
اگر غرب نباشد چه؟ پاسخ لاوروف: روسیه باید جهانی بسازد که به غرب وابسته نباشد
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه
ترجمه مجله جنوب جهانی
در یک نگاه: سرگئی لاوروف در نشست باشگاه والدای، مسئله اصلی روسیه را بازگشت به رابطه گذشته با غرب نمیداند، بلکه ساختن جهانی میداند که در آن آمریکا و متحدانش نتوانند قواعد اقتصاد، امنیت و سیاست بینالمللی را یکجانبه تعیین کنند؛ او از بیاعتمادی عمیق مسکو به تعهدات غرب، ریشههای بحران اوکراین، گسترش ناتو، کنترل غرب بر نهادهای بینالمللی و استفاده از دلار و تحریمها بهعنوان ابزار فشار سخن گفت و در مقابل، بر تقویت بریکس، همکاری با چین و جنوب جهانی، استفاده از ارزهای ملی، ایجاد سازوکارهای مالی مستقل و شکلگیری یک نظام چندقطبی تأکید کرد.
لاوروف در آغاز سخنان خود از سفر اخیر هیئت روسی به نیویورک و شرکت در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل سخن گفت. او با اشاره به بیش از ۵۰ دیدار انجامشده در سه روز، با لحنی کنایهآمیز گفت که با وجود ادعای «انزوای» روسیه، تماسهای دیپلماتیک این کشور با جهان همچنان گسترده است.
به گفته او، بیشتر این دیدارها با کشورهای جنوب جهانی و اکثریت کشورهای جهان انجام شده است؛ کشورهایی که به باور مسکو، دیگر حاضر نیستند نظم بینالمللی را صرفاً بر اساس برداشت غرب از جهان بپذیرند.
لاوروف گفت جهان در حال تغییر است، اما ساختارهای بینالمللی هنوز تا حد زیادی متعلق به دورهای هستند که غرب قدرت مسلط بود. او به سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی اشاره کرد و گفت کشورهای غربی همچنان کنترل نامتناسبی بر بسیاری از مناصب و سازوکارهای تصمیمگیری دارند.
از نظر او، در سازمان ملل نیز بسیاری از پستهای مهم سیاسی، امنیتی، صلحبانی و بشردوستانه در اختیار کشورهای عضو ناتو قرار دارد. بنابراین، اصلاح ساختارهای بینالمللی و توزیع عادلانهتر قدرت، یکی از ضرورتهای نظم جدید جهانی است.
او تأکید کرد که روسیه خواهان نابودی این نهادها نیست، بلکه میخواهد در کنار آنها سازوکارهای جدیدی نیز شکل بگیرد؛ سازوکارهایی که بازتابدهنده واقعیت جدید جهان باشند.
دیگر نمیتوان به گذشته بازگشت
لاوروف در ادامه به بحثی در داخل روسیه اشاره کرد که بر اساس آن، مسکو باید برای بازسازی روابط با اروپا تلاش کند و حتی از دوران ریاستجمهوری ترامپ برای بازگشت به روابط گذشته استفاده کند.
پاسخ او صریح بود: روسیه این مسیر را قبلاً آزموده و بارها از آن آسیب دیده است.
به گفته لاوروف، تجربه توافقها و روابط گذشته نشان داده که نمیتوان سیاست روسیه را بر اعتماد به وعدههای غرب بنا کرد. او گفت غرب بارها توافقهایی را امضا کرده و سپس آنها را مطابق منافع خود کنار گذاشته یا تفسیر کرده است.
او با اشاره به عبارت معروف دوران ریگان، «اعتماد کن، اما راستیآزمایی کن»، گفت آن دوره دیگر گذشته است و اکنون برای روسیه باید اصل دوم در اولویت باشد: راستیآزمایی.
لاوروف افزود که روسیه باید در همه زمینهها قدرت خود را افزایش دهد و به تواناییهای داخلی و روابط خود با کشورهای غیرغربی تکیه کند، نه اینکه منتظر تغییر رفتار غرب بماند.
اوکراین؛ مسئله فقط سرزمین نیست
بخش عمده سخنان لاوروف به اوکراین اختصاص داشت.
او در پاسخ به این پرسش که آیا تصرف مناطق باقیمانده دونباس ارزش ادامه جنگ و هزینههای آن را دارد، گفت این برداشت که مسئله صرفاً چند کیلومتر مربع سرزمین است، وضعیت را بیش از حد ساده میکند.
لاوروف تاریخ بحران را از سال ۲۰۱۳ آغاز کرد؛ زمانی که دولت ویکتور یانوکوویچ قصد داشت توافق ارتباطی با اتحادیه اروپا را امضا کند. به گفته او، این توافق میتوانست مناسبات تجاری اوکراین با روسیه را تحت تأثیر قرار دهد.
او سپس به تحولات میدان، تغییر قدرت در سال ۲۰۱۴، جنگ در دونباس و توافق مینسک اشاره کرد و گفت روسیه معتقد است توافقهایی که برای حل سیاسی بحران به دست آمدند، از سوی طرفهای غربی تضمینکننده آنها اجرا نشدند.
از نظر لاوروف، همین تجربه یکی از دلایل اصلی بیاعتمادی کنونی روسیه است.
او همچنین به مذاکرات سال ۲۰۲۲ در استانبول اشاره کرد و گفت اوکراین در آن زمان اصولی را برای توافق ارائه کرد و دو طرف روی آنها به توافق اولیه رسیدند، اما این روند ادامه پیدا نکرد.
لاوروف استدلال کرد که مسئله از دید روسیه فقط مالکیت سرزمین نیست، بلکه وضعیت مردمی است که در این مناطق زندگی میکنند.
او گفت:
«آنها به سرزمین فکر میکنند، ما به مردم فکر میکنیم.»
لاوروف مدعی شد که روسزبانان و روستباران مناطق شرقی اوکراین سالها با فشارهای زبانی و فرهنگی روبهرو بودهاند و قوانین محدودکننده استفاده از زبان روسی را نمونهای از این سیاست دانست.
او همچنین از سیاستمداران اوکراینی به دلیل اظهاراتی درباره ساکنان دونباس بهشدت انتقاد کرد و گفت مسئلهای که غرب صرفاً به عنوان «تمامیت ارضی اوکراین» مطرح میکند، از دید روسیه بدون توجه به حقوق و وضعیت مردم ساکن این مناطق قابل حل نیست.
«توافقهای غرب برای ما کافی نیست»
لاوروف تأکید کرد که مشکل روسیه با غرب فقط به مرزهای اوکراین محدود نمیشود. مسئله اساسیتر، به گفته او، این است که آیا میتوان به توافقی رسید که غرب و اوکراین واقعاً به آن پایبند بمانند.
او به توافق مینسک اشاره کرد و گفت این توافق با حمایت آلمان و فرانسه به دست آمد، اما بعدها رهبران اروپایی اظهاراتی مطرح کردند که از دید مسکو نشان میداد توافقها بیش از آنکه برای پایان دادن به جنگ باشند، برای خرید زمان و تقویت نظامی اوکراین مورد استفاده قرار گرفتهاند.
از نظر لاوروف، این تجربه نشان داد که تضمینهای سیاسی غرب دیگر برای روسیه کافی نیست.
او همچنین به مواضع متغیر دولت اوکراین درباره مذاکره اشاره کرد و گفت در سالهای مختلف، شرایطی که کییف برای مذاکره مطرح کرده، بارها تغییر کرده است؛ از مذاکره بدون پیششرط تا درخواست خروج نیروهای روسیه، تغییر رهبری روسیه یا حتی رد کامل مذاکرات.
به همین دلیل، مسکو اکنون بر توافقی تأکید میکند که به گفته لاوروف باید «پایدار و بلندمدت» باشد و ریشههای بحران امنیتی را حل کند.
آلاسکا و وعدهای که عملی نشد
لاوروف در ادامه به مذاکرات روسیه و آمریکا و دیدار سران دو کشور در آلاسکا پرداخت.
او گفت در آن مذاکرات، طرف آمریکایی مجموعهای از اصول را مطرح کرد که روسیه پس از بررسی، با بخشهایی از آن موافقت کرد و حتی حاضر شد برای برخی از آنها در داخل روسیه هزینه سیاسی بپردازد.
از نگاه لاوروف، این توافق اولیه میتوانست مسیر حل سیاسی بحران اوکراین را باز کند.
اما به گفته او، پس از دیدار آلاسکا، تحریمهای جدید آمریکا علیه شرکتهای نفتی روسیه اعمال شد و تحریمهای دوره بایدن نیز همچنان پابرجا ماند.
لاوروف این وضعیت را نشانهای از شکاف میان سخنان و اقدامات واشنگتن دانست.
او گفت روسیه نمیخواهد برای پایان جنگ صرفاً به توافقی برسد که چند سال بعد دوباره نقض شود. هدف مسکو باید حل مسئلهای باشد که از دید روسیه در ریشه بحران قرار دارد.
آمریکا و کنترل انرژی جهان
لاوروف در بخش دیگری از سخنان خود سیاست آمریکا را از زاویه انرژی بررسی کرد.
او معتقد است سیاست واشنگتن در قبال روسیه، ایران و ونزوئلا را نمیتوان از رقابت بر سر بازار جهانی انرژی جدا کرد.
به گفته او، آمریکا تلاش میکند بخش مهمی از بازار انرژی جهان را تحت کنترل خود نگه دارد.
لاوروف با اشاره به ونزوئلا گفت این کشور دارای بزرگترین ذخایر نفتی جهان است و اکنون فشار آمریکا بر آن را باید در چارچوب رقابت بر سر انرژی نیز بررسی کرد.
او همچنین به ایران و تحریمهای آمریکا اشاره کرد و گفت در حالی که واشنگتن سالها ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرده، در مقاطع مختلف امکان مذاکره درباره نفت و امنیت کشتیرانی مطرح شده است.
از دید لاوروف، این نمونهها نشان میدهد آنچه در سیاست خارجی آمریکا «منافع ملی» نامیده میشود، در عمل تا حد زیادی با حفظ نفوذ اقتصادی و انرژی آمریکا در جهان ارتباط دارد.
بودجه جنگ، تحریم و بازار انرژی
لاوروف همچنین به تناقضی در سیاست آمریکا اشاره کرد. او گفت دونالد ترامپ بارها جنگ اوکراین را «جنگ بایدن» نامیده، اما تحریمهای دوره بایدن را حفظ کرده و تحریمهای جدیدی نیز علیه شرکتهای نفتی روسیه اعمال کرده است.
از نظر لاوروف، این نشان میدهد که حتی با تغییر دولت در واشنگتن، ساختار اصلی سیاست آمریکا در برابر روسیه بهسرعت تغییر نمیکند.
او گفت روسیه باید این واقعیت را در محاسبات خود در نظر بگیرد و انتظار نداشته باشد تغییر یک رئیسجمهور بهتنهایی مناسبات میان دو کشور را دگرگون کند.
بوچا؛ پرسشی که مسکو همچنان مطرح میکند
در بخش دیگری از جلسه، از لاوروف درباره واقعه بوچا پرسیده شد.
او روایت روسیه درباره این حادثه را تکرار کرد و گفت مسکو خواستار تحقیقات و دریافت اسامی قربانیان شده، اما پاسخ مورد انتظار خود را دریافت نکرده است.
لاوروف گفت روسیه از سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری آن خواسته است اطلاعات مربوط به قربانیان منتشر شود و مدعی شد که چنین اطلاعاتی به شکل مورد انتظار مسکو ارائه نشده است.
او این مسئله را نمونهای از چیزی دانست که از نگاه روسیه، برخورد دوگانه غرب و نهادهای بینالمللی با مسائل مشابه است.
روایت روسیه درباره بوچا با روایت اوکراین و دولتهای غربی تفاوت اساسی دارد و مسئولیت این حادثه همچنان موضوع مناقشه سیاسی و حقوقی است.
اگر اوکراین، چرا گرینلند نه؟
لاوروف سپس به مسئلهای اشاره کرد که از نظر او تناقض موجود در برخورد غرب با اصل «تمامیت ارضی» را نشان میدهد.
او گفت غرب در مورد اوکراین بر اصل تمامیت ارضی تأکید میکند، اما هنگامی که مسئله گرینلند و اظهارات آمریکا درباره آن مطرح میشود، بحث حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند نیز در کنار اصل تمامیت ارضی مطرح میشود.
لاوروف این پرسش را مطرح کرد که چرا اصول حقوق بینالملل در یک مورد به شکل متفاوتی از مورد دیگر تفسیر میشوند.
از نظر او، اگر قرار است حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل مبنا باشند، این اصول باید برای همه کشورها یکسان اعمال شوند.
آیا جهان جدید به دبیرخانه بریکس نیاز دارد؟
یکی از پرسشهای مهم جلسه درباره آینده بریکس بود.
لاوروف با ایجاد یک دبیرخانه دائمی برای بریکس مخالفت کرد.
به گفته او، قدرت بریکس در انعطافپذیری و تصمیمگیری بر اساس اجماع است و نباید این سازوکار به یک ساختار بوروکراتیک شبیه اتحادیه اروپا تبدیل شود.
او گفت بریکس باید امکان همکاری میان کشورهایی را فراهم کند که نظامهای سیاسی و اقتصادی متفاوتی دارند، بدون اینکه یک دستگاه مرکزی بر آنها مسلط شود.
لاوروف همچنین تأکید کرد که بریکس نباید صرفاً مجموعهای از بیانیههای سیاسی باشد. به گفته او، سازوکارهای پرداخت، بیمه، سرمایهگذاری و تسویه مالی باید بهتدریج توسعه پیدا کنند.
او گفت این سازوکارها قرار نیست لزوماً نهادهای موجود را نابود کنند، بلکه باید گزینههای دیگری در اختیار کشورهای جهان قرار دهند.
دلار؛ سلاحی که به زیان خود آمریکا تمام میشود
لاوروف استفاده سیاسی از دلار و نظام مالی آمریکا را یکی از عوامل اصلی تغییرات کنونی دانست.
به گفته او، هنگامی که دلار و شبکه مالی غرب به ابزار تحریم و فشار سیاسی تبدیل میشوند، کشورهای دیگر نیز انگیزه پیدا میکنند که وابستگی خود را کاهش دهند.
او به افزایش استفاده روسیه از ارزهای ملی در تجارت با هند، چین و دیگر کشورها اشاره کرد.
به گفته لاوروف، بخش عمده تجارت روسیه با چین اکنون با روبل و یوان انجام میشود و سهم استفاده از ارزهای ملی در تجارت با هند نیز بهشدت افزایش یافته است.
او این روند را بخشی از فرآیند بزرگتر کاهش وابستگی به نظام مالی غرب میداند.
روسیه و چین؛ همکاری برای جهانی چندقطبی
لاوروف همکاری روسیه و چین را یکی از ستونهای اصلی نظم در حال ظهور معرفی کرد.
او گفت روابط دو کشور در زمینههای سیاسی، اقتصادی و مالی در حال گسترش است و دیدارهای منظم رهبران و دولتهای دو کشور ادامه دارد.
از نگاه لاوروف، همکاری روسیه و چین به معنای تشکیل یک بلوک جدید به جای بلوک غرب نیست؛ بلکه بخشی از روند انتقال جهان از نظام تکقطبی به چندقطبی است.
او گفت جهان دیگر نمیتواند بر اساس قواعدی اداره شود که در دورهای تدوین شدهاند که ساختار اقتصادی و سیاسی جهان کاملاً متفاوت بود.
چرا روسیه میخواهد در کنار غرب، مسیر دیگری هم داشته باشد؟
لاوروف تأکید کرد که روسیه قصد ندارد از سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول یا بانک جهانی خارج شود.
مسئله، به گفته او، چیز دیگری است: روسیه و کشورهای دیگر نباید به گونهای وابسته باشند که یک قدرت بتواند با قطع دسترسی آنها به نظام مالی جهانی، اقتصادشان را فلج کند.
به همین دلیل، ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین، سازوکارهای بیمه، سرمایهگذاری و تسویه مستقل اهمیت پیدا میکند.
این سیاست را میتوان در چارچوب تلاش روسیه برای کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها فهمید.
اروپا و بازگشت نظامیگری
در بخش مربوط به اروپا، لاوروف به عضویت فنلاند و سوئد در ناتو و افزایش هزینههای نظامی اروپا پرداخت.
او گفت روسیه پیش از این با فنلاند و سوئد روابطی نسبتاً عادی داشت و در چارچوب شورای قطب شمال نیز همکاری میکرد، اما پیوستن این کشورها به ناتو محیط امنیتی روسیه را تغییر داده است.
لاوروف درباره منطقه کالینینگراد و تحولات شمال اروپا هشدار داد و گفت افزایش نظامیگری در نزدیکی مرزهای روسیه میتواند خطر درگیری ناخواسته را افزایش دهد.
او همچنین از تلاش برخی سیاستمداران اروپایی برای آماده کردن افکار عمومی برای یک دوره طولانی افزایش هزینههای نظامی انتقاد کرد.
از دید او، اروپا نباید اجازه دهد رقابت نظامی به مرحلهای برسد که دیگر امکان کنترل آن دشوار شود.
«ما دنبال اروپا نمیدویم»
با وجود انتقادهای شدید از اروپا، لاوروف گفت روسیه راه گفتوگو را کاملاً نبسته است.
او گفت کانالهایی میان روسیه و کشورهای اروپایی همچنان وجود دارد و گاهی مقامهای اروپایی از طریق کانالهای رسمی یا غیررسمی پیامهایی برای برقراری تماس میفرستند.
اما موضع مسکو این است که روسیه دیگر حاضر نیست برای بازسازی روابط، به دنبال طرف اروپایی بدود.
به گفته لاوروف، اگر کشورهای اروپایی واقعاً خواهان تغییر هستند، باید خودشان مشخص کنند چه رابطهای میخواهند و برای آن چه چیزی حاضرند تغییر دهند.
اوراسیا؛ طرحی فراتر از روسیه
یکی دیگر از ایدههای مطرحشده در سخنان لاوروف، ایجاد نوعی ساختار همکاری گسترده در سراسر اوراسیاست.
او از اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای، آسهآن، کشورهای خلیج فارس و دیگر سازوکارهای منطقهای نام برد و گفت میان این نهادها ظرفیتهای مشترک زیادی وجود دارد.
از دید روسیه، اوراسیا میتواند به فضای بزرگی برای تجارت، سرمایهگذاری، حملونقل و همکاری امنیتی تبدیل شود.
لاوروف گفت این پروژه قرار نیست الزاماً به تشکیل یک سازمان جدید منجر شود. مهمتر از ساختار اداری، ایجاد شبکهای از همکاریهای واقعی میان سازمانها و کشورهای مختلف است.
او تأکید کرد که این همکاری باید در صورت تمایل، حتی برای کشورهای اروپایی نیز باز باشد.
امنیت اروپا؛ مسئلهای که هنوز حل نشده است
در پایان، یکی از حاضران از لاوروف پرسید آیا روسیه باید برای چند دهه آینده نوعی «کمربند امنیتی» در اطراف اروپا ایجاد کند.
لاوروف با این ایده بهطور کامل همراه نشد و گفت روسیه باید همچنان راه گفتوگو را باز نگه دارد.
اما او هشدار داد که آنچه در اروپا در حال شکلگیری است، از دید مسکو صرفاً یک اختلاف سیاسی معمولی نیست. افزایش نظامیگری، گسترش ناتو و بازگشت ادبیات جنگی میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد.
او در عین حال تأکید کرد که روسیه کشوری چندملیتی است و تاریخ و فرهنگ آن بر همزیستی ملتهای مختلف استوار شده است.
پاسخ روسیه به «بدون غرب چه میکنیم؟»
سخنان لاوروف را میتوان در یک محور اصلی خلاصه کرد: روسیه نمیخواهد منتظر بازگشت جهان به نظم پیشین بماند.
از دید او، حتی اگر روابط با آمریکا و اروپا در آینده بهتر شود، روسیه نباید دوباره به شرایطی بازگردد که اقتصاد، تجارت، امنیت و سیاست خارجی آن به تصمیمهای غرب وابسته باشد.
راهی که لاوروف ترسیم میکند، شامل چند محور است: تقویت روابط با چین و کشورهای جنوب جهانی، گسترش بریکس و سازمان همکاری شانگهای، استفاده بیشتر از ارزهای ملی، ایجاد سازوکارهای مستقل مالی و سرمایهگذاری، اصلاح نهادهای بینالمللی و شکل دادن به یک معماری امنیتی جدید در اوراسیا.
در این نگاه، رابطه با غرب همچنان ممکن است، اما دیگر نباید رابطهای باشد که در آن غرب قواعد و دیگران خود را با آن تطبیق دهند.
مسئله از نظر لاوروف، ایجاد جهانی است که در آن چند مرکز قدرت بتوانند همزمان در تعیین قواعد اقتصادی، سیاسی و امنیتی نقش داشته باشند.
و به همین دلیل، پاسخ او به پرسش «بدون غرب چه میکنیم؟» در واقع این است:
روسیه نمیخواهد جهانی بدون غرب بسازد؛ میخواهد جهانی بسازد که برای ادامه حیات و توسعه خود، به غرب وابسته نباشد.
