به‌ندرت گزارش شده: ادغام نظامی بین آمریکا و اسرائیل

در


مکس بلومنتال و سناتور دنیس کوسینیچ

ترجمه مجله جنوب جهانی

در فضای سیاسی امروز که روابط بین‌الملل با پیچیدگی‌ها و حساسیت‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو است، بحث ادغام نظامی دو کشور نه تنها یک موضوع فنی یا استراتژیک محسوب می‌شود، بلکه می‌تواند به عنوان یک نقطه عطف تاریخی در تغییر موازنه قدرت، هویت ملی و حتی آینده تمدن‌ها مورد بررسی قرار گیرد. زمانی که سخن از ادغام نظامی ایالات متحده آمریکا با رژیم صهیونیست به میان می‌آید، دیگر نمی‌توان این مسئله را صرفاً یک همکاری نظام‌مند یا یک پیمان دفاعی معمول دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک تحول بنیادین در ساختار قدرت جهانی، یک چالش جدی برای حاکمیت ملی و یک تهدید مستقیم برای اصول دموکراتیک و اخلاقی بررسی کرد. این ادغام که در قالب ماده ۲۱۹ قانون بودجه دفاع ملی آمریکا مطرح شده است، فراتر از یک همکاری فنی یا تبادل فناوری است و می‌تواند به معنای واقعی کلمه، استقلال تصمیم‌گیری آمریکا را زیر سؤال ببرد.

وقتی که سناتورهایی همچون Bernie Sanders و Chris Van Holland تلاش می‌کنند تا مانع تصویب این لایحه شوند، در واقع دارند در برابر یک تغییر بنیادی در ساختار قدرت و تصمیم‌سازی کشور خود ایستادگی می‌کنند. این لایحه نه تنها امکان نفوذ مستقیم اسرائیل را در سیستم‌های تسلیحاتی، رایانه‌ای کوانتومی و فناوری‌های پیشرفته آمریکا فراهم می‌آورد، بلکه چارچوبی را برای یکپارچه‌سازی کامل صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، سایبری، زیست‌فناوری و حتی سیستم‌های موشکی دو کشور ایجاد می‌کند. به عبارت دیگر، این ادغام به قدری عمیق و گسترده خواهد بود که دیگر نمی‌توان مرز مشخصی بین منافع ملی آمریکا و منافع رژیم صهیونیست قائل شد. این همان چیزی است که می‌تواند به عنوان یک “کودتای نظامی” تعبیر شود، چرا که در این صورت، تصمیم‌گیری در مورد جنگ و صلح، توسعه فناوری‌های کشتار جمعی و حتی سیاست‌های خارجی آمریکا به طور فزاینده‌ای تحت تأثیر منافع و اولویت‌های یک کشور خارجی قرار خواهد گرفت.

دنیس کوسینیچ، نماینده سابق کنگره آمریکا و نامزد ریاست‌جمهوری، با تجزیه و تحلیل این لایحه به درستی به این نکته اشاره می‌کند که این ادغام نه تنها یک همکاری دفاعی نیست، بلکه نوعی “دام استراتژیک” است که آمریکا را برای همیشه درگیر جنگ‌ها و منازعات منطقه‌ای می‌کند. او با تأکید بر این که اسرائیل از این ادغام بهره‌مند خواهد شد، به این واقعیت اشاره دارد که بودجه دفاعی آمریکا که اکنون به رقم سرسام‌آور ۱.۵ تریلیون دلار در سال رسیده است، به نوعی در اختیار منافع صهیونیستی قرار خواهد گرفت. این در حالی است که اسرائیل نه تنها در گذشته به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و نسل‌کشی در غزه محکوم شده است، بلکه به طور سیستماتیک در حال توسعه و تست سلاح‌های خود بر روی غیرنظامیان بی‌گناه است. ادغام نظامی با چنین رژیمی نه تنها از نظر اخلاقی غیرقابل توجیه است، بلکه از نظر استراتژیک نیز آمریکا را در معرض خطرات بی‌شماری قرار خواهد داد.

یکی از نگرانی‌های اصلی در مورد این لایحه، عدم شفافیت و عدم بررسی عمومی آن است. این لایحه بدون هیچگونه بحث عمومی، شنیدن نظر کارشناسان یا حتی بررسی دقیق در کنگره، به صورت پنهانی در متن قانون بودجه دفاع ملی گنجانده شده است. این در حالی است که چنین تصمیم مهمی که می‌تواند سرنوشت ملی آمریکا را برای دهه‌های آینده تعیین کند، باید مورد بررسی دقیق و عمومی قرار گیرد. اما متأسفانه، آن چه که اکنون شاهد آن هستیم، تلاش برای تحمیل این لایحه بر مردم آمریکا بدون هیچگونه مشورت و بحث عمومی است. بنجامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیست، به صراحت اعتراف کرده است که این لایحه ممکن است در بین مردم آمریکا محبوب نباشد، اما باید به زور به آن‌ها تحمیل شود. این سخنان نشان می‌دهد که این ادغام نه تنها به نفع منافع ملی آمریکا نیست، بلکه حتی خود نویسندگان آن نیز به عدم محبوبیت آن آگاه هستند.

از نظر حقوقی نیز این ادغام می‌تواند آمریکا را در معرض مسئولیت‌های بین‌المللی جدی قرار دهد. زمانی که آمریکا به طور رسمی با رژیم صهیونیست ادغام نظامی پیدا کند، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که آمریکا در جنایات جنگی و نسل‌کشی که توسط اسرائیل در غزه، کرانه غربی و لبنان انجام می‌شود، نقش مستقیم ندارد. این به معنای آن است که آمریکا نه تنها به عنوان حامی و پشتیبان این جنایات، بلکه به عنوان شریک مستقیم در آن‌ها شناخته خواهد شد. این موضوع می‌تواند منجر به محکومیت بین‌المللی آمریکا، تحریم‌ها و حتی پیگرد قانونی مقامات آمریکایی در دادگاه‌های بین‌المللی شود. علاوه بر این، ادغام نظامی با کشوری که به طور سیستماتیک در حال نقض حقوق بشر و انجام جنایات جنگی است، می‌تواند اعتبار اخلاقی و سیاسی آمریکا را به طور جدی خدشه‌دار کند.

اما نگرانی‌ها به این جا ختم نمی‌شود. یکی دیگر از جنبه‌های خطرناک این ادغام، تأثیر آن بر حریم خصوصی و آزادی‌های مدنی مردم آمریکا است. اسرائیل به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین کشورها در زمینه نظارت و جاسوسی سایبری شناخته می‌شود. واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، که به عنوان یکی از قدرتمندترین سازمان‌های جاسوسی سایبری در جهان محسوب می‌شود، صدها نفر از کهنه‌سربازان خود را در سیلیکون ولی و حتی در رسانه‌های آمریکایی نفوذ داده است. با ادغام نظامی، این فناوری‌های نظارتی پیشرفته می‌توانند به طور مستقیم در اختیار دولت آمریکا قرار گیرند و این به معنای آن است که مردم آمریکا نه تنها در برابر تهدیدات خارجی، بلکه در برابر نظارت و کنترل دولت خود نیز آسیب‌پذیرتر خواهند شد. این موضوع به ویژه در دوران دولت‌های اقتدارگرا مانند دولت ترامپ، که از فناوری‌های نظارتی برای سرکوب مخالفان سیاسی خود استفاده می‌کند، می‌تواند به یک ابزار خطرناک برای نقض حقوق شهروندان آمریکایی تبدیل شود.

علاوه بر این، ادغام نظامی با اسرائیل می‌تواند منجر به گسترش جنگ‌ها و درگیری‌ها در منطقه شود. اسرائیل به عنوان یک کشور در حال جنگ دائمی شناخته می‌شود که نه تنها با فلسطینیان، بلکه با کشورهای منطقه‌ای همچون ایران، لبنان، سوریه و حتی ترکیه درگیری دارد. با ادغام نظامی آمریکا و اسرائیل، این درگیری‌ها می‌توانند به طور مستقیم آمریکا را درگیر کنند و این کشور را در معرض خطرات جنگی قرار دهند. به عبارت دیگر، دشمنان اسرائیل به طور خودکار به دشمنان آمریکا تبدیل خواهند شد و این می‌تواند آمریکا را در معرض حمله‌ها و تهدیدات بیشتری قرار دهد. این در حالی است که مردم آمریکا هیچگونه علاقه‌ای به درگیر شدن در جنگ‌های بی‌پایان و پرهزینه منطقه‌ای ندارند و این ادغام می‌تواند آن‌ها را به طور اجباری در این جنگ‌ها درگیر کند.

از نظر اقتصادی نیز این لایحه می‌تواند پیامدهای سنگینی برای آمریکا داشته باشد. بودجه دفاعی آمریکا که اکنون به ۱.۵ تریلیون دلار در سال رسیده است، نه تنها بار مالی سنگینی بر دوش مردم این کشور تحمیل می‌کند، بلکه می‌تواند منجر به کاهش سرمایه‌گذاری در بخش‌های حیاتی همچون آموزش، بهداشت و زیرساخت‌ها شود. علاوه بر این، جنگ‌های دائمی که آمریکا در آن‌ها درگیر است، می‌توانند منجر به نوسانات اقتصادی، افزایش قیمت نفت و حتی رکود اقتصادی شوند. به عنوان مثال، درگیری‌های اخیر در منطقه خلیج فارس و حمله به تأسیسات نفتی ایران می‌تواند منجر به افزایش قیمت نفت و تأثیر منفی بر اقتصاد آمریکا شود. این در حالی است که مردم آمریکا به هیچ وجه از منافع این جنگ‌ها بهره‌مند نمی‌شوند و تنها بار مالی و انسانی آن را متحمل می‌شوند.

اما شاید مهم‌ترین نگرانی در مورد این لایحه، تأثیر آن بر حاکمیت ملی آمریکا باشد. زمانی که یک کشور خارجی همچون اسرائیل بتواند در تصمیم‌گیری‌های نظامی، فناوری و حتی سیاسی آمریکا نفوذ کند، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که آمریکا یک کشور مستقل و خودمختار است. این ادغام می‌تواند به معنای واقعی کلمه، کنترل آمریکا بر سرنوشت خود را زیر سؤال ببرد و آن را به یک کشور وابسته و تحت نفوذ تبدیل کند. این موضوع نه تنها با اصول دموکراتیک و ملی آمریکا در تضاد است، بلکه می‌تواند منجر به از دست رفتن اعتماد مردم آمریکا به دولت و نهادهای خود شود.

در چنین شرایطی، نقش مردم و جامعه مدنی آمریکا بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها باید با آگاهی و هوشیاری کامل در برابر این لایحه ایستادگی کنند و از نمایندگان خود در کنگره بخواهند که در برابر آن مقاومت کنند. دنیس کوسینیچ به درستی تأکید می‌کند که مردم آمریکا باید با تماس با نمایندگان خود در کنگره، آن‌ها را تحت فشار قرار دهند تا در برابر این لایحه رای منفی دهند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که مردم آمریکا باید درک کنند که این لایحه نه تنها یک مسئله نظامی یا فنی است، بلکه یک مسئله ملی و استراتژیک است که می‌تواند سرنوشت کشور آن‌ها را برای دهه‌های آینده تعیین کند.

اما سوال این است که آیا مردم آمریکا می‌توانند در برابر این فشارها و نفوذها مقاومت کنند؟ آیا آن‌ها می‌توانند مانع تصویب این لایحه شوند؟ پاسخ به این سوال به عوامل زیادی بستگی دارد، از جمله سطح آگاهی مردم، قدرت لابی‌های صهیونیستی و حتی ساختار سیاسی آمریکا. آن چه که مسلم است این است که اگر مردم آمریکا به این لایحه بی‌توجهی کنند، می‌توانند در آینده نزدیک شاهد عواقب سنگینی باشند که نه تنها بر امنیت ملی آن‌ها، بلکه بر آزادی‌ها و حقوق مدنی آن‌ها نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت.

در این میان، نقش رسانه‌ها و فعالان سیاسی نیز بسیار اهمیت دارد. رسانه‌ها باید با پوشش گسترده و دقیق این لایحه، مردم را از خطرات و پیامدهای آن آگاه کنند. فعالان سیاسی نیز باید با برگزاری تظاهرات، کمپین‌ها و فعالیت‌های مختلف، مردم را تشویق کنند تا در برابر این لایحه ایستادگی کنند. آن چه که اکنون بیش از هر چیز مورد نیاز است، یک حرکت ملی و فراگیر برای جلوگیری از تصویب این لایحه است. این حرکت باید شامل تمام اقشار جامعه، از جمله دموکرات‌ها، جمهوری‌خواهان و مستقل‌ها باشد، چرا که این لایحه نه تنها یک مسئله حزبی نیست، بلکه یک مسئله ملی است که می‌تواند بر سرنوشت تمام مردم آمریکا تأثیر بگذارد.

در پایان، باید گفت که ادغام نظامی آمریکا و اسرائیل نه تنها یک همکاری دفاعی نیست، بلکه یک تغییر بنیادی در ساختار قدرت، حاکمیت ملی و آینده آمریکا است. این لایحه می‌تواند آمریکا را به یک کشور وابسته، درگیر جنگ‌های بی‌پایان و تحت نفوذ منافع خارجی تبدیل کند. مردم آمریکا باید با آگاهی و هوشیاری کامل در برابر این لایحه ایستادگی کنند و از نمایندگان خود بخواهند که در برابر آن مقاومت کنند. در غیر این صورت، آن‌ها ممکن است در آینده نزدیک شاهد از دست رفتن استقلال، آزادی و امنیت خود باشند.

اما این ماجرا تنها به ابعاد نظامی و سیاسی محدود نمی‌شود. زمانی که سخن از ادغام با رژیم صهیونیست به میان می‌آید، باید به ابعاد اخلاقی و انسانی آن نیز توجه کرد. رژیم صهیونیست به عنوان یکی از سرکوبگرترین و نژادپرست‌ترین رژیم‌های جهان شناخته می‌شود که به طور سیستماتیک در حال ارتکاب جنایات جنگی، نسل‌کشی و سرکوب مردم فلسطین است. ادغام با چنین رژیمی نه تنها از نظر استراتژیک خطرناک است، بلکه از نظر اخلاقی نیز غیرقابل توجیه است. آمریکا به عنوان کشوری که همواره خود را مدافع دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده است، نمی‌تواند با چنین رژیمی ادغام نظامی پیدا کند بدون این که اعتبار اخلاقی و سیاسی خود را از دست بدهد.

علاوه بر این، ادغام نظامی با اسرائیل می‌تواند منجر به گسترش فرهنگ خشونت و جنگ‌طلبی در آمریکا شود. اسرائیل به عنوان یک کشور در حال جنگ دائمی شناخته می‌شود که در آن، فرهنگ نظامی و خشونت به بخشی از هویت ملی تبدیل شده است. با ادغام نظامی آمریکا و اسرائیل، این فرهنگ می‌تواند به آمریکا نیز سرایت کند و منجر به افزایش خشونت، نظامی‌گری و سرکوب در این کشور شود. این موضوع می‌تواند بر جامعه آمریکا تأثیر منفی بگذارد و آن را به سمت یک جامعه بسته‌تر، خشن‌تر و غیردموکراتیک‌تر سوق دهد.

در چنین شرایطی، نقش روشنفکران، دانشگاهیان و فعالان اجتماعی نیز بسیار اهمیت دارد. آن‌ها باید با نوشتن مقالات، برگزاری سخنرانی‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، مردم را از خطرات و پیامدهای این ادغام آگاه کنند. آن‌ها باید نشان دهند که این لایحه نه تنها یک مسئله نظامی یا سیاسی نیست، بلکه یک مسئله اخلاقی و فرهنگی است که می‌تواند بر هویت، ارزش‌ها و آینده آمریکا تأثیر بگذارد. آن‌ها باید مردم را تشویق کنند تا در برابر این لایحه ایستادگی کنند و از نمایندگان خود بخواهند که در برابر آن مقاومت کنند.

اما متأسفانه، آن چه که اکنون شاهد آن هستیم، سانسور و سرکوب بحث‌های انتقادی در مورد این لایحه است. بسیاری از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از پوشش این موضوع خودداری می‌کنند و حتی برخی از فعالان سیاسی که در برابر این لایحه ایستادگی می‌کنند، مورد حمله و توهین قرار می‌گیرند. این موضوع نشان می‌دهد که لابی‌های صهیونیستی تا چه حد در آمریکا نفوذ دارند و چگونه سعی می‌کنند هر گونه بحث انتقادی در مورد اسرائیل را سرکوب کنند. اما این سرکوب‌ها نمی‌توانند مانع آگاهی مردم شوند. مردم آمریکا باید با جستجوی منابع مستقل و انتقادی، خود را از خطرات و پیامدهای این لایحه آگاه کنند و در برابر آن ایستادگی کنند.

در این میان، نقش احزاب سیاسی و نامزدهای ریاست‌جمهوری نیز بسیار اهمیت دارد. آن‌ها باید موضع روشن و قاطعی در برابر این لایحه اتخاد کنند و به مردم وعده دهند که در صورت انتخاب، از تصویب آن جلوگیری خواهند کرد. آن‌ها باید نشان دهند که این لایحه نه تنها با منافع ملی آمریکا در تضاد است، بلکه با اصول دموکراتیک و اخلاقی آن نیز مغایرت دارد. آن‌ها باید مردم را تشویق کنند تا در انتخابات آینده به نامزدهایی رای دهند که در برابر این لایحه و سایر سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیردموکراتیک مقاومت می‌کنند.

اما متأسفانه، آن چه که اکنون شاهد آن هستیم، سکوت بسیاری از سیاستمداران و نامزدهای ریاست‌جمهوری در برابر این لایحه است. بسیاری از آن‌ها ترجیح می‌دهند در مورد این موضوع سکوت کنند تا مبادا مورد خشم لابی‌های صهیونیستی قرار گیرند. اما این سکوت‌ها نمی‌توانند مانع آگاهی مردم شوند. مردم آمریکا باید از سیاستمداران خود بخواهند که موضع روشن و قاطعی در برابر این لایحه اتخاد کنند و در صورت لزوم، از آن‌ها حمایت مالی و سیاسی خود را قطع کنند.

در چنین شرایطی، تشکیل یک حزب سوم یا یک جنبش مستقل سیاسی می‌تواند راه‌حلی برای مقابله با نفوذ لابی‌های صهیونیستی و احزاب سنتی باشد. دنیس کوسینیچ به درستی به این نکته اشاره می‌کند که سیستم دوحزبی آمریکا به یک انحصار تبدیل شده است که در آن، هر دو حزب تحت نفوذ منافع خاص و لابی‌های قدرتمند قرار دارند. تشکیل یک حزب سوم یا یک جنبش مستقل می‌تواند به مردم آمریکا این امکان را بدهد که از میان احزاب سنتی که تحت نفوذ منافع خارجی قرار دارند، خارج شوند و راه‌های جدیدی برای تغییر وضعیت موجود بیابند.

تاکر کارلسون، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، نیز به این نکته اشاره کرده است که تشکیل یک حزب سوم می‌تواند راه‌حلی برای متحد کردن اقشار مختلف جامعه آمریکا باشد که از سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیردموکراتیک احزاب سنتی خسته شده‌اند. او معتقد است که چنین حزبی می‌تواند شامل افراد مختلفی از جمله توماس ماسیه، مارجوری تیلور گرین و حتی رو Khanna باشد که همگی در برابر سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیردموکراتیک مقاومت می‌کنند. تشکیل چنین حزبی می‌تواند به مردم آمریکا این امکان را بدهد که از میان احزاب سنتی خارج شوند و راه‌های جدیدی برای تغییر وضعیت موجود بیابند.

اما تشکیل یک حزب سوم یا یک جنبش مستقل سیاسی با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است. لابی‌های صهیونیستی و منافع خاصی که در احزاب سنتی نفوذ دارند، به هیچ وجه اجازه نخواهند داد که چنین حزبی به قدرت برسد. آن‌ها با استفاده از تمام ابزارهای ممکن، از جمله تبلیغات منفی، فشارهای مالی و حتی سرکوب سیاسی، سعی خواهند کرد که چنین حزبی را شکست دهند. اما اگر مردم آمریکا با آگاهی و هوشیاری کامل از چنین حزبی حمایت کنند، می‌توانند مانع نفوذ لابی‌های صهیونیستی شوند و راه‌های جدیدی برای تغییر وضعیت موجود بیابند.

در پایان، باید گفت که ادغام نظامی آمریکا و اسرائیل نه تنها یک همکاری دفاعی نیست، بلکه یک تغییر بنیادی در ساختار قدرت، حاکمیت ملی و آینده آمریکا است. این لایحه می‌تواند آمریکا را به یک کشور وابسته، درگیر جنگ‌های بی‌پایان و تحت نفوذ منافع خارجی تبدیل کند. مردم آمریکا باید با آگاهی و هوشیاری کامل در برابر این لایحه ایستادگی کنند و از نمایندگان خود بخواهند که در برابر آن مقاومت کنند. آن‌ها باید از سیاستمداران خود بخواهند که موضع روشن و قاطعی در برابر این لایحه اتخاد کنند و در صورت لزوم، از آن‌ها حمایت مالی و سیاسی خود را قطع کنند. آن‌ها باید در انتخابات آینده به نامزدهایی رای دهند که در برابر این لایحه و سایر سیاست‌های جنگ‌طلبانه و غیردموکراتیک مقاومت می‌کنند.

اما این مبارزه تنها به مقابله با لایحه ۲۱۹ محدود نمی‌شود. مردم آمریکا باید در برابر تمام سیاست‌های جنگ‌طلبانه، غیردموکراتیک و غیراخلاقی که توسط دولت و لابی‌های قدرتمند تحمیل می‌شوند، ایستادگی کنند. آن‌ها باید نشان دهند که آمریکا می‌تواند کشوری مستقل، دموکراتیک و اخلاقی باشد که به منافع ملی و حقوق بشر احترام می‌گذارد. آن‌ها باید با آگاهی و هوشیاری کامل، سرنوشت کشور خود را در دست بگیرند و مانع تبدیل شدن آمریکا به یک کشور وابسته و تحت نفوذ شوند. این مبارزه نه تنها برای آینده آمریکا، بلکه برای آینده جهان و تمدن انسانی اهمیت دارد. چرا که آمریکا به عنوان یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان، می‌تواند نقش مهمی در شکل‌دهی به آینده جهان ایفا کند و اگر این کشور تحت نفوذ منافع خارجی و سیاست‌های جنگ‌طلبانه قرار گیرد، می‌تواند منجر به گسترش خشونت، بی‌ثباتی و نابرابری در سراسر جهان شود.

در چنین شرایطی، مردم آمریکا باید با وحدت و همبستگی کامل در برابر این تهدیدات ایستادگی کنند. آن‌ها باید نشان دهند که می‌توانند در برابر نفوذ لابی‌های قدرتمند و سیاست‌های جنگ‌طلبانه مقاومت کنند و راه‌های جدیدی برای تغییر وضعیت موجود بیابند. آن‌ها باید با آگاهی و هوشیاری کامل، سرنوشت کشور خود را در دست بگیرند و مانع تبدیل شدن آمریکا به یک کشور وابسته و تحت نفوذ شوند. این مبارزه نه تنها برای آینده آمریکا، بلکه برای آینده جهان و تمدن انسانی اهمیت دارد و مردم آمریکا باید با تمام قدرت و اراده در برابر آن ایستادگی کنند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب