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب