درباره غرامت: گفت‌وگویی با کواسی پرات جونیور

در

,

کواسی پرات جونیور

ترجمه مجله جنوب جهانی

در ۲۵ مارس ۲۰۲۶، جان درامانی ماهاما، رئیس‌جمهور غنا، قطعنامه‌ای را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه کرد. این قطعنامه تجارت برده از فراسوی اقیانوس اطلس را — که در بدبینانه‌ترین و پایین‌ترین برآوردها، باعث ربوده شدن ۱۲.۶ میلیون نفر از قاره آفریقا شد — سنگین‌ترین و جنایت‌بارترین اقدام علیه بشریت در طول تاریخ اعلام نمود. این قطعنامه که از حمایت اتحادیه آفریقا و کاریکوم (نهاد بین‌دولتی کشورهای حوزه کارائیب) برخوردار بود، با کسب ۱۲۳ رای موافق به پیروزی قاطعی دست یافت. تنها کشورهایی که با این قطعنامه مخالفت کردند ایالات متحده، اسرائیل و آرژانتین بودند و اعضای اتحادیه اروپا نیز رای ممتنع دادند. بدین ترتیب، عاملان اصلی این جنایات، همچنان آن را به عنوان جنایت به رسمیت نمی‌شناسند. با این وجود، کواسی پرات جونیور این قطعنامه را گامی به جلو در مسیری بسیار طولانی‌تر از مبارزه و مقاومت در برابر بردگی، استعمار و استعمار نو، و در راستای تحقق عدالت جبرانی می‌داند. پرات در مقام دبیرکل «جنبش سوسیالیستی غنا»، با نگارش کتاب پرطرفدار «غرامت‌ها: تاریخ، مبارزه، سیاست و حقوق» (که پیش‌گفتار آن را خودِ ماهاما نوشته است)، نقشی بسزا در همه‌گیر کردن مطالبه غرامت داشته است. در این گفت‌وگو که در آکرا انجام شده، پرات توضیح می‌دهد که مبارزه برای عدالت جبرانی چه ابعادی دارد و چرا برای جنبش سوسیالیستی در آفریقا و سراسر جهان کلیدی و سرنوشت‌ساز است.

روبین جاسپرت: آثار و پیامدهای دیرپای تجارت برده از فراسوی اقیانوس اطلس چیست؟ کواسی پرات جونیور: این تجارت برده ما را بسیار عمیق تحت تاثیر قرار داده و هنوز هم دست از سر ما برنداشته است. پایین‌ترین آماری که من دیده‌ام، بیرون کشیدن ۱۲.۶ میلیون آفریقایی و تبدیل آن‌ها به برده و نیروی کار بی‌مزد و مواجب برای کار در زمین‌های کشاورزی آمریکا و اروپا بوده است. ما برای تولید مازاد اقتصادی، تبدیل به شالوده و فونداسیونی شدیم که اروپای غربی و اروپای سرمایه‌داری امروز بر روی آن بنا شد. در ازای هر یک نفری که از این ۱۲.۶ میلیون نفر جدا شد، سه نفر کشته شدند. جنگ‌های مقاومت درگرفته بود. کسانی که به بردگی برده شدند نیرومندترین‌ها بودند؛ برده‌داران افراد ضعیف و بیمار را نمی‌خواستند. آن‌ها جوانان ما را بردند؛ معماران، مهندسان و پزشکان ما را بردند. این مسئله آسیب بسیار عمیقی به پیشرفت و توسعه دانش و علوم در آفریقا زد. می‌خواهم فقط یک نمونه برایتان بزنم. در دوران کرونا بحث‌های زیادی درباره فناوری واکسن مطرح شد. مشخص شد که دانش واکسیناسیون در واقع در غرب آفریقا پایه‌گذاری شده بود. اما ما آن را از دست دادیم؛ به‌طور کامل هم از دست دادیم. کار به جایی رسیده که امروزه برای تامین واکسن وابسته به دولتهای سرمایه‌داری غربی هستیم، در حالی که این دانش در اصل متعلق به خود ما بود. خودِ بردگی بر پایه یک فرضیه زشت استوار بود: برتری عده‌ای و فرودستی عده‌ای دیگر. اگر به فرمان پاپ در سال ۱۴۵۲ نگاه کنید که به پادشاه آلفونسوی پرتغال اختیارات داد تا به جهان ما بیاید و ما را متمدن کند، متوجه فرضیه بزرگ فرودست بودن آفریقایی‌ها می‌شوید. علاوه بر این، اگر انسان‌ها را با خود برابر بدانید، هرگز نمی‌توانید آن‌ها را اسیر کرده و مانند نیروی کار بی‌جیره و مواجب به کار بگیرید. این فرضِ فرودست بودن ما یک چالش اساسی است. امروز هم ما از نژادپرستی، رفتارهای نژادپرستانه، استثمار نژادی و مواردی از این دست رنج می‌بریم. ریشه همه این‌ها در تجارت برده از فراسوی اقیانوس اطلس و استعمار سنتی قرار دارد و خود را در استعمار نوی امروز نشان می‌دهد. به باور من، استعمار امتداد طبیعی همان روند بردگی بود.

روبین جاسپرت: چون بردگی پایه‌های فرودست‌سازی سیاه پوستان را بنا نهاد…

کواسی پرات جونیور: و همان پایه‌ها، مقدمات استعمار را چید. اگر می‌خواهید بفهمید استعمار چه بر سر ما آورد، کافی است نگاهی به شبکه خطوط آهن در هر نقطه‌ای از آفریقا بیندازید. در غنا، تمام خطوط ریلی از مناطق سرشار از ثروت — جایی که طلا، بوکسیت، الماس، چوب و غیره داریم — شروع می‌شوند و همگی به بنادر ختم می‌شوند. این سیستمِ استخراج و غارت، به جای فرآوری و ارزش‌آفرینی در داخل کشور، صرفاً برای بیرون کشیدن ثروت طراحی شده بود.

روبین جاسپرت: آیا امروز در غنا آگاهی عمیقی نسبت به این ارتباطات و ریشه‌ها وجود دارد؟ کواسی پرات جونیور: شاید آگاهی خیلی بالایی وجود نداشته باشد، چرا که این سیستم‌های سلطه و استثمار با خود سیستم دیگری را به همراه آوردند که هدفش نادان و ناتوان نگه داشتن ما بود: همان سیستم آموزشی که تا به امروز هم آن را اداره می‌کنیم. در مدرسه ما را مجبور می‌کردند انشاهایی درباره آثار مثبت و منفی تجارت برده یا استعمار بنویسیم! این یک شستشوی مغزی کامل است. به اصطلاح افراد تحصیل‌کرده‌ای که امور این کشور را در دست دارند، خودشان سال‌ها تحت این شستشوی مغزی بوده‌اند. در دوران کودکی من، همه ما باید به مدرسه یکشنبه‌ها (مدرسه مذهبی) می‌رفتیم. مدرسه یکشنبه‌ها چه بود؟ سیستمی برای القای تعالیم مسیحیت. اگر یکشنبه‌ها به مدرسه نمی‌رفتی، صبح دوشنبه بین ۱۲ تا ۲۴ ضربه شلاق می‌خوردی! این مدارس این فکر را جا می‌انداختند که فرهنگ آفریقایی فرودست و بی‌ارزش است — و اگر عیسی مسیح را به عنوان تنها راه رستگاری نپذیری، برای همیشه نابود خواهید شد. بنابراین عجیب نیست که برخی از مردم ما ابعاد فاجعه‌بار و هولناک تجارت برده و استعمار را درک نمی‌کنند.

روبین جاسپرت: با وجود این شرایط، جان ماهاما در ۲۵ مارس قطعنامه‌ای را درباره تجارت برده از فراسوی اقیانوس اطلس به سازمان ملل ارائه کرد و آن را بزرگ‌ترین جنایت تاریخ علیه بشریت نامید. چه زمینه‌هایی پیش از این قطعنامه وجود داشت؟

کواسی پرات جونیور: این قطعنامه فصل دیگری است که دارد گشوده می‌شود. ما همواره در برابر سلطه، سرکوب و استثمار مقاومت کرده‌ایم. جنگ‌هایی علیه برده‌داران صورت گرفت. مدارک و اسناد نشان می‌دهد که روی کشتی‌های حمل برده شورش‌هایی رخ داده است. در مزارع کشاورزی هم شورش‌هایی به پا شد. هائیتی که با تلاش‌های توسن لوورتیور به نخستین جمهوری مستقل سیاه‌پوستان تبدیل شد، از دل همین مقاومت متولد شد. مبارزه با استعمار سنتی جلوه دیگری از این مقاومت بود. ما در طول اعصار و قرون همواره مقاومت کرده‌ایم.

روبین جاسپرت: و در مورد مطالبه پرداخت غرامت، پیش از این قطعنامه چه اقداماتی انجام شده بود؟

کواسی پرات جونیور: مطالبه غرامت سابقه بسیار طولانی دارد. کشورهای حوزه کارائیب سال‌های بسیار بیشتری این بار را بر دوش کشیده‌اند. اتحادیه آفریقا همین تازگی‌ها، یعنی سال گذشته، تمام‌قد از مبارزه برای دریافت غرامت حمایت کرد. نباید فراموش کنیم که برخی کشورها، به‌ویژه بریتانیا، مدت‌ها پیش تصمیم به پرداخت غرامت گرفتند؛ اما آن‌ها غرامت را به «برده‌داران» پرداخت کردند، نه به «بردگان»! بریتانیا تا همین سال ۲۰۱۵ به پرداخت غرامت به نوادگان برده‌داران ادامه می‌داد! بنابراین غرامت موضوع یا مطالبه جدیدی نیست. ما با غرامت‌هایی که به قربانیان هولوکاست یا به مردم قتل‌عام‌شده نامیبیا پرداخت شد نیز کاملاً آشنا هستیم. نکته حائز اهمیت در شرایط کنونی این است که مردم آفریقا و مردم حوزه کارائیب، بدون هیچ اختلاف نظری، به همراه تمامی ۵۵ کشور عضو اتحادیه آفریقا و همه اعضای کاریکوم، به این قطعنامه رای مثبت دادند. این یک نقطه اوج تازه است. تصویب این قطعنامه نشان می‌دهد که ما می‌توانیم حول محورها و مطالبات مشترک متحد شویم و همبستگی بین‌المللی گسترده‌ای برای مبارزات خود جلب کنیم. این که ۱۲۳ کشور به این قطعنامه رای مثبت دادند، به نظر من اهمیت فوق‌العاده‌ای برای مبارزه ما دارد. اما این قطعنامه واقعاً نه نقطه آغاز است و نه نقطه پایان همه چیز. پیش از هر چیز باید بدانیم که قطعنامه‌های مجمع عمومی الزام‌آور نیستند. این یک گام اولیه و لرزان است. اقدامات بعدی ما تعیین‌کننده خواهد بود. یکی از مشکلات، ساختار خود سازمان ملل متحد است و این قطعنامه داستان مهمی را روایت می‌کند. شما ۱.۴ میلیارد آفریقایی در جهان دارید که جمعیت بسیار قابل توجهی است؛ با این حال آفریقا هیچ صدایی در شورای امنیت سازمان ملل — جایی که تصمیمات مهم گرفته می‌شود و قطعنامه‌های الزام‌آور به تصویب می‌رسند — ندارد. ما به مجمع عمومی محدود شده‌ایم، به‌طوری که حتی اگر اکثریت جهان با ما همراه شوند، قطعنامه‌هایی که در مجمع عمومی به تصویب می‌رسانیم ضمانت اجرایی چندانی ندارند. چرا این‌طور است؟ چون در زمان تاسیس سازمان ملل، اکثر کشورهای ما مستعمره بودند و پای میز مذاکره حضور نداشتند. این نهادها به‌گونه‌ای ساخته و ساختاریافته شده‌اند که منافع قدرت‌های استعماری و متحدانشان را تامین کنند. من همواره استدلال کرده‌ام که عدالت جبرانی به معنای بازتنظیم و بازطراحی جهان است؛ به معنای ساختن جهانی کاملاً نو. و آن جهان نو نیازمند دگرگونی و بازسازی کامل سازمان ملل و ساختارهای بین‌المللی از جمله نهادهایی مانند بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی خواهد بود.

روبین جاسپرت: پس شما مبارزه برای غرامت را بخشی از یک مبارزه گسترده‌تر برای رهایی و بازتنظیم جهان می‌دانید؟

کواسی پرات جونیور: بله، بازتنظیم و بازطراحی کامل جهان. برخی افراد تصور می‌کنند و حتی استدلال می‌کنند که عدالت جبرانی فقط درباره پول و مسائل مالی است. من این نگاه را یک توهین بزرگ می‌دانم. هیچ مبلغی نمی‌تواند خسارت واردشده به مردم آفریقا از طریق تجارت برده، استعمار سنتی و استعمار نوی امروز را جبران کند. هیچ پولی نمی‌تواند تاوان این همه آسیب را بدهد. جوهر و اساسِ عدالت جبرانی، بازسازی عادلانه جهان است؛ خلق جهانی کاملاً نو. جهانی نو که در آن منابع جهانی در خدمت ارتقای سلامت، دسترسی به آموزش و مسکن شایسته قرار گیرد. بازتنظیم جهانی که مبنای توسعه آن، استخراج ارزش مازاد از طریق استثمار نباشد. در آفریقا اغلب به ما می‌گویند راه پیش‌روی ما این است که از الگوی کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری تقلید کنیم. تحلیلی تاریخی به روشنی به ما نشان می‌دهد که چنین گزینه‌ای اصلاً در دسترس مردم آفریقا نیست. امروز دیگر انسانی وجود ندارد که برویم و او را به اسارت بگیریم — کاری که بریتانیایی‌ها برای تولید مازاد اقتصادی و پیشرفت خود کردند. امروز دیگر در هیچ‌جای دنیا سرزمینی باقی نمانده که منتظر استعمار شدن باشد. بنابراین آن روش‌هایی که غرب استفاده کرد، در اختیار ما نیست. تنها راهی که پیش روی ماست، خوداتکایی جمعی و تولید در جهت برآورده کردن نیازهای انسانی است. و این سیستم تنها یک نام دارد: سوسیالیسم. برای دستیابی به توسعه واقعی برای مردم آفریقا و در واقع برای تمام جهان، تنها یک مسیر وجود دارد و آن مسیر سوسیالیسم است.

روبین جاسپرت: شما در کتاب خود درباره غرامت، از منطق جنسیتی تجارت برده و لزوم نگاه جنسیتی به مسئله غرامت نوشته‌اید.

کواسی پرات جونیور: بله. چون اگر قرار است جهان را بازسازی کنیم، باید جهانی باشد که همه ما — چه مرد، چه زن و چه هر جنسیت دیگری — بتوانیم به تمام پتانسیل و ظرفیت‌های خود دست یابیم. و شما نمی‌توانید چنین چیزی را در یک جهان مردسالار داشته باشید. برابری جنسیتی در مسیر پیش‌روی ما حیاتی است. در کشوری مانند غنا، زنان حدود ۵۲ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند. چگونه می‌توانید به توسعه دست یابید وقتی ۵۲ درصد از جمعیت شما نمی‌توانند پتانسیل خود را شکوفا کنند؟ بنابراین مسئله جنسیت باید در اولویت مبارزه ما برای عدالت جبرانی قرار گیرد.

روبین جاسپرت: آیا نتیجه رای‌گیری قطعنامه سازمان ملل طبق انتظارات شما بود یا غافلگیری‌هایی داشت؟

کواسی پرات جونیور: اصلاً غافلگیرکننده نبود.

روبین جاسپرت: انتظار داشتید که آمریکا، اسرائیل و آرژانتین رای منفی بدهند؟

کواسی پرات جونیور: بله، به دلیل تاریخچه و رویکردهای فعلی‌شان. اگر ما خواستار عدالت جبرانی باشیم، یکی از کشورهایی که بیشترین تاثیر را خواهد پذیرفت، ایالات متحده است؛ با آن سابقه مزارع بردگی، تبعیض نژادی و بومی‌کشی و نابودی جمعیت اصلی و بومی آمریکا. در مورد اسرائیل هم چه کسی می‌تواند غافلگیر شود؟ این کشوری است که امروزه به طور فعال در حال نسل‌کشی است. هشتاد هزار فلسطینی در غزه قتل‌عام شده‌اند که دو سوم آن‌ها زن و کودک هستند. اسرائیل جاه‌طلبی‌های امپریالیستی دارد و بدون توجه به بهای جان انسان‌ها آن را دنبال می‌کند. آرژانتین هم میزبان تعداد زیادی از بردگان بود و مزارع بردگی داشت. با این حال امروز اگر به آرژانتین نگاه کنید، جمعیت سیاه‌پوستان کاهش یافته و همچنان رو به کاهش است. آرژانتین فضایی ندارد که نوادگان بردگان آفریقایی را به درون اقتصاد و زندگی اجتماعی خود جذب و ادغام کند.

روبین جاسپرت: بخشی از دلایلی که اتحادیه اروپا برای رای ممتنع خود مطرح کرد، عبارت‌های خاصی مانند «شدیدترین و سنگین‌ترین جنایت» (استفاده از صفت عالی) بود. اروپایی‌ها مدعی بودند که این عبارت به فرضیه آن‌ها درباره یگانگی و بی‌بدیل بودن هولوکاست آسیب می‌زند. نظر شما درباره این ادعاها چیست؟

کواسی پرات جونیور: به نظر من این احمقانه‌ترین استدلالی است که یک نفر می‌تواند مطرح کند. آن‌ها این نقطه نظر را علیه سلسله‌مراتب قوانین مطرح می‌کنند. قانون همواره سلسله‌مراتب داشته است. به همین دلیل است که مجازات کش‌رفتن جنس از مغازه با مجازات قتل یکسان نیست. به همین دلیل است که ما در غنا دادگاه صلح، دادگاه بخش، دادگاه عالی، دادگاه تجدیدنظر و دادگاه عالی دیوان کشور را داریم. این استدلال علیه وجود سلسله‌مراتب برای جنایات، کاملاً احمقانه است. نکته‌ای که سفیر اسرائیل در غنا و دیگران مطرح می‌کنند این است که آن‌ها در حال مقایسه جنایاتی هستند که در طول تاریخ رخ داده است. آمارها را بررسی کنید. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که شش میلیون یهودی در هولوکاست جان باختند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که ۱۵ میلیون آفریقایی از تجارت برده از فراسوی اطلس آسیب دیدند. بنابراین، حتی اگر فقط از نظر ارقام و اعداد به آن نگاه کنید، موضوع روشن است. حال اگر از زاویه آثار و پیامدهای دیرپا به آن نگاه کنید، باز هم همین واقعیت را می‌بینید. امروز آفریقا بالقوه ثروتمندترین قاره جهان است و دو سوم زمین‌های قابل کشت را در اختیار دارد. کنگو به تنهایی حدود ۷۴ تریلیون دلار ثروت معدنی نهفته در خاک خود دارد. با این حال به اطراف آفریقا نگاه کنید: درماندگی و فقر موج می‌زند. کجا دیگر چنین چیزی می‌بینید؟ آیا در اسرائیل چنین وضعیتی می‌بینید؟ خیر. اسرائیل هنوز یک جامعه طبقاتی است. طبقه کارگر برای سود بورژوازی در اسرائیل کار می‌کند، اما حتی طبقه کارگر آنجا بسیار بیشتر از طبقه کارگر آفریقایی حمایت می‌شود. بنابراین واضح است که تجارت برده از فراسوی اطلس، سنگین‌ترین جنایت علیه بشریت است. اسرائیلی‌ها استدلال می‌کنند که این امر از اهمیت و تاثیر هولوکاست می‌کاهد. اما باید هم بکاهد! بیایید با واقعیت‌ها روبرو شویم. در هر صورت، اصلاً چه کسی علاقه‌مند به ورود به این بحث است؟

روبین جاسپرت: اروپایی‌ها، به‌ویژه آلمانی‌ها. دلایل تاریخی برای آن دارند که البته بسیاری از آن‌ها نادرست است، زیرا ما درس‌های اشتباهی از تاریخ خود می‌گیریم. آلمان به جای مبارزه با نسل‌کشی، از نسل‌کشی انجام شده توسط اسرائیل حمایت می‌کند. کواسی پرات جونیور: دلایلی برای آن وجود دارد، اما این واقعاً دغدغه و دردسر ما نیست. دغدغه امروز ما این است که پس از تصویب این قطعنامه، باید راه‌های بسیج مردم خود را بررسی کنیم تا روی وظیفه اصلی یعنی بازسازی جهان خودمان تمرکز کنیم، زیرا استثمار تا به امروز ادامه دارد. ما هنوز در حال جان کندن هستیم تا حساب‌های بانکی کسانی را پر کنیم که در هیئت مدیره شرکت‌های چندملیتی در پایتخت‌های استعماری نشسته‌اند. ما باید این چرخه را بشکنیم. ما باید مردم خود را بسیج کنیم تا سیستم‌های سیاسی و اقتصادی بسازند که ما را قادر سازد مالک منابع خود باشیم و از این منابع به نفع خودمان بهره‌برداری کنیم. مسئله این نیست که در بحث با جنبش صهیونیستی یا قدرت‌های امپریالیستی برنده شویم. این وظیفه ما نیست. وظیفه ما این است که ببینیم از اینجا به کجا می‌رویم و موثرترین راه برای رسیدن به مقصد چیست.

روبین جاسپرت: و به نظر شما موثرترین راه برای رسیدن به آن مقصد چیست؟

کواسی پرات جونیور: بسیج عمومی و همبستگی. بسیج عمومی مستلزم روایت دوباره تاریخ ماست؛ تاریخ واقعی مردم آفریقا، با هدف بسیج کردن آن‌ها. این بسیج باید در جبهه‌های متعددی رخ دهد. یکی از آن‌ها این است که بی‌ارزش‌سازی انسان آفریقایی با بی‌ارزش‌سازی معنویت آفریقایی نیز ارتباط داشته است. معنویت آفریقایی و معنویت اروپایی باید در سطحی برابر دیده شوند. ما همچنین باید روایت‌های مربوط به توسعه و مسیر رسیدن به آن را به چالش بکشیم و زیر سوال ببریم. و جنبه دیگری از تاریخمان را برایتان بگویم که باید دوباره روایت کنیم. به ما درباره آثار باستانی آفریقایی در موزه‌های اروپایی می‌گویند که آن‌ها دزدیده شده‌اند. داستان به‌گونه‌ای تعریف می‌شود که فکر می‌کنید درباره طبل و کنده‌کاری و این‌جور چیزها صحبت می‌کنیم. اما آیا داستان همین است؟ در میان آنچه به عنوان آثار باستانی طبقه‌بندی می‌شود، بقایای پیکر اجداد ما قرار دارد! سرهای اجداد ما، بدن‌های اجداد ما. بقایایی که در این موزه‌های اروپایی نگهداری می‌شوند، بقایای قهرمانان ما هستند؛ کسانی که در برابر استثمار و سلطه مقاومت کردند و کشته شدند. در برخی موارد، سر آن‌ها را بریدند و سرهایشان را به اروپا بردند. امروز آن‌ها به نمایش گذاشته شده‌اند! اگر خیلی جدی به این حوزه نگاه کنیم، به رفع برخی از سوءتفاهم‌ها درباره بردگی کمک می‌کند. امروز به ما می‌گویند: «اوه، خود آفریقایی‌ها هم همدست بودند، شما مردم خودتان را فروختید!» این حرف، این واقعیت را نادیده می‌گیرد که جنگ‌های مقاومت وجود داشته است. کسانی را که در جنگ‌های مقاومت جنگیدند نمی‌توان به همدستی متهم کرد. اگر ما همدست بودیم، چرا قهرمانان ما را کشتند؟ چرا پیکر قهرمانان ما در اروپای غربی به نمایش گذاشته شده است؟ و وقتی ما خواستار بازگشت این به اصطلاح «آثار باستانی» می‌شویم، به ما می‌گویند شما پیشرفته نیستید و موزه‌های پیشرفته ندارید! این توهین‌آمیزترین رفتار ممکن است. استدلال دیگری هم هست که به نظرم خنده‌دار است: «چرا ما را مسئول جنایاتی می‌دانید که اجدادمان مرتکب شده‌اند؟» اروپایی‌ها به ما می‌گویند: «ما نمی‌توانیم مسئول جنایاتی باشیم که اجدادمان مرتکب شده‌اند.» این استدلال هیچ پایه و اساسی ندارد. نسل امروز همچنان از این جنایات سود می‌برد. یک نمونه که من همیشه می‌زنم «بارکلیز بانک» است. بارکلیز توسط دو برادر برکلی که برده‌دار بودند تاسیس شد. امروز این بانک نقش عمده‌ای در اقتصاد اروپا ایفا می‌کند. این سهمی در پیشرفت اروپاست که تا به امروز ادامه دارد. بنابراین اگر اروپا امروز از فعالیت‌های بارکلیز سود می‌برد، نمی‌توانید ادعا کنید که برادران برکلی مدت‌ها پیش مرده‌اند و نسل امروز را نمی‌توان مسئول دانست. هیچ نهادی در غرب وجود ندارد که بر روی ثروت مازاد حاصل از کار اجباری بردگان ساخته نشده باشد. روبین جاسپرت: استدلال دیگری که اغلب علیه پرداخت غرامت مطرح می‌شود این است که این کار بسیار پیچیده خواهد بود. شما نمیدانید چه کسی باید به چه کسی، چه بازیگرانی و چه نهادهایی پرداخت کند…

کواسی پرات جونیور: این استدلال بر این فرض استوار است که مطالبه غرامت را می‌توان به مطالبه پرداخت پول تنزل داد. در حالی که این‌طور نیست. این مطالبه‌ای برای بازسازی ساختار جهان است و همه می‌توانند در آن مشارکت کنند. هر انسان زنده‌ای می‌تواند در این مبارزه برای بازسازی شرکت کند. ما می‌خواهیم جهانی نو بسازیم که در آن منابع صرف تولید سلاح‌های کشتار جمعی نشود، بلکه صرف ارتقای سلامت شود. همه می‌توانند در این مسیر مشارکت کنند. این استدلال از برداشت نادرست از عدالت جبرانی نشات می‌گیرد.

روبین جاسپرت: آیا نکته دیگری وجود دارد که مردم باید درباره مبارزات شما بدانند و ما به آن نپرداخته باشیم؟

کواسی پرات جونیور: استدلالی وجود دارد که فکر می‌کنم نیاز به تاکید دارد. همان استدلال که ما مردم خودمان را فروختیم. بیایید فرض کنیم برای ادامه بحث، ما هم در این تجارت همدست بوده‌ایم. حتی اگر بوده‌ایم و به یک اندازه در آن مشارکت داشته‌ایم، پس چرا نمی‌توانید منافع و منافع حاصل از آن را در آفریقا پیدا کنید؟ چرا تمام منافع در اروپاست؟ این خود به تنهایی دلیلی برای پرداخت غرامت است. بنابراین حتی اگر درست باشد که اجداد ما با رضایت مشارکت داشته‌اند، این واقعیت که منافع در آفریقا انباشته نشد بلکه در آمریکا و اروپا انباشته شد، پرونده مطالبه غرامت را بسیار محکم‌تر می‌کند. و بعد این استدلال مطرح می‌شود که رهبران آفریقایی فاسد هستند و عدالت جبرانی تنها به ثروتمندتر شدن رهبران آفریقایی ختم می‌شود. باز هم فکر می‌کنم این توهین به مردم آفریقاست، زیرا فساد یک امر مختص به آفریقا نیست. فساد جهانی است. فساد از ایجاد سیستم‌های رانت و امتیاز ناشی می‌شود و این سیستم‌ها همه‌جا هستند. در واقع افشاگری‌های عظیمی از فساد در سراسر جهان وجود داشته است. فایل‌های اپستین اگر فساد نیست پس چیست؟ ما باید درباره مجلس اعیان بریتانیا صحبت کنیم، جایی که مشخص شد لردها از پول مالیات‌دهندگان برای خرید محتوای غیراخلاقی استفاده کرده‌اند! این تصور که رهبران آفریقایی به طور ویژه‌ای فاسد هستند، کاملاً با روایت‌های نژادپرستانه همخوانی دارد و باید قاطعانه رد شود.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب