ده سال «فرانسهٔ شورشی»: نگاهی مارکسیستی – ژان مولن

در

,

ده سال «فرانسهٔ شورشی»: نگاهی مارکسیستی

ژان مولن (John Mullen)

ترجمه مجله جنوب جهانی

مانتلی ریویو

در یک نگاه: جان مولن، مارکسیست انقلابیِ ساکن حومهٔ پاریس، به مناسبت ده‌سالگی «فرانسهٔ شورشی» (LFI) می‌کوشد خلأ تحلیل مارکسیستیِ جدی دربارهٔ بزرگ‌ترین سازمان چپ رادیکال فرانسه را پر کند. او LFI را از نظر مقوله‌ای «اصلاح‌طلبیِ نوین» می‌داند، اما بر آن است که این جنبش، به‌سبب استقلال سازمانی از احزاب مدیریت‌کنندهٔ ریاضت، حمایت از شورش‌های مردمی، پایگاه طبقاتی و جوانِ گسترده و موضع‌گیری‌های روشن در برابر نسل‌کشی در غزه، خشونت پلیس و اسلام‌هراسی، نیرویی بسیار سودمند برای آگاهی و سازمان‌یابی کارگران است. در مقابل، نقاط ضعف آن را در تکیه بر «مردم» به‌جای طبقهٔ کارگر، نبود مخالفت صریح با امپریالیسم فرانسه، دفاع از بازدارندگی هسته‌ای، «میهن‌پرستی چپ» و باور به امکان دگرگونی ریشه‌ای از طریق دولتی چپ در چارچوب ساختارهای موجود برمی‌شمارد. بخش دوم استدلال او متوجه چپ انقلابی فرانسه است: برخورد غالب آن با LFI، از رقابت‌انگاری و مقالات «گیر انداختن» تا نامزدی در برابر ملانشون در انتخابات ریاست‌جمهوری و سکوت در برابر کارزارهای افترا، به باور او اشتباهی جدی است. نتیجه‌اش این است که چون LFI عضویت هم‌زمان در سازمان‌های دیگر را می‌پذیرد، انقلابیون باید به گروه‌های کنش آن بپیوندند یا دست‌کم بیش از اکنون با آن همکاری و گفت‌وگو کنند، بی‌آنکه نقش ضروریِ روشنگری سیاسی را از یاد ببرند.

در فوریهٔ ۲۰۲۶، «فرانسهٔ شورشی» (La France Insoumise، LFI)، بزرگ‌ترین سازمان چپ رادیکال در فرانسه، ده‌ساله می‌شود. با این حال، نوشته‌های مارکسیستیِ عمیق دربارهٔ ماهیت و چشم‌انداز آن، به‌ویژه آنچه به زبان انگلیسی منتشر شده، بسیار اندک بوده است.۱ این مقاله می‌کوشد نشان دهد ویژگی‌های این حزب چیست و دیدگاهی عرضه کند دربارهٔ اینکه انقلابیون چگونه باید با این جنبش درگیر شوند. دو دلیل دیگر نیز هست که ممکن است این مقاله را به‌هنگام کند. نخست، در بریتانیا، حزب نوین چپ رادیکال حول زارا سلطانا و جرمی کوربین این پرسش‌ها را گشوده است که چه نوع اتحادهای اصولی سالم و سودمندند. دوم، برای نخستین بار یکی از کتاب‌های مهم ژان-لوک ملانشون امسال به انگلیسی منتشر شده و از این‌رو پروژهٔ LFI میان کنشگران انگلیسی‌زبان بیشتر مورد بحث قرار می‌گیرد.۲

نخست به نفوذ و فعالیت LFI در سال ۲۰۲۵ و سودمندی‌اش برای طبقهٔ کارگر می‌پردازم، سپس تاریخ ایده‌ها و سازمان آن را بازمی‌گویم. آنگاه ضعف‌های بلافصل و میان‌مدت ایده‌ها و راهبردهای LFI را بررسی می‌کنم. بدیهی می‌دانم که مارکسیست‌های انقلابی باید تحلیل‌ها، صداها، سازمان‌ها و ابتکارهای خود را حفظ کنند و تمام فعالیت خود را در هیچ‌یک از این جنبش‌ها حل نکنند. سرانجام، به این می‌پردازم که چپ انقلابی در فرانسه چگونه با LFI تعامل داشته است و چه اشتباهات جدی‌ای، به باور من، مرتکب می‌شود.

اصلاح‌طلبی و/یا انقلاب

آخرین کتاب ملانشون، تأثیرگذارترین رهبر LFI، «اکنون، مردم: انقلاب در قرن بیست‌ویکم» نام دارد. اسناد LFI بارها از «انقلاب شهروندی» و «دگرگونی چشمگیر» سخن می‌گویند.۳ ماتیلد پانو در نشست پایانی مدرسهٔ تابستانی ۲۰۲۵ از رزا لوکزامبورگ نقل کرد و تحلیل‌های کارل مارکس دربارهٔ سرمایه‌داری در رویدادهای آموزشی LFI تدریس و بحث می‌شود.۴ افزون بر این، فراخوان به مردمِ شورشگر در سخنرانی‌های رهبران رایج است. در اوت ۲۰۲۴ ملانشون توضیح داد که وقتی دولت LFI شکل بگیرد، کار کنشگران اطاعت نخواهد بود بلکه «شورش‌کردن در همه‌جا و در همهٔ زمان‌ها» است.۵

با وجود این، باید LFI را اساساً «اصلاح‌طلبان نوین» ببینیم. این توهین نیست، بلکه کاربرد یک مقولهٔ مارکسیستی است. راهبرد محوریِ رهبری LFI دگرگون‌کردن فرانسه از راه پیروزی در انتخابات، تغییر بنیادین قانون اساسی برای کاستن از قدرت ریاست‌جمهوری و افزودن بر حقوق دموکراتیک مردم، و به‌کارگیری قدرت‌های دولت در خدمت منافع توده‌ها است. بدین‌سان قصد دارند اقتصاد و جامعه را به‌شدت به سمت حفاظت از سیارهٔ ما و رفاه اجتماعی شهروندان، و دور از دیکتاتوری سود و سفته‌بازی، بچرخانند. هدف اعلام‌شده، برچیدن نهادهای دولتیِ موجود، منحل‌کردن پلیس و ارتش و ساختن ساختارهای نوین دموکراسی کارگری بر پایهٔ محل‌های کار نیست، چنانکه ما مارکسیست‌های انقلابی معمولاً توصیه می‌کنیم. برنامهٔ LFI، برای نمونه، بخشی دارد با عنوان «بازسازی نیروی پلیس برای پاسداشت اصول جمهوری‌خواهانه». برنامهٔ اقتصادیِ آن ضرورت تأسیس بانک‌های عمومیِ نیرومند را توضیح می‌دهد، اما نه ملی‌کردن (مصادرهٔ) بانک‌های موجود را. عناصری از کینزگراییِ چپ، یعنی ایدهٔ راه‌اندازی دوبارهٔ اقتصاد از طریق سرمایه‌گذاری دولتی، در سیاست‌های LFI محوری است.۶

با این همه، چند نکتهٔ حیاتی باید به این توصیف نخستین افزوده شود. نخست اینکه این مقوله‌بندیِ مهم در دسترس مارکسیست‌ها است و نه توده‌های کارگر فرانسه. شمار بسیار زیادی از کسانی که به LFI گرایش دارند یا قاطعانه با آن مخالف‌اند، پروژهٔ آن را انقلابی می‌دانند. در طبقهٔ کارگر فرانسه به‌هیچ‌وجه فهمی عمومی نیست که ممکن است میان «انقلاب شهروندی» و «انقلاب کارگری» تفاوتی باشد. این واقعیت باید رهنمون نگرش همهٔ کنشگران انقلابی باشد. با صدای بلند دوری‌گزیدن از کسانی که خواهان دگرگونی انقلابی‌اند، به این بهانه که ما نوع دیگری از انقلاب می‌خواهیم، راهبرد خوبی نیست.

دوم اینکه، اگر راه‌حل غالبی که رهبری سازمان پیشنهاد می‌کند با صورتی بازپیکربندی‌شده از ماشین دولتیِ موجود جور درآید، LFI همچنان با اصلاح‌طلبی جریان اصلی بسیار متفاوت است. این سازمان استقلال کامل سازمانی خود را از احزابی به دست آورده که سابقهٔ حضور در دولت و مدیریت ریاضت دارند. رهبرانش به مردم نمی‌گویند مبارزه را رها کنند و منتظر انتخابات بعدی بمانند: LFI عموماً از شورش مردمی پشتیبانی می‌کند. ملانشون در سخنرانی خود در مدرسهٔ تابستانی ۲۰۲۵ به اعتصاب عمومی در ۱۰ سپتامبر امسال فراخوان داد. او همچنین جوانان را فراخوانده که به سازمان‌های فعال ضدفاشیستی مانند «گارد جوان ضدفاشیست» (Jeune Garde Antifasciste)، سازمانی که امانوئل مکرون در مارس ۲۰۲۴ ممنوع کرد، بپیوندند. ملانشون اعلام کرد: «این جوانان از فاشیسم بیزارند. می‌گویم حق با آن‌هاست. آفرین، همین‌طور ادامه بدهید! وزیر کشور می‌کوشد ما را بترساند، و هرگز موفق نخواهد شد!»۷

همان‌گونه که در اواخر ۲۰۲۵ این سطور را می‌نویسم، گروه‌های محلی LFI به‌شدت درگیر سازمان‌دادن اعتصاب‌ها و کنش‌های مسدودسازی‌اند، و یکی از نمایندگان جوان‌ترِ LFI در پارلمان، لویی بوایار، از دانش‌آموزان دبیرستان خواسته است مدارس خود را مسدود کنند.۸ در ژوئن ۲۰۲۵، سخنرانی ملانشون در یک راهپیمایی ملی چنین پایان یافت: «زنده باد مبارزه! مبارزه تنها چیزی است که ما را زنده و ایستاده نگه می‌دارد!»۹

در سطح نظری نیز ایدهٔ گسست از اصلاح‌طلبی سنتی بسیار حاضر است. سه نقل‌قول از آخرین کتاب ملانشون برای نشان‌دادن آن بس است. دربارهٔ وضعیت کنونی توضیح می‌دهد که «سرمایه‌داری ذاتاً ضدبوم‌شناختی است و امروز نئولیبرالیسم هرچه بیشتر به مارپیچی اقتدارگرا رانده می‌شود».۱۰ دربارهٔ تغییر جامعه اعلام می‌کند: «ما از وصله‌پینه‌کاری سخن نمی‌گوییم، بلکه از گذار از این تمدن به تمدنی دیگر سخن می‌گوییم».۱۱ دربارهٔ نگرش لازم برای شورش مؤثر به ما می‌گوید: «امروز ضدسرمایه‌دار بودن شرط لازم برای تدارک معقول بقای بشریت است».۱۲

این رادیکالیسم میلیون‌ها نفر را جذب می‌کند و نشانهٔ واقعیِ امید است. از سر فرقه‌گرایی بی‌امید خواهد بود که انقلابیون LFI را پیش از هر چیز رقیبی ناخوشایند ببینند، سازمانی که باید با مقالات «گیر انداختن» به دام انداخته شود و در آن‌ها تصمیم‌های تاکتیکیِ مشخص با بی‌پروایی محکوم شود، بی‌آنکه فهمی کلی از نقاط قوت و ضعف LFI گرد آید.۱۳

نفوذ و فعالیت امروز

پس LFI امروز چه‌قدر نفوذ دارد و در ساختن روحیهٔ رزمندگی، اعتمادبه‌نفس و آگاهی برای کارگران و ستمدیدگان چه‌قدر سودمند است؟ نخست به رأی‌ها نگاه کنیم. ملانشون، نامزد LFI، در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۲ هفت میلیون و هفتصد هزار رأی گرفت.۱۴ این افزایشی بود نسبت به ۷٫۱ میلیون رأی در ۲۰۱۷، با آنکه در ۲۰۲۲ (و نه در ۲۰۱۷) حزب کمونیست نامزدی در برابر او معرفی کرد.۱۵ مردم طبقهٔ کارگر پشتیبانان قوی‌تری برای LFI بودند تا دیگران. در ۲۰۲۲ ملانشون در مجموع ۲۱٫۹۵ درصد آرا را به دست آورد و ۲۸ درصد از رأی‌دهندگانِ خانوارهای واقعاً فقیر از او حمایت کردند.۱۶ بیست‌وهفت درصد کارگران یقه‌آبی و ۲۵ درصد کارکنان یقه‌سفید LFI را برگزیدند. ملانشون بیش از ۳۰ درصد از رأی‌دهندگان زیر ۳۴ سال را به دست آورد و در شهرهای بزرگ‌تر به‌ویژه خوب عمل کرد (مون‌پلیه و لیل بیش از ۴۰ درصد، تولوز ۳۷ درصد، لیون و مارسی ۳۱ درصد، پاریس ۳۰ درصد).۱۷ نه کمتر از ۶۹ درصد رأی‌دهندگان مسلمان فرانسوی ملانشون را برگزیدند، که نقش او را به‌عنوان نخستین سیاستمدار شناخته‌شدهٔ ملی تأیید می‌کند که مبارزه با اسلام‌هراسی را جدی گرفت، در اسلام‌هراس‌ترین کشور اروپای غربی.

در ۲۰۱۷، FI هفده نماینده در مجلس ملی داشت. امروز ۷۲ نماینده دارد (و ۹ نمایندهٔ پارلمان اروپا). اکثریت قاطع تازه‌وارد به مناصب سیاسی بودند و بسیاری به‌سبب نقش رهبری در جنبش‌های اعتراضی محلی یا مبارزات اتحادیه‌ای جذب شدند. تنها چند نمونه می‌آورم. آن‌سوفی پلتیه، نمایندهٔ پارلمان اروپا، پیش‌تر سخنگوی اعتصابی در خانه‌های سالمندان بود. فریدا امرانی نخست به‌عنوان فعال اتحادیه‌ای در حکومت محلی نام‌آور شد، ژان-هوگ راتنون نخست علیه فقر در جزیرهٔ رئونیون سازمان داد، موریل رسیگیه در یک کارزار ملی ضدفاشیستی آغاز کرد، سباستین دلوگو سخنگوی اعتصاب مهم رانندگان تاکسی در مارسی بود، راشل کِکه اعتصاب‌های کارکنان نظافت هتل‌ها را رهبری کرد. آلما دوفور از رهبران «دوستان زمین» بود، مارتین اتین سال‌ها فعال اتحادیه‌ای در اداره پست بود، و عبدالقادر لحمر فعال علیه نژادپرستی پلیس بود. نمایهٔ کلی، نمایهٔ کنشگران طبقاتیِ فعال است و قطعاً کسی «بله‌قربان‌گو» نیست.

برنامهٔ LFI چه؟ جدیت بحران اقلیمی را در نظر می‌گیرد و بر ضرورت دگرگونی بنیادین جامعه پافشاری می‌کند: انرژی صددرصد تجدیدپذیر و کشاورزی صددرصد ارگانیک از جملهٔ پیشنهادهاست. پیشنهاد می‌کند دولت در هر شرکت سقف حقوق تعیین کند و حداقل دستمزد به‌شدت افزایش یابد، و همهٔ دستمزدها با تورم هم‌تراز شود. سقف ارث قانوناً محدود می‌شود. یخ‌زدن قیمت اقلام غذایی پایه پیشنهاد شده است، و مقدارهای پایهٔ رایگان آب و برق برای هر خانوار. مهدکودک‌ها رایگان خواهند بود. برنامهٔ کامل (که به‌صورت مشارکتی گردآوری شده) ۸۳۱ اقدام دارد، بسیار بیش از آنکه اینجا فهرست شود.۱۸ این بی‌گمان برنامهٔ مارکسیستی انقلابی نیست، اما به‌همان‌اندازه بی‌گمان برنامه‌ای هیجان‌انگیز است که میلیون‌ها کارگر فرانسوی را، که از دیکتاتوری سود به ستوه آمده‌اند، الهام می‌بخشد.

تغییر قانون اساسی

یکی از هدف‌های مهم LFI تأسیس «جمهوری ششم» است. قانون اساسی کنونی فرانسه (که قدرت عظیمی به رئیس‌جمهور می‌دهد) قانون اساسی جمهوری پنجم است که در ۱۹۵۸ زیر نظر ژنرال شارل دوگل تدوین شد. پروژهٔ LFI برای قانون اساسی نو چنان سطحی از حمایت در فرانسه جلب می‌کند که تصورش برای مردم کشورهایی چون بریتانیا دشوار است، کشورهایی که در آن‌ها قانون اساسی عموماً چنان کسل‌کننده شمرده می‌شود که داشتنش بی‌معناست. در ۲۰۱۷، ۱۰۰ هزار نفر در پاریس زیر شعار «برای جمهوری ششم!» راه پیمودند. اگر نامزد LFI به ریاست‌جمهوری برگزیده شود، وعده می‌دهد مجلس مؤسسان فراخواند تا قانون اساسی نو بنویسد. معنای این پیشنهاد دگرگونی قانون اساسی را به‌دقت نمی‌توان سنجید، اما نشانهٔ آن است که سازمان می‌خواهد عزم خود را برای گسست از «روال عادیِ» (نئولیبرال) برجسته کند.

انتخابات محلی و آموزش‌ها

انتخابات بعدی باید انتخابات محلی مارس ۲۰۲۶ باشد. در انتخابات پیشین، در ۲۰۲۰، تنها ۴۵ درصد رأی‌دهندگان رأی دادند، از این‌رو شبکه‌های LFI امیدوارند با سازماندهی انبوه درِ‌به‌دری، همان‌گونه که در انتخابات مجلس با موفقیت کردند، ممتنعان را بسیج کنند.۱۹ LFI پیش‌تر با پیشنهاد معکوس‌کردن خصوصی‌سازی تأمین آب و خلع سلاح پلیس‌های شهرداری سروصدا به راه انداخته است.۲۰ در مدرسهٔ تابستانی ۲۰۲۵ LFI، مجموعه‌ای از گفت‌وگوها تجربهٔ شوراهای چپ در قرن بیستم و امروز را پوشش داد.

هرچند LFI رشد و مناظرهٔ نظری‌ای که ما در سازمان‌های مارکسیستی انقلابی داریم ندارد، اندیشه‌ها جدی گرفته می‌شود، همچنان که پرورش رهبری. طرح آموزشی ملی LFI، مؤسسهٔ لابوئسی، سخنرانی‌ها و همایش‌های منظم برگزار می‌کند.۲۱ اخیراً رویدادهایی دربارهٔ «استثمار مضاعف زنان»، «طول هفتهٔ کار از قرن چهاردهم»، «چگونه دولت در خدمت بازار است» و «چه راهبردی می‌تواند راست افراطی را شکست دهد» برگزار شد. افزون بر حضار در محل، این سخنرانی‌ها بین ۵ تا ۱۵ هزار بازدید در یوتیوب گرفتند.۲۲

مدرسهٔ تابستانی LFI در اوت ۲۰۲۵ نزدیک به ۵ هزار شرکت‌کننده را جذب کرد.۲۳ تالارهای نشست نام زنان و مردان انقلابی را داشت، بیشتر از انقلاب فرانسه، انقلاب هائیتی و جنبش‌های سوسیالیستی قرن نوزدهم.۲۴ نشست‌ها شامل «ماتریالیسم تاریخی»، «سرمایه‌داری به روایت کارل مارکس»، «سرمایه‌داری و استثمار امروز»، «مبارزه با اسلام‌هراسی»، کارگاه‌های آموزشی سخنرانی در جمع و مهارت‌های گرافیکی، و مناظره‌ها و سخنرانی‌هایی دربارهٔ عملاً همهٔ پرسش‌های سیاسیِ کلیدی امروز بود، از جمله سکولاریسم، فمینیسم، همجنس‌گرا‌هراسی و ترنس‌هراسی، ضدفاشیسم، خشونت پلیس و حقوق حیوانات. افزون بر این، ۵۵۰ کنشگر زیر ۲۶ سال چند روز پیش‌تر در اردوی جوانان شرکت کردند. با این حال باید یادآور شد که هرچند نشست‌های بسیاری دربارهٔ مسائل بین‌المللی و ضداستعماری (کاناکی، مرکوسور، منازعهٔ چین و ایالات متحده و مانند آن) برگزار شد، عبارت «امپریالیسم فرانسه» در هیچ‌جای برنامه نیامده است. در ادامه به این نکته بازمی‌گردیم.

مدرسه‌های منظم کادر برای کنشگران برگزار می‌شود، که عموماً از مجموعه‌ای هشت‌تایی از دوره‌های آخر هفته تشکیل می‌شود و حول موضوع‌های «دربارهٔ ماتریالیسم، دربارهٔ «عصر مردم» و دربارهٔ انسان‌گرایی جهانی» سازمان می‌یابد.۲۵ تلاشی برای شمول مردمی با پیشینهٔ طبقهٔ کارگر انجام می‌شود (از ۷۰ نفر آخرین گروه شرکت‌کننده، ۴۵ درصد به دانشگاه نرفته بودند).

کار پارلمانی

اقدام ۷۱ نماینده در پارلمان هم برای نشان‌دادن توانایی سازمان در اداره کشور است و هم برای آموزش سیاسی توده‌ای، با توجه به پوشش گستردهٔ رسانه‌ای مناظره‌های پارلمانی. آداب‌دانی پارلمانی کنار گذاشته می‌شود. در مه ۲۰۲۴ سباستین دلوگو، نمایندهٔ LFI، به‌سبب تکان‌دادن پرچم فلسطین در مناظره‌ها تعلیق شد؛ نمایندگان LFI در پارلمان مستندهایی دربارهٔ نسل‌کشی در غزه نمایش داده‌اند و خواستار یک دقیقه سکوت برای قربانیان قتل‌های نژادپرستانهٔ پلیس شده‌اند. در ۲۰۱۷، هنگامی که دولت مکرون کمک‌هزینهٔ مسکن را ماهانه ۵ یورو (۴٫۴۰ پوند) کاهش داد و این اندیشه را که ممکن است برای مردم اهمیتی داشته باشد رد کرد، ملانشون با کیسه‌ای خواربار به مجلس آمد تا نشان دهد خانواده‌های فقیر با چنین مبلغی چه می‌توانند بخرند. همهٔ این کنش‌ها به تقویت این ایده کمک می‌کند که واکنش نئولیبرال ناگزیر نیست.

انتخابات در راهبرد LFI محوری است و این یکی از چیزهایی است که جنبش را محبوب می‌کند. مردم می‌بینند انتخابات چیزها را تغییر می‌دهد. ترامپ انتخاب می‌شود: اوضاع به‌سرعت بدتر می‌شود. شهر من در نزدیکی پاریس، مونترویی، شهردار کمونیستی برگزید که مسکن عمومی می‌سازد. شهرهای دیگر پیرامون پاریس، مانند نویی یا بولونی-بیانکور، با شهرداران محافظه‌کار، چنین نمی‌کنند. مدت‌ها است که دولتی در فرانسه اصلاحات بزرگی به سود طبقهٔ ما به اجرا نگذاشته، اما مردم اصلاحاتی چون بازنشستگی در ۶۰ سالگی (۱۹۸۱)، هفتهٔ کاری ۳۵ ساعته (۲۰۰۲) یا حق ازدواج برای همجنس‌گرایان (۲۰۱۳) را به یاد دارند و امید دارند انتخابات بتواند تغییر واقعی بیاورد.

این امید بی‌شک پس از جنبش اعتصابی باشکوه ۲۰۲۳ که نتوانست جلوی افزایش دوسالهٔ سن بازنشستگی توسط مکرون را بگیرد، حتی قوی‌تر است.۲۶ علاقه به جنبش‌های انتخاباتی اغلب پس از شکست جنبش‌های دیگر بالا می‌رود و این گرایش با این واقعیت تقویت می‌شود که چپ در فرانسه، از جمله چپ انقلابی، در مورد دلایل شکست ۲۰۲۳ روشن نیست.۲۷

کارگران همچنین به‌روشنی می‌بینند که انتخابات می‌تواند به‌طور موقت جلوی لغزش تباه‌کنندهٔ ارتجاع را بگیرد. در ۲۰۲۴ فشار از پایین برای جبههٔ انتخاباتی چپِ متحد کاملاً قاطع بود. همهٔ نظرسنجی‌ها بدون استثنا دولت فاشیستی را پیش‌بینی می‌کردند، و اینکه فاشیست‌ها سرانجام در تعدادی از کرسی‌ها سوم شدند، پیروزی تاکتیکی حیاتی بود که اجتماع ملیِ لوپن را، برای مدتی، از چشم‌انداز قدرت دور کرد.

با این حال، LFI برای فعالیتش در ده‌ها موضوع که مستقیماً به فعالیت قانونگذاری ربط ندارد نیز حمایت فراوان کسب کرده است. می‌خواهم بر سه موضوع تمرکز کنم که محک‌های سازمان‌های چپ رادیکال‌اند، موضوعاتی که فشار نهاد حاکم در آن‌ها چنان است که بسیاری از سازمان‌ها می‌شتابند خط را رعایت کنند: فلسطین، خشونت پلیس و اسلام‌هراسی.

فلسطین، خشونت پلیس و اسلام‌هراسی

نمایندگان LFI از جایگاه خود برای بسیج علیه نسل‌کشی بهره گرفته‌اند.۲۸ ریما حسن، نمایندهٔ پارلمان اروپا از LFI، تنها نمایندهٔ منتخب سوار بر «مدلین» (Madleen) در کنار کنشگران و روزنامه‌نگاران در ژوئن ۲۰۲۵ بود. ناوگان آزادیِ بعدی در سپتامبر چند رهبر LFI را در خود داشت، از جمله توما پورت (کارگر راه‌آهن ۳۹ ساله و نماینده مجلس)، اما فورو (نمایندهٔ پارلمان اروپا، ۲۵ ساله و کنشگر محیط‌زیست) و ماری مسمور (نماینده ۳۱ ساله). گروه‌های LFI در همه‌جای فرانسه در جنبش فلسطین فعال‌اند.

خشونت پلیس موضوعی است که عموماً نیروهای اصلاح‌طلب را به صف می‌کشد، از این‌رو شنیدن واکنش‌های رهبران LFI دل‌انگیز بود، آنگاه که شورش در حومه‌های طبقهٔ کارگر فرانسه گسترش یافت، در واکنش به قتلی نژادپرستانهٔ دیگر به دست پلیس که روی فیلم ثبت شد، قتل ناهل مرزوق در ۲۰۲۳.۲۹ LFI بر گفتن «قیام» و نه «آشوب» پافشاری کرد. ملانشون اعلام کرد: «سگ‌های نگهبان [رسانه‌ای] [نهاد حاکم] به ما فرمان می‌دهند دعوت به آرامش کنیم. ما دعوت به عدالت می‌کنیم!… قاتل پلیس را تعلیق کنید».۳۰ نمایندگان و گروه‌های کنش LFI در کارزارهای علیه خشونت پلیس در شهرهای خود درگیر بوده‌اند.

اسلام‌هراسی، چنانکه بسیاری از خوانندگان این نشریه آگاه‌اند، حتی بیش از جاهای دیگر در راهبردهای دولت فرانسه محوری بوده است. در سال‌های اخیر، وزیران ادعا کرده‌اند دانشگاه‌های فرانسه زیر سلطهٔ «اسلامی‌-چپ‌ها»ست یا بر این پافشاری کرده‌اند که دانش‌آموزان دبیرستانی که ردای شمال آفریقایی می‌پوشند بخشی از ستون پنجم نفوذی‌اند. فشار عظیمی بر سازمان‌های ورزشی وارد می‌شود تا مطمئن شوند زنانی که حجاب می‌پوشند از شرکت منع شوند. راست اسلام‌هراسی را در صدر و مرکز قرار داده، زیرا چپ، از جمله چپ افراطی، در این موضوع فاجعه‌بار ضعیف بوده است.۳۱ سال گذشته، تقریباً هیچ‌کس اعتراض نکرد وقتی ورزشکاران محجبهٔ فرانسوی در المپیک ممنوع شدند.

تلاش مصمم دهه‌ها فعالان مسلمان و متحدانشان چپ رادیکال و انقلابی فرانسه را وادار کرده در این مسئله آهسته پیش برود. بنابراین، در حالی که در ۲۰۱۰ روزنامهٔ حزب نوین ضدسرمایه‌داری در سرمقاله‌ای زنانی را که نقاب می‌پوشند «پرندگان مرگ» نامید، و تنها شش سال پیش مدرسهٔ تابستانی LFI «کارشناسی» دربارهٔ سکولاریسم را دعوت کرد که بر «حق اسلام‌هراس بودن» پافشاری می‌کرد، هر دو سازمان به پیش رفته‌اند.۳۲ امروز LFI عموماً حزبِ مخالفت پرشور با اسلام‌هراسی شناخته می‌شود. سخنرانی اصلی ملانشون در مدرسهٔ تابستانی ۲۰۲۵ این مسئله را در صدر و مرکز گذاشت: «قلب مبارزه، رد نژادپرستی و اسلام‌هراسی است، که چیزی جز ابزار نظام برای سلطه بر ما نیستند… دین همسایه‌تان هر چه باشد، منافع شما یکی است».۳۳ هیچ چهرهٔ عمومی دیگری با جایگاهی مشابه در فرانسه هرگز چنین نکرده است. روشن است که پیشرفت بیشتر ضروری است. LFI هنوز، برای نمونه، دربارهٔ لغو قانون نژادپرستانهٔ ۲۰۰۴ که روسری مسلمانان را برای دانش‌آموزان دبیرستان ممنوع می‌کند، دچار اختلاف است.

یکی از ایده‌هایی که ملانشون در پاسخ به نژادپرستی نهادی مطرح کرده «کریولی‌سازی» (creolisation) است، ایده‌ای (برگرفته از ادوار گلیسان، فیلسوف سیاه‌پوست فرانسوی از مارتینیک) مبنی بر اینکه فرانسهٔ نو از آمیزه‌ای غنی و چندقومیتی ساخته شده که باید جشن گرفته شود و می‌تواند پایهٔ وحدتی نو باشد. از دیدگاه سیاست طبقهٔ کارگر، پرسش چندان این نیست که آیا این دیدگاه فراتر از نقد است (باید دربارهٔ آن بحث شود)، بلکه توجه به این است که در قیاس با فلسفه‌های سنتیِ همسان‌سازی‌گرا و اسلام‌هراسی که دهه‌ها بر چپ فرانسه حاکم بوده، چه‌قدر پیشرفت را نمایندگی می‌کند.

تاریخ ایده‌های LFI

آمیزهٔ التقاطی ایده‌های پشت LFI را ملانشون و متحدان نزدیک او در ۴۰ سال گذشته پرورده‌اند.۳۴ ملانشون در دوران دانشجویی به حزب سوسیالیستِ احیاشده (PS) پیوست، هنگامی که در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ دوباره تأسیس شد؛ مدتی در گروهی تروتسکیستی شرکت کرد اما به‌سرعت از سیاست گروه‌های کوچک سرخورده شد. فضای PS در آن زمان با اعلام رهبر جدیدش فرانسوا میتران نمادین می‌شد: «کسانی که نمی‌خواهند با نظم مستقر، با جامعهٔ سرمایه‌داری گسست کنند، نمی‌توانند عضو حزب سوسیالیست باشند».۳۵ ملانشون از اشغال کارخانهٔ لیپ (LIP) توسط کارگران در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ و از انقلاب پرتغال در ۱۹۷۴ الهام گرفت. مدتی عضو جنبش چپ انقلابی شیلی بود اما از کودتای نظامی ۱۹۷۳ روحیه‌اش را از دست داد.

حزب کمونیست، که هنوز بسیار قدرتمند بود، او را جذب نکرد. این حزب در پذیرفتن یا آموختن از جنبش‌های اجتماعی نو (شورش دانشجویی، کنشگری فمینیستی و محیط‌زیستی، جریان‌های ضدنژادپرستی) کند بود. هنگامی که همبستگی (Solidarność) در لهستان کسانی را که واقعاً دگرگونی می‌خواستند الهام بخشید، رهبری حزب کمونیست فرانسه دربارهٔ آن بسیار منفی بود و با احتیاط از اعلام حکومت نظامی ۱۹۸۱ پشتیبانی کرد.

درون PS، پس از چرخش دولت‌های میتران به ریاضت، ملانشون جریانی چپ سازمان داد. سناتور شد و بعدها دو سال معاون وزیر بود. هنگام همه‌پرسی ۲۰۰۵ دربارهٔ قانون اساسی نئولیبرال برای اتحادیهٔ اروپا، از سیاست رسمی PS به سمت چپ جدا شد و سرانجام در ۲۰۰۸ از حزب بیرون آمد. گزینه‌های آشکارتری که از ایده‌های مارکسیسم بهره می‌بردند او را جذب نکردند. حزب کمونیست داس و چکش را تکان می‌داد اما با گذشت هر سال کمتر و کمتر رادیکال می‌شد. گروه‌های تروتسکیست در فرانسه کوچک و فرقه‌ای به نظر می‌رسیدند. تحول سیاسی ملانشون تحول یک روشنفکر کنشگر در کشوری است که سنت‌های مارکسیست‌های فعال در آن شایستگی‌هایی داشت اما بسیار هم ناقص بود.۳۶

او فکر می‌کرد چیزی نو لازم است. بارها گفته شده که او چند ایدهٔ کلیدی را از «پوپولیسم چپ» شانتال موف، دانشگاهی بلژیکی، وام گرفته است.۳۷ بسیاری این وام را بیش از اندازه برجسته کرده‌اند: در گفت‌وگویی طولانی و فیلم‌شده با موف، که در یوتیوب موجود است، این دو اندیشمند به‌نظر می‌رسد به‌همان‌اندازه که شباهت دارند تفاوت هم دارند.۳۸ ملانشون همچنین بارها بر وامی که به بخش‌هایی از چپ آمریکای جنوبی دارد تأکید کرده است.

حزب چپِ نوبنیادش (Parti de Gauche)، که در ۲۰۰۹ تأسیس شد، هرگز به نیرویی توده‌ای بدل نشد. با این حال، پس از تجربه‌های گوناگون ائتلاف انتخاباتی در سراسر چپ رادیکال، LFI به مرکز ثقل سیاست چپ در فرانسه تبدیل شده است.۳۹ LFI نمادپردازی نوینی ابداع کرده است: نه داس و چکش، بلکه حرف یونانی فی (Phi)؛ از مردم سخن می‌گوید و نه پرولتاریا؛ از «شورشیان» (les insoumis) سخن می‌گوید و نه «سوسیالیست‌ها». موفقیت نسبی این نوآوری‌ها را مفاهیم منفیِ داس و چکش و واژهٔ «سوسیالیسم» نزد رادیکال‌ها در فرانسه تسهیل کرد. با این حال، توضیح بنیادین برای صعود دنباله‌دار LFI جای دیگری است. چنانکه در سوسیالیسم بین‌المللی، شمارهٔ ۱۸۵ نوشتم:

پیدایش آن حاصل دو پدیده است. یکی عمومی‌شدن آگاهی طبقاتیِ سیاسی در فرانسه پس از اعتصاب‌های سیاسی توده‌ای ۱۹۹۵، ۲۰۰۶، ۲۰۱۰، ۲۰۱۳، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۳ (علیه حمله به مستمری‌ها یا قوانین حمایت از کار) و قیام‌های مردمی ۲۰۰۵، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۴ (علیه خشونت پلیس یا فقر روستایی). دیگری ضعف و تفرقهٔ چپ مارکسیست است که نتوانست از این آگاهی رو به رشد به‌صورت انبوه عضوگیری کند.۴۰

امروز، جدا از داشتن مجموعه‌ای از سخنرانان بااستعداد، از جمله مانون اوبری و به‌ویژه خود ملانشون، LFI پویایی و جوانی‌ای دارد که بسیار ارزشمند است.۴۱ می‌تواند شعارهای کوبنده رواج دهد، مانند «مکرون و لوپن، یک دوئت‌اند نه یک دوئل!». با این حال، استعداد کلیدی آن شنیدن و عضوگیری از جنبش‌های انفجاری است که بحران در جامعهٔ فرانسه مرتب پدید می‌آورد: جلیقه‌زردها، جنبش علیه خشونت پلیس یا شبکه‌های چپ مسلمان.

تحلیل مارکسیستی نمره‌دادن از ده به سازمان‌های سیاسی چپ گوناگون نیست، بلکه درک سودمندی و پتانسیل آن‌هاست. توضیح داده‌ام که LFI چگونه برای آگاهی کارگران و سازمان چپ سودمند بوده است و بعداً دربارهٔ فرصت‌هایی که برای مارکسیست‌ها گشوده شده نظرم را مطرح خواهم کرد. پیش از آن باید به برخی ضعف‌های ایده‌ها و رویه‌های LFI بپردازم.

مردم یا پرولتاریا؟

نظریهٔ تغییر اجتماعی‌ای که ملانشون و دیگر رهبران LFI مطرح می‌کنند بر این تصور آنان استوار است که مارکسیسم انقلابی کارگر نیفتاده است: نسخهٔ لنینیستی عموماً به استالینیسم منحط شده و نسخهٔ تروتسکیستی به بی‌اهمیتیِ فرقه‌ای. من، همراه بسیاری از خوانندگان این نشریه، موافق نیستم. با این حال، نظریه‌ای برای دگرگونی چشمگیر که میلیون‌ها نفر را جذب می‌کند، شایستهٔ بررسی و بحث جدی است، به‌ویژه وقتی جنبش نیرومندی ساخته که برای کارگران و ستمدیدگان چنین سودمند است.

نخستین پرسش برای بحث، گزینهٔ خطاب‌قراردادن «مردم» به‌جای «کارگران» است. در ۲۰۲۳، وقتی میلیون‌ها نفر را در خیابان‌ها می‌دیدیم که با بالابردن سن بازنشستگی مخالفت می‌کردند و LFI، با مخاطبانی در ده‌ها میلیون، استدلال می‌کرد که «مردم» باید کشور را مسدود کنند تا این حمله رها شود، اگر مارکسیست‌ها، با مخاطبانی چندین برابر کوچک‌تر، بر محکوم‌کردن کاربرد واژهٔ «مردم» به‌جای «طبقهٔ کارگر» تمرکز می‌کردند، به‌حق فرقه‌گرایانه شمرده می‌شد. «مردم»، به‌عنوان واژه‌ای در شعار، گونه‌ای نسبتاً بی‌ضرر است.۴۲

اما به‌عنوان واژه‌ای برای تحلیل جامعهٔ سرمایه‌داری، مسئله‌دار است. ایدهٔ «طبقهٔ کارگر» بر این تأکید می‌کند که قدرت استثمارشدگان پیش از هر چیز در محل کار حاضر است، آنجا که جوهر نظام، یعنی سود، تولید می‌شود. این به‌ویژه در لحظه‌های بحران صادق است: آنچه در ۱۹۶۸ حاکمان فرانسه را به وحشت انداخت، در بنیاد، نه جنبش عظیم دانشجویی بلکه ده میلیون اعتصابی بود.

افزون بر این، وقتی بحث به سیاست خارجی می‌رسد، به‌کارگیری انحصاری ایدهٔ «مردم» کاستی‌های بسیار جدی دارد. وقتی از سیاست داخلی سخن می‌گوییم، «مردم» می‌توانند در خیابان‌ها، در اعتصاب فعال باشند و در جایگاه‌های گوناگون مقاومت دیده شوند. اما در صحنهٔ بین‌المللی، ایدهٔ رهبری LFI دربارهٔ کنشگری که ممکن است بتواند اوضاع را ریشه‌ای بهبود دهد، دولت فرانسه است. اعلامیه‌های LFI دربارهٔ سیاست خارجی فرانسه می‌تواند عالی باشد: وقتی در ۲۰۲۳ نیجر نظامیان فرانسه را از کشورش بیرون انداخت، ملانشون تقریباً تنها کسی بود در تلویزیون که گفت دولت نیجر است که حق تصمیم‌گیری دارد. مسئله آن است که آینده بهتری که پیشنهاد می‌شود آینده‌ای است که دولت فرانسه در آن ابتکارهای صلح و عدالت را در سراسر جهان رهبری کند و از قدرتش برای خیر بهره گیرد. بدیهی است که ما مارکسیست‌ها این را واقع‌بینانه نمی‌دانیم. رهبران LFI نقش خوبی در بازتاب خواسته‌های جنبش‌های مترقی در ادارات و سرزمین‌های ماورای دریا، مانند مایوت یا کاناکی، ایفا کرده‌اند، اما LFI آشکارا علیه امپریالیسم فرانسه کارزار نمی‌کند. برای نمونه، مداخلهٔ به رهبری فرانسه در مالی از ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ «یک اشتباه» معرفی شد و مداخلهٔ سازمان ملل به‌عنوان راه‌حل.۴۳

این ضعف در انترناسیونالیسم حتی در حمایت ملانشون از حفظ سلاح‌های هسته‌ای فرانسه آشکارتر است. او در مصاحبه‌ای در ۲۰۲۰ توضیح داد:

بازدارندگی تا زمانی که جایگزین نظامی نباشد، ابزاری ناگزیر برای فرانسه باقی می‌ماند… سخن از اینکه از فرانسوی‌ها بخواهیم نخست خلع سلاح کنند نمی‌تواند در میان باشد. باید کسانی آغاز کنند که بیشترین سلاح هسته‌ای را دارند، یعنی ایالات متحده و روسیه.۴۴

هرچند او اخیراً تا حدی عقب‌نشینی کرده است، این اختلافی بسیار مهم است.

میهن‌پرستی چپ

ملانشون و رهبری LFI اغلب از گونه‌ای میهن‌پرستی چپ دفاع می‌کنند. این با ناسیونالیسم راست بسیار متفاوت است اما همچنان مسئله‌دار. از یک سو، وقتی لوپن می‌گوید سنت راستین فرانسوی یهودی-مسیحی است و فاشیست‌های دیگر از «عرب‌ها» که هجوم آورده و قصد دارند «فرانسوی‌های راستین» را جایگزین کنند جیغ می‌کشند، و LFI پاسخ می‌دهد که سنت واقعی فرانسوی ۱۷۸۹ و ۱۹۳۶ و ۱۹۶۸ است و زمان آن رسیده که شعار ملی «آزادی، برابری و برادری» را جدی بگیریم، اشتباهی سخت خواهد بود اگر بگوییم این دو گفتمان به نحوی معادل‌اند.۴۵ بی‌گمان درست است که سرودی ملی (مارسییز) که می‌طلبد کشتزارهای ما با خون اشراف آبیاری شود، شهروندان را فرا می‌خواند علیه استبداد مسلح شوند و هم نزد کمون پاریس و هم نزد مقاومت ضدفاشیستی علیه ویشی ترانه‌ای محبوب بود، آشکارا اثرهای نمادینی یکسان با مرثیه‌هایی چون «خدا شاه را حفظ کند» ندارد.

با این حال، مارکسیست‌ها به‌حق با میهن‌پرستی چپ مخالف‌اند. کاربرد نمادهای انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه نباید نگرانی اصلی ما باشد: بلکه باید توضیح اینکه منافع طبقاتی ما در کجا است. آیا قرار است کارگران در فرانسه وقتی شرکتی فرانسوی قراردادی بزرگ را بر رقبای خارجی می‌برد شاد باشند؟ در ۲۰۲۱، وقتی استرالیا سفارش زیردریایی‌های جنگی ساخت فرانسه را لغو کرد و تصمیم گرفت آن‌ها را از جای دیگر بخرد، ملانشون مکرون را به «تسلیم» و خیانت به فرانسه محکوم کرد.۴۶ چنین مواضعی دفاع از ایده‌های منافع مشترک بین‌المللی میان مردمان و میان کارگران را بسیار دشوارتر می‌کند.

آیا دولت چپ می‌تواند دگرگونی بنیادین بیاورد؟

بدیهی است که یکی از بزرگ‌ترین موضوعات مناقشه میان مارکسیست‌های انقلابی و مدافعان «انقلاب شهروندی» به حدود آنچه دولت چپ می‌تواند به دست آورد مربوط است، با توجه به فشار شگفتی که طبقهٔ حاکم می‌تواند بر آن وارد کند. تسلیم دولت سیریزا در یونان در ۲۰۱۵، تجربهٔ دولت‌های فرانسوا میتران در فرانسهٔ دهه ۱۹۸۰ یا هارولد ویلسون در بریتانیای دهه ۱۹۶۰ تنها چند مورد از نمونه‌های بسیار فراوان پیامدهای نهایی منفی‌اند.۴۷ بحث دربارهٔ این مسئله درون LFI ادامه دارد، اما اغلب با مشارکت اندک مارکسیست‌ها.

ملانشون سخنرانی‌هایی دربارهٔ تجربهٔ میتران در دهه ۱۹۸۰ ارائه کرده است که یکی از آن‌ها «انقلاب معلق» نام دارد.۴۸ او به تفصیل دیدگاه خود را توضیح می‌دهد که دولت چپ میتران چه کاری می‌توانست بکند، چرا مسیرش را عوض کرد، و چگونه دولت چپ آینده می‌تواند بی‌اندازه موفق‌تر در آوردن دگرگونی بنیادین باشد. این مداخلات می‌توانست پایهٔ بحثی بسیار پربار با مارکسیست‌های انقلابی در فرانسه شود، اما، چنانکه در ادامه نشان خواهم داد، رد ساده و کلی بحث جدی با اصلاح‌طلبان چپ رایج‌ترین نگرش چپ افراطی بوده است.

سرانجام، به مبارزه با فاشیسم نگاه کنیم، که بدیهی است مسئله‌ای حیاتی است. LFI هر روز کارزار می‌کند تا ایده‌ها و رویه‌های «اجتماع ملی» فاشیست (Rassemblement National، RN) را بی‌اعتبار کند و آن‌ها را دشمنان مرگبار فقرا و ستمدیدگان نشان دهد. اما LFI متأسفانه ضرورت کارزاری ملی از کنش مستقیم توده‌ای برای جلوگیری از نشست یا راهپیمایی یا ساختن فاشیست‌ها را نمی‌شناسد. در این، موضع ضعیفی مشابه اکثریت قاطع گروه‌های مارکسیست کشور دارد.

ساختار و دموکراسی

بی‌گمان مهم‌ترین گام رو به جلوی LFI استقلال کامل سازمانی آن از حزب سنتیِ چپِ حاکم، یعنی PS، است. با این حال، ساختار سازمان نیز بسیار خاص است، زیرا رهبران LFI تصمیم گرفتند سازمان به‌عنوان جنبش و نه حزب، بدون عضویت رسمی، بنیان گذاشته شود. دلایل چندی داشت. نخست، ائتلاف چتری «جبههٔ چپ» (Front de gauche)، که در ۲۰۰۸ برای گردآوردن احزاب، گروه‌ها و افراد بنیان گذاشته شد، با تعارض درونی فلج شده بود. دوم، نگرش منفی به احزاب سیاسی در میان بسیاری از جنبش‌های اجتماعی فرانسه بود، و سوم، رهبری LFI می‌خواست از تعارض بی‌پایان میان جناح‌های دائمی، که در بسیاری از گروه‌های چپ فرانسه، هم درون PS و هم در گروه‌های نزدیک به انترناسیونال چهارم بومی است، دوری کند.۴۹ سرانجام، رهبری LFI برآورد کرد که برآمدن فناوری نو انجام بسیاری از کارها را که پیش‌تر به دستگاه حزبی نیاز داشت به‌صورت آنلاین ممکن می‌کند.

به‌جای شعبه‌های حزبی، LFI چند هزار گروه کنش محلی دارد که از درجهٔ بالایی از خودمختاری برخوردارند. گروه محلی من در مونترویی، درست بیرون پاریس، به شهردار کمونیست فشار آورده که پرچم فلسطین را بر شهرداری برافرازد، از اعتصابیان حکومت محلی حمایت کرده، برای استعفا یا استیضاح مکرون کارزار کرده و برای انتخابات محلی آماده شده، و همچنین در فعالیت‌هایی درگیر بوده که برای اصلاح‌طلبان چپ در فرانسه سنتی است: گردآوری برای بانک‌های غذا یا گردآوری اهدای لوازم بازگشت به مدرسه برای خانواده‌های فقیرتر، سازمان‌دادن کاروان‌های «حقوقتان را بشناسید» و مانند آن. در اواخر ۲۰۲۵، همان‌گونه که این سطور را می‌نویسم، گروه‌ها در سراسر کشور نشست‌های عمومی دربارهٔ فلسطین برگزار می‌کنند، لوازم مدرسه برای کودکان گرد می‌آورند، پویش‌های ثبت‌نام رأی‌دهندگان سازمان می‌دهند، برای جنبش «همه‌چیز را مسدود کنید» پوستر می‌چسبانند یا اعلامیه پخش می‌کنند، یا درِ‌به‌در کارزار می‌کنند. هرچند رهبری LFI فعالیت پارلمانی را بسیار مهم می‌داند و علنی‌کردن هدف‌های بسیاری که در پارلمان از آن‌ها دفاع می‌کند اولویت است، کارزار کردن به‌روشنی بخشی از دی‌ان‌ای گروه‌های کنش LFI است.

LFI در چپ بسیار مورد انتقاد قرار گرفته که حزبی سنتی با حقوق جناحی، همایش‌های منطقه‌ای و کمیته‌های ملی منتخب سازمان نمی‌دهد. بی‌گمان چهرهٔ عمومی جنبش را نمایندگان پارلمانش تعیین می‌کنند، هرچند گروه‌های کنش محلی در انتخاب کارزارهای اولویت‌دار آزادی زیادی دارند. جنبش همایش‌های ملی منظم دارد که در آن‌ها هواداران به قرعه انتخاب می‌شوند، و جزوه‌هایی که به‌صورت مشارکتی دربارهٔ چند ده مسئلهٔ بزرگ نوشته شده است. تصمیم‌ها معمولاً با اجماع گرفته می‌شود و نه رأی‌گیری، و مانیفست/برنامه چسبی شمرده می‌شود که جنبش را به هم پیوند می‌دهد.

به نظر من چندان سودمند نیست که انقلابیون در فرانسه بخش بسیاری از وقت ما را صرف توصیف جزءبه‌جزء اینکه اگر صد برابر بانفوذتر از امروز بودیم چگونه حزبی توده‌ای را سازمان می‌دادیم، بکنیم. فقدان ساختار حزبی نقاط ضعف آشکاری دارد، اما مزیت‌های بسیاری هم دارد، به‌ویژه برای انقلابیون. هر کس می‌تواند شرکت کند، در حالی که هم‌زمان عضو سازمان سیاسی چپ دیگری باشد، نشریات مستقل تولید کند، هر نشستی که سودمند به نظر می‌رسد برگزار کند و مانند آن. افراد فعال LFI هستند که در حزب کمونیست یا گروه‌های چپ افراطی‌اند.

راهبردهای انقلابیون

مارکسیست‌های سازمان‌یافته چگونه به همهٔ این‌ها واکنش نشان داده‌اند؟۵۰ نگرش عمومی چپ افراطی در فرانسه این بوده که LFI را رقیبی ناخوشایند ببیند. گروه‌های چپ افراطی حاضرند در کارزارهای مشخص و حتی ائتلاف‌های انتخاباتی گاه‌به‌گاه با LFI کار کنند، اما نقد کتاب‌های ملانشون، نوشتن مقاله‌های متوازن که «گیر انداختن» نباشند یا سازمان‌دادن مناظره با نمایندگان LFI بسیار نادر است.۵۱ کتاب‌فروشی عالیِ چپ رادیکال نزدیک به حزب نوین ضدسرمایه‌داری (Nouveau Parti Anticapitaliste) در پاریس مرتب از افراد دعوت می‌کند کتاب‌ها یا ایده‌ها را معرفی کنند. اثری از اینکه شخصیتی از LFI هرگز دعوت شده باشد نیافته‌ام. دو سازمان کوچک، حزب کمونیست انقلابی (Parti Communiste Révolutionnaire) و چپ انقلابی (Gauche Révolutionnaire)، استثنایند و بسیار نزدیک یا درون شبکه‌های LFI کار می‌کنند.۵۲

یکی از شمار ناچیز مقالات تحلیلی دربارهٔ LFI که در نشریهٔ NPA، «ضدسرمایه‌دارانه» (Anticapitaliste)، در ۲۰۲۳ منتشر شد، عنوان «با پاهای گلین» را دارد و یاوه‌گویی راست را تکرار می‌کند که «شخصیت» ملانشون در مرکز LFI است.۵۳ فیلیپ پوتو، نامزد ریاست‌جمهوری NPA، حتی در مقطعی به کارزار افترا علیه LFI پیوست و پیشنهاد کرد ملانشون جاه‌طلب شغلی و هوادار پوتین است.۵۴ «مبارزهٔ کارگری» (Lutte Ouvrière) توضیح می‌دهد که LFI مخالف منافع کارگران است.۵۵ منتقدان چپ دیگر سبک رهبری یا شخصیت ملانشون را با عباراتی بسیار مبهم محکوم می‌کنند.۵۶

نامزدی در برابر LFI

در ۲۰۱۷ و ۲۰۲۲، دو نامزد چپ افراطی در انتخابات ریاست‌جمهوری در برابر ملانشون نامزد شدند. فیلیپ پوتوی NPA در ۲۰۲۲ زیر شعار «وضعیت اضطراریِ ضدسرمایه‌داری! زندگی ما ارزشمندتر از سود آن‌هاست!» نامزد شد. ملانشون از شعار «جهان دیگری ممکن است!» بهره می‌برد. ناتالی آرتو، از «مبارزهٔ کارگری»، زیر شعار «اردوگاه کارگران!» نامزد شد، در حالی که فابین روسل، نامزد کمونیست‌ها، شعار «فرانسهٔ روزهای شادتر» را برگزید.

این تصمیم انقلابیون به نامزدی در برابر جنبشی چپِ شورشگر به رهبری ملانشون جز تقویت گرایش‌های فرقه‌ای نمی‌توانست باشد. تفاوت‌های نامزدی پوتو با ملانشون برای مردم عادی بسیار دشوار قابل تشخیص بود، چون پوسترها و اعلامیه‌های پوتو سرخط را بر اصلاحاتی بسیار مشابه با آنچه ملانشون پیشنهاد می‌کرد گذاشته بود.۵۷ پیامد این بود که پوتو ۲۷۰ هزار رأی گرفت، و منحرف‌شدن انرژی چشمگیر کنشگران NPA از چالش اصلی در برابر وضع موجود بسیار زیانبار بود.۵۸

کارزار افترا

جای شگفتی نیست که ملانشون مرتب هدف کارزارهای افترای خبیث بوده است. رسانه‌های راست و افراد درون یا نزدیک به PS او را به یهودستیزی، هواداری از تروریسم، بیگانه‌هراسی، دوستی با ولادیمیر پوتین و چنین چیزهایی متهم کرده‌اند. چپ افراطی در فرانسه، با استثناهای افتخارآمیز گاه‌به‌گاه، از صرف هیچ انرژی‌ای برای دفاع از ملانشون در برابر این اتهام‌ها خودداری کرده است.۵۹ به معنایی، دو کارزار افترا بوده است: دومی از چپ می‌آمد و ادعا می‌کرد LFI تنها برای خدمت به نفس و شغل ملانشون وجود دارد.

«سوسیالیسم بین‌المللی» (International Socialism) تاکنون هیچ بحث مفصلی دربارهٔ LFI منتشر نکرده است. نوشتهٔ چارلی کیمبر در این نشریه در ۲۰۲۳ گزارشی خوب از انفجار مبارزهٔ کارگری و نقش بوروکراسی اتحادیه‌ای ارائه کرد اما به سازمان‌های سیاسی چپ رادیکال نپرداخت.۶۰ بررسی انتقادیِ سودمند جوزف چونارا از رویکردهای چپ انقلابی به اصلاح‌طلبی نوین چپ بر یونان، اسپانیا و آلمان متمرکز بود.۶۱ نوشتهٔ دنی گدار در این نشریه در ۲۰۲۵ اصلاً از LFI نام نمی‌برد.

در روزهای نخست جنبش، وانینا جودیچلی، عضو گروه «خودمختاری طبقاتی» (Autonomie de Classe)، در این نشریه مصاحبه شد. او دربارهٔ آیندهٔ LFI شکاک بود. دربارهٔ شمار زیاد کسانی که در کارزار ریاست‌جمهوری پشت برنامهٔ LFI بسیج شده بودند، گفت:

ملانشون به‌ویژه هیچ پیشنهادی برای سازمان‌یابی به آن‌ها نداده است. او سازمان سیاسی پشت کارزارش، «فرانسهٔ شورشی» یا «فرانسهٔ سرنگون‌ناشده» (La France Insoumise یا France Unbowed)، را کاملاً منحل کرد. او این کارزار را چنان پیرامون خود شخصی کرد که در انتخابات پارلمانی عملاً به دشواری افتاده است.۶۲

این تحلیل نادرست بود. برعکس، LFI به‌زودی ساختار رهبریِ رسمی‌تری معرفی کرد و گروه‌های کنش نسبتاً خودمختار را در سراسر کشور بنا نهاد، که اکنون هزاران عدد است. در دور نخست انتخابات پارلمانی همان سال، LFI دو میلیون و نیم رأی گرفت، افزایشی چشمگیر نسبت به انتخابات پیشین، و آغاز پیشرفت واقعی (در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۲ LFI نزدیک به ۶ میلیون رأی به دست آورد و در ۲۰۲۴، در اتحادی گسترده‌تر، ۹ میلیون).

به‌طور کلی، بحث‌ها در فرانسه در چپ افراطی دربارهٔ LFI آن‌قدر آدمک پوشالی تولید کرده که کاه یک اصطبل کامل اسب اصیل را تأمین کند. کاریکاتورهای مضحک فراوان است. ملانشون به‌عنوان نوعی جاه‌طلب شغلیِ خودبزرگ‌بین عرضه می‌شود، در حالی که یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های کار او در LFI انرژی عظیمی بوده که صرف عضوگیری و آموزش رهبران جوان‌تر کرده است، اغلب کسانی که جنبش‌های اجتماعی به مسئولیت سیاسی پرتابشان کرد؛ ریما حسن، ماتیلد پانو، دانیل اوبونو، اما فورو، مارینا مسور، سباستین دلوگو، اوگو برنالیسیس و توما پورت نام‌هایی‌اند که به ذهن می‌رسند. میانگین سن نمایندگان LFI در پارلمان امروز ۴۳ است، پنج سال کمتر از میانگین کل پارلمان و ده سال کمتر از میانگین نمایندگان PS.۶۳ راهپیمایی بزرگ پایانیِ مدرسهٔ تابستانی ۲۰۲۵ را ملانشون نه، بلکه رهبران جوان‌تر مخاطب قرار دادند.

نتیجه‌گیری

برای جمع‌بندی، در فرانسه سطحی بسیار بالا از آگاهی طبقاتی تدافعی داریم، و سازمانی سیاسیِ توده‌ای، شورشگر و رادیکال که عضویت هم‌زمان و آزادی‌های دیگر را می‌پذیرد، ایده‌ها را جدی می‌گیرد و در زمانی پدید آمده که سردرگمی ایدئولوژیک در سراسر جامعه قاعده است نه استثنا. یعنی، در بنیاد، برای انقلابیون مثل کریسمسِ زودرس است! تعمیق بحران در سراسر جهان جنبش‌های توده‌ای نو پدید می‌آورد، همچون جلیقه‌زردها یا LFI در فرانسه یا «حزب شما» (Your Party) در بریتانیا. باید خود را در این محیط‌ها بیندازیم و به روال عادی بسنده نکنیم.

بسیاری از خوانندگان این نشریه، مانند خودم، متقاعدند که حزب انقلابیِ توده‌ای عنصری اساسی برای سرنگونی سرمایه‌داری است. آن‌ها همچنین توجه کرده‌اند که چنین حزبی تقریباً همه‌جا در بهترین حالت جنینی است. اینکه انقلابیون چگونه با توده‌های تازه رادیکال‌شده ارتباط برقرار کنند حیاتی است. شخصاً، با توجه به اینکه LFI عضویت هم‌زمان را می‌پذیرد، فکر می‌کنم انقلابیون باید به گروه‌های کنش LFI بپیوندند، اما حتی کسانی که دلایلی برای نکردن این کار دارند باید ده یا بیست برابر بیش از اکنون برای همکاری با این سازمان و بحث با LFI دربارهٔ ده‌ها مسئلهٔ نادیده‌مانده تلاش کنند. باید کاملاً درگیر جنبشی شورشگر باشیم، اعتماد و شبکه بسازیم، و در عین حال، بدیهی است، نقش ضروریِ روشن‌سازی سیاسی را که بخشی از کار ماست از یاد نبریم.

LFI در پنج سال گذشته به چپ رفته است، آیندهٔ آن چیست؟۶۴ آیا بسیار بهتر خواهد شد یا پویایی رادیکال با سلاح‌های بی‌شمار در اختیار سرمایه درهم کوبیده خواهد شد؟ آیا در نهایت حزبی کوچک‌تر و فرودست در دولتی خواهد شد که در برابر سرمایهٔ بزرگ تسلیم می‌شود؟ یا جنبش گام نخستی برای برانداختن سرمایه‌داری خواهد بود؟ پایان از پیش نوشته نشده است. این پرسش‌ها را تنها در عمل می‌توان پاسخ داد، و آنچه مارکسیست‌های انقلابی می‌گویند و می‌کنند مهم خواهد بود.

بسیاری از آنچه گفتم قابل بحث است، و بسیاری حس خواهند کرد نسبت به LFI بیش از اندازه سخاوتمند بوده‌ام. امید دارم رفقای مخالف به فکر فرستادن پاسخ‌ها یا واکنش‌های برادرانه باشند.

منابع و مآخذ

یادداشت‌ها

۱. برای استثناها، ر.ک. Bekhtari, 2017 و Mullen, 2022. به دلایلی زبانی بیش از سیاسی، بهترین ترجمهٔ «La France Insoumise» عبارت «France in Revolt» است و نه «France Unbowed».

۲. Mélenchon, 2025a. ژان-لوک ملانشون بنیان‌گذار و شناخته‌شده‌ترین رهبر LFI است.

۳. Alternatives Economiques, 2022

۴. Panot, Mathilde, and others, 2025. خوانندگان باید توجه کنند که زیرنویس‌های خودکار و خودکار-ترجمه‌شده‌ای که در تنظیمات یوتیوب می‌توان یافت چنان خوب است که به غیرفرانسه‌زبانان به‌آسانی اجازه می‌دهد مضمون ویدئوهای یوتیوبی را که ارجاع داده‌ام دنبال کنند.

۵. سخنرانی ملانشون در مدرسهٔ تابستانی سازمان، Mélenchon, 2025b.

۶. مصاحبهٔ ملانشون با فرانس اینتر، اوت ۲۰۲۵، Mélenchon, 2025c.

۷. France Info, 2025.

۸. نوشتهٔ کاترین کوران ویگیه در Rebel، نشریهٔ شبکهٔ کارگران سوسیالیست در ایرلند، نقش بسیار مثبت LFI را روشن می‌کند؛ ر.ک. Curran, 2025.

۹. Mélenchon, 2025d.

۱۰. Mélenchon, 2025a, p67.

۱۱. Mélenchon, 2025a, p42.

۱۲. Mélenchon, 2025a, p69.

۱۳. به نظر من این پایهٔ مقالهٔ دنی گدار (Godard, 2024) از گروه «خودمختاری طبقاتی» (Autonomie de Classe) در «سوسیالیسم بین‌المللی» شمارهٔ ۱۵۴ بود که به پاسخ من در «سوسیالیسم بین‌المللی» شمارهٔ ۱۵۵، Mullen, 2025، انجامید.

۱۴. این‌ها آرای دور نخست‌اند؛ دور دومی نیز برگزار می‌شود (run-off). برای تحلیل مفصل ر.ک. Orr, 2022.

۱۵. نامزد حزب کمونیست آشکارا فضایی در سمت راست LFI را هدف گرفت و ۸۰۰ هزار رأی گرفت. نتایج کامل: Clarke and Voce, 2022.

۱۶. Ipsos, 2022.

۱۷. Fondation Jean Jaurès, 2022.

۱۸. جزئیات کامل برنامه در La France Insoumise, 2025.

۱۹. این دست‌کم در ۵۰ سال گذشته اصلاً سنت کنشگری در فرانسه نبوده است.

۲۰. هم‌اکنون ۲۷ هزار پلیس شهرداری در کشور هست و ۵۸ درصد مسلح‌اند.

۲۱. به نام نویسنده‌ای از قرن شانزدهم که استبداد را محکوم کرد.

۲۲. سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های ملانشون بین ۵۰ هزار تا ۳۵۰ هزار بازدید دارد؛ رهبران جوان‌تر مانند ماتیلد پانو اغلب بیش از ۲۰۰ هزار بازدید می‌گیرند.

۲۳. ر.ک. گزارش کوتاه من در Mullen, 2025b و برنامهٔ کامل زمان‌بندی در La France Insoumise, 2025b.

۲۴. گزینش چهره‌ها برای چنین پاسداشتی آشکارا معنادار است: انقلابیون سوسیالیست قرن بیستم غایب‌اند.

۲۵. از یک بروشور ایمیلی.

۲۶. ر.ک. Kimber, 2023.

۲۷. ر.ک. Kimber, 2023 و Mullen, 2023a.

۲۸. رهبری LFI نسل‌کشی را محکوم می‌کند، هرچند بسیاری از رهبران، مانند ملانشون، گرایش دارند باور کنند راه‌حل دو دولتی هنوز ممکن است.

۲۹. ر.ک. Mullen, 2023b.

۳۰. Delafontaine, 2023.

۳۱. همین ماه گذشته، گروهی از چهره‌های برجستهٔ حزب سوسیالیست (Parti Socialiste) نامه‌ای سرگشاده با عنوان «چرا اصطلاح «اسلام‌هراسی» را رد می‌کنیم» منتشر کردند، Marianne, 2025.

۳۲. Trat, 2010; Chotsky, 2019.

۳۳. Mélenchon, 2025b.

۳۴. در این مصاحبهٔ طولانی، با زیرنویس انگلیسی، ملانشون تحول سیاسی خود را در طول دهه‌ها با تفصیل مرور می‌کند. Mélenchon, 2025e.

۳۵. Birch, 2015.

۳۶. «سوسیالیسم بین‌المللی» در ۱۹۸۳ مقاله‌ای مفصل منتشر کرد دربارهٔ اینکه تروتسکیست‌های فرانسه در زمان دولت‌های میتران چگونه کار کردند. Fournier, 1983.

۳۷. ر.ک. Vion, 2017.

۳۸. Mouffe and Mélenchon, 2016.

۳۹. مصاحبهٔ ۲۰۲۴ با یکی از اعضای حزب نوین ضدسرمایه‌داری این را روشن می‌کند؛ ر.ک. Jaffard, 2024.

۴۰. Mullen, 2025a.

۴۱. خوانندگان مسن‌تر باید آمیزه‌ای از تونی بن و پل فوت را در نظر بگیرند.

۴۲. محبوبیت نام «حزب مردم» (the People’s Party) در بحث‌ها در بریتانیا در ۲۰۲۵ دربارهٔ نام حزب نوین زارا سلطانا و جرمی کوربین نشانهٔ پتانسیل بسیج‌گری این واژه است.

۴۳. France Insoumise, 2022.

۴۴. از Mélenchon, 2020. ترجمهٔ از من است.

۴۵. این اشتباه جدی در Raguet, 2016 دیده می‌شود.

۴۶. France Info, 2021.

۴۷. ملانشون تسلیم سیریزا را به‌شدت محکوم کرد.

۴۸. Mélenchon, 2021. این سخنرانی ۱۰۰ هزار بازدید در یوتیوب گرفت.

۴۹. در «اتحادیهٔ کمونیست انقلابی» (Ligue Communiste Révolutionnaire) در دهه ۱۹۹۰ فضا به معنای واقعی کلمه چنین بود: «اگر جناح ما بتواند اعلامیهٔ تظاهرات شنبه را بنویسد، جناح شما می‌تواند سرمقالهٔ این هفتهٔ نشریه را بنویسد».

۵۰. جالب است که در بریتانیا، با آنکه «حزب شما» آهسته و لرزان به راه می‌افتد، نقد فرقه‌ای این ابتکار رایج‌تر می‌شود و از جهاتی می‌توان آن را با گفت‌وگوی چپ در فرانسه دربارهٔ LFI قیاس کرد.

۵۱. مناظرهٔ ساعت ۹ صبح چهارشنبه در مدرسهٔ تابستانی ۲۰۲۵ NPA میان بهترین سخنران NPA، اولیویه بزانسنو، و یکی از نمایندگان کمتر شناخته‌شدهٔ FI، به معنای واقعی کلمه استثنایی است که قاعده را ثابت می‌کند — NPA, 2025.

۵۲. «حزب کارگری مستقل» (Parti Ouvrier Indépendant)، اندکی بزرگ‌تر، از آغاز در FI درگیر بود.

۵۳. Le Moal, 2023.

۵۴. Poutou, 2016.

۵۵. Lutte Ouvrière, 2017.

۵۶. هرچند درست است که او گاهی تا حدی استادمآب است (این روزها کمتر)، بسیاری از ما این را کمتر توهین‌آمیز از سبک «من توی کارخانه کار می‌کردم، مگه نه؟»ی فیلیپ پوتو، نامزد ریاست‌جمهوری NPA، می‌یابیم.

۵۷. بازنشستگی در ۶۰ سالگی، افزایش حداقل دستمزد، طرح انرژی سبز، هفتهٔ ۳۲ ساعته و مانند آن.

۵۸. Supertino, 2022.

۵۹. ر.ک. Parti Communiste Révolutionnaire, 2025 و Michel, 2024.

۶۰. Kimber, 2023.

۶۱. Choonara, 2023.

۶۲. Giudicelli and Sewell, 2017. این موضع در Giudicelli, 2017 بیشتر تفصیل یافته است.

۶۳. Houeix and Makooui, 2022.

۶۴. که خود به کناره‌گیری چند نمایندهٔ قدیمی انجامید، کسانی که به دنبال گزینه‌ای کمتر رادیکال بودند.

فهرست مآخذ

Alternatives Economiques, 2022, “Entretien Jean-Luc Mélenchon: ‘Je veux un changement spectaculaire’” (24 May), http://www.alternatives-economiques.fr/jean-luc-melenchon-veux-un-changement-spectaculaire/00103440

Ali Benali, Sabrina, 2020, La Révolte d’une interne—Santé, hôpital : état d’urgence (J’ai Lu).

Bekhtari, Gregory, 2017, “The Meaning of France Insoumise”, Jacobin, https://jacobin.com/2017/04/the-meaning-of-france-insoumise

BFM, 2023, “Fabien Roussel ‘approuve’ l’interdiction des abayas mais tacle l’exécutif sur l’école”, http://www.bfmtv.com/societe/education/fabien-roussel-approuve-l-interdiction-des-abayas-mais-tacle-l-executif-sur-l-ecole_AP-202308280365.html

Birch, Jonah, 2015, “The Many Lives of François Mitterrand”, Jacobin, https://jacobin.com/2015/08/francois-mitterrand-socialist-party-common-program-communist-pcf-1981-elections-austerity/

Choonara, Joseph, 2023, “Revolutionaries and Elections”, International Socialism 179.

Chotsky, Adèle, 2019, “La France Insoumise et le ‘droit d’être islamophobe’”, Révolution Permanente (4.10.), http://www.revolutionpermanente.fr/La-France-Insoumise-et-le-droit-d-etre-islamophobe

Clarke, Seán and Voce, Antonio, 2022, “French election 2022: full first-round results”, Guardian, https://www.theguardian.com/world/ng-interactive/2022/apr/10/french-election-2022-projected-result-and-latest-results

Curran Vigier, Catherine, 2025, “France: ‘Block Everything’ a new, radical movement of revolt is emerging”, Rebelnews, https://rebelnews.ie/2025/09/08/france-block-everything-a-new-radical-movement-of-revolt-is-emerging/

Delafontaine, Alexis, 2023, “‘Nous appelons à la justice’ : les réactions des Insoumis après les émeutes”, Europe 1 (29 May), http://www.europe1.fr/politique/nous-appelons-a-la-justice-les-reactions-des-insoumis-apres-les-emeutes-4191596

Fondation Jean Jaurès, 2022, “L’archipel électoral mélenchoniste”, https://www.jean-jaures.org/publication/larchipel-electoral-melenchoniste/

France Info, 2021, “Crise des sous-marins : Mélenchon dénonce ‘une capitulation’, Le Pen ironise après l’entretien entre Biden et Macron”, https://www.franceinfo.fr/monde/asie/crise-des-sous-marins-australiens/crise-des-sous-marins-melenchon-denonce-une-capitulation-le-pen-ironise-apres-l-entretien-entre-biden-et-macron_4780749.html

France Info, 2025, “Jean-Luc Mélenchon apporte son soutien à La Jeune Garde”, http://www.franceinfo.fr/politique/melenchon/jean-luc-melenchon-apporte-son-soutien-a-la-jeune-garde-groupuscule-d-ultragauche-menace-de-dissolution_7220577.html

La France Insoumise, 2022, “Mali: Sortir de l’impasse”, https://lafranceinsoumise.fr/2022/01/13/mali-sortir-de-limpasse/

La France Insoumise, 2025a, “Le programme”, https://programme.lafranceinsoumise.fr/

La France Insoumise, 2025b, Summer School Programme 2025, https://amfis.fr/programme-2025/

Fournier, Jacques, 1983, “The LCR and the Mitterrand Government”, International Socialism 21, https://www.marxists.org/history/etol/newspape/isj2/1983/no2-021/fournier.html

Godard, Denis, 2024, “The Popular Front in France: no solution to fascism”, International Socialism 184, https://isj.org.uk/the-popular-front-in-france-no-solution-to-fascism/

Gresh, Alain and Stern, Jean, “Jean-Luc Mélenchon : A Gaza, ‘ce n’est pas de la légitime défense mais un génocide’”, Le grand soir (10 December), https://www.legrandsoir.info/jean-luc-melenchon-a-gaza-ce-n-est-pas-de-la-legitime-defense-mais-un-genocide.html

Giudicelli, Vanina and Sewell, Dave, 2017, “Interview : The Meaning of Macron”, International Socialism 155, https://isj.org.uk/interview-the-meaning-of-macron/

Giudicelli, Vanina, 2017, “Les deux âmes du réformisme : Mélenchon, ‘les gens’ et nous”, Autonomie de classe (6 October), https://www.autonomiedeclasse.org/situation-politique/les-deux-ames-du-reformisme-melenchon-les-gens-et-nous/

Houeix, Romain and Makooi, Bahar, 2022, “Un rajeunissement de l’Assemblée nationale porté par la Nupes et le RN”, France 24, https://www.france24.com/fr/france/20220623-la-nupes-et-le-rn-offrent-une-cure-de-jouvence-%C3%A0-l-assembl%C3%A9e-nationale

Ipsos, 2022, “Election présidentielle : sociologie des électorats et profil des abstentionnistes”, https://www.ipsos.com/sites/default/files/ct/news/documents/2022-04/Ipsos%20Sopra%20Steria_Sociologie%20des%20e%CC%81lectorats_10%20Avril%2020h30.pdf

Jaffard, Sylvestre, 2024, “The French elections and the defeat of the far right”, Tempest Magazine, https://tempestmag.org/2024/08/the-french-elections-and-the-defeat-of-the-far-right/

Kimber, Charlie, 2023, “The French impasse”, International Socialism 181, https://isj.org.uk/french-impasse/

Le Moal, Patrick, 2023, “La France insoumise, un courant politique aux pieds d’argile qui domine la gauche”, Anticapitaliste, https://lanticapitaliste.org/actualite/politique/la-france-insoumise-un-courant-politique-aux-pieds-dargile-qui-domine-la-gauche

Lutte Ouvrière, 2017, “Mélenchon, insoumis aux intérêts des travailleurs”, Revue Lutte de Classe, https://www.lutte-ouvriere.org/mensuel/article/2017-05-15-melenchon-insoumis-aux-interets-des-travailleurs_91489.html

Marianne, 2025, “Nous, socialistes, continuons à refuser le terme d’islamophobie”, https://www.marianne.net/agora/tribunes-libres/nous-socialistes-continuons-a-refuser-le-terme-dislamophobie

Mélenchon, Jean-Luc, 2020, “‘La France doit être indépendante’—Interview de Jean-Luc Mélenchon dans L’Opinion”, https://melenchon.fr/2020/12/01/la-france-doit-etre-independante-interview-dans-lopinion/

Mélenchon, 2021, “La révolution suspendue”, Youtube, https://www.youtube.com/watch?v=KpqO9Af0Z1Q&

Mélenchon, Jean-Luc, 2025a, Now, the People! Revolution in the Twenty-First Century (Verso).

Mélenchon, Jean-Luc, 2025b, “This political moment” (22 August), https://www.youtube.com/watch?v=Uk3Pj2i0vIY&

Mélenchon, Jean-Luc, 2025e, “Interview on Radio France Inter”, Youtube, https://youtu.be/PCMm7tmuyzI

Mélenchon, Jean-Luc, 2025d, “Shorts”, Youtube, https://www.youtube.com/shorts/AXBLPeyjjVI

Mélenchon, Jean-Luc, 2025e, “Trois heures pour penser le XXIe siècle avec Jean-Luc Mélenchon”, Youtube, https://youtu.be/JJUpHvEunoA?si=tCkwJGPRMBcFI

Mouffe, Chantal and Mélenchon, Jean-Luc, 2016, “L’heure du peuple”, Youtube, http://www.youtube.com/watch?v=FtriFMxsOWw

Michel, Pierre, 2024, “‘LFI antisémite’ : une campagne au service de l’extrême-droite et du colonialisme israélien”, Révolution Permanente, http://www.revolutionpermanente.fr/LFI-antisemite-une-campagne-au-service-de-l-extreme-droite-et-du-colonialisme-israelien

Mullen, John, 2022a, “Elections and Class Struggle in France. Part One : Who is Jean-Luc Mélenchon?”, Green Left Weekly, http://www.greenleft.org.au/content/elections-and-class-struggle-france-who-jean-luc-melenchon

Mullen, John, 2022b, “Elections and Class Struggle in France. Part Two: Taming the Capitalist State ?”, Green Left Weekly, http://www.greenleft.org.au/content/elections-and-class-struggle-france-taming-capitalist-state

Mullen, John, 2023a, “French Trade Unions and the Present Revolt against Macron”, Left Berlin, http://www.theleftberlin.com/french-trade-unions-and-the-present-revolt-against-macron

Mullen, John, 2023b, “Rioting across France after police murder teenager”, Spring Magazine, https://springmag.ca/rioting-across-france-after-police-murder-teenager

Mullen, John, 2025a, “Election campaigns and antifascism in France: a response to Denis Godard”, International Socialism 185, https://isj.org.uk/election-campaigns-and-antifascism-in-france-a-response-to-denis-godard/

Mullen, John, 2025b, “La France Insoumise prepares for a hot autumn”, Left Berlin, http://www.theleftberlin.com/la-france-insoumise-summer-school-2025/

Nouveau Parti Anticapitaliste, 2025, “Que faire de l’Etat—débat entre Olivier Besancenot et Hadrien Clouet”, https://www.youtube.com/watch?v=cmSeJXkVRHA&

Orr, Judith, 2022, “France- a Country Divided”, International Socialism 175, https://isj.org.uk/france-a-country-divided/

Panot, Mathilde, and others, 2025, “Closing meeting of 2025 summer school”, Youtube, https://www.youtube.com/watch?v=dqCa8r6TOLw

Parti Communiste Révolutionnaire, 2025, “Pourquoi tant de haine (bourgeoise) contre la FI ?”, https://marxiste.org/pourquoi-tant-de-haine-bourgeoise-contre-la-fi

Poutou, Philippe, 2016, “Philippe Poutou : ‘J’ai l’impression que Jean-Luc Mélenchon satisfait une ambition personnelle et que rien ne peut se discuter’”, Anticapitaliste, https://npa-lanticapitaliste.org/actualite/politique/philippe-poutou-jai-limpression-que-jean-luc-melenchon-satisfait-une-ambition

Raguet, Alexandre, 2016, “Mélenchon, le dérapage de trop?”, Anticapitaliste, https://lanticapitaliste.org/actualite/politique/melenchon-le-derapage-de-trop

Sierra, Héctor, 2025, “Revolutionaries, hegemony and the united front”, International Socialism 187.

Supertino, Gaétan, 2022, “2022 French presidential election: Philippe Poutou gets 0.77 percent of the vote in third stab at the top job”, Le Monde (10 April).

Trat, Josette, 2010, “Editorial: Non à une loi contre le voile intégral”, Tout est à nous 39.

Vion, Régine, 2017, “Mélenchon, le populiste de gauche”, Anticapitaliste, https://lanticapitaliste.org/opinions/politique/melenchon-le-populiste-de-gauche

«مانتلی ریویو»

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب