
دیمیتری لاسکاریس، وکیل حقوق بشر – ونسا بیلی
ترجمه مجله جنوب جهانی
دیمیتری لاسکاریس، وکیل حقوق بشر، با ونسا بیلی، روزنامهنگار مستقل مستقر در بیروت، درباره رسوایی تکاندهندهای که به طور فزایندهای در خود اسرائیل فاش میشود، گفتگو میکند. این بحث بر گزارشهای مربوط به آزار جنسی آیینی کودکان، اظهارات کارشناسان اسرائیلی، عاملان ادعایی با نفوذ، ناکامی نهادهای دولتی و این پرسش متمرکز است که چرا این تحقیق در غرب توجه بسیار کمی را به خود جلب کرده است.
در نیمه دوم، تمرکز به سوریه و تهدید فزاینده یک جنگ منطقهای جدید معطوف میشود. بیلی نقش الجولانی، بازیگران خارجی و گروههای مسلح و همچنین این پرسش را که آیا جبهه جدیدی در پشت صحنه در حال آمادهسازی است، تحلیل میکند.
این ویدیو توسط «ریزنتوریزست» (Reason2Resist) تولید و در تاریخ ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶ در کانال یوتیوب آنها منتشر شده است. ما آن را به زبان آلمانی ترجمه کرده و امروز برای کمک به شکلدهی افکار عمومی در آلمان و فراتر از آن در مورد این موضوع، مجدداً منتشر میکنیم. لینک:
یادداشتی درباره منابع: این مصاحبه بر پایه تحقیقات انجامشده توسط رسانه تحقیقی اسرائیلی «شومریم»، اظهارات کارشناسان اسرائیلی و مقاله ونسا بیلی به تاریخ ۳۱ مه ۲۰۲۶ است. اطلاعات مربوط به مرتکبان ادعایی، ساختارهای سازمانیافته یا مسئولیت نهادی که هنوز به طور قطعی توسط مقامات یا دادگاهها اثبات نشده است، به صورت ادعاها، اظهارات شاهدان یا ارزیابیهای کارشناسان ارائه میشود. این ویدیو هیچ اتهام کلیای علیه جمعیت اسرائیل، جوامع یهودی یا گروههای حرفهای فردی مطرح نمیکند.
مقاله ونسا بیلی به تاریخ ۳۱ مه ۲۰۲۶ درباره سوءاستفاده جنسی آیینی در اسرائیل: https://beeley.substack.com/p/ri… گزارش تحقیقی شومریم از مه ۲۰۲۶ درباره سوءاستفاده جنسی آیینی در اسرائیل: https://www.shomrim.news/eng/bre…
در دنیای امروز، زمانی که جریان اطلاعات در شبکههای اجتماعی و رسانهها با سرعتی بیسابقه در حال گسترش است، هنوز هم موضوعاتی وجود دارند که به دلایل گوناگون از دید عموم پنهان میمانند و هرگز به صورت شفاف مورد بررسی قرار نمیگیرند. یکی از تاریکترین و دردناکترین این موضوعات، رسوایی گسترده سوءاستفاده جنسی آیینی از کودکان در کشور اسرائیل (اسرائیل) است که نه تنها جامعه داخلی این کشور را تحت تاثیر قرار داده، بلکه ابعاد بینالمللی نیز یافته است. این رسوایی، که در ماههای اخیر توسط رسانههای تحقیقاتی اسرائیل (اسرائیل) از جمله شومریم (Shomrim) و مرکز رسانه و دموکراسی افشا شده، ابعادی به غایت نگرانکننده و هولناک دارد. در این میان، نقش رسانههای غربی در سکوت مطلق درباره این موضوع، خود سوالبرانگیز و قابل تامل است. چرا که اگر تنها منبع اطلاعاتی مردم جهان، رسانههای غربی بودند، احتمالا هرگز از وجود چنین فاجعهای باخبر نمیشدند.
در قلب این رسوایی، جامعه فوق ارتدکس یهودیان، معروف به هاردم (Haredim)، قرار دارد. جامعهای کاملا بسته و منسجم که در آن، سوءاستفاده جنسی از کودکان نه تنها به عنوان یک پدیده فردی و پراکنده، بلکه به شکل سیستماتیک، سازمانیافته و آیینی رخ میدهد. آمارهایی که توسط کارشناسان از جمله اینبال برنر (Inbal Brenner)، رئیس جامعه اسرائیل برای درمان و پیشگیری از آسیبهای جنسی، ارائه شدهاند، حیرتانگیزند: حدود بیست درصد از کودکان و نوجوانان در اسرائیل (اسرائیل)، چه پسر و چه دختر، قربانی سوءاستفاده جنسی شدهاند. این در حالی است که اگر طیف وسیعتری از خشونتها، از جمله خشونت خانگی، سوءاستفاده جنسی و دیگر انواع آزار روانی را در نظر بگیریم، این رقم به پنجاه و دو درصد میرسد. این آمار در مقایسه با کشورهای غربی مانند بریتانیا، که در آن تنها پنج درصد از کودکان قربانی سوءاستفاده جنسی میشوند، بسیار بالا و نگرانکننده است.
اما آنچه این آمار را هولناکتر و دلهرهآورتر میکند، این است که تنها پنج درصد از این جرائم گزارش میشوند و از این میان، بخش بسیار ناچیزی مورد پیگرد قانونی قرار میگیرد. این بدان معناست که نود و پنج درصد از این جرائم در سایه باقی میمانند و مرتکبان آنها بدون هیچ ترسی به آزار کودکان ادامه میدهند. این امر نشان میدهد که نه تنها مرتکبان، بلکه نهادهای دولتی از جمله پلیس اسرائیل (اسرائیل) نیز در پوشاندن این جرائم نقش دارند. تحقیقات انجام شده توسط رسانه اسرائیل هیوم (Israel Hayom) نشان دادهاند که پلیس در بسیاری از موارد، از پیگرد قانونی این جرائم خودداری کرده است. این بدان معناست که جامعه اسرائیل (اسرائیل) به یک بحران اخلاقی و اجتماعی دچار شده است که در آن، سیستمهای حامی قانون، خود به عوامل پوشاندن جنایات تبدیل شدهاند.
اما این رسوایی تنها به جامعه هاردم (Haredim) محدود نمیشود. گزارشها حاکی از آن است که سوءاستفاده جنسی آیینی در سراسر جامعه اسرائیل (اسرائیل) رخ داده است. مرتکبان این جرائم شامل افراد مختلفی از جامعه هستند: پزشکان، قضات، ربانیون و حتی اعضای خانوادهها. یکی از موارد شوکآور و دلخراش، پرونده شوشانا استروک (Shoshaanna Struck)، دختر اوری (Ori)، وزیر ماموریتهای ملی اسرائیل (اسرائیل) از احزاب افراطی راست، است. شوشانا استروک (Shoshaanna Struck) پس از افشای اطلاعاتی درباره سوءاستفاده از خود در کودکی و دخالت پدرش در قاچاق جنسی او، به طور مرموزی در مارس سال ۲۰۲۶ درگذشت. این پرونده تنها یکی از بسیاری از مواردی است که نشان میدهد این پدیده تا چه حد در جامعه اسرائیل (اسرائیل) ریشه دوانیده و سیستماتیک شده است.
یکی از جنبههای ترسناک و دلهرهآور این رسوایی، روشهای شنیع و آیینی است که در آن به کار گرفته میشوند. کودکان، که برخی از آنها تنها سه سال سن دارند، در مراسمی که گاهی اوقات توسط ربانیون هدایت میشوند، مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. در این مراسم، که گاهی اوقات با حضور پانزده تا بیست مرد برگزار میشود، کودکان تحت تاثیر مواد مخدر قرار میگیرند و سپس مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند. در برخی موارد، از نمادهای غیرمعمول مانند پنتاگرامهای قرمز استفاده میشود که به جای آنکه نمادی یهودی باشند، بیشتر با مکاتب اخفاء و شیطانی مرتبط هستند. علاوه بر این، کودکان مورد شکنجههای فیزیکی و روانی قرار میگیرند. برای مثال، در یکی از موارد، کودکی مکررا زیر آب نگه داشته میشد و سپس به او گفته میشد که با آزاد شدن از آب، دوباره به زندگی برگشته است و باید این آزارها را بپذیرد. این نوع شکنجهها نه تنها برای ایجاد ترس، بلکه برای شکستن روحیه کودکان و تبدیل آنها به قربانیان منفعل انجام میشود. در برخی موارد، کودکان با تهدید به آزار اعضای خانواده خود، مجبور به سکوت و قبول این آزارها میشوند.
اما آنچه این رسوایی را به یک فاجعه ملی و حتی بینالمللی تبدیل میکند، نقش نهادهای دولتی و پلیس در پوشاندن این جرائم است. تحقیقات نشان دادهاند که پلیس اسرائیل (اسرائیل) در بسیاری از موارد، از پیگرد قانونی این جرائم خودداری کرده است. این امر باعث شده که جامعه هاردم (Haredim)، که در اسرائیل (اسرائیل) و همچنین در شهرهایی مانند بروکلین (Brooklyn) در نیویورک (New York) حضور قابل توجهی دارد، به نوعی پناهگاهی برای مجرمان جنسی تبدیل شود. گزارشها حاکی از آن است که حتی برخی از مجرمان جنسی از ایالات متحده به یهودیت گرویدهاند و سپس در اسرائیل (اسرائیل) پناهنده شدهاند. این امر نشان میدهد که این مشکل تنها به جامعه هاردم (Haredim) محدود نمیشود، بلکه در سراسر جامعه اسرائیل (اسرائیل) گسترده است.
اما این رسوایی تنها به داخل مرزهای اسرائیل (اسرائیل) محدود نمیشود. گزارشها حاکی از آن است که پس از هفتم اکتبر، پناهندگان استعماری از شمال مناطق اشغالی، که در هتلهای پناهندگان در مناطق اشغالی اقامت دارند، با سوءاستفاده جنسی و قاچاق انسان مواجه شدهاند. این امر نشان میدهد که این پدیده به یک بحران اجتماعی در اسرائیل (اسرائیل) تبدیل شده است که نه تنها کودکان اسرائیلی، بلکه کودکان فلسطینی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. برای مثال، در یک مورد، یک پدر فلسطینی در غزه (Gaza)، پس از آنکه توسط نیروهای صهیونیستی در یک نقطه بازرسی متوقف شد، مجبور شد که به همراه فرزند کوچکش، لباسی را که بر تن داشت، درآورد. سپس، برای اجبار او به اقرار به عضویت در حماس (Hamas)، نیروهای صهیونیستی سیگارهای روشن شده را روی بدن کودک خاموش کردند و حتی میخی را به بدن کودک کوبیدند. این نوع رفتارها نه تنها در غزه (Gaza)، بلکه در زندانهای اسرائیل (اسرائیل) نیز رایج است، جایی که زندانیان فلسطینی، از جمله زنان و کودکان، مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگیرند.
در این میان، نقش رسانهها و افکار عمومی نیز بسیار مهم و تاثیرگذار است. افشای این رسواییها توسط روزنامهنگاران مستقل و شجاعی مانند وانسا بیلی (Vanessa Biley)، که در بیوت (Bayut) لبنان (Lebanon) زندگی میکند، نشان میدهد که چگونه رسانههای غربی در پوشاندن این حقایق نقش داشتهاند. وانسا بیلی (Vanessa Biley) در مقالهای که در ماه مه سال ۲۰۲۶ در ساباستک خود منتشر کرد، به تفصیل درباره این رسواییها سخن گفته است. او در این مقاله به این نکته اشاره میکند که سوءاستفاده جنسی آیینی در جامعه اسرائیل (اسرائیل) به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده است. این امر توسط تحقیقات رسانههای صهیونیستی از جمله اسرائیل هیوم (Israel Hayom) تایید شده است.
اما آنچه این موضوع را پیچیدهتر میکند، نقش عوامل بینالمللی در این معادلات است. در سالهای اخیر، موضوعات بینالمللی نیز به این رسواییها گره خوردهاند. برای مثال، دونالد ترامپ (Donald Trump)، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، در ماه گذشته اظهاراتی درباره جولانی (Jolani)، دیکتاتور سوریه (Syria)، کرد که نشان میدهد او مایل است تا از طریق ارسال نیروهای تروریستی به لبنان (Lebanon)، به اسرائیل (اسرائیل) کمک کند. ترامپ (Trump) در اظهارات خود گفت که اسرائیل (اسرائیل) برای مدت زیادی با حزبالله (Hezbollah) درگیر بوده و بسیاری از مردم جان خود را از دست دادهاند. او پیشنهاد کرد که سوریه (Syria) میتواند مسئولیت مقابله با حزبالله (Hezbollah) را بر عهده بگیرد. این اظهارات در حالی انجام شد که جولانی (Jolani) در ابتدا هر گونه علاقهای به مداخله در لبنان (Lebanon) را رد کرد، اما پس از آن، در یک کنفرانس مطبوعاتی به همراه ترامپ (Trump)، به نظر میرسید که او با این ایده موافق است.
اما آنچه این موضوع را پیچیدهتر میکند، نقش ترکیه (Turkey) و اوکراین (Ukraine) در این معادلات است. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای اوکراینی (Ukraine) در سوریه (Syria) حضور دارند و در سال ۲۰۲۳ در ادلب برای کمک به جولانی (Jolani) در آمادهسازی برای عملیاتهای نوامبر و دسامبر ۲۰۲۴، که منجر به سقوط سوریه (Syria) پس از چهارده سال مقاومت شد، مشارکت داشتند. در ازای این کمکها، برخی از میلشیههای جولانی (Jolani) به نفع اوکراین (Ukraine) علیه روسیه میجنگیدند. علاوه بر این، ترکیه (Turkey) نیز نقش مهمی در این معادلات ایفا میکند. ترامپ (Trump) با آزادسازی اف-۳۵ (F35) برای ترکیه (Turkey)، به نوعی راه را برای مداخله ترکیه (Turkey) در لبنان (Lebanon) هموار کرده است. این امر نشان میدهد که ترکیه (Turkey)، که همیشه در پی کنترل مسیرهای دریایی در مدیترانه شرقی، دریای اژه و دریای سیاه بوده است، اکنون میتواند با حمایت آمریکا، نقش فعالتری در منطقه ایفا کند.
اما آنچه این موضوع را به یک بحران منطقهای تبدیل میکند، نقش ایران (Iran) و حزبالله (Hezbollah) است. ایران (Iran) و حزبالله (Hezbollah)، که همواره در مقابل اسرائیل (اسرائیل) و متحدان آن ایستادهاند، اکنون با تهدید مداخله جولانی (Jolani) در لبنان (Lebanon) مواجه هستند. گزارشها حاکی از آن است که ایران (Iran) و عراق (Iraq)، که از مقاومت در لبنان (Lebanon) حمایت میکنند، در صورت مداخله جولانی (Jolani) در لبنان (Lebanon)، با مداخله نظامی واکنش نشان خواهند داد. علاوه بر این، ارتش سوریه (Syria)، که در دسامبر ۲۰۲۴ سوریه (Syria) را ترک کرد، اکنون در عراق (Iraq) و لبنان (Lebanon) حضور دارد و میتواند در صورت لزوم، برای مقابله با تهدیدات جولانی (Jolani) mobilize شود.
در این میان، نقش رسانهها و افکار عمومی نیز بسیار مهم است. افشای این رسواییها توسط روزنامهنگاران مستقل، نشان میدهد که چگونه رسانههای غربی در پوشاندن این حقایق نقش داشتهاند. اما با افشای این رسواییها، اکنون دیگر نمیتوان آنها را نادیده گرفت. جامعه اسرائیل (اسرائیل) به نقطه اشباع رسیده است و دیگر نمیتوان این جرائم را انکار کرد. این امر نشان میدهد که چگونه این رسواییها نه تنها یک مشکل داخلی، بلکه یک بحران بینالمللی است که نیاز به توجه فوری دارد.
در نهایت، آنچه این رسواییها نشان میدهد، این است که جامعه اسرائیل (اسرائیل) با یک فساد سیستماتیک مواجه است که نه تنها کودکان اسرائیلی، بلکه کودکان فلسطینی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. این فساد، که در جامعه هاردم (Haredim) ریشه دوانیده است، اکنون به یک بحران ملی و بینالمللی تبدیل شده است که نیاز به بررسی و اقدام فوری دارد. علاوه بر این، نقش رسانهها، نهادهای دولتی و جامعه بینالمللی در مقابله با این پدیده بسیار مهم است. تنها از طریق افشای حقایق و پیگرد قانونی مرتکبان، میتوان امید داشت که این فاجعه به پایان برسد.
در این میان، نقش افراد شجاعی مانند وانسا بیلی (Vanessa Biley)، که با خطرات بسیاری روبرو هستند، بسیار مهم است. آنها با افشای این رسواییها، نه تنها به کودکان قربانی صدای میدهند، بلکه جامعه را به چالش میکشند تا با این پدیده شنیع مقابله کند. اما آنچه مهم است، این است که جامعه بینالمللی نیز باید به این رسواییها توجه کند و از سکوت خارج شود. تنها از این طریق میتوان امید داشت که عدالت برقرار شود و کودکان، که آینده هر جامعهای هستند، در امان بمانند.
در پایان، باید گفت که این رسواییها نه تنها یک مشکل داخلی اسرائیل (اسرائیل)، بلکه یک بحران انسانی است که نیاز به توجه فوری دارد. جامعه بینالمللی باید با همبستگی و تصمیمگیریهای قاطع، به این پدیده شنیع پایان دهد و از کودکان، که آینده جهان هستند، حمایت کند. تنها از این طریق میتوان امید داشت که جهانی عادلانهتر و امنتر برای همه ایجاد شود. این وظیفه همه ماست که در مقابل این ظلمها سکوت نکنیم و برای برقراری عدالت و حفاظت از حقوق کودکان تلاش کنیم. زیرا کودکان، که آینده هر جامعهای هستند، سزاوار زندگی در امنیت و سلامت هستند و هیچ چیز نمیتواند این حق اساسی آنها را نادیده بگیرد.
در این راستا، باید به نقش آموزش و آگاهیبخشی نیز توجه ویژهای داشت. بسیاری از این جرائم به دلیل عدم آگاهی جامعه و سکوت قربانیان رخ میدهد. بنابراین، آموزش کودکان و خانوادهها درباره حقوق خود و چگونگی مقابله با سوءاستفاده جنسی میتواند نقش مهمی در پیشگیری از این جرائم داشته باشد. علاوه بر این، ایجاد فضایی امن برای قربانیان، تا بتوانند بدون ترس از قضاوت یا انتقام، جرائم را گزارش دهند، بسیار مهم است. نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی باید با همکاری یکدیگر، سیستمهای حمایتی قویتری برای قربانیان ایجاد کنند و مرتکبان را به عدالت بکشانند.
همچنین، باید به نقش رسانهها در افشای این جرائم و آگاهیبخشی به جامعه توجه کرد. رسانهها میتوانند با گزارش دقیق و بیطرفانه، نقش مهمی در افشای این جرائم و فشار بر نهادهای ذیربط برای اقدام ایفا کنند. اما متاسفانه، در بسیاری از موارد، رسانهها تحت تاثیر منافع سیاسی یا اقتصادی قرار میگیرند و از گزارش این جرائم خودداری میکنند. بنابراین، حمایت از رسانههای مستقل و تحقیقی، که به دنبال افشای حقیقت هستند، بسیار مهم است. روزنامهنگاران شجاعی مانند وانسا بیلی (Vanessa Biley) با انتشار مقالات و گزارشهای دقیق، نقش مهمی در افشای این رسواییها ایفا کردهاند.
در زمینه بینالمللی، نقش سازمانهای جهانی نیز بسیار مهم است. سازمانهای بینالمللی باید با اعمال فشار بر دولت اسرائیل (اسرائیل) برای بررسی این جرائم و مجازات مرتکبان، نقش خود را ایفا کنند. علاوه بر این، جامعه بینالمللی باید از قربانیان حمایت کرده و آنها را در مسیر دستیابی به عدالت یاری کند. تنها از این طریق میتوان امید داشت که این پدیده شنیع ریشهکن شود و کودکان بتوانند در محیطی امن و سالم رشد کنند.
در نهایت، باید گفت که مقابله با سوءاستفاده جنسی از کودکان، به ویژه در شکل آیینی آن، نیازمند یک رویکرد جامع و چندبعدی است. این رویکرد باید شامل اقدامات قانونی، آموزشی، اجتماعی و رسانهای باشد. جامعه اسرائیل (اسرائیل) باید با همکاری نهادهای دولتی و غیردولتی، سیستمهای حمایتی قویتری برای قربانیان ایجاد کند و مرتکبان را به عدالت بکشاند. تنها از این طریق میتوان امید داشت که این فاجعه به پایان برسد و کودکان بتوانند در محیطی امن و سالم رشد کنند.
