دشمنان پشت دروازه – طارق مرزبان | نورا هوپ

دشمنان پشت دروازه

طارق مرزبان | نورا هوپ

منتشرشده شده در المیادین انگلیسی

ترجمه مجله جنوب جهانی

اثر دومینو دیگر یک استعاره نیست: اگر ایران سقوط کند، همه ما سقوط خواهیم کرد.

ایران همچنان به عنوان نگهبانِ پشت در ایستاده است. (تصویرسازی از: المیادین انگلیسی)

از زمان انتشار مقاله ما با عنوان «ایران: نگهبانِ پشت درِ ملت‌های مستقل» در نشریه المیادین انگلیسی در ۷ فوریه ۲۰۲۶، تحولات حتی از تاریک‌ترین پیش‌بینی‌ها نیز فراتر رفته است. در ۲۸ فوریه، ایالات متحده و «اسرائیل» جنگی هماهنگ را علیه ایران آغاز کردند و رهبر محبوب مردم، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای و اعضای خانواده‌شان را در منزل شخصی‌شان به شهادت رساندند. این تجاوز به بی‌گناهان دیگر نیز رحم نکرد: بمباران سه‌مرحله‌ای مدرسه ابتدایی میناب، حمله موشکی دوگانه به سالن ورزشی لامرد، و حملات سازمان‌یافته به منازل، بیمارستان‌ها، پل‌ها، خیابان‌ها، قایق‌های صیادی و محل‌های کار، هزاران کشته بر جای گذاشته است. در ۱۷ ژوئن یادداشت تفاهمی غیرقابل اجرا به امضا رسید… و طبق انتظار، بارها توسط ایالات متحده نقض شد. (نمایندگی ایران در سازمان ملل ۴۲ مورد نقض عمده توسط آمریکا را مستند کرده است.) در ۸ ژوئیه، حملات نظامی آمریکا از سر گرفته شد و تنها ظرف چند روز، ۵۰ کشته و بیش از ۵۰۰ زخمی – از جمله زنان و کودکان – به جای گذاشت. این حملات نه تنها اهداف نظامی را هدف قرار دادند، بلکه به‌طور سیستماتیک بیمارستان‌ها، مدارس، زیرساخت‌های حمل‌ونقل و حتی یک ایستگاه محیط‌بانی را همراه با خانواده محیط‌بانِ مشغول به خدمت، ویران کردند. در ۱۶ ژوئیه، بمباران مرکز درمانی شهید بقایی در اهواز، ۲۱۱ کودک مبتلا به سرطان را که تحت شیمی‌درمانی بودند، مجبور به تخلیه کرد. این اقدامات طبق هیچ قاعده متمدنانه‌ای (یعنی تحت به‌اصطلاح «حقوق بین‌المللِ» به‌اصطلاح «سازمان ملل») اقدام جنگی محسوب نمی‌شوند – این‌ها جرایم جنگی هستند.

پاسخ مردم: وحدتی فراتر از درک

این ترور واکنشی را برانگیخت که تمام محاسبات و فرضیات غرب را در هم شکست. حدود ۴۳ میلیون نفر در مراسم تشییع جنازه یک‌هفته‌ای آیت‌الله خامنه‌ای و خانواده‌شان شرکت کردند. دریای پرچم‌های سرخ، مشت‌های گره‌کرده و پارچه‌نوشته‌هایی با مضمون «باید برخیزیم»، صرفاً ابراز سوگواری نبود؛ بلکه گواهی بر اراده ملی شکست‌ناپذیر بود. تجاوز خارجی ملتی را که دارای روحی متمدن است از هم نمی‌پاشد، بلکه آن را صیقل داده و مستحکم‌تر می‌سازد. وصیت سیاسی رهبر فقید: «کسی چون من با یزید بیعت نمی‌کند» – با استناد به امتناع امام حسین (ع) از تسلیم در برابر یزیدِ طغیان‌گر – به نقشه راه آینده جمهوری اسلامی تبدیل شده است. پیام به غرب صریح و بی‌ابهام است: اراده تمدنی ایران را نمی‌توان با زور نظامی شکست داد.

دروازه، ماشه و اثر دومینو

ایران صرفاً از خود دفاع نمی‌کند. این کشور به عنوان نگهبانِ پشت درِ ملت‌های مستقل، سدی در برابر یکسان‌سازی امپریالیستی است. ایران تهدید خود مبنی بر کنترل تنگه هرمز و مسدود کردن مسیرهای جایگزین را عملی کرده است. ایالات متحده دوباره محاصره دریایی بنادر ایران را اعمال کرده و یک نفتکش را در مسیر جزیره خارگ غرق کرده است – اولین استفاده از زور علیه یک شناور غیرنظامی از زمان آغاز محاصره. قیمت نفت از ۸۶ دلار در هر بشکه فراتر رفته است. جنبش انصارالله در یمن آماده است تا در هماهنگی با ایران تنگه باب‌المندب را مسدود کند؛ اقدامی که می‌تواند قیمت نفت را به ۲۰۰ دلار برساند و موجب فروپاشی اقتصاد جهانی شود. با این حال، حتی اگر تنگه‌ها باز بمانند، سقوط ایران ویرانگر خواهد بود. قدرت سلطه‌گر منابع ایران را غارت خواهد کرد، کنترل تمام محور مقاومت – لبنان، سوریه، یمن، فلسطین – را به دست خواهد گرفت و امنیت تنگه‌ها را طبق میل خود تأمین خواهد کرد. سپس با جسارت بیشتر، به تصرف سرزمین‌ها و منابع بیشتری خواهد پرداخت. این یک بازی دومینو است که به سلطه بر بخش اعظمی از جهان می‌انجامد. سرلشکر محسن رضایی، مشاور ارشد نظامی رهبری، تحذیر داده است که اگر حملات آمریکا ادامه یابد، ایران از مرحله دفاع به «مرحله هجومی و انهدام کامل» تغییر موضع خواهد داد و به پایگاه‌های آمریکا در داخل و خارج از منطقه بحران ضربه خواهد زد. ایران تاکنون برای جلوگیری از جنگی فراگیر خویشتنداری نشان داده، اما آمریکا در محاسبات خود درباره این موضوع دچار اشتباه شده است. رضایی از مردم کشورهای منطقه – کویت، اردن، امارات، قطر – خواسته است تا به جلوگیری از تشدید بیشتر بحران کمک کنند. آمریکا صرفاً علیه ایران نمی‌جنگد؛ بلکه در حال کشیدن ماشه یک آتش‌سوزی بزرگ جهانی است. اثر دومینو دیگر یک استعاره نیست: اگر ایران سقوط کند، همه ما سقوط خواهیم کرد.

فلج شدن اکثریت جهانی

و با این حال، جهان تنها به نظاره نشسته است. اکثریت جهانی – ملت‌ها و مردمانی که دومینوهای بعدی خواهند بود – در فلج دیپلماتیک قفل شده‌اند. سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی از کار افتاده‌اند؛ هیچ تلاشی برای ایجاد نهادهای جدید جهت پاسداری از حقوق بین‌الملل یا عدالت صورت نگرفته است. چین و روسیه کمک‌های ارزشمند اما اعلام‌نشده‌ای به ایران ارائه کرده‌اند. اکثر حکومت‌ها، حتی آن‌هایی که با «محور بربریت» غربی همراه نیستند، در روندهای اداری خود درگیر مانده‌اند و اگر سخنی هم بگویند، از طریق همان سازمان ملل ازکارافتاده است. مردم این کشورها یا ناآگاهند، یا بی‌تفاوت، و یا عامدانه این بحران را نادیده می‌گیرند. آن‌ها هیچ احساس مسئولیتی در قبال رفتارهای حکومت‌های خود نمی‌کنند. سکوت دیگر یک فلج ساده نیست – بلکه مشارکت فعال در جنگی است که در حال گسترش به یک جنگ جهانی است. هشدار سرلشکر رضایی باید در سراسر جهان شنیده شود.

مانع اصلی: سیستم

مانع بزرگ بر سر راه اقدام، خودِ «سیستم» است – سرمایه‌داری نئولیبرال که جهان را به گروگان گرفته و فلج کرده است. این یک تحلیل سطحی نیست. بحران‌هایی که در حال همگرایی بر ما هستند – اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست‌محیطی – جدید نیستند. این‌ها نشانه بیماری مزمن سیستمی جهانی هستند که دهه‌هاست در حال مسموم کردن جنوب جهانی است. این بحران چندگانه، بحران ذاتی خودِ نئولیبرالیسم است – و بحران مدرنیته امپریالیستی که به آن حیات بخشیده است. آنچه شاهد آن هستیم، بحرانی درون سیستم نیست که بتوان از آن عبور کرد؛ بلکه خودِ سیستم است که در مرحله پایانی خود قرار دارد. نئولیبرالیسم با تأکید بر خصوصی‌سازی، آزادسازی و مقررات‌زدایی، جوامع را تکه‌تکه کرده، پیوندهای جمعی را گسسته، همبستگی متقابل را تحقیر نموده و شهروندان را تا حد مصرف‌کنندگانی منفعل تنزل داده است. در غرب، این وضعیت خودرضایتی و بی‌خیالی بار آورده است؛ و در سطح جهانی، فقر، ناامیدی و تقدیرگرایی به بار آورده است. در بخش‌هایی از جنوب جهانی، حسی از تقدیرگرایی بر توده‌ها سایه افکنده که مردم را از مقاومت ناتوان ساخته و به تسلیم واداشته است. این تقدیرگرایی ریشه در دین، جهان‌بینی، فلسفه و دیگر سنن دیرین و ویژگی‌های فرهنگی دارد و در زمان‌های بحران به شدت تقویت می‌شود. نخبگان، حتی آن‌هایی که با قدرت سلطه‌گر همراه نیستند، موقعیت و ثروت خود را در چارچوب سیستمی که آن‌ها را نگه می‌دارد حفظ می‌کنند (رفتار آن‌ها بر اساس تعلق طبقاتی‌شان تعیین می‌شود). توده‌ها نیز که از آگاهی طبقاتی و حافظه تاریخی محروم شده‌اند، یا بی‌تفاوتند یا زیر بار حسی از ناتوانی خرد شده‌اند. به نظر می‌رسد همه در اغما فرو رفته‌اند و تلاش‌های هرکول‌وارِ یک ملت زیر سخت‌ترین تحریم‌ها – یعنی ایران و محور مقاومت – را نظاره می‌کنند که به تنهایی در برابر این سیستم ایستاده است.

از ایران چه می‌توان آموخت؟

دریای پرچم‌های سرخ در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله سید علی خامنه‌ای درسی حیاتی به ما می‌دهد: ملتی ناهمگون که دهه‌ها تحت تحریم و جنگ بوده است، زمانی که با سرنوشتی مشترک پیوند می‌خورد، می‌تواند از شکاف‌های داخلی خود فراتر رود. در آن پیکره جمعی، هر فرد افقی بزرگتر از خود را احساس کرد؛ هر زندگی معنایی عمیق یافت. آنچه محور مقاومت را متحد می‌سازد، یک آئین و اعتقاد یکسان‌ساز نیست، بلکه یک تلاش همگراست: تحلیل ظلم، شناخت ظالم، ترسیم مسیر مقاومت، و دستیابی به هدفِ استقلال و کرامت. این الگوی عملی منحصر به ایران نیست؛ در دسترس هر ملتی است که می‌خواهد اراده و فاعلیت خود را بازیابد.

چه باید کرد – همین حالا

ایران نیازی به کمک مادی ما ندارد. این کشور همواره روی پای خود ایستاده است. اما جهان ما قبل از آنکه همه با هم سقوط کنیم، به یک اقدام جمعی نیاز دارد. همبستگی با ایران به عنوان نگهبان این دروازه، باید در داخل کشورهای خودمان دنبال شود. نخستین گام، دیدن واقعیت به صورت شفاف است: نام بردن از دشمن واقعی – یعنی سیستم سرمایه‌داری نئولیبرال – و درک آسیب‌های آن. سپس باید با اقدامات ملموس، فرآیند برچیدن آن را آغاز کنیم: پرورش آگاهی طبقاتی، بازسازی جوامع، و اقدام جمعی. مردم ایران نشان داده‌اند که ملت‌ها بسیار قدرتمندتر از آن چیزی هستند که تصور می‌کنند. پرسش این است که آیا بقیه جهان این درس را پیش از آنکه خیلی دیر شود خواهند آموخت یا خیر.

  • زمان درخواست‌های دیپلماتیک به پایان رسیده است. زمان اقدام عملی همین الان است.
  • آژیر خطر را به صدا درآورید – نه به عنوان یک درخواست، بلکه به عنوان یک آژیر هشدار. جنگ جهانی سوم دیگر «در آستانه وقوع» نیست؛ بلکه آغاز شده است. پرسش این نیست که آیا این جنگ خواهد آمد یا خیر، بلکه این است که پیش از بیدار شدن جهان، تا کجا گسترش خواهد یافت.
  • حکومت‌ها را مجبور به موضع‌گیری کنید – هر سکوتِ بی‌طرفانه‌ای، رأیی به نفع متجاوز است. سازمان ملل از کار افتاده است. ما فوراً به نهادهای جایگزین و جدیدی برای عدالت و حقوق بین‌الملل نیاز داریم.
  • مردم را در سراسر جهان بسیج کنید – ۴۳ میلیون نفر در مراسم تشییع جنازه صرفاً عزاداری نمی‌کردند؛ آن‌ها نمایشی از قدرت بودند. این قدرت باید در سطح جهانی سازماندهی شود.

ایران همچنان به عنوان نگهبانِ پشت در ایستاده است. این در سقوط نخواهد کرد – تا زمانی که ملت‌های جهان درک کنند که این در، متعلق به خود آن‌هاست. دروازه تحت محاصره است. پرتگاه پیش روی ماست. کس دیگری نیست که ما را نجات دهد. ما همان کسانی هستیم که منتظرشان بودیم.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب