
آمادهسازی برای تنش منطقهای: به نظر میرسد ایران راهبرد تهاجمی ایالات متحده را پیشدستی و خنثی میکند
نویسنده: رابرت اینلِاکِش
منتشرشده در فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی
در نهایت، چنین به نظر میرسد که ایرانیان هیچ موضوعی را به دست قضا و قدر نسپرده و رویکردی پیشدستانه و فعالانه اتخاذ کردهاند؛ امری که بازتاب آن در ابعاد حملات آنان به مواضع و داراییهای ایالات متحده در منطقه مشهود است. دولت ترامپ در ایالات متحده بار دیگر تلاش کرد تا از دیپلماسی به عنوان سلاحی علیه جمهوری اسلامی ایران بهره برداری کند و راهبرد حمله غافلگیرانه را به اجرا بگذارد؛ اما این بار، به نظر میرسد تهران توطئه مشترک آمریکایی-اسرائیلی را پیشدستی و خنثی کرده است.
یادداشت تفاهم (MoU) میان ایران و ایالات متحده در این هفته به طور رسمی پایان یافت، اما در واقعیت، اعتبار آن در تاریخ ۲۶ ژوئن و با توافق میان لبنان و اسرائیل که با میانجیگری واشنگتن حاصل شد، خاتمه یافته بود. دلیل این امر ساده بود: ایالات متحده تصمیم گرفت توافق جدیدی را روی کاغذ بیاورد که با اعطای مجوز دوفاکتو (عملی) به اسرائیل برای تداوم اشغالگریِ ستیزهجویانه در اراضی جنوب لبنان، توافق پیشین را نقض میکرد. در طول ماهی که یادداشت تفاهم از نظر فنی هنوز پابرجا بود، ایالات متحده مرتکب نقضهای متعددی در چندین بند از این توافقنامه شد که از آن جمله میتوان به تهدیدهای مستقیم شخص دونالد ترامپ مبنی بر ترور کل تیم مذاکرهکننده ایرانی اشاره کرد. با این حال، مسئله لبنان بسیار بیشتر از درگیریهای محدود در خلیج فارس و تهدید به ارتکاب جنایات جنگی، نشاندهنده سمتی بود که تحولات به سوی آن حرکت میکرد.
بند ۱ یادداشت تفاهم به تضمین پایان یافتن جنگ در تمامی جبههها مربوط میشد و در آن به طور صریح از لبنان نام برده شده بود. تهران به وضوح اعلام کرده بود که معنای این بند، عقبنشینی کامل نیروهای اشغالگر اسرائیلی از جنوب لبنان و صیانت از حاکمیت ملی لبنان است. ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به جای اجرای این بند، رویکردی دقیق و هماهنگشده را در قبال جنگ لبنان در پیش گرفتند؛ رویکردی که منجر به عقبنشینی یا پایان جنگ نمیشد و در عین حال، به شدت مراقب بود تا هیچگونه حمله تلافیجویانهای را از سوی ایران برنینگیزد. از این رو، ایالات متحده با همکاری اسرائیل اقدام به طراحی توطئه جدیدی کرد. این توطئه شامل استفاده از رژیم تحتالحمایه (دستنشانده) آمریکا در بیروت برای دامن زدن به تفرقه در داخل لبنان، تلاش برای سوق دادن ارتش لبنان به رویارویی و درگیری با حزبالله، و همزمان، ابتکاری برای اعمال فشار بر سوریه همسایه جهت تهاجم به منطقه دره بقاع به منظور مقابله با حزبالله بود.
در همین اثنا و در حالی که این توطئه در حال شکلگیری بود، اسرائیلیها کمابیش به وضعیت پیش از ۲ مارس در لبنان بازگشتند؛ حزبالله عملیاتهای تلافیجویانه خود را متوقف کرد، در حالی که اسرائیل به منفجر کردن خانههای غیرنظامیان و بمباران در ابعادی کوچکتر ادامه داد و همزمان حضور خود را در داخل جنوب لبنان حفظ کرد. یک نیروی مستشاری نظامی ایالات متحده در بیروت مستقر میشود تا ارتش لبنان را در مأموریت تازه توافقشدهاش برای درگیری با حزبالله هدایت کند؛ مأموریتی که هدف اعلامشده آن خلع سلاح این جنبش است. همچنین گمانهزنیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایالات متحده ممکن است حتی اعزام هزاران نیروی رزمی به داخل لبنان را مد نظر داشته باشد تا در صورت وخامت اوضاع، به حفظ و تقویت رژیم در بیروت کمک کند، هرچند این ادعا هنوز به طور کامل اثبات نشده است.
دیدهبان حقوق بشر سوریه (SOHR) تحرکات مستمر و تقویت قوای نظامی را در طول مرز لبنان و سوریه مستند کرده است، چرا که شخص ترامپ بارها به طور علنی اظهار داشته است که تلاش میکند از نیروهای سوریه برای تهاجم به لبنان استفاده کند. سکوت ناگهانی حزبالله و عدم انجام عملیات از سوی آن، نشان میدهد که این جنبش این تهدیدها را بسیار جدی گرفته است. نبرد با اسرائیل به تنهایی، جنگی بوده است که حزبالله توانایی مدیریت آن را به اثبات رسانده، اما آمادگی برای جنگیدن با نیروهای نیابتی آمریکا در داخل لبنان، احتمال فروپاشی ارتش لبنان و تبدیل آن به جناحهای متخاصم، و مقابله با تهاجم سوریه، همگی نیازمند تدارکات دفاعی و شاید حتی هجومی جدیدی است.
ایران نیز به نوبه خود، به وضوح هماهنگیهای فشردهتری را با رهبری انصارالله یمن برقرار کرده است. جبهه یمن در جریان جنگ در اوایل سال جاری هرگز به طور کامل گشوده نشد. تهران به طور علنی محاصره یمن توسط عربستان سعودی را به چالش کشید، در حالی که انصارالله نیروهای خود را بسیج میکرد و اعلام داشت که برای شکستن این محاصره خواهد جنگید. هنگامی که ریاض تصمیم به بمباران فرودگاه بینالمللی صنعا گرفت، این اقدام جنگ یمن و عربستان را برای نخستین بار از اوایل سال ۲۰۲۲ بازگشایی کرد و موجب فروپاشی آتشبس با میانجیگری سازمان ملل متحد شد.
نقش یمن در تجدید جنگ منطقهای، فشار شدیدی را افزون خواهد کرد، به ویژه از آن جهت که این کشور برگ برنده بستن تنگه بابالمندب را در اختیار دارد؛ امری که محاصرهای را در دریای سرخ اعمال خواهد کرد که اقتصاد جهانی را بیش از پیش تحت فشار ناشی از محاصره تنگه هرمز، دچار تنگنا و خفقان میکند. قابلیتهای انصارالله نیز از سال ۲۰۲۲ به طور چشمگیری توسعه یافته است، بدین معنا که آنها قادر خواهند بود ایران را در تلاشهای جنگیاش علیه اهدافی در شبهجزیره عربستان یاری رسانند.
اگر ایالات متحده در اعمال فشار بر دمشق برای آغاز حمله به لبنان موفق شود، نیروهای بسیج مردمی عراق (حشد الشعبی) پیش از این تهدید کردهاند که به طور میدانی وارد این نبرد خواهند شد. حشد الشعبی احتمالاً تلاش خواهد کرد تا مناطقی را در شرق سوریه، مانند دیرالزور، تصرف کند که این امر خطوط پشتیبانی و امدادی جدیدی را در داخل خاک سوریه میگشاید و فشار بیامانی را بر نیروهای آن وارد میآورد.
توطئه مشترک آمریکا و اسرائیل برای فروپاشیدن دولت لبنان به منظور تضعیف حزبالله، دستکم یک قمار بزرگ محسوب میشود؛ قماری که ناگزیر به تشدید فرقه گرایی در منطقه منجر خواهد شد. همچنین بسیار محتمل است که رسانههای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز وارد عمل شوند تا این منازعه را به عنوان یک جنگ جدید میان شیعه و سنی تصویر کنند، چرا که آنان در حال آغاز ایفای نقشهای فعالتری در حمایت از تلاشهای جنگی آمریکا و اسرائیل هستند.
در نهایت، چنین به نظر میرسد که ایرانیان هیچ موضوعی را به دست قضا و قدر نسپرده و رویکردی پیشدستانه اتخاذ کردهاند؛ امری که بازتاب آن در ابعاد حملات آنان به مواضع و داراییهای ایالات متحده در منطقه مشهود است، از جمله حمله غافلگیرانهای که اوایل این هفته موشکهای اتکمد (ATACMS) آمریکا را در کویت منهدم کرد. بازگشت به یک جنگ تمامعیار در این برهه زمانی میتواند زنجیرهای از منازعات را پدید آورد که از کنترل خارج خواهند شد و در نتیجه، هرگونه راه خروج آسان از بحران را غیرممکن میسازد. پیامدهای اقتصاد جهانی سهمگین و هولناک خواهد بود، چرا که تنها پایان متصور برای این جنگ، پیروزی مطلق یا شکست کامل است. ایالات متحده در موقعیتی قرار خواهد گرفت که مجبور به عقبنشینی از منطقه خواهد شد، در حالی که اسرائیل روی این ایده شرطبندی کرده است که ایران در نتیجه تداوم این منازعه، به شدت تضعیف شود. هیچیک از طرفین قصد عقبنشینی ندارند، بنابراین مگر آنکه ایالات متحده ناگهان تصمیمی بر چرخش ۱۸۰ درجهای در رویکرد خود اتخاذ کند، غرب آسیا در آستانه انفجار و ورود به هرجومرج مطلق قرار دارد.
- رابرت اینلِیکِش روزنامهنگار، نویسنده و مستندساز است. او بر خاورمیانه تمرکز دارد و حوزه تخصصی وی فلسطین است. او این مقاله را برای نشریه فلسطین کرونیکل (The Palestine Chronicle) ارسال کرده است.
- دیدگاههای مطرحشده در این مقاله لزوماً منعکسکننده موضع تحریریه فلسطین کرونیکل نیست.
