هوا وویینگ: کوبا مانند شمشیری است که مستقیم به قلب روبیو فرو می‌رود

نوشته هوا وویینگ، ستون‌نویس اوبزرور چین

ترجمه مجله جنوب جهانی

«ما بی‌هیچ علتی به این جهان قدم نهاده و در این خاک‌دان جوانه زده‌ایم. آیا سرنوشت من این است که این‌گونه بپیرم، درست همانند گلبرگ‌های پرپرشده‌ای که بر زمین می‌ریزند؟ آیا نام و آوازه‌ام نیز نابود خواهد شد و یاد و خاطره‌ام در این جهان باقی نخواهد ماند؟ ما بی‌هیچ علتی در اینجا شکوفه داده و در میان این خاک‌دان گل باز کرده‌ایم. ای دوستان، هر یک به سهم خود، نهایت تلاش خود را به کار بندید و دم را غنیمت شمارید؛ امروز در همین جا یکدیگر را در آغوش کشیده و سرود سر دهید. چراکه آنان، حتی اگر تمام بیابان‌های بی‌کران را زیر پا بگذارند، هرگز نخواهند توانست گل‌ها و سرودهای ما را پرپر کرده و خفه سازند…» در این جهان گلی زیباست که همان شادابی و طراوت جوانی است. استخوان‌های استوار و استقامت‌پذیر شکوفه می‌دهند و خون‌های جاری آن را سرخ‌گون می‌سازند. از ژانویه امسال که گروه ترامپ با اتکا به قدرت مداخله خود در ونزوئلا، کوبا را «تهدیدی غیرعادی و استثنایی» اعلام کرد و تحریم‌ها را تا سطح تمامی مسیرهای واردات نفت این کشور ارتقا داد، دقیقاً شش ماه می‌گذرد. هر روز با فرو رفتن خورشید در دریا، شهرها و روستاهای کوبا در تاریکی مطلق فرو می‌روند؛ تنها چشمک زدن کم‌سو و پراکنده ستارگان بر فراز دریا و صدای منظم مارمولک‌ها روی تیرک‌های سقف به گوش می‌رسد. در خیابان‌های بخش قدیمی هاوانا، آوارها و نخاله‌های جمع‌آوری‌نشده روی هم تلنبار شده‌اند. گاهی در برخی خیابان‌های اصلی، چراغ خودروها به عنوان منبع نور استفاده می‌شود و در امتداد این نور باریک که در تاریکی بی‌کران بسیار زننده و خیره‌کننده است، می‌توان سطل‌های زباله خارج از دکه‌های دولتی فروش سبزیجات را دید که بارها زیر و رو شده‌اند. در مناطقی که نیروگاه‌های فتوولتائیک چین هنوز گسترش نیافته‌اند یا تجهیزات ذخیره‌سازی برق مکمل در آن‌ها مستقر نشده است (که در حال حاضر اکثریت مطلق را تشکیل می‌دهند)، نوزادان زودرس کوبایی در اتاق‌های زایمان مجهز به دستگاه انکوباتور و بیماران جراحی در اتاق‌های عمل مجهز به چراغ‌های سیالتیک، به دلیل قطعی برق جان خود را از دست می‌دهند. مشابه وضعیت سال ۲۰۲۱ که آن‌ها موفق به توسعه داخلی چندین واکسن کرونا شدند اما برای دریافت سرنگ‌های یک‌بار مصرف به کمک‌های مردمی آمریکای شمالی متکی بودند، هوش مصنوعی حاکمیتی SocIA و مدل زبانی کوچک و متن‌باز Cecilia که توسط آنان توسعه یافته نیز با بحران مواجه شده است (با توجه به اینکه محدودیت‌های سخت‌افزاری آن‌ها حتی شدیدتر از کشور ماست، کوبا حتی پیش از قطعی برق نیز قادر به استقرار مدل‌های زبانی بزرگ نبود). به دلیل نقص در تامین برق، عامل اول اصلاً قادر به فعال نگه‌داشتن وب‌سایت رسمی خود نیست و دومین مورد نیز نمی‌تواند هیچ‌گونه خدمات API عمومی ارائه دهد، یک ربات چت رسمی را اداره کند یا حتی یک کانال توزیع بومی را نگهداری نماید؛ از این رو تنها امکان بارگذاری آن روی مخازن متن‌باز آمریکایی برای دانلود و استقرار توسط کاربران فراهم شده است تا هم‌زمان به عنوان نمادی از غرور ملی آنان عمل کند. در میان تمام دشواری‌های ناشی از دور جدید فشارهای حداکثری ترامپ، نسل جدید رهبری حزب و دولت قهرمان کوبا و مردم سراسر این جزیره، تحت الهام‌بخشی روحیه انقلابیون قدیمی همچون رائول، با اراده‌ای بس پولادین به یاری یکدیگر شتافته و تا به امروز مقاومت کرده‌اند؛ موضوعی که موجبات ناامیدی شدید روبیو، کروز و گروه کوچک پس‌مانده‌های فکری مستقر در میامی را فراهم آورده است. با این حال، مارکسیسم مبتنی بر ماده‌باوری است؛ روحیه آتشین انقلابیون قدیمی از ماده سرچشمه گرفته و در نهایت نیز به ماده بازخواهد گشت. در ۲۱ ژوئن، فرمانده رامیرو والدس منندس که ۷۲ سال و ۱۱ ماه پیش در حمله به پادگان مونکادا شرکت داشت، در میان محاصره و تحریم‌ها در سن ۹۴ سالگی و دو ماهگی درگذشت. با در نظر گرفتن اینکه آخرین فرمانده زنده (بدون سمت نظامی) دوران انقلاب، یعنی خوزه رامون ماچادو وننتورا، در قیام مونکادا شرکت نداشته است، رائول کاسترو که اکنون وارد سن ۹۵ سالگی شده و از سوی دولت ترامپ تحت «تعقیب قضایی» قرار گرفته است، احتمالاً آخرین شاهد عینی آن حماسه تاریخی ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۳ است که سرآغاز انقلاب پرشور کوبا شد. «در جهان گلی قهرمانانه است که همان درخشش جوانی است. گل، عزیزان را بر فراز کوه‌های بلند می‌برد تا استوار و پایدار به استقبال شفق سرخ بروند…» تصویر مربوط به ۴ دسامبر ۲۰۱۶ است، زمانی که رائول با دستان خود فیدل را به خاک سپرد. هنگامی که نخستین پرتوهای سپیده‌دم روز دوشنبه، درخشش طلایی-سرخ خود را بر پهنه سرزمین چین می‌گستراند، در جزیره کوبا واقع در منطقه زمانی منفی پنج در آن سوی کره زمین، سالروز «۲۶ ژوئیه» که امسال توان توانایی برگزاری مراسم یادبود آن را نداشتند، هنوز به پایان نرسیده و هاوانای زیبا همچنان در عمق شب طولانی فرو رفته است. هفتاد و سه سال از قیام مونکادا می‌گذرد؛ انقلاب کوبا و حزب کمونیست کوبا که ادامه دهنده روحیه «جنبش ۲۶ ژوئیه» هستند، امروز به جز تحریم‌های شناخته شده آمریکا، با چه شرایط داخلی و خارجی مواجه‌اند؟ در این روزگار که ارزش‌ها به سمت تنوع پیش می‌روند و آرمان‌های انترناسیونالیستی سه دهه نخست به نظر کم‌رنگ‌تر می‌رسند، تاریخ و واقعیت کوبا چه چیزی به ما می‌آموزند؟ و هنگامی که بتوانیم تصویر کامل این کشور را روشن‌تر ببینیم، با هویت و موقعیت خود چگونه باید به آن بنگریم و با آن رفتار کنیم؟ این‌ها موضوعاتی است که این مقاله قصد دارد بر اساس برخی رویدادهای خبری، به صورت فشرده و مجمل به آن‌ها بپردازد.

دو سند: اصلاحات کوبا و «گزارش» آمریکا

«سورگوم می‌خوریم و روی بوریا می‌خوابیم؛ از پوشاک و لباس سخنی در میان نیست، سرما و گرما را با یک جامه سر می‌کنیم. بی‌پولیم و حقوقی در کار نیست، تفنگ‌ها ساخت دست خودمان است؛ رنج کشیدن و صبر کردن سهم رفقاست تا به آرامی سر کنند، رفقا خسته نباشید…» کوبای امروز دیگر تلاش نمی‌کند سلاح هسته‌ای وارد خاک خود کند، چریک‌های آمریکای لاتین را آموزش دهد یا نیروی اعزامی به آفریقا بفرستد. نیروهای مسلح انقلاب کوبا از دومین نیروی نظامی بزرگ قاره آمریکا در دهه ۱۹۸۰ با صدها هزار سرباز، اکنون به نیروی فعال کمتر از ۵۰ هزار نفر کاهش یافته است. حتی پنتاگون که زیر نظر ترامپ با تهدید «وفاداری» مواجه است، در گزارش مارس امسال خود ناچار شد اعتراف کند که هیچ توانمندی نظامی در کوبا که تهدیدی ماهوی برای ایالات متحده باشد نیافته و آن را به تنهایی عامل هیچ‌گونه بی‌ثباتی نمی‌داند. با این حال، اعتیاد دو «مرد فلوریدایی» که امروزه مهر رسمی فدرال ایالات متحده را غصب کرده‌اند برای سرنگونی کوبای سوسیالیستی، حتی با باتلاق ایران نیز فروکش نمی‌کند. در ماه مه امسال، راتکلیف، رئیس سیا، به همراه یک مامور جنایتکار جنگی که دستانش به خون نگهبانان سفارت کوبا در ونزوئلا آلوده بود به هاوانا پرواز کرد و همانند کودکی که کارت‌های بازی خود را به رخ می‌کشد، او را به برخی کادرهای کوبایی نشان داد و سپس اعلام کرد که در صورت وقوع «تغییرات بنیادی»، آمریکا «آماده» است تا از روی ترحم، برخی «همکاری‌های اقتصادی و امنیتی» را اعطا کند. ما نمی‌دانیم این گفتگو چگونه به پایان رسید، اما تنها چند روز پس از بازگشت راتکلیف به آمریکا، تاد بلانش به بهانه‌ای واهی رائول را که سال‌هاست بازنشسته شده تحت «تعقیب قضایی» قرار داد، گویی می‌خواست نوعی اعتبار از دست رفته را بازیابد. با ورود به ماه ژوئن، روبیو تحریم‌های ویژه‌ای را علیه کادر پزشکی اعزامی کوبا به جهان سوم اعمال کرد و مدعی شد که آنان نیروی کار اجباری تحت استثمار دولت کوبا هستند. با ورود تحریم نفتی کوبا به ششمین ماه خود و قطعی شدن شکست مغامره نظامی رژیم ترامپ در ایران، به نظر می‌رسید در بن‌بست طولانی‌مدت میان آمریکا و کوبا تحول جدیدی رخ داده است. در ۱۷ ژوئن، در سومین نشست ویژه دهمین مجمع ملی قدرت مردمی کوبا، مانوئل ماررو، نخست‌وزیر کوبا و عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست، به نمایندگی از ژنرال رائول و رئیس‌جمهور دیاز کانل، گزارشی از ۱۷۶ طرح اصلاحی در ۲۳ حوزه اصلی کشور تحت عنوان «تحول راهبردی الگوی اقتصادی و اجتماعی کوبا» ارائه داد. تا آنجا که نگارنده در روزنامه «گراما» مشاهده کرده است، این اصلاحات بسیار گسترده بوده و شامل موارد زیر است:

  • الگوی مدیریت بنگاه‌های اقتصادی، روابط مالکیتی، نظام برنامه‌ریزی اقتصادی، تنظیم ساختار و اندازه بخش‌های بودجه‌ای، خودمختاری شهرداری‌ها، احیای کشاورزی، تغییر جهت از «یارانه کالا» به «یارانه افراد»، سیاست‌های دستمزد کار، و اصلاحات در سیاست‌های انرژی و اجتماعی؛
  • مدرن‌سازی نظام بانکی و مالی، سیستم مالیاتی، سیاست‌های قیمت‌گذاری، سرمایه‌گذاری خارجی، اصلاحات تجارت خارجی، و به رسمیت شناختن و محدودسازی دامنه «دلاریزه شدن» موجود در بخش‌های اقتصادی؛
  • اصلاحات مربوط به بخش گردشگری، حمل‌ونقل، تجارت، پذیرایی و خدمات، سیاست‌های بیمه، تحول دیجیتال، هوش مصنوعی و اقتصاد دانش‌بنیان، نظام آمار ملی، سازوکارهای نظارتی، و همچنین چابک‌سازی و بازسازماندهی گسترده تشکیلات دولتی. نسل جدید رهبری شامل رائول کاسترو، فرمانده ماچادو، رئیس‌جمهور دیاز کانل، معاون رئیس‌جمهور والدس، نخست‌وزیر ماررو و رئیس مجمع ملی لاسو، روحیه‌ای مبتنی بر آزادسازی اندیشه، حقیقت‌جویی از طریق واقعیات و اتحاد برای حرکت به جلو از خود نشان دادند. همان‌طور که دیاز کانل در سخنرانی ۱۸ ژوئن خود در مجمع ملی بیان کرد:

«انتقاد و خودانتقادی صریح برای دولت کوبا امر جدیدی نیست؛ این مفاهیم همواره با عمل انقلابی جدایی‌ناپذیر بوده‌اند… انتقاد از کوبا به منظور بهبود شرایط یک چیز است، و تلاش برای نابودی کوبا در ازای چند دلار، چیز دیگری است.»

تا به امروز، به نظر می‌رسد اعتمادی که نگارنده در مقاله ابتدای سال خود به کادر رهبری حزب کمونیست کوبا داشت، بیجا نبوده است. هیچ نشانه‌ای از تزلزل در ایمان انقلابی یا شکاف در سطوح بالای حکومت دیده نمی‌شود؛ از هیچ زاویه داخلی یا خارجی، مدرکی مبنی بر پرورش امثال «یلتسین» یا «آلیا» در داخل حزب کوبا مشاهده نشده و هیچ «چوربانوف» زنده‌ای وجود ندارد؛ همچنین «سوتلانا»های احتمالی نیز تخریب ساختاری قابل مشاهدهای ایجاد نکرده‌اند. با این وجود، طرح اصلاحات در شرایط محیط خارجی بسیار نامساعدی اعلام شد و تقریباً حتمی بود که به عنوان نوعی «تسلیم تحت فشار» تعبیر شود. نقطه مثبت این بود که پس از یک ماه مشاهدات مشخص شد جامعه کوبا با اعلام این طرح دچار فروپاشی یا از دست رفتن کنترل (مشابه لحظه شابوفسکی که از اصلی‌ترین نگرانی‌های نگارنده بود) نشد. در نهایت، ترامپ در میانه‌های ژوئن توانست در برابر طرفدارانش اندکی نمایش «کارآمدی ارعاب سلطه‌جویانه» بدهد؛ چراکه دقیقاً در روز هجدهم، ترامپ در مصاحبه‌ای بار دیگر تهدید کرد که سناریوی مادورو را در کوبا تکرار خواهد کرد. نقطه منفی اما این است که عدم تسلیم واقعی در برابر سلطه‌جویی چون ترامپ که پیروزی را در نابودی طرف مقابل می‌بیند، به معنای تداوم فشارهاست. در شرایطی که چشم‌انداز انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا رو به تضعیف است و نیاز مبرمی به خوراک تبلیغاتی پیروزی وجود دارد، عملکرد فراتر از انتظار ایران هم به عنوان سپر بلای کوبا عمل کرد و هم به عنوان محرکی برای تشدید سیاست‌های رژیم ترامپ علیه کوبا. با ورود به ماه ژوئیه، این «فشار مضاعف» در قالب اقداماتی سیاسی و نظامی به اوج خود رسید: از یک سو، رویکرد سیاسی دنبال شد. در ۱۱ ژوئیه، روبیو با صدور بیانیه‌ای شدیداللحن به «نخبگان فاسد» دولت انقلابی کوبا حمله کرد که چرا تسلیم نشده و همچنان بر ایدئولوژی مارکسیستی «از نظر اخلاقی انحطاط‌یافته» اصرار می‌ورزند. هم‌زمان، گروه ترامپ از ترفندهای مختلفی استفاده کرد تا هرگونه فرجه‌ای را برای جبران عقب‌ماندگی‌های سرمایه‌داری در جریان اجرای سیاست «اصلاحات و گشایش» کوبا خفه کند. بر اساس تازه ترین گزارش روزنامه «گاردین»، گروه هتل‌داری اسپانیایی «ملیا» که سومین زنجیره بزرگ هتل‌داری در اروپا و بزرگ‌ترین اپراتور هتل‌های خارجی در کوباست، در ۲۱ ژوئیه اعلام کرد که به دلیل فشارهای حداکثر ایالات متحده، مجبور است تمامی ۳۴ هتل خود را در کوبا تعطیل کند. از سوی دیگر، فضاسازی برای رویکرد نظامی مجدداً مطرح شد. در ۱۶ ژوئیه، شبکه خبری سی‌بی‌اس آمریکا به نقل از «مقامات آگاه آمریکایی» گزارش داد که پنتاگون طی هفته‌های اخیر در حال بررسی طرح تحرکات نظامی گسترده علیه جزیره کوبا بوده است؛ مانند گسیل داشتن لشکر ۱۰۱ هوابرد برای تسخیر هاوانا. برای «توجه‌بخشی» به ضرورت و فوریت آغاز جنگی دیگر پیش از «حل مسئله» ایران، وزارت امور خارجه آمریکا در ۲۰ ژوئیه گزارشی ۱۰۰ صفحه‌ای (با احتساب روی جلد) تحت عنوان «کوبا — پایتخت کمونیسم در قرن بیست و یکم» منتشر کرد. این سند که دست‌کم به اندازه متن سخنرانی هیتلر درباره آتش‌سوزی رایشستاگ تند است اما ظاهراً توسط هوش مصنوعی تولید شده، مدعی است که کوبای انقلابی:

  • طی بیش از ۶۰ سال گذشته، «نسل‌هایی از فعالان آمریکایی» را جذب و تربیت کرده است؛
  • شبکه‌ای از جاسوسان «مؤمن واقعی» را پرورش داده که بدون وابستگی مالی و صرفاً با انگیزه‌های ایدئولوژیک عمل می‌کنند و اغلب می‌توانند دهه‌ها در «هسته مرکزی دولت» آمریکا نفوذ کرده و تا «عالی‌ترین سطوح» آمریکا راه یابند؛
  • پشت پرده اصلی جنبش حقوق مدنی تاریخ آمریکا و جنبش کنونی «جان سیاهپوستان مهم است» (BLM) بوده است؛
  • پروژه‌ای شوم با نام رمز «گردشگری انقلابی» ایجاد کرده تا ناآگاهان آمریکایی را به کوبا دعوت کند و تحت شستشوی مغزی قرار دهد؛
  • سازمان‌های غیردولتی پیش‌رو فراوانی را در آمریکا مستقر کرده که «همسفران حزب کمونیست کوبا» را پرورش می‌دهند؛ از جمله «انجمن دوستی با مردم کوبا»، «بنیاد سازمان‌های بین‌ادیانی»، کانون وکلا، تریبون مردم، پینک کد و حتی «سوسیالیست‌های دمکراتیک آمریکا» (DSA) که وارد بدنه اصلی سیاست شده‌اند؛
  • با «بین‌الملل خبیث ضدآمریکایی» یعنی روسیه، جبهه مردمی برای آزادی فلسطین و غیره تبانی کرده تا شبکه‌ای جهانی برای خفه کردن آمریکا ایجاد کند! به طور خلاصه، از نگاه آنان، کوبا جنگی ترکیبی و غیرمرسوم را با هدف «انگل‌وار ساختن» ذهن جوانان آمریکایی از طریق ایدئولوژی و در نهایت «تسخیر آمریکا» و کشاندن آن به «خودنابودی» پیش برده است. از آنجا که این گزارش دولتی اتهاماتی را نیز متوجه کشور ما ساخته و مدعی شده چین «به همراه روسیه ۳ ایستگاه شنود را در کوبا اداره می‌کند»، وزارت امور خارجه ما وارد میدان شده و این ادعاها را رد کرده است. پس چین تنها «انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا را دستکاری کرده»، اما کوبا «پایتخت کمونیسم جهان در قرن بیست و یکم» است؟ سازمان سوسیالیستی آمریکایی «تریبون مردم» (یکی از گروه‌هایی که برچسب سازمان غیردولتی مرتبط با بیگانه خورده) تفسیری ارائه داده که شاید منطقی‌تر از شایعات باشد: روبیو بیش از ۲۰ سال است که سپاس‌گزار حامی مالی خود یعنی خانواده «فان هول» است. این خانواده مالکان سابق کشتزارهای نیشکر در کوبا و جمهوری دومینیکن بودند که دولت انقلابی کوبا اموالشان را مصادره کرد و آنان را مجبور ساخت اموال خود را برداشته و به آمریکا فرار کنند. دو فرزند پسر این نسل از خانواده فان هول، یکی سال‌ها به «رایزنی» با حزب دمکرات آمریکا مشغول بوده و دیگری با بستن بسترهای خود روی جنبش MAGA در پالم بیچ فلوریدا ساکن شده و همسایه ترامپ است. نام آن‌ها نه تنها به وفور در اسناد اپستین دیده می‌شود، بلکه یکی از جوانان این خانواده دستیار خود اپستین بوده و پس از زندانی شدن او دست‌کم ۱۳۰ بار به ملاقاتش رفته است!

چگونه باید کوبای امروز را بشناسیم و تحلیل کنیم؟

«ای خواهر، در جستجوی برادر اشک می‌ریزی و از ندیدنش غمگینی. چشم به راه عزیزی که چند بهار و خزان گذشته است! آه، چند بهار و خزان گذشته است. آن روزها برادر را به اجباری بردند و او برای آزادی خانه و کاشانه را رها کرد. اکنون که آبادی‌های کوهستانی آزاد شده‌اند، چشم‌انتظار بازگشت برادریم تا دادمان را بگیرد…» نگارنده اگرچه بارها درباره خود کوبا بحث کرده است، اما از روی انضباط و احتیاط، نظرات شخصی زیادی را وارد متن اصلی نکرده است. با این حال، اکنون زمان آن رسیده که یک مسئله روشن شود: هدف ما از توجه به این کشور که در فاصله ۱۲ تا ۱۳ هزار کیلومتری ما قرار دارد و از نظر اقتصادی سودآوری مستقیمی ندارد، چیست؟ نخست، کادرهای قدیمی و روشنفکران می‌دانند که پس از خاطرات رومانتیک و کوتاه اوایل دهه ۱۹۶۰ («هاوانای زیبا، آنجا خانه من است»)، روابط چین و کوبا وارد دوران سردی شد. دوم، تاریخ کمک‌های فراتر از توان ملی ما به آلبانی، ویتنام و خمرهای سرخ، و به ویژه تیرگی روابط با آلبانی و جنگ علیه ویتنام در دوران اصلاحات، الگوی فکری خاصی را شکل داد که اصول «پنهان کردن توانمندی و صبوری» را به «عافیت‌طلبی و منفعت‌گرایی مطلق» تعبیر کرد. سوم، وضعیت فعلی کوبا خوب نیست و بسیاری از مشکلات آن کهنه شده‌اند؛ اگرچه به طرح «یک belt یک جاده» پیوسته است، اما به دلیل عدم توانایی در پرداخت (هم به دلیل تحریم‌های مالی آمریکا و هم به دلیل مشکلات داخلی کوبا)، همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی دو طرف با موانع تاریخی متعددی روبروست. چهارم، به دلیل فاصله جغرافیایی، مانع زبانی و ناآشنایی کادرهای رسمی، و همچنین عدم شناخت کافی در سطح عمومی، شناخت جامعه ما از تحولات واقعی کوبا بسیار سطحی یا ناقص است؛ حتی درک پایه از وضعیت «اقتصاد برنامه‌ای»، «اصلاحات و گشایش» و استراتژی‌های دیپلماتیک این کشور اغلب قدیمی یا اشتباه است. این امر باعث شده که در بحث‌های اینترنتی داخلی درباره «خط‌مشی کوبا»، جریان‌های مختلف بر اساس تصورات کلیشه‌ای و پیش‌فرض‌های خود، کوبا را تحلیل کنند. هر کس بر اساس موضع خود قضاوت می‌کند، بدون آنکه شناخت پایه‌ای از حقایق داشته باشد. این وضعیت شباهت زیادی به نحوه بحث آمریکایی‌ها و آمریکای لاتینی‌ها درباره چین دارد. اکثر کسانی که دچار خطای شناختی می‌شوند، به دلیل عدم درک منطقی نیست، بلکه اطلاعات پایه‌ای استنتاج‌های آنان نادرست است. اگر درک ما از کوبا فاقد بخش‌های اصلی باشد، پیش‌بینی‌های ما نیز دچار خطای جدی خواهد شد. همان‌طور که لحن بخش نخست نشان می‌دهد، نگارنده خود دارای موضع سیاسی است؛ این تمایل شخصی همراه با پس‌زمینه آکادمیک، هنگام ترکیب با شناخت وضعیت موجود کوبا، نگارنده را به سمت موضع فعلی سوق می‌دهد. اما صرف‌نظر از موضع‌گیری، همه چیز باید بر پایه شناخت واقع‌بینانه از شرایط موجود باشد. این سخن شاید بدیهی به نظر برسد، اما برای ما چینی‌ها که به دلیل موانع زبانی و فرهنگی در موقعیت ضعیف‌تری قرار داریم، رعایت آن هنگام اظهار نظر درباره کوبا بسیار حیاتی است. در واقع، اگر این اصل رعایت شود، کوبا می‌تواند آینه‌ای تمام‌نما برای همه ما باشد. در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد چهار دسته افراد وجود دارند: دسته اول، کسانی هستند که به «مسیرهای بسته و جزم‌گرایانه» علاقه دارند و معتقدند کوبا از بسیاری از مشکلات «معنوی»، «اخلاقی» و اجتماعی که چین در مسیر توسعه با آن مواجه شد، اجتناب کرده است. این افراد بجز چند اصطلاح اینترنتی کمونیستی، شناخت واقعی از کوبا ندارند و تفاوتی با «روشنفکران چپ‌گرای شبه‌پوریتان» در آمریکای شمالی ندارند. واقعیت این است که کوبای امروز هم با «بحران‌های کلاسیک دهه ۱۹۸۰ اروپا» مانند بدهی‌های خارجی سنگین، عدم تحقق برنامه‌ها، تحریف نرخ ارز و بازار سیاه، و تمایل روشنفکران و شهروندان به مهاجرت مواجه است و هم با مشکلاتی که معمولاً در «جوامع در حال گذار» دیده می‌شود: فساد در بخش‌های خاص، «کاهش ایمان انقلابی»، تعدیل نیرو در شرکت‌های دولتی، احیای گرایش‌های مذهبی، قیمت‌های بالای مسکن در هاوانا، مسائل امنیتی و تبعیض‌های منطقه‌ای ناشی از مهاجرت داخلی، نرخ پایین باروری، و مهم‌تر از همه — شکاف روزافزون طبقاتی. غذای معروف برزیلی Churrasco، در کوبای پس از دهه ۱۹۹۰، برای مدتی طولانی در فهرست کالاهای دارای اولویت برای گردشگران خارجی قرار داشت. پدیده‌ها در حال تغییر و حرکت هستند. نباید فرض کنیم کوبا چون همچنان «اقتصاد برنامه‌ای» دارد در یک «محیط استریل» زندگی می‌کند؛ آنان نیز در همین دنیای واقعی زندگی می‌کنند. نباید تصور کرد که با ماندن در «نسخه‌های قدیمی» می‌توان برای همیشه با ریتم گذشته زندگی کرد. دسته دوم، کسانی هستند که ساد‌ه‌لوحانه تصور می‌کنند «کوبا خودش نمی‌خواهد تغییر کند». آنان کمی بیشتر از دسته اول شایعات شنیده‌اند و تصوراتی پراکنده دارند؛ در عین حال به همزیستی مسالمت‌آمیز با نظام‌های سرمایه‌داری خو گرفته‌اند و خطرات براندازی از سوی دشمن را فراموش کرده یا آن را شعارهای دوران گذشته می‌دانند. در واقع، کوبا تنها در فاصله سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۱ یعنی حدود ۱۵ سال، ویژگی‌های اقتصاد سوسیالیستی شوروی یعنی «برنامه‌ریزی دستوری» و «بستگی نسبت به غرب» را به طور هم‌زمان داشت. از زمان فروپاشی شوروی و آغاز «دوران ویژه» توسط فیدل برای نجات اقتصادی و گشودن درهای گردشگری، کوبا روند «نوسازی و گشایش» خود را آغاز کرد. از سال ۲۰۰۸، رائول اصلاحات گسترده‌ای را در اصلاح ساختار شرکت‌های دولتی و کاهش بار هزینه‌های رفاهی غیرپزشکی انجام داد؛ سهمیه‌های غذایی کاهش یافت (که باعث شد زندگی صرفاً با کوپن غیرممکن شود)، اجاره زمین‌های دولتی به بخش خصوصی آزاد شد؛ و از سال ۲۰۱۳، مهاجرت قانونی و خروج از کشور آزاد گردید، سرمایه‌گذاری خارجی جذب شد، کسب‌وکارهای خصوصی اجازه فعالیت یافتند و بازار مسکن مجدداً شکل گرفت که به جهش شدید قیمت مسکن در هاوانا انجامید. با این حال، به نظر می‌رسد این اقدامات در کوبا نتیجه مطلوب را به همراه نداشته و حتی پیش از قطعی منابع مالی دولت به دلیل پاندمی، توسعه اقتصادی مشابهی مانند ویتنام رخ نداده است. در سایه تخریب‌های مداوم دولت‌های مختلف آمریکا، وضعیت اصلاحات کوبا را می‌توان در این جمله خلاصه کرد: «حقوق ماهانه در هاوانا ۱۰۰ پزو است، اما قیمت یک آپارتمان کلنگی ۵۰ ساله به ۱۵۰ هزار پزو رسیده است.» این وضعیت کاملاً قابل توضیح است: تحریم‌های آمریکا علیه کوبا صرفاً آن‌گونه که برخی روشنفکران در کتابخانه‌ها تصور می‌کنند نیست که «مانع تجارت آزاد سایر کشورها با کوبا نشود» یا «مانع واردات کالاهای اساسی نگردد»؛ هدف آن «تنبیه» کوبا نیست، بلکه هدف نهایی سرنگونی کامل نظام کوباست. اخراج اخیر سرمایه‌گذاران هتل‌داری اسپانیایی نمونه‌ای بارز از این مسئله است. این رفتاری خصمانه و ظالمانه است که نمی‌توان آن را با منطق تجاری یا حمل‌ونقل دریایی عادی تحلیل کرد. روبیو در سخنان اخیر خود اقتصاد کوبا را به دو بخش «نظامی» (دولتی) و «خصوصی» تقسیم کرده و اولی را «شرورانه» خوانده و ادعا کرده آمریکا از دوم حمایت می‌کند. این امر ماهیت ایدئولوژیک رفتار آنان را برمی‌لاورد تا بخش غیردولتی را در برابر دولت قرار دهند: آیا می‌خواهید از طریق اصلاحات توسعه یابید؟ خیر، شما باید همان کمونیست‌های «پاک و دست‌نخورده»ای باقی بمانید که چپ‌های غربی تصور می‌کنند! شنیده شده که بخشی از پنل‌های خورشیدی که امسال وارد کوبا شده، با تعهدنامه‌ای وارد شده که تنها به مؤسسات غیردولتی داده شود. برخی از این پنل‌ها از طریق کلیسای کاتولیک توزیع شده‌اند. اگر این موضوع صحت داشته باشد، نشان‌دهنده برخورد با منطق تجارت مسالمت‌آمیز در برابر یک رفتار زورگویانه است. دسته سوم، کسانی هستند که به «تغییر مسیر و هویت» تمایل دارند. اگر کسانی از این گروه به کوبا علاقه‌مند باشند، به دلیل تمکن مالی معمولاً شناخت بیشتری از واقعیت‌های کوبا دارند. این گروه خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای که صرفاً منفعت‌طلب بوده و تلاش می‌کنند از موج احتمالی گشایش در کوبا سودجویی کنند (همین افراد قیمت مسکن در هاوانا را به طنز تبدیل کردند)؛ و دسته‌ای که تصور می‌کنند منافع ملی را در نظر گرفته‌اند و می‌خواهند کشور ما در کوبا نگاهی صرفاً تجاری داشته باشد. دسته اول محل بحث نیستند. درباره دسته دوم نیز باید گفت که این الگوی مناسبی برای تعامل ما با کشورهای آمریکای لاتین نیست.

جزیره کوبا مانند یک شمشیر است

«نیروی نظامی شجاعانه از نهر گذشت، فتح بزرگی شکل گرفت و ده‌ها هزار دشمن نابود شدند؛ دشمن دستپاشچه شده بود و ما به سوی کوهستان پیش رفتیم. پایداری در کوهستان با دشواری همراه بود؛ نه غذایی بود، نه نمکی و نه جامه‌ای؛ با گیاهان کوهی شکم را سیر می‌کردیم و با گیوه و جامه نازک زمستان را سر می‌کردیم…» ترانه یادشده در بخش‌های پیشین از رمان «قهرمانان تونگ‌با» اقتباس شده است. منطقه پایگاهی که مرکز آن کوه‌های تونگ‌با بود، خاطرات مشترکی از سختی‌ها، نبردها و مقاومت‌ها را در خود جای داده است. بخش‌های گذشته مفاهیم منفی را مطرح کرد، اما هدف آیه یاس خواندن نبود، بلکه برای درک وضعیت کوبا با تمام پیچیدگی‌های آن بود تا بتوانیم تحلیل درستی داشته باشیم. در اینجا پرسشی مطرح می‌شود که روزگاری مسئله اصلی انقلاب خوانده می‌شد: امروز که ما وارد عرصه جهانی شده‌ایم و در مبادلات بین‌المللی حضور داریم، در دنیای کنونی «دشمن» کیست و «دوست» کیست؟ آیا کوبا در جبهه ماست یا دشمن؟ نیروهای پیشرو در آمریکای لاتین چه موقعیتی دارند؟ مردم آمریکای لاتین چطور؟ این مسئله شباهت زیادی به وضعیت پایگاه‌های انقلابی گذشته دارد. در گذشته، هنگامی که نیروها وارد مناطق جدید می‌شدند، با گروه‌های مسلح محلی، راهزنان و نیروهای وابسته به دشمن روبرو می‌شدند که وضعیت را پیچیده می‌کردند. این افراد با سوءاستفاده از شرایط، روی روند عمومی تاثیر می‌گذاشتند و سعی می‌کردند چهره واقعی مردم را تحریف کنند. در عین حال، تا پیش از تغییرات قانونی سال ۲۰۱۹، کوبا آخرین کشوری بود که برخی ساختارهای مدیریتی سنتی را حفظ کرده بود. از منظر برخی ارزش‌ها، کوبا را می‌توان از آخرین بقایای آن دوران دانست. در داستان‌های گذشته، نمادهایی از نسل‌های جدید کوبا دیده می‌شود که در میان دو فضای متفاوت رشد کرده‌اند، اما در نهایت مسیر خود را انتخاب کرده‌اند. هزاران جوان مانند آنان وجود دارند که نشان می‌دهند جزیره کوبا همچنان مانند شمشیری در برابر فشارهای خارجی ایستادگی می‌کند. «پس از روزها پیاده‌روی سخت، از رودخانه گذشتیم و به کوهستان رسیدیم. کوهستان مانند شمشیری در دل دشمن فرو رفته است. رهبری مانند چراغ راه است و فرماندهی مسیر را نشان می‌دهد. رفقا با شجاعت به پیش می‌روند و سپیده‌دم پیروزی در برابر چشمان ماست…» ما می‌دانیم که کشورها مستقل هستند و وظیفه حکمرانی بر یکدیگر را ندارند. اما امید است که ایستادگی و روایت انقلابی کوبا تداوم یابد، مردم کوبا بتوانند از این سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ عبور کنند، استقلال و آرمان‌های خود را حفظ کرده و به سوی رفاه و پیشرفت حرکت کنند. به هر حال، ارزش‌ها و مفاهیم بنیادی در تاریخ ما و آنان نقاط مشترک فراوانی دارد و امروزه شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب