نتانیاهو یک هیولای نا انسان در سازمان ملل  قربانیانش را به سخره میگیرد. – میثم طاهری

در


پیجر در تریبون سازمان ملل؛ نمایش قدرت، تحقیر قربانی و بحران اخلاقی نظم امپریالیستی

میثم طاهری

در یک نگاه

نمایش پیجر در دست بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل را نمی‌توان صرفاً یک حرکت تبلیغاتی یا رفتار جنجالی یک سیاستمدار دانست؛ این صحنه، فشرده‌ای از منطقی است که در آن خشونت نظامی، فناوری، تحقیر قربانی و مصونیت سیاسی در خدمت بازتولید قدرت قرار می‌گیرند. عملیاتی که در سپتامبر ۲۰۲۴ با انفجار هم‌زمان هزاران پیجر و سپس صدها دستگاه بی‌سیم در لبنان به کشته‌شدن دست‌کم ده‌ها انسان و زخمی‌شدن بیش از سه هزار نفر انجامید و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل درباره مغایرت آن با حقوق بین‌الملل هشدار داد، اکنون به وسیله‌ای برای نمایش قدرت در بالاترین تریبون دیپلماتیک جهان تبدیل شده است. خروج ده‌ها هیئت دیپلماتیک از سالن، توهین نتانیاهو به آنان به‌عنوان «بزدلان اخلاقی» و استفاده نمایشی او از پیجر و دستگاه استارلینک، بیش از آنکه نشانه اعتمادبه‌نفس یک دولت باشد، تصویری از بحرانی عمیق‌تر ارائه می‌دهد: دولتی که در برابر اعتراض جهانی، به‌جای پاسخ‌گویی، خشونت گذشته را به نمایش قدرت تبدیل می‌کند.

سازمان ملل و صحنه‌ای که به دادگاه سیاسی تبدیل شد

بیست‌وچهارم سپتامبر ۲۰۲۶، سالن مجمع عمومی سازمان ملل شاهد صحنه‌ای غیرمعمول بود. با آغاز سخنرانی نتانیاهو، شمار زیادی از نمایندگان سالن را ترک کردند؛ رویترز نیز خروج متوالی ده‌ها هیئت را گزارش کرده است.

نتانیاهو اما به‌جای آنکه این اعتراض را به‌عنوان نشانه‌ای از شکاف عمیق میان دولت اسرائیل و بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی و دولت‌های جهان تلقی کند، معترضان را «بزدلان اخلاقی» خطاب کرد و از آنان خواست اگر هنوز کسی در سالن مانده است، خارج شود. این عبارت در متن منتشرشده سخنرانی او نیز آمده است.

این واکنش از نظر سیاسی قابل تأمل است.

در منطق دیپلماسی، تریبون مجمع عمومی عرصه‌ای برای پاسخ‌گویی به اتهام‌ها و شنیدن اعتراض دولت‌هاست. اما در اینجا تریبون به صحنه‌ای برای حمله لفظی به منتقدان تبدیل شد. حتی مهم‌تر از آن، نتانیاهو در همان سخنرانی، در برابر اعتراض‌ها، نه‌تنها از عملیات نظامی اسرائیل دفاع کرد، بلکه برخی از ابزارهای خشونت‌آمیز آن را با افتخار به نمایش گذاشت.

این همان نقطه‌ای است که مسئله از سطح رفتار شخصی یک سیاستمدار فراتر می‌رود.

وقتی ابزار کشتار به شیء افتخار تبدیل می‌شود

پیجری که نتانیاهو در سازمان ملل بالا برد، یک وسیله ارتباطی معمولی بود که در عملیات سپتامبر ۲۰۲۴ به سلاح تبدیل شده بود.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ولکر تورک، تنها یک روز پس از نخستین موج انفجارها اعلام کرد که انفجار هم‌زمان هزاران دستگاه، در شرایطی که مشخص نبود چه کسی آنها را در اختیار دارد و دستگاه‌ها هنگام انفجار در چه محیطی قرار دارند، با حقوق بین‌الملل حقوق بشر و، در صورت اعمال، حقوق بشردوستانه بین‌المللی مغایرت دارد. او خواستار تحقیق مستقل، کامل و شفاف و پاسخ‌گو کردن کسانی شد که دستور عملیات را داده یا آن را اجرا کرده‌اند.

در گزارش ارتباطی بعدی کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل، شمار قربانیان دو موج انفجار پیجرها و بی‌سیم‌ها دست‌کم ۳۲ کشته و بیش از ۳۲۵۰ زخمی اعلام شد و مسئولیت اسرائیل نیز با استناد به تأیید دفتر نخست‌وزیری اسرائیل در نوامبر ۲۰۲۴ مطرح شد.

رویترز نیز گزارش کرده است که دفتر نتانیاهو در نوامبر ۲۰۲۴ تأیید کرد که او عملیات پیجرها را تأیید کرده بود؛ گزارش رویترز شمار قربانیان را ۳۹ کشته و بیش از ۳۴۰۰ زخمی ذکر می‌کند.

اختلاف میان آمار منابع، نکته‌ای فرعی است؛ واقعیت اصلی تغییر نمی‌کند: هزاران انفجار هم‌زمان در مناطق مسکونی لبنان رخ داد و شمار زیادی انسان کشته یا مجروح شدند.

از همین رو، نمایش پیجر در سازمان ملل را نمی‌توان صرفاً یک «نماد تبلیغاتی» دانست. این نمایش، از منظر سیاسی، تبدیل ابزار یک عملیات مرگبار به نشانه پیروزی و قدرت بود.

و این دقیقاً جایی است که مسئله برای یک تحلیل مارکسیستی اهمیت پیدا می‌کند.

از انسان به «هدف»: منطق شیء‌وارگی جنگ

یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های جنگ مدرن، تبدیل انسان به داده، مختصات، شماره، دستگاه و «هدف» است.

وقتی یک دستگاه ارتباطی می‌تواند بدون اطلاع دارنده‌اش به ابزار انفجار تبدیل شود، فاصله میان کالای مصرفی و سلاح نظامی از میان می‌رود. فناوری که در ظاهر برای ارتباط انسان‌ها ساخته شده، به وسیله‌ای برای حذف فیزیکی آنها تبدیل می‌شود.

این تنها یک تحول فنی نیست.

این تحول، بازتاب رابطه‌ای اجتماعی است که در آن انسان از صاحب حق به موضوع عملیات تبدیل می‌شود.

در چنین منطقی، ارزش یک زندگی انسانی نه در خود انسان، بلکه در جایگاه او در نقشه امنیتی یک قدرت نظامی تعیین می‌شود.

برای جنوب جهانی، این مسئله اهمیت مضاعف دارد. زیرا تاریخ استعمار مملو از همین منطق است: مردم مستعمره ابتدا از انسان‌های دارای حق به «جمعیت»، سپس به «تهدید» و سرانجام به «هدف» تبدیل می‌شوند.

فناوری فقط ابزار جدید همان رابطه قدرت است.

مسئله فقط اسرائیل نیست؛ مسئله ساختار مصونیت است

اگر همه‌چیز را به شخصیت نتانیاهو تقلیل دهیم، بخش مهمی از مسئله را از دست خواهیم داد.

نتانیاهو محصول یک ساختار قدرت است و قدرت اسرائیل نیز در خلأ عمل نمی‌کند.

پشتیبانی سیاسی، نظامی، مالی و فناورانه ایالات متحده و پیوندهای عمیق اسرائیل با شبکه‌های قدرت غربی، بخشی از زمینه‌ای هستند که امکان ادامه جنگ و مقاومت در برابر فشارهای بین‌المللی را فراهم می‌کنند.

از این منظر، مسئله «نتانیاهو شر است» نیست.

پرسش بنیادی‌تر این است:

چگونه دولتی می‌تواند پس از عملیات‌هایی که نهادهای حقوق بشری درباره مشروعیت آنها پرسش‌های جدی مطرح کرده‌اند، نه‌تنها در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شود، بلکه ابزار یکی از این عملیات‌ها را به نشانه پیروزی تبدیل کند؟

پاسخ را باید در ساختار قدرت جهانی جست‌وجو کرد.

قدرت نظامی بدون پشتوانه اقتصادی و سیاسی پایدار نمی‌ماند.

و مصونیت سیاسی نیز بدون شبکه‌ای از متحدان، تسلیحات، فناوری، سرمایه، اطلاعات و حمایت دیپلماتیک دوام نمی‌آورد.

سازمان ملل؛ شکاف میان برابری حقوقی و نابرابری واقعی

در منشور سازمان ملل، دولت‌ها در اصل دارای حاکمیت و حقوق برابرند.

اما نظام جهانی سرمایه‌داری چنین برابری حقوقی را با نابرابری عظیم مادی همراه کرده است.

کشوری کوچک در آفریقا یا آسیا ممکن است از نظر حقوقی با یک قدرت بزرگ برابر باشد، اما از نظر توان نظامی، اقتصادی، مالی، رسانه‌ای و فناورانه در موقعیتی کاملاً متفاوت قرار دارد.

این تضاد را می‌توان در مسئله فلسطین به‌روشنی مشاهده کرد.

مجمع عمومی می‌تواند قطعنامه تصویب کند؛ دادگاه‌های بین‌المللی می‌توانند حکم یا قرار صادر کنند؛ نهادهای حقوق بشری می‌توانند هشدار دهند؛ اما اجرای واقعی بسیاری از این تصمیمات به ساختار قدرت جهانی وابسته است.

به همین دلیل، سازمان ملل هم‌زمان دو چهره دارد:

از یک سو یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بیان حقوق ملت‌های تحت سلطه است؛

از سوی دیگر، محدودیت‌های ساختاری نظام بین‌المللی اجازه نمی‌دهد اراده سیاسی اکثریت دولت‌ها همیشه به اقدام عملی تبدیل شود.

برای جنوب جهانی، این تناقض مسئله‌ای بنیادی است.

نمایش پیجر، ادامه همان سیاست نمایش قدرت

نتانیاهو در سخنرانی خود تنها پیجر را نشان نداد.

او یک دستگاه استارلینک نیز در دست گرفت و گفت آن را برای هیئت ایرانی باقی می‌گذارد تا اگر اعضای آن «منشعب» شدند، بتوانند آزادانه در شبکه‌های اجتماعی سخن بگویند. او همچنین حکومت ایران را «دیکتاتوری» خواند و سقوط آن را پیش‌بینی کرد.

این بخش از سخنرانی از نظر سیاسی بسیار گویاست.

دولتی که خود با اشغالگری و تجاوزهای نظامی در چند جبهه درگیر است، در تریبون سازمان ملل خود را در جایگاه داور دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر قرار می‌دهد.

این تضاد را باید با دقت بررسی کرد، نه با شعار.

زیرا مسئله اصلی این نیست که آیا حکومت ایران یا هر حکومت دیگری واقعاً سانسور می‌کند یا نه.

مسئله این است:

آیا قدرتی که خود درگیر جنگ و عملیات نظامی فرامرزی است، می‌تواند آزادی و حقوق بشر را صرفاً به‌عنوان سلاحی برای مشروعیت‌بخشی به سیاست خارجی خود به کار گیرد؟

این همان چیزی است که می‌توان آن را در چارچوب مارکسیستی، دوگانگی ایدئولوژیک قدرت امپریالیستی نامید: اصول جهان‌شمول هنگامی که علیه رقیب به کار می‌روند «ارزش‌های جهانی» نامیده می‌شوند، اما هنگامی که همان اصول متوجه متحدان می‌شوند، ناگهان به مسئله‌ای ثانویه تبدیل می‌شوند.

البته این نقد نباید به دفاع از سرکوب در کشورهای مخالف آمریکا یا اسرائیل تبدیل شود. معیار انسانی باید یکسان باشد.

«حقوق بشر» بدون معیار دوگانه

اگر قرار است حقوق بشر واقعاً جهان‌شمول باشد، باید برای فلسطینی، لبنانی، ایرانی، اسرائیلی، روس، اوکراینی، آمریکایی و هر انسان دیگری یکسان باشد.

جنایت علیه غیرنظامیان، صرف‌نظر از پرچم عامل آن، باید محکوم شود.

اما مشکل ساختار کنونی این است که اجرای حقوق بین‌الملل اغلب با موازنه قدرت گره خورده است.

این همان چیزی است که بسیاری از کشورهای جنوب جهانی دهه‌هاست به آن اعتراض دارند.

برای آنها، مسئله تنها فلسطین نیست.

مسئله ایران، عراق، افغانستان، لیبی، سوریه، یمن، لبنان، تحریم‌های اقتصادی، مداخلات نظامی و استفاده گزینشی از حقوق بشر نیز در همین تاریخ قرار می‌گیرد.

از این منظر، فلسطین یک «استثنا» نیست؛ فلسطین یکی از روشن‌ترین نقاطی است که تضاد میان حقوق بین‌الملل اعلام‌شده و مناسبات واقعی قدرت آشکار می‌شود.

جنایت، اگر به نمایش قدرت تبدیل شود، وارد مرحله خطرناک‌تری شده است

از منظر اخلاق سیاسی، شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش ماجرا خود انفجار پیجرها نباشد؛ بلکه تبدیل یاد قربانیان به ابزار نمایش پیروزی باشد.

کسی می‌تواند درباره مشروعیت حمله به یک سازمان مسلح بحث کند.

اما حتی در جنگ نیز قواعدی وجود دارند که از غیرنظامیان، مجروحان و کسانی که مستقیماً در مخاصمه شرکت ندارند حمایت می‌کنند.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل دقیقاً به همین دلیل درباره عملیات پیجرها هشدار داد.

وقتی ابزار چنین عملیاتی بعداً در صحن سازمان ملل به‌عنوان نماد افتخار نمایش داده می‌شود، یک تغییر مهم در زبان سیاسی رخ می‌دهد:

قربانی از موضوع همدردی به موضوع تمسخر تبدیل می‌شود.

و این همان فرآیندی است که می‌توان آن را «زدودن انسانیت از قربانی» نامید.

از غزه تا لبنان؛ مسئله را نباید به یک عملیات محدود کرد

برای فهم این نمایش باید آن را از زمینه وسیع‌تر جنگ‌های منطقه‌ای جدا نکرد.

دادگاه کیفری بین‌المللی در نوامبر ۲۰۲۴ برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت حکم بازداشت صادر کرد و اعلام کرد دلایل معقولی درباره مسئولیت آنها در جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت، از جمله استفاده از گرسنگی به‌عنوان روش جنگی و حمله علیه جمعیت غیرنظامی، وجود دارد. این یک تصمیم قضایی مشخص است، نه صرفاً یک ادعای رسانه‌ای.

در مقابل، دولت اسرائیل صلاحیت دادگاه را رد کرده و اتهام‌های مربوط به نسل‌کشی را نیز انکار کرده است.

بنابراین در نگارش یک مقاله جدی باید این دو سطح را از هم جدا کرد:

اتهام و تحلیل سیاسی یک چیز است؛
حکم یا یافته رسمی یک نهاد قضایی چیز دیگری.

اما همین واقعیت حقوقی نشان می‌دهد که توصیف جنگ‌های اسرائیل صرفاً به‌عنوان «دفاع از خود» نمی‌تواند تمام مناقشه حقوقی و سیاسی را توضیح دهد.

چرا این صحنه برای جنوب جهانی اهمیت دارد؟

زیرا مسئله در نهایت فقط فلسطین و لبنان نیست.

اگر یک دولت بتواند عملیات پیچیده‌ای را در زنجیره تأمین ارتباطی یک کشور دیگر طراحی کند، هزاران دستگاه را به ابزار انفجار تبدیل کند، سپس در تریبون سازمان ملل آن ابزار را نمایش دهد و در برابر اعتراض نمایندگان کشورهای دیگر آنان را «بزدل» خطاب کند، جهان با مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر مواجه است:

مرز میان جنگ، فناوری، اقتصاد و زندگی روزمره در حال فروپاشی است.

تلفن همراه، خودرو، ماهواره، تراشه، نرم‌افزار، شبکه ارتباطی و زنجیره تأمین همگی می‌توانند به میدان رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شوند.

این همان جایی است که کشورهای جنوب جهانی باید حساس باشند.

وابستگی فناورانه فقط یک مسئله اقتصادی نیست.

وابستگی فناورانه می‌تواند به آسیب‌پذیری امنیتی و سیاسی تبدیل شود.

آنچه نتانیاهو در سازمان ملل ناخواسته آشکار کرد

شاید مهم‌ترین نتیجه سخنرانی نتانیاهو چیزی نباشد که او قصد داشت نشان دهد.

او می‌خواست قدرت اسرائیل را نمایش دهد.

اما صحنه دیگری نیز شکل گرفت.

ده‌ها هیئت از سالن خارج شدند.

او پیجر را بالا برد.

اما همین پیجر یادآور عملیاتی شد که کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل درباره آن هشدار داده بود.

او از «آزادی» سخن گفت.

اما هم‌زمان از جنگ، بمباران و نابودی زیرساخت‌های دشمن به‌عنوان ابزار قدرت دفاع کرد.

او منتقدان را «بزدلان اخلاقی» خواند.

اما همین خروج جمعی نشان داد که دست‌کم بخش قابل‌توجهی از نمایندگان حاضر نمی خواهند صدای او رژیمش را بشنوند و چه برسد به دیدن هیکل زنده این هیولا و در هنگام سخنرانی او در سالن بمانند.

و این تناقض‌هاست که اهمیت تاریخی صحنه را بیشتر می‌کند.

مسئله نهایی: چه کسی حق دارد تاریخ را بنویسد؟

از دیدگاه جنوب جهانی، مسئله اصلی این نیست که نتانیاهو در سازمان ملل چه نمایش‌هایی اجرا کرد.

مسئله این است که چه قدرتی حق دارد تعریف کند چه کسی تروریست است، چه کسی قربانی است، چه کسی مدافع خود است و چه کسی جنایتکار.

در نظام جهانی نابرابر، این تعریف‌ها صرفاً از متن قوانین بیرون نمی‌آیند؛ با قدرت نظامی، سرمایه، رسانه، فناوری و اتحادهای سیاسی نیز شکل می‌گیرند.

به همین دلیل، مبارزه برای عدالت بین‌المللی فقط مبارزه برای صدور قطعنامه نیست.

مبارزه برای پایان دادن به سلسله‌مراتب سیاسی‌ای است که در آن جان برخی انسان‌ها ارزش بیشتری از جان دیگران پیدا می‌کند.

فلسطینی، لبنانی، یمنی، عراقی یا ایرانی نباید برای برخورداری از همان حقی که یک شهروند اروپایی یا آمریکایی دارد، ابتدا ثابت کند «قربانی خوبی» است.

معیار باید انسان باشد.

نه متحد.

نه دشمن.

نه بازار.

نه نفت.

نه ژئوپلیتیک.

و نه پرچم.

نمایش پیجر در سازمان ملل، از این منظر، بیش از آنکه نشانه پیروزی باشد، تصویری فشرده از بحران نظم جهانی است: نظمی که درباره کرامت انسان بسیار سخن می‌گوید، اما در عمل هنوز قدرت را بر حق مقدم می‌دارد.

وظیفه جنوب جهانی در برابر این وضعیت، جایگزین‌کردن یک دوگانگی با دوگانگی دیگر نیست. مسئله، دفاع از اصل واحدی است که باید درباره همه انسان‌ها اعمال شود: حاکمیت ملت‌ها، مصونیت غیرنظامیان، مخالفت با اشغال و تجاوز، حق تعیین سرنوشت و پاسخ‌گو بودن دولت‌ها در برابر جنایت.

و اگر این اصول واقعاً جهان‌شمول‌اند، هیچ دولت، هیچ ارتش و هیچ متحد قدرتمندی نباید خود را فراتر از آنها تصور کند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب