اگر ایالات متحده چین را از سوئیفت بیرون کند، این می‌تواند نوعی «خودکشی مالی» باشد.

در

,

قسمت ۳۴۵ برنامه «این است چین»: بازآفرینی نظم مالی بین‌المللی در سایه رقابت‌های ژئوپلیتیک گفتگوی ژانگ ویوی و چن پینگ

ژانگ ویوی عضو شورای اندیشکده‌های عالی‌رتبه کشوری، رئیس پژوهشکده چین در دانشگاه فودان

چن پینگ پژوهشگر پژوهشکده چین در دانشگاه فودان، پژوهشگر پژوهشکده استراتژی‌های توسعه چون‌چیو

دلار آمریکا سال‌هاست که موقعیت محوری را در سیستم مالی بین‌المللی در اختیار دارد؛ اما با تحولات عمیق در مناسبات ژئوپلیتیک، این نظم مالی چند دهه‌ای سرانجام دچار گسست و تزلزل شده است. از روند رو‌به‌رشد سهم یوآن در تسویه‌حساب‌های نفتی گرفته تا تبدیل شدن هنگ‌کنگ به بزرگ‌ترین مرکز مدیریت ثروت برون‌مرزی (آف‌شور) جهان، و نیز اقدامات قانونی چین در مقابله با «صلاحیت فرامرزی» آمریکا، همگی نشان‌دهنده تغییراتی گسترده‌اند که گواهی می‌دهند سیستم مالی بین‌المللی در حال گذر از تک‌قطبی به سوی الگویی چندگانه و متنوع است.

چرا دلار توانست این‌چنین طولانی بر اریکه قدرت تکیه زند؟ چرا «سلاح‌سازی از دلار» در حال ضربه زدن به اعتبار خود این ارز است؟ در شرایطی که روزبه‌روز بر تعداد کشورهایی که به دنبال «دلارزدایی» هستند افزوده می‌شود، آیا یوآن می‌تواند از یک ارز تسویه‌حساب تجاری به ابزاری برای سرمایه‌گذاری، ذخیره ارزش و اعتبار بین‌المللی تبدیل شود؟ چین چگونه می‌تواند در بازارهای مختلف—از انرژی و کالاهای اساسی گرفته تا بازار اوراق قرضه دولتی—نفوذ بین‌المللی یوآن را ارتقا داده و در نظم مالی آینده ابتکار عمل بیشتری را به دست گیرد؟

در این قسمت از برنامه «این است چین» محصول شبکه شارق (Dragon TV)، ژانگ ویوی، رئیس پژوهشکده چین در دانشگاه فودان، و چن پینگ، پژوهشگر این مرکز، به گفتگو نشسته‌اند. آن‌ها با بررسی موضوعاتی چون پترویوآن، مدیریت ثروت در هنگ‌کنگ، تحریم‌های مالی و قیمت‌گذاری کالاهای اساسی، ابعاد تحولات عمیق در عرصه مالی جهان را بکاویده‌اند. با ترک برداشتن نظم مالی تک‌قطبیِ دلارمحور، ساختاری چندقطبی و چندبلوکی در حال شکل‌گیری است؛ اما چین و «جنوب جهانی» در این مسیر چه نقشی ایفا خواهند کرد؟

قسمت ۳۴۵ «این است چین»

ژانگ ویوی:

در ژوئن امسال، در مجمع بین‌المللی اقتصادی سن‌پترزبورگ شرکت کردم و در پنل «ژئوپلیتیکِ مالی» به ایراد سخن پرداختم. در این نشست، مقامات، پژوهشگران و نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی از کشورهای مختلف نظیر چین، روسیه، آمریکا و ایتالیا حول محورهایی چون سلاح‌سازی از ابزارهای مالی، دلارزدایی و نظم مالی چندقطبی به بحث و تبادل نظر پرداختند. در آنجا برخی دیدگاه‌های شخصی‌ام را مطرح کردم که مایلند آن‌ها را با شما نیز درمیان بگذارم؛ تحلیلی است که امیدوارم مفید واقع شود.

در آنجا اشاره کردم که بشریت در حال تجربه برهه‌ای تحول‌آفرین در تاریخ اقتصادی مدرن است؛ برهه‌ای که در آن، نظم مالی جهانیِ چند دهه‌ای که تنها تحت سلطه یک قدرت واحد بود، به پایان راه خود نزدیک می‌شود. از زمان شعله‌ور شدن بحران خاورمیانه در سال گذشته، دست‌کم سه رویداد بزرگ رخ داده که به‌روشنی بازتاب‌دهنده این تحول بنیادین است:

نخستین رویداد بزرگ، تحول در حوزه «مالیِ انرژی» است. پس از وقوع درگیری‌ها در رابطه با ایران، روند تنزل «پترودلار» سرعت گرفت و در مقابل، «پترویوآن» با جهشی چشمگیر مواجه شد. تا پایان سه ماهه نخست امسال، سهم یوآن در تسویه‌حساب‌های تجارت نفت خام میان خاورمیانه و چین با عبور از یورو، به حدود ۴۱ درصد رسید. این در حالی است که سهم دلار برای نخستین‌بار مرز روانی ۵۵ درصد را شکست و تا ۵۲ درصد سقوط کرد.

همان‌طور که می‌دانید، دلار در دوران اوج خود بیش از ۹۰ درصد تسویه‌حساب‌های نفتی را در اختیار داشت. چهار عامل اصلی محرک این جهش بی‌سابقه یوآن بوده‌اند: ۱. چین اکنون بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام در جهان است و بیش از ۱۵ درصد از کل واردات جهانی را به خود اختصاص داده است. چین بزرگ‌ترین مشتری کشورهای تولیدکننده نفت نظیر عربستان، روسیه و عراق است و این تقاضای عظیم بازار، تکیه‌گاهی اصلی برای تسویه با یوآن فراهم می‌سازد. ۲. تعمیق بحران اعتماد کشورهای تولیدکننده نفت خاورمیانه به دلار: سوءاستفاده آمریکا از سلطه دلار، سلاح‌سازی از این ارز و سیستم پرداخت سوئیفت (SWIFT)، و توقیف خودسرانه دارایی‌های دیگر کشورها سبب شده تا بسیاری از ملل به دنبال دلارزدایی باشند. ۳. پشتیبانیِ قویِ کامل‌ترین زنجیره صنایع بخش واقعی اقتصاد جهان از یوآن. ۴. سیستم پرداخت فرامرزی یوآن (CIPS) به عنوان یک زیرساخت مالی، تضمین‌های فنی لازم را برای دور زدن سوئیفت و انجام تسویه‌های فرامرزی امن و سریع فراهم آورده است.

خیزش پترویوآن نه تنها سالانه ده‌ها میلیارد یوآن در هزینه‌های تبدیل ارز برای شرکت‌های انرژی چین صرفه‌جویی کرده و خطرات ناشی از نوسانات نرخ ارز را کاهش می‌دهد، بلکه نشانه‌ای جدی از شکاف بنیادین در سیستم «پترودلار» است که نیم قرن بر جهان سایه افکنده بود.

دومین رویداد بزرگ، تحول در حوزه «مالیِ ثروت» است. بر اساس گزارش ثروت جهانی ۲۰۲۶ که توسط گروه مشاوره بوستون (BCG) منتشر شد، منطقه هنگ‌کنگ چین با پیشی گرفتن از سوئیس، به بزرگ‌ترین مرکز مدیریت ثروت برون‌مرزی (آف‌شور) در جهان تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۵، حجم مدیریت ثروت فرامرزی در هنگ‌کنگ با رشد ۱۰.۷ درصدی نسبت به سال قبل، به ۲.۹۵ تریلیون دلار رسید و برای نخستین‌بار از رقم ۲.۹۴ تریلیون دلاری سوئیس پیشی گرفت. این سبقت تاریخی نشان می‌دهد که مزیت الگوی «یک کشور، دو سیستم» در هنگ‌کنگ، آن را به کانالی فوق‌العاده برای «ورود سرمایه‌های خارجی» و «حضور سرمایه‌های داخلی در عرصه جهانی» مبدل کرده است. از سال ۲۰۲۵، بازار سرمایه هنگ‌کنگ عملکرد درخشانی داشته و با جذب ۳۷.۴ میلیارد دلار در عرضه اولیه‌ها (IPO)، دوباره بر صدر جدول جهانی عرضه اولیه تکیه‌زده است. شرکت‌های برجسته چینی (به‌ویژه در حوزه‌های اقتصاد نو، فناوری‌های پیشرفته و هوش مصنوعی) جاذبه فراوانی برای سرمایه‌های بین‌المللی دارند. در بستری که رقابت‌های ژئوپلیتیک جهانی شدت گرفته، انتقال سرمایه‌های جهانی به سمت آسیا شتاب یافته است. از زمان بحران سال گذشته در خاورمیانه، جریان سرمایه‌گذاری صندوق‌های ثروت ملی میان‌مدت و بلندمدت و سرمایه‌های خانوادگی خاورمیانه به شکل چشمگیری به سوی هنگ‌کنگ سرازیر شده است. علت اصلی آن است که هنگ‌کنگ با تکیه بر سرزمین اصلی چین و اجرای الگوی «یک کشور، دو سیستم»، هم از پشتوانه قدرت اقتصادی، فناوری و دفاعی کشور برخوردار است و هم سیاست‌های اقتصادی آزاد و باز دارد؛ امری که آن را به «بندرگاهی امن» و نخستین انتخاب سرمایه‌گذاران جهانی برای تنوع‌بخشی به دارایی‌هایشان تبدیل کرده است. در سال‌های اخیر، جریانات غربی مدام آیه یاس خوانده و حتی مدعی «مرگ هنگ‌کنگ» بودند، اما منطق ما همواره بر این استوار بود که مسیر هنگ‌کنگ «از آشوب به سوی ثبات، و از ثبات به سوی شکوفایی» است؛ و آنچه امروز شاهدش هستیم، همین مرحله شکوفایی است.

سومین رویداد بزرگ، تحول در حوزه «مالیِ نظارتی» است. در آوریل امسال، وزارت خزانه‌داری آمریکا به بهانه مراودات مرتبط با ایران، ۵ شرکت چینی را در لیست تحریم‌های SDN قرار داد. در پاسخ به این زیاده‌خواهی و «صلاحیت فرامرزی» آمریکا، وزارت بازرگانی چین در تاریخ ۲ مه بر اساس «مقررات مقابله با اعمال نادرست فرامرزی قوانین و اقدامات خارجی»، اطلاعیه‌ای صادر کرد و از تمام سازمان‌ها و افراد حقیقی در خاک چین خواست که تحریم‌های آمریکا علیه این ۵ شرکت (از جمله شرکت پتروشیمی هنگ‌لی) را «به رسمیت نشناسند، اجرا نکنند و از آن تبعیت نکنند». در این اطلاعیه تاکید شد که این شرکت‌ها در چین ثبت شده و مشغول فعالیتند و مبادلات آن‌ها با کشور ثالث، یک فعالیت تجاری و اقتصادی عادی است. اقدام آمریکا نقض آشکار حقوق بین‌الملل و هنجارهای بنیادین روابط بین‌الملل بوده و ترجیح قوانین داخلی بر قوانین سایر کشورها و نادیده گرفتن اصل برابری حاکمیت ملی است.

پاسخ رد چین به «صلاحیت فرامرزی» آمریکا از سوی جامعه بین‌المللی به عنوان پاتکی محکم به «جنگ مالی» آمریکا تلقی شد. چراکه سلاح هسته‌ای آمریکا در جنگ مالی، سوءاستفاده از موقعیت برتر دلار در سیستم مالی جهانی و اجبار نهادهای ثالث نظیر بانک‌ها، بیمه‌ها و شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی به اجرای تحریم‌ها از طریق لیست SDN است؛ به طوری که در صورت عدم تبعیت، با خطر اخراج از سیستم تسویه دلاری سوئیفت مواجه می‌شوند.

مصوبه اخیر چین، اثر تحریم‌های آمریکا بر شرکت‌های چینی را مستقیماً باطل کرد. هر طرف ثالثی که با تحریم‌های آمریکا همکاری کند، در دادگاه‌های چین با دادخواست حقوقی و مسئولیت پرداخت خسارت روبرو خواهد شد. می‌توان گفت قانون مقابله‌ای چین، به شکلی موثر با صلاحیت فرامرزی آمریکا مقابله کرد و از بازدارندگی تحریم‌های یکجانبه آمریکا به میزان چشمگیری کاهش داد. البته، شالوده اصلی سلطه دلار هنوز به تمامی فرو نریخته و کشمکش مالی میان چین و آمریکا همچنان ادامه دارد. با این حال، اگر آمریکا بخواهد چهار بانک بزرگ چین را از سیستم سوئیفت اخراج کند، این کار برای خودش نوعی «انتحار مالی» خواهد بود و درست همین موضوع، منبع اطمینان‌خاطر و اقتدار چین است. به همین ترتیب، شرکت‌های خارجی فعال در چین نیز اگر با صلاحیت فرامرزی آمریکا همراهی کنند، تاوان سنگینی خواهند داد. چین با توسل به ابزارهای قانونی از تجارت عادی انرژی شرکت‌های خود با کشورهایی چون ایران حمایت می‌کند. این سیلی محکمی بر صورت تحریم‌های یکجانبه مالی آمریکا بود که روح تازه‌ای از عدالت را به بدنه سیستم تجارت چندجانبه جهانی تزریق کرد.

پشت این سه رویداد، تحولات عمیق در ساختار ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک نهفته است. مرکز ثقل اقتصاد جهانی از غرب به شرق آسیا منتقل شده است. بر اساس برابری قدرت خرید (PPP)، چین حتی در سال ۲۰۱۴ از آمریکا پیشی گرفت و به بزرگ‌ترین اقتصاد جهان تبدیل شد. هم‌زمان، زیرساخت‌های مالیِ حامی این انتقال شتاب گرفته و سیستم پرداخت فرامرزی یوآن (CIPS) به سرعت توسعه یافته است. یانیس واروفاکیس، وزیر دارایی سابق یونان، زمانی با تشبیه این موضوع به «دو بزرگراه» توضیح داده بود: سوئیفت مانند یک بزرگراه قدیمی، پر از دست‌انداز اما همچنان پرتردد است؛ در حالی که سیستم CIPS، متکی بر ارتقای فناوری بلاک‌چین، مانند یک بزرگراه جدید برای پرداخت‌های فرامرزی است که هزینه آن تقریباً صفر است و معاملات را ظرف چند ثانیه نهایی می‌کند و الگوی سنتی، کند، پرهزینه و پرپیچ‌وخم سوئیفت را دگرگون ساخته است.

این سه رویداد به نوعی نشان می‌دهند که حوزه‌های مالیِ انرژی، ثروت و نظارت دچار تحولات ساختاری شده‌اند. این تحولات، پایانی بر عصر تک‌قطبی در نظم مالی بین‌المللی و سرآغازی بر ظهور نظم مالی چندقطبی است. اگرچه دلار همچنان نقش مهمی ایفا خواهد کرد، اما نفوذ یوآن با سرعتی بالا در حال افزایش است و مراکز مالی چندگانه در حال شکل‌گیری‌اند.

جفری ساکس، اقتصاددان برجسته آمریکایی که از طریق ارتباط تصویری در این نشست حضور داشت، در سخنان خود تصریح کرد که کاملاً با این نظر موافق است که جهان در میان یک تحول ژئوپلیتیک عمیق قرار دارد. تسلط دو قرنه آمریکا و اروپا به پایان رسیده، هرچند آمریکا و اروپا هنوز این حقیقت را درک نکرده‌اند و همچنان می‌کوشند سلطه متزلزل خود را حفظ کنند. او اشاره کرد که سلاح‌سازی از دلار اشتباه بزرگ بیست سال اخیر آمریکا بود که در نهایت به موقعیت خود دلار به عنوان ارز ذخیره آسیب زد. جهان نیازمند یک سیستم چندارزی «پست‌دلار» (پساداری) است و او از کشورهای بریکس خواست تا به ایجاد این سیستم ارزی جدید سرعت بخشند. ساکس همچنین تاکید کرد که خیزش آسیا و اوراسیا یک واقعیت تحول‌آفرین بنیادین است، روابط اقتصادی چین و روسیه مکمل یکدیگر و دارای اهمیت راهبردی بالا است و جهان به صورتی بازگشت‌ناپذیر به سمت چندقطبی شدن حرکت می‌کند.

در این همایش این توافق نظر حاصل شد که: در شرایط تغییرات عمیق سیستم مالی بین‌المللی و افزایش عدم قطعیت‌های ژئوپلیتیک، کشورها باید مستقیماً با چالش «سلاح‌سازی از ابزارهای مالی» روبرو شوند، به سمت دلارزدایی، ساخت سیستم ارزی چندقطبی و اصلاح حکمرانی مالی جهانی حرکت کنند و به عنوان «جنوب جهانی» سهم خود را در ایجاد یک نظم مالی بین‌المللی عادلانه‌تر، فراگیرتر و باثبات‌تر ایفا نمایند.

گفتگوی میزگرد

هی جیه: آقای ژانگ در سخنان خود اشاره کردند که در پس تحولات ژئوپلیتیک، شاهد تحول در ساختار مالی هستیم. یک سیستم مالی بین‌المللی چندقطبی و متنوع، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

چن پینگ: در آینده احتمالاً با دو بلوک اصلی روبرو خواهیم بود: بلوکی به مرکزیت دلار و بلوکی به مرکزیت یوآن. البته بلوک‌های دیگری مانند یورو نیز تا مدت‌ها به حیات خود ادامه خواهند داد. اما گمان نمی‌کنم پوند، فرانک سوئیس یا ین ژاپن بتوانند به یک بلوک مجزا تبدیل شوند، چراکه مدت‌هاست به حاشیه رفته‌اند.

ژانگ ویوی: اگر روند رشد پترویوآن و افت پترودلار را به عنوان نمونه در نظر بگیریم، ساختار جدید گام به گام شکل خواهد گرفت؛ چراکه چین بزرگ‌ترین شریک تجاریِ بیش از ۱۴۰ کشور جهان است و این کشورها برای مبادلات خود به یوآن نیاز دارند. حتی می‌توان گفت نظم مالی آینده جهان با ویژگی بلوک‌های چندقطبی در حال شکل‌گیری است. سناریویی که به راحتی می‌توان تصور کرد این است که: در تجارت کالایی و واقعی روزبه‌روز بیشتر از یوآن استفاده خواهد شد، اما بازار مشتقات مالی و ابزارهای سرمایه‌گذاری همچنان تا حد زیادی در اختیار دلار خواهد بود.

هی جیه: پیش‌تر در برنامه اشاره کرده بودیم که پس از انجام تسویه‌حساب‌ها، یوآن باید در فرآیند سرمایه‌گذاری به کار گرفته شود. در آینده، کشورها با یوآن‌هایی که در دست دارند چه کارهای دیگری می‌توانند انجام دهند؟

چن پینگ: یوآن در واقع می‌تواند نقشی معادل «طلای کاغذی» ایفا کند. برای مثال، هنگام سفر چه کسی با خود شمش طلا یا سکه نقره حمل می‌کند؟ در واقع داشتن یک ارز قوی کفایت می‌کند که حکم همان طلای کاغذی را دارد. اگر حجم زیادی از یوآن در سطح بین‌المللی توزیع شود و مردم آن را معادل طلا بدانند، بازار فوق‌العاده بزرگی شکل خواهد گرفت. بنابراین، نباید به یوآن صرفاً به چشم یک ابزار مبادله نگاشت، بلکه باید آن را یک «ابزار اعتباری» دانست.

ژانگ ویوی: به نظرم ایده‌های استاد چن پینگ همواره نوآورانه و الهام‌بخش است. در گذشته، برخی کشورها که پول ملی‌شان در آستانه فروپاشی بود مایل به استفاده از یوآن بودند، اما ما موافقت نکردیم. اگر در آن زمان جرأت آزمون و خطای گام‌به‌گام را داشتیم، شاید امروز به نتایج بسیار درخشانی دست یافته بودیم.

هی جیه: وقتی از چندقطبی شدن یا به قول شما «چندبلوکی شدن» ساختار مالی آینده سخن می‌گوییم، این امر برای جهانی که سال‌ها زیر سایه تک‌تازی و سلطه دلار بوده چه معنایی دارد؟

ژانگ ویوی: مشکل سلطه دلار در این است که اگر دلار یک کالای عمومی بین‌المللی است، کشور ناشر آن باید موضعی کاملاً بی‌طرفانه داشته باشد و عدالت را رعایت کند. اما اکنون دست به «سلاح‌سازی از دلار» زده و مدام تحریم اعمال می‌کند؛ از جمله تحریم‌های اخیر علیه ۵ شرکت ما یا محروم کردن از سیستم‌های پرداخت. با این حال، چین هیچ هراسی ندارد. همان‌طور که جفری ساکس به درستی اشاره کرد، سلاح‌سازی از دلار در دو دهه گذشته توسط آمریکا، نتیجه حتمیِ روند افول دلار است. دلار دیگر یک ابزار عمومی نیست بلکه ابزاری شخصی و اختصاصی شده است، پس طبیعی است که دیگران به دنبال «دلارزدایی» باشند.

هی جیه: من می‌خواهم موضوع را از زاویه‌ای دیگر بررسی کنم. چرا در ابتدا پوند و سپس دلار بر جهان مسلط شدند؟ در واقع آن‌ها از همان ابتدا ارز را به عنوان سلاحی برای تسلط بر جهان به کار گرفتند. اما شرط تبدیل شدن این سلاح به ابزاری کارآمد، وجود یک پشتوانه بود؛ و آن پشتوانه چیزی نبود جز «سلطه نیروی دریایی». در این زمینه نباید تبلیغات آن‌ها مبنی بر ارائه خدمات عمومی یا خدمت به جهانیان را باور کرد، این ادعاها ساختگی است و ارز صرفاً ابزاری برای حفظ سلطه‌شان بوده است. حال، این بلوک‌بندی و تحولات در ساختار مالی چه دستاوردی برای جهان خواهد داشت؟

چن پینگ: آیا نظم جهان توسط چین، آمریکا یا حوزه یورو اداره خواهد شد؟ واقعیت این است که ابعاد مسئله به همین چند بلوک محدود می‌شود. ارزهای سایر کشورها فاقد استقلال کافی هستند و مجبورند میان این بلوک‌ها مانور داده و دست به آربیتراژ بزنند. مطمئنم در آینده کشورهای تولیدکننده نفت در خاورمیانه نیز درخواهند یافت که ایجاد شراکت استراتژیک با چین بسیار امن‌تر از اتکا به آمریکا است؛ چراکه همراهی با آمریکا غالباً به معنای قرار گرفتن در معرض سیبل حملات است. از این رو، باور دارم چین باید اعتماد به نفس نهادی و اعتماد به نفس ارزی خود را—که در ذات خود همان اعتماد به اعتبار ملی است—تقویت کند و این دو را به شکلی پیوسته با یکدیگر پیوند زند.

ژانگ ویوی: من همواره تاکید کرده‌ام که چین یک «کشور-تمدن» است و به تنهایی یک جهان محسوب می‌شود. ویژگی کشور-تمدن این است که تمامی موفقیت‌های آن حاصل پیوند تمدن بزرگ تاریخی‌اش با مولفه‌های مدرنیته است. اندیشکده‌های ما می‌توانند راهکارهای متنوعی ارائه دهند. برای مثال، در برابر کشوری مانند آمریکا که مدام از «صلاحیت فرامرزی» استفاده می‌کند، ما با قاطعیت دست به اقدام متقابل می‌زنیم. وقتی ذهن خود را رها سازیم و «اعتماد به نفس چهارگانه» از جمله اعتماد به یوآن را قلباً بپذیریم، کارهای بزرگ زیادی از دست ما برخواهد آمد.

هی جیه: ما هم باید پیشرفت ثابتی داشته باشیم و هم در موقع لزوم، دست به نوآوری‌های جسورانه بزنیم. در سیر تحول ساختار مالی جهان، نقش قدرت‌های بزرگ بدون شک تعیین‌کننده است—چه نفوذ گذشته آمریکا و چه نقشی که چین در آینده ایفا خواهد کرد. با این حال، کشورهای کوچک و متوسط، از جمله ملل «جنوب جهانی»، در مسیر شکل‌دهی به نظم مالی جدید چه نقشی می‌توانند ایفا کنند؟

ژانگ ویوی: همان‌طور که اشاره کردم، برای نمونه بسیاری از محصولات انرژی‌های نو ما می‌توانند بر پایه یوآن قیمت‌گذاری شده و به یوآن لنگر اندازند. البته این یک فرآیند زمان‌بر است، اما ساختار فکری درستی است. در عین حال، همان‌گونه که در برنامه‌ریزی پنج‌ساله پانزدهم مشهود است، ما در حال تقویت صنایع سنتی، نوظهور و آینده‌نگر با هوش مصنوعی هستیم. این یک اقدام پیشرو است و به‌زودی به برتری سیستماتیک دست خواهیم یافت. امروزه در حوزه‌ها و محصولات گوناگون این اتفاق در حال رخ دادن است و می‌توان در آینده نرخ آن‌ها را به یوآن متصل کرد؛ چشم‌انداز بسیار روشنی در پیش است. از این رو، تفکر در جوامع مالی ما باید آزاد شود و هرگونه توهم یا ترس از آمریکا و سلطه مالی آن کنار گذاشته شود. برخی نهادها در گذشته به دلایل مختلف، از ترسی که نسبت به منافع خود در آمریکا، اروپا یا جنوب شرق آسیا تحت تحریم‌های ثانویه داشتند، عملاً با تحریم‌های آمریکا علیه شرکت‌های چینی همراهی می‌کردند. آیا وقت آن نرسیده که با رهایی اندیشه، هرچه زودتر به این وضعیت پایان دهیم؟

هی جیه: تحولات ساختار مالی جهان را تحلیل کردیم تا ماهیت آن مشخص شود و سپس درباره نحوه ساخت نظم جدید صحبت کنیم. سوال این است که پیش از استقرار کامل این نظم جدید، چه موانعی سر راه خواهد بود؟ مانعی که شما در سخنرانی خود به آن اشاره کردید: «سلاح‌سازی مالی از دلار». در مراحل پایانی سلطه دلار و هنگامی که پایه پایه‌های آن متزلزل می‌شود، آیا آمریکا دست به اقدامات تندتر و شدیدتری نخواهد زد؟

ژانگ ویوی: افراطی‌ترین کاری که می‌توانند بکنند این است که یوآن، شرکت‌ها، موسسات و بانک‌های چینی را از سیستم سوئیفت اخراج کنند.

هی جیه: به عبارتی، غیر از این اقدام، گزینه دیگری برایشان باقی نمانده است.

ژانگ ویوی: چین بزرگ‌ترین شریک تجاری بیش از ۱۴۰ کشور است. اگر چین را از سوئیفت اخراج کنند، آن ۱۴۰ کشور چاره‌ای جز تجارت با چین از طریق یوآن نخواهند داشت. محصولات زیادی وجود دارد که خرید آن‌ها حیاتی است و جایگزینی ندارد؛ حتی خود آمریکا مجبور به خرید کالاهای چینی است. این یعنی تغییر ساختار مالی. در سطح کلان استراتژیک مسئله کاملاً روشن است و دستورالعمل‌های کمیته مرکزی حزب و شورای دولتی نیز صراحت دارد. اما بسیاری از شرکت‌ها ملاحظات کارکردی و عملکردی خود را دارند و از صلاحیت فرامرزی آمریکا تأثیر می‌پذیرند. بنابراین، این مسئله باید با اتکا به اعتماد به نفس چینی و الگوی چینی حل و فصل شود، هرچند ممکن است نیازمند زمان باشد.

چن پینگ: در حال حاضر دولت آمریکا به دنبال راه‌های هجوم یا دفاع است. اما یک نقطه وجود دارد که غالباً از آن غفلت می‌کنیم: قدرت مالی آمریکا گره‌خورده با توسعه سرمایه بخش خصوصی آن در سراسر جهان است. یک مثال ساده: شعب نهادهای مالی آمریکایی در تمام نقاط جهان به چشم می‌خورند. در مقابل، چین در این زمینه هنوز راه درازی در پیش دارد و کلید کار در اصلاح سازوکار تشویقی شعب مالی خارجی نهفته است. بدون اصلاح این سازوکار، انگیزه‌ای باقی نمی‌ماند. ریسک‌پذیری در بازارهای خارجی بالاست، اما بدون پذیرش ریسک، چگونه می‌توان فعالیت مالی بین‌المللی داشت؟

هی جیه: شاید لازم است هم‌زمان با «دفاع»، دست به «تک» بزنیم و در نقاط لازم آفندی عمل کنیم. اما اگر نیروهایی بخواهند در مسیر ما اخلال ایجاد کنند، پدافند و دفاع همچنان ضروری است.

ژانگ ویوی: البته با ابتکار «یک کمربند، یک راه»، بانک‌های چینی نیز در حال توسعه فعالیت‌های فرامرزی خود هستند. برای نمونه، در سفری پژوهشی به آفریقای جنوبی از پارک صنعتی هواوی بازدید کردیم که بزرگ‌ترین پارک صنعتی خارج از کشور آن‌هاست و بسیار زیبا و تاثیرگذار ساخته شده است. در گفتگو با مسئولان مشخص شد هواوی برای ساخت این مجموعه از تسهیلات یکی از بانک‌های چینی استفاده کرده است. مدیر بانک به من می‌گفت که چقدر امیدوار بوده هواوی وام خود را این‌قدر سریع بازپرداخت نکند!

هی جیه: چون مشتری بسیار خوش‌حسابی بوده است.

ژانگ ویوی: اما به محض اتمام پروژه، هواوی تمام وام را تسویه کرد و باعث ناامیدی اندک مدیر بانک شد!

بخش پرسش و پاسخ بینندگان

بیننده: همه ما می‌دانیم که سیستم تسلط دلار روزی به پایان خواهد رسید، اما می‌بینیم که در جریان بحران اوکراین، دلار همچنان بخش اعظم بازار ارز جهانی را در اختیار دارد و برخی نوظهورها با وجود شعار «دلارزدایی»، حجم زیادی از ذخایر ارزی خود را به دلار نگهداری می‌کنند. فاصله زمانی میان پایان نظری سلطه دلار و واقعیت عینی چقدر است؟ همچنین، آیا وابستگی به مسیر گذشته (Path Dependency) و چسبندگی دلار در تحلیل‌های ما دست‌کم گرفته نشده است؟

چن پینگ: ما غالباً از میان‌بر زدن و سبقت در پیچ‌ها صحبت می‌کنیم، بنابراین نیازی نیست حتماً از مسیرهای سنتی حرکت کرد. مشکل قبلی چین چه بود؟ حرکت با آزمون و خطا («لمس سنگ‌ها برای عبور از رودخانه»). در حوزه مالی فرصت‌های بسیار بزرگی پیش روی چین است، اما نظریه‌های مالی ما عقب‌تر از توسعه صنعتی و نظامی ما حرکت می‌کنند. در این زمینه باید حالت منفعلانه را تغییر دهیم.

هی جیه: در برنامه بارها اشاره کرده‌ایم که نظریه مالی ما باید دارای ویژگی‌های بومی و چینی باشد و نباید گام‌به‌گام دنباله‌رو نظریات غربی باشد. افزون بر این، همان‌طور که فرمودید، علاوه بر نظریه پیشرفته، موفقیت انقلاب چین مرهون عمل‌گرایی گسترده تحت رهبری حزب بود، لذا نیازمند تجربیات عملی بیشتری در حوزه مالی هستیم.

ژانگ ویوی: نکته‌ای که این دوستمان اشاره کردند یک واقعیت است؛ دلار بدون شک همچنان نقش مهمی ایفا خواهد کرد. صریح بگویم، چین بیش از یک تریلیون دلار ذخایر ارزی دارد و باید برای نحوه استفاده از آن برنامه‌ریزی دقیق داشته باشد. ما نیز تمایلی به فروپاشی ناگهانی دلار نداریم. حتی در پروژه «یک کمربند، یک راه» حجم زیادی از دلار استفاده می‌شود. به عنوان مثال آرژانتین نیاز به اعتبار داشت و ما پیشنهاد دادیم که وام را به دلار دریافت کرده و با یوآن بازپرداخت کند—روشی که تحلیل آن برای آمریکایی‌ها دشوار است. آمریکا هر از گاهی در نقاط مختلف جهان بحران مالی ایجاد کرده و کشورها را به ورطه ورشکستگی می‌کشاند تا آن‌ها را غارت کند. اما در سال‌های اخیر، با وجود نوسانات شدید، تقریباً هیچ کشوری (به جز سری‌لانکا) ورشکست نشده است؛ علت اصلی آن کمک‌های دلاری چین به این کشورها بوده است. ما دلار را فعال کرده‌ایم و از آن‌ها خواسته‌ایم با یوآن یا منابع طبیعی تسویه کنند.

هی جیه: پرسش این بیننده نکته مهمی را یادآوری کرد. تغییر نظم مالی بین‌المللی به معنای بی‌اهمیت شدن کامل دلار نیست—دلار همچنان یک قدرت مالی و ارزی کلیدی است. اما در واقع این یک فرآیند تدریجی است. شاهد آن هستیم که کشورهای «جنوب جهانی» به رهبری چین در حال خیزشند و بلوک مهمی را در این ساختار تشکیل خواهند داد. ایفاگری نقش هر طرف در این سیستم، پایدارترین حالت چندقطبی یا به تعبیر استاد چن، سیستم مالی «چندبلوکی» را خواهد ساخت.

چن پینگ: در حال حاضر چین فرصت بزرگی برای توسعه بازار اوراق قرضه دولتی خود دارد. بازار اوراق قرضه آمریکا بسیار بزرگ و دارای نقدشوندگی بالایی است، به همین دلیل هنگام بروز تلاطم‌های مالی، کشورها برای حفظ امنیت به سراغ خرید اوراق قرضه آمریکا می‌روند. حجم اوراق قرضه دولتی چین کم است و متقاضیان خارجی امکان خرید کافی ندارند. اما در داخل چین، بدهی‌های بدهکاران شهری و دولت مرکزی کم نیست و این یک فرصت است: عرضه این اوراق به بازارهای جهانی جهت خرید. اعتبار اوراق قرضه چین حتی می‌تواند استوارتر از آمریکا باشد. راه‌اندازی این بازار هم مشکل دارایی‌های امن سایر کشورها را حل می‌کند و هم فشار بدهی‌های داخلی ما را می‌کاهد. طول عمر سلطه دلار بستگی به میزان و کیفیت رقابت رقبا دارد. اگر به رقابت برنخیزید، او موقعیت خود را حفظ می‌کند؛ اما اگر در تمامی بازارهای سودآور با او به رقابت بپردازید، موقعیت مسلط دلار روز به روز تضعیف خواهد شد.

ژانگ ویوی: آمریکا کشوری است که تنها زبان قدرت را می‌فهمد؛ بنابراین مبادله واقعی تنها پس از تقابل و ایستادگی حاصل می‌شود. هرگونه توهم درباره دستیابی به تعامل بدون تقابل، به بن‌بست خواهد رسید. ایستادگی یک اصل است که در تمامی ابعاد روابط چین و آمریکا کاربرد دارد.

هی جیه: شاید در جنگ‌های مالی، تجاری و تعرفه‌ای تقابل‌های جدی داشته‌ایم. در حوزه مالی شاید به دلیل عدم تکمیل قدرت جامع هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم و رفتاری محتاطانه داریم، اما در آینده تقابل اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

بیننده: سیستم برتون وودز پس از جنگ جهانی دوم، اگرچه خصلتی سلطه‌جویانه داشت اما کالای عمومی مشخصی را ارائه می‌داد. امروزه بحث از چندقطبی بودن ممکن است به بی‌نظمی یا تقابل بلوک‌ها بینجامد. آیا در ۵ تا ۱۰ سال آینده، حوزه مالی جهان به سمت شبکه‌ای خردشده از ارزی‌های دیجیتال و ملی خواهد رفت یا شاهد تقابل منطقه‌ای حول قدرت‌های بزرگ خواهیم بود؟ و آیا در این بازسازی، جایگاه و حق رای کشورهای «جنوب جهانی» ارتقا خواهد یافت؟

ژانگ ویوی: اشاره شما به برتون وودز در این بستر دقیق نیست. برتون وودز در سال ۱۹۴۴ بر پایه اتصال دلار به طلا و اتصال سایر ارزها به دلار شکل گرفت. اما این سیستم با چاپ بی‌رویه دلار و سلاح‌سازی از آن توسط آمریکا فروپاشید و مشکلات امروزی را پدید آورد. چرا پترویوآن تقویت شده است؟ چون اعتماد به دلار سلب شده و نیاز به جایگزین احساس می‌شود. بدون تقابل، سلطه آن‌ها ادامه خواهد داشت و تحریم‌ها علیه شرکت‌های موازی با ایران یا روسیه تداوم می‌یابد. ایستادگی، پیش‌شرط تعامل است.

هی جیه: پرسش این دوستمان دغدغه مشترکی را مطرح کرد: نیاز به قطعیت. حتی در سایه یک نظام سلطه، قواعد بازی روشن بود. اما با افول سلطه و حرکت به سوی چندقطبی، قواعد جدید چگونه تعریف می‌شوند؟

چن پینگ: از منظر عملیاتی پاسخ می‌دهم. در سیستم مالی بین‌المللی کلیدی‌ترین مسئله این است: هنگام بحران چه کسی و با چه شروطی به داد شما می‌رسد؟ آمریکا و اروپا در قالب بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول (IMF) در ازای کمک، آزادسازی مالی و سلب حاکمیت مالی را تحمیل می‌کنند. اما چین در لحظات بحرانی به شرکای استراتژیک خود (مانند روسیه، پاکستان یا ایران) کمک‌های اضطراری ارائه می‌دهد و در مقابل، روابط استراتژیک بلندمدت می‌سازد، نه اینکه شروط غربی مبنی بر باز کردن بازارها را فرض کند. این رویکرد منطبق بر مفهوم «کشور-تمدن» مورد اشاره آقای ژانگ است که بر پایه منافع متقابل استوار است نه کنترلگری.

هی جیه: این نوع نگاه نشان می‌دهد که ارزی که در زمان بحران مسئولانه عمل کند و حاکمیت طرف مقابل را محترم شمارد، ارائه دهنده واقعی کالای عمومی است.

ژانگ ویوی: اضافه کنم که حجم اعتبارات پرداختی بانک توسعه چین به کشورهای «جنوب جهانی» مدت‌هاست از مجموع پرداختی‌های بانک جهانی و IMF پیشی گرفته است.

چن پینگ: اما مسئله این است که اقدامات خوب ما باید به خوبی هم روایت شوند. چین در گذشته از کم‌گویی آسیب دیده است؛ خدمات زیادی در آفریقا انجام شد اما غربی‌ها آن را به نام خود مصادره کردند. این یک جنگ شناختی است و نباید آن را صرفاً تواضع دانست.

ژانگ ویوی: در بازدید از راه آهن پرسرعت جاكارتا-باندونگ در اندونزی، شاهد موفقیت و محبوبیت پروژه بودم، اما نمادهای چین در ایستگاه‌ها بسیار کم‌رنگ بود. اگرچه مقامات و طبقه متوسط نقش چین را می‌دانستند، اما عامه مردم آگاهی کمتری داشتند. نصب نمادها و یادبودهای همکاری متقابل برای ماندگاری تصویر چین در پروژه‌های فرامرزی بسیار حیاتی است.

هی جیه: اقدامات خاموش فراوانی انجام شده است، اما بازتاب رسانه‌ای و تبیین آن‌ها اهمیت بالایی دارد.

چن پینگ: این موضوع را باید در سطح یک نبرد شناختی تحلیل کرد.

بیننده: پترویوآن به یک روش تسویه مهم تبدیل شده است. آیا این دلارزدایی باعث ایجاد مکانیسم جدید قیمت‌گذاری کالاهای اساسی انرژی خواهد شد؟ و بازآفرینی «مالیِ انرژی» چین با چه فرصت‌ها و ریسک‌هایی روبروست؟

ژانگ ویوی: شانگهای مرکز آزمایشی تعیین قیمت کالاهای اساسی و بازار آتی (فیوچرز) است. بازارهای آتی نفت، طلا، نقره، مس و لاستیک در شانگهای فعالند و قدرت قیمت‌گذاری چین در حال افزایش است. سهم مبادلات بر پایه یوآن در محصولات منابع‌محور به طور مستمر در حال رشد است که گامی بزرگ محسوب می‌شود.

چن پینگ: ساختار مالی فعلی چین تا حد زیادی الگوبرداری از آمریکا است. برای کسب حق رای واقعی باید این اطار را شکست. قیمت نفت صرفاً تابع عرضه و تقاضا نیست، بلکه تحت تاثیر مداخله نظامی و ژئوپلیتیک آمریکا قرار دارد. نوسانات قیمت بیشتر ناشی از رفتارهای جنگ‌طلبانه آمریکا است. چین در این مسیر راه درازی در پیش دارد اما جهت حرکت روشن است.

ژانگ ویوی: درست است، قیمت کالاهای اساسی غالباً نه بر اساس عرضه و تقاضا، بلکه تحت تاثیر واقعیت‌های خشن ژئوپلیتیک تعیین می‌شود. درک این مسئله برای تحلیل سیاست بین‌الملل ضروری است.

چن پینگ: سلطه آمریکا بر پایه «صلح رومی» (Pax Romana) است، اما چین یک «کشور-تمدن» است که به دنبال همزیستی و تعامل با سایر تمدن‌های جهانی است.

هی جیه: گفتگو بسیار عمیق و الهام‌بخش بود. اگرچه مسیر رسیدن به نظم مالی جدید طولانی و پرچالش است، اما حرکت در این مسیر آغاز شده است. صبورانه در انتظار نظمی چندقطبی‌تر، عادلانه‌تر و دوستدار تمام ملل خواهیم بود.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب