عربستان جنایتکار جبهه جنوبی را گشود، انصار الله پاسخش را داد

در


نوکران آمریکا به تقصیر

بر اساس آخرین آمارهای سازمان ملل و منابع بین‌المللی تا جولای 2026:

آمار کشته‌شدگان تجاوز عربستان به یمن

  • بیش از ۱۵۰٬۰۰۰ نفر در جنگ مستقیم یمن کشته شده‌اند.
  • بیش از ۲۲۷٬۰۰۰ نفر نیز به دلیل قحطی، بیماری و فقدان خدمات بهداشتی ناشی از جنگ جان خود را از دست داده‌اند.
  • تنها در سال ۲۰۲۳، ** روزانه به طور میانگین ۲ غیرنظامی** در مرز غربی صعده کشته یا مجروح شده‌اند.
  • در حمله هوایی آمریکا به پایانه نفت راس عیسی (۲۰۲۴)، حداقل ۷۴ کشته و ۱۷۱ مجروح گزارش شد.
  • از ۲۰۱۸ تا مارس ۲۰۲۵، بیش از ۶٬۲۲۲ تلفات غیرنظامی ثبت شده است.

آمار آواره‌گان

  • بیش از ۴ میلیون نفر در داخل یمن بی‌خانمان شده‌اند (آواره داخلی).
  • ۳ میلیون نفر نیز مجبور به ترک کشور شده‌اند (آواره خارجی).
  • در مجموع، ۲۱.۶ میلیون نفر در یمن به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

آمار زخمی‌ها

  • در سال ۲۰۲۳–۲۰۲۴، ۷۹ حادثه مین‌ گذاری منجر به ۴۹ کشته و ۶۶ مجروح (از جمله کودکان) شد.
  • در سه‌ماهه اول ۲۰۲۳، ۱۲۱ تلفات غیرنظامی ناشی از منفجره‌های جنگی گزارش شد.

منابع: سازمان ملل | Human Rights Watch | ReliefWeb | BBC | Every Casualty


مجله جنوب جهانی

آنچه در نبرد اخیر میان یمن و عربستان سعودی رخ می‌دهد، نه تنها یک تقابل نظامی ساده، بلکه نمود عینی یک معمای بزرگتر است که در آن قدرت‌های فرامنطقه‌ای همچون ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، با بهره‌گیری از ابزارهای نیابتی و تحریک جبهه‌های مختلف، سعی در مدیریت و جهت‌دهی به معادلات امنیتی منطقه به نفع خود دارند. واقعیت این است که پشت پرده‌ی حملات اخیر انصارالله به تاسیسات آرامکو، شبکه‌ای از منافع و اهرم‌های فشار قرار دارد که فراتر از مرزهای یمن و عربستان سعودی را در بر می‌گیرد و فهم دقیق آن، نیازمند واکاوی عمیق‌تری از تاریخچه‌ی روابط و توازن قوا در این بخش از جهان است.

برای درک صحیح از آنچه امروز در تنگه‌ی استراتژیک باب المندب و سواحل دریای سرخ می‌گذرد، باید به چند سال پیش بازگشت؛ زمانی که پس از ماه‌ها درگیری و تبادل آتش میان نیروهای یمنی و ائتلاف سعودی، به نظر می‌رسید که نوعی تفاهم نانوشته میان ریاض و صنعاء شکل گرفته است. در آن برهه، عربستان سعودی که از هزینه‌های سنگین نظامی و سیاسی جنگ فرسایشی در یمن به ستوه آمده بود، عملاً با میانجی‌گری برخی کشورهای منطقه، دست از حملات گسترده‌ی هوایی خود برداشت و در مقابل، انصارالله نیز به عنوان نشانه‌ای از حسن نیت، حملات موشکی و پهپادی خود به عمق خاک عربستان را متوقف ساخت. این وضعیت شکننده، اگرچه به معنای صلح پایدار نبود، اما می‌توانست زمینه‌ساز مذاکرات جدی‌تر برای پایان دادن به یکی از فاجعه‌بارترین بحران‌های انسانی قرن باشد. با این حال، آنچه که این آرامش نسبی را در هم شکست و بار دیگر منطقه را به لبه‌ی پرتگاه جنگ تمام‌عیار کشاند، نه یک اشتباه محاسباتی ساده، بلکه طراحی دقیقی بود که توسط بازیگرانی صورت گرفت که منافعشان در تداوم بحران تعریف می‌شود؛ چراکه صلح در یمن به معنای تضعیف اهرم‌های فشار علیه محور مقاومت و در نتیجه، ناکامی پروژه‌های بلندمدت آمریکا و اسرائیل در تثبیت هژمونی خود بر خاورمیانه است.

نکته‌ی کلیدی که در تحلیل این رویدادها اغلب نادیده گرفته می‌شود، نقش تعیین‌کننده‌ی تحریک‌کنندگان خارجی در بازگرداندن انصارالله به میدان نبرد است. صرف‌نظر از اظهارات رسمی، شواهد و قرائن نشان می‌دهد که عربستان سعودی، تحت تاثیر فشارهای همه‌جانبه‌ی آمریکا و چراغ سبزهای تل‌آویو، تصمیم گرفت تا با بهانه‌تراشی و دست زدن به اقدامات تحریک‌آمیز، آرامش نسبی جبهه‌ی جنوبی را برهم زند. بهانه‌ای که برای این اقدام انتخاب شد، یعنی ورود یک هواپیمای مسافربری ایرانی به فرودگاه صنعاء یا حدیده، نه تنها یک بهانه‌ی واهی، بلکه نشانه‌ی آشکاری از وجود یک نقشه‌ی از پیش طراحی‌شده بود. در واقع، هدف از این اقدام، متوقف کردن روند رو به رشد همکاری‌های اقتصادی و سیاسی میان ایران و یمن و نیز ایجاد یک درگیری نیابتی جدید بود تا ضمن توجیه ادامه‌ی محاصره‌ی وحشیانه‌ی عربستان، زمینه برای حضور بیشتر نظامی غرب در منطقه و حفاظت از مسیرهای دریایی حیاتی برای اسرائیل فراهم شود. این سناریو، دقیقاً همان چیزی است که در ماه‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم؛ جایی که حملات به تأسیسات نفتی عربستان نه یک اقدام تهاجمی از سوی یمن، بلکه پاسخی کاملاً طبیعی و منطقی به نقض آتش‌بس و تحریک مستقیم ریاض توسط متحدان غربی‌اش محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، انصارالله که خود را در محاصره‌ای تمام‌عیار و هدف حملات مستقیم هوایی می‌دید، چاره‌ای جز واکنش متناسب نداشت و این واکنش به گونه‌ای طراحی شد که پاشنه‌ی آشیل اقتصاد عربستان یعنی تأسیسات نفتی آرامکو را هدف قرار دهد. حملات دقیق و گسترده‌ای که طی روزهای اخیر به تاسیسات حیاتی این شرکت در جیزان و ینبع انجام شد، نشان داد که معادله‌ی نظامی منطقه دستخوش تغییرات اساسی شده و صنعاء نه تنها توانایی ضربه زدن به عمق خاک عربستان را دارد، بلکه با استفاده از موشک‌های بالستیک و پهپادهای پیشرفته، می‌تواند امنیت انرژی نه تنها ریاض، بلکه کل جهان را با چالش مواجه کند. این بدان معناست که دود این آتش‌افروزی‌ها، اکنون به چشم خود عربستان رفته و آنچه را که آن‌ها به عنوان یک راهبرد کوتاه‌مدت برای تحت فشار گذاشتن یمن طراحی کرده بودند، به یک کابوس امنیتی تبدیل شده است که پایگاه‌های نفتی، پالایشگاه‌ها و بنادر حیاتی این کشور را تحت الشعاع قرار داده و خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به زیرساخت‌های اقتصادی آن وارد ساخته است.

از سوی دیگر، تنگه‌ی باب المندب به عنوان یکی از مهم‌ترین آبراهه‌های جهان، به صحنه‌ی اصلی این رویارویی تبدیل شده است. انصارالله با اتخاذ راهبرد «تنگه برای تنگه و محاصره در برابر محاصره»، عملاً نشان داده که تا زمانی که محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی یمن ادامه داشته باشد و اجازه‌ی تردد آزادانه به کشتی‌های تجاری داده نشود، این حق را برای خود محفوظ می‌داند که تردد کشتی‌های مرتبط با دشمنان را در این آبراهه‌ی حیاتی با مانع مواجه کند. این اقدام، نه تنها زنجیره‌ی تأمین کالاهای اساسی در سراسر جهان را مختل ساخته، بلکه هشدار جدی به کشورهای اروپایی و آسیایی است که اگر خواهان آرامش در این مسیر استراتژیک هستند، باید در مقابل جنایات جنگی عربستان و محاصره‌ی ظالمانه‌ی یمن سکوت اختیار نکنند. تقصیر اصلی این بحران‌زایی که اکنون گریبانگیر اقتصاد جهانی شده، نه بر دوش یمن که بر دوش غرب و متحدان منطقه‌ای آن، به ویژه عربستان سعودی، است که با حمایت‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، به جای پاسخگویی به خواست‌های به حق ملت یمن برای رفع محاصره، بر تشدید تنش و خون‌ریزی دامن می‌زنند و این گونه است که جنایت‌کاران واقعی صحنه، کسانی هستند که با دست‌های خود، آتش این جنگ نیابتی را شعله‌ور ساخته‌اند.

برای سنجش اعتبار و صحت این روایت تاریخی، ضروری است که نگاهی دقیق‌تر به توالی وقایع داشته باشیم. بی‌شک، یکی از نقاط عطف این درگیری، حمله‌ی مستقیم هوایی عربستان به فرودگاه بین‌المللی صنعاء در اوایل ماه جاری میلادی بود که در واقع، تیر خلاصی بر پیکر هر گونه مذاکره‌ی صلح‌آمیز بود و نشان داد که ریاض به دنبال تحمیل اراده‌ی خود از طریق زور است، نه گفتگو. این اقدام، که با محکومیت گسترده‌ی سازمان‌های بین‌المللی مواجه شد، نه تنها یک تجاوز آشکار به حاکمیت یک کشور مستقل بود، بلکه نقض فاحش تمامی موازین حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود. اما واکنش غرب به این تجاوز، سکوتی مرگبار و همراهی با سعودی‌ها بود که این خود، گواه دیگری بر هم‌پیمانی پنهان آن‌ها برای مهار نفوذ ایران و جبهه‌ی مقاومت در منطقه است. متعاقب این حمله و حملات شبانه‌ی رژیم سعودی به حدیده و جزیره‌ی کمران، که مناطقی کاملاً غیرنظامی و دور از هرگونه پایگاه نظامی هستند، یمن چارهای جز پاسخ‌گویی ندید و این پاسخ نیز چنان که سردار یحیی سریع سخنگوی نیروهای مسلح یمن تأکید کرد، با دقت و مهارت کامل، تنها اهداف راهبردی و نظامی را مورد اصابت قرار داد تا هزینه‌ی این حماقت‌ها را به متجاوزان گوشزد کند.

در ادامه، باید به این واقعیت اذعان داشت که تحولات میدانی، به روشنی نشان‌دهنده‌ی شکست راهبرد سیاسی و نظامی عربستان سعودی در برابر اراده‌ی پولادین ملت یمن است. ناصر العامر، رئیس خبرگزاری سبأ، در این زمینه به نکته‌ی بسیار مهمی اشاره کرده و آن اینکه وادار کردن مردم یمن به تسلیم، یک رویای محال و دست‌نیافتنی است و رژیم سعودی در صورت تداوم این سیاست احمقانه، باید منتظر پاسخ‌های بزرگ‌تر و گسترده‌تری باشد که نه تنها تأسیسات نفتی، بلکه تمامی مراکز حیاتی این کشور را هدف خواهد گرفت. شاهد این مدعا، اظهارات مقامات ارشد یمنی مانند محمد عبدالسلام، رئیس هیئت مذاکره‌کننده‌ی صنعاء، است که به صراحت اعلام کرده عربستان با اصرار بر تداوم محاصره‌ی دوازده‌ساله، عملاً خود را در مسیر برخوردی سرنوشت‌ساز قرار داده و هرگونه عواقب ناشی از این جنون، مستقیماً متوجه ریاض خواهد بود. این موضع‌گیری‌های قاطع، نشان‌دهنده‌ی خیزش یک ملت در برابر زیاده‌خواهی‌های همسایه‌ی جنوبی خود است که با حمایت تسلیحاتی و سیاسی بی‌حد و حصر غرب، به فکر تغییر معادلات منطقه‌ای افتاده، اما این بار با اراده‌ای راسخ‌تر و توانمندی‌های دفاعی‌ای شگفت‌آور مواجه شده است که پیش‌بینی‌های نظامی آنان را به چالش کشیده است.

با نگاهی به اظهارات و هشدارهای مقامات رسمی یمن، به وضوح می‌توان دریافت که این درگیری، دیگر یک نبرد مرزی یا اختلافاتی دوجانبه نیست، بلکه تبدیل به یک رویارویی راهبردی برای تعیین سرنوشت منطقه‌ی غرب آسیا گردیده است. وزارت خارجه‌ی یمن در صنعاء با صدور بیانیه‌ای قاطع، اعلام کرده که حملات اخیر عربستان، صفحه‌ی جدیدی از تقابل را گشوده و قواعد درگیری را به کلی تغییر داده است. این تغییر، به معنای عدم تعهد یمن به هر گونه محدودیت از پیش تعیین‌شده در حمله به اهداف دشمن است و عملاً اعلام کرده که از این پس، تمامی بنادر، فرودگاه‌ها، پایگاه‌های نظامی و تأسیسات حیاتی عربستان در تیررس نیروهای مسلح یمن قرار دارند. این هشدار جدی، که با عملیات موفقیت‌آمیز روز شنبه به تاسیسات آرامکو در جیزان و ینبع به اثبات رسید، نشان می‌دهد که انصارالله و همپیمانانش، به سطحی از بازدارندگی دست یافته‌اند که می‌تواند موازنه‌ی قوا را در منطقه به سود جبهه‌ی مقاومت تغییر دهد و این دقیقاً همان نگرانی بزرگ واشنگتن و تل‌آویو است که باعث می‌شود با تمام توان از ریاض برای ادامه‌ی این جنگ نیابتی حمایت کنند، حتی اگر این حمایت به قیمت نابودی زیرساخت‌های کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس تمام شود.

در نهایت، باید اذعان داشت که محاصره‌ی اقتصادی و دریایی یمن که از سال ۲۰۱۵ تاکنون ادامه دارد، بزرگترین جنایت علیه بشریت در قرن بیست و یکم است که با حمایت همه‌جانبه‌ی غرب، به ویژه آمریکا و انگلستان، انجام می‌شود. این محاصره، که ارسال دارو، مواد غذایی و سوخت به میلیون‌ها انسان بی‌گناه را با مانع مواجه ساخته، نه تنها یک اقدام خصمانه علیه دولت یمن، بلکه جنگی تمام‌عیار علیه غیرنظامیان است. انصارالله با درک این واقعیت تلخ، دریافت که راهی جز مقابله به مثل و وارد کردن هزینه‌های سنگین به طرف مقابل برای پایان دادن به این ظلم وجود ندارد. لذا، استراتژی «محاصره در برابر محاصره» نه یک ابتکار تهاجمی، بلکه یک اقدام دفاعی کاملاً مشروع و قانونی برای وادار کردن متجاوزان به عقب‌نشینی و رفع حصر از یک ملت مظلوم و ستمدیده است. این تحلیل، هر چند ممکن است با روایت رسمی رسانه‌های غربی همخوانی نداشته باشد، اما برگرفته از واقعیات عینی میدان نبرد و اظهارات صریح مقامات یمنی است و نشان می‌دهد که پشت پرده‌ی هر درگیری منطقه‌ای، منافع کلان قدرت‌های بزرگ نهفته است که برای حفظ آن، از هیچ اقدام تحریک‌آمیزی فروگذار نمی‌کنند و حالا این عربستان سعودی است که بهای سنگین این ماجراجویی‌ها را با آتش گرفتن بزرگترین تاسیسات نفتی خود و مختل شدن امنیت یکی از حیاتی‌ترین آبراهه‌های جهان، پرداخت می‌کند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب