پشتوانۀ دفاع را چگونه پایدار کنیم؟ – محمد حقیقت


پشتوانۀ دفاع را چگونه پایدار کنیم؟

همبستگی ملی و مسئولیت تحکیم پیوند مردم و نظام

محمد حقیقت

مردم برای دفاع از میهن منتظر حل‌شدن همۀ اختلاف‌ها و مشکلات نمی‌مانند. وقتی موجودیت کشور، امنیت خانواده‌ها و حق تعیین سرنوشت تهدید می‌شود، تعلقی مشترک می‌تواند آنان را کنار یکدیگر قرار دهد؛ تعلقی که از اختلاف‌های سیاسی و نارضایتی‌های روزمره فراتر می‌رود. همین توان همراهی، بخشی اساسی از قدرت ایران در برابر تجاوز است.

تجربۀ ایستادگی به مردم و نیروهای مدافع کشور اعتمادبه‌نفس می‌دهد: آنان اثر ارادۀ خود را در سرنوشت نبرد می‌بینند و درمی‌یابند که قدرت مهاجم، با همۀ امکاناتش، برای تحمیل خواسته‌های خود محدودیت دارد. حفظ این دستاورد، مسئولیتی تازه پیش روی کشور می‌گذارد: چگونه می‌توان همراهی در لحظۀ خطر را به پشتوانه‌ای پایدار برای دفاع، بازسازی و پیشرفت تبدیل کرد؟

پاسخ را باید در رابطۀ مردم با نهادهای کشور جست‌وجو کرد. مردمی که خود را در حفظ ایران مسئول می‌دانند، باید در ادارۀ آن، برخورداری از امکانات و ساختن آینده نیز صاحب سهم باشند. همراهی آنان فرصتی برای حل مسائل داخلی فراهم می‌کند؛ حل مؤثر این مسائل نیز اعتماد و همراهی را استوارتر می‌سازد. این رابطۀ متقابل، مبنای تحکیم پیوند مردم و نظام است.

از تعلق به میهن تا اعتماد به نهادها

تعلق به میهن و اعتماد به عملکرد نهادها، دو امر مرتبط اما یکسان نیستند. شهروندی ممکن است از تصمیمی اقتصادی ناراضی باشد، در برخورد با اداره‌ای احساس بی‌عدالتی کند یا صدای خود را در تصمیم‌های مربوط به زندگی‌اش کم‌اثر ببیند، اما هنگام تجاوز برای حفظ کشور بایستد. این انتخاب نشان می‌دهد که خانۀ مشترک، در نظر او ارزشی فراتر از داوری‌اش دربارۀ یک سیاست یا مسئول دارد.

وظیفۀ نهادهای کشور آن است که این تعلق را با تجربۀ پاسخ‌گویی و حل مسئله همراه کنند. وقتی پیگیری مردم به نتیجه می‌رسد، اعتماد به امکان اصلاح افزایش می‌یابد. شهروند درمی‌یابد که مشارکت او می‌تواند در بهبود زندگی و ادارۀ کشور اثر بگذارد. چنین اطمینانی، پشتوانۀ دفاع را در زندگی روزمره ریشه‌دار می‌سازد.

از این‌رو، همراهی مردم در جنگ را نباید نشانۀ بی‌اهمیت‌شدن مسائل داخلی دانست. این همراهی، ظرفیت ارزشمندی برای رسیدگی به آن‌ها فراهم می‌کند. به‌کارگرفتن این ظرفیت، توان نظام را برای عبور از بحران و ساختن آینده افزایش می‌دهد.

مردم مناطق مختلف، صاحبان توان ملی‌اند

بحث همبستگی به مناطق محروم یا گرفتار ناامنی محدود نمی‌شود. کشور به فعال‌شدن توان همۀ مردم نیاز دارد. آذربایجان، کردستان، خوزستان و سیستان‌وبلوچستان هرکدام ظرفیت‌ها و مسائل خاص خود را دارند؛ در هیچ‌کدام نیز مردم یکدست و دارای خواسته‌های یکسان نیستند.

آذربایجان نشان می‌دهد که نقش یک منطقه در استحکام ملی را باید در توان تولید، دانش، فرهنگ و همکاری اجتماعی آن نیز دید. مدیرکل صنعت، معدن و تجارت آذربایجان شرقی در تیر ۱۴۰۵، استمرار تولید را به حمایت عملی، رفع موانع و استفاده از اختیارات استانی پیوند داد.[۱] نکتۀ اساسی در این تأکید، رابطۀ میان ابتکار محلی و پشتیبانی ملی است: رفع موانع فعالیت تولیدکنندگان و کارکنان، توان منطقه را برای پاسخ به نیازهای کشور افزایش می‌دهد.

در کردستان، همین رابطه در تبدیل دانش و مهارت مردم به فرصت کار و مشارکت معنا پیدا می‌کند. استاندار کردستان در تیر ۱۴۰۵، ضمن اشاره به کاهش بیکاری، بهبود موجود را کافی ندانست و بر پاسخ‌گویی مدیران در قبال نتایج عملکردشان تأکید کرد.[۲] اهمیت اشتغال پایدار برای همبستگی در همین‌جاست: جوانی که می‌تواند مهارتش را به کار بگیرد و در ساختن محل زندگی خود نقش داشته باشد، آیندۀ خویش را با پیشرفت کشور پیوند می‌دهد.

خوزستان نیز پرسش رابطۀ ثروت ملی با زندگی مردم را برجسته می‌کند. منابع نفتی متعلق به همۀ ایران‌اند؛ در برنامه‌ریزی برای بهره‌برداری از آن‌ها، حفظ آب، محیط‌زیست، معیشت و فرصت‌های شغلی ساکنان منطقه نیز مسئولیتی مشخص است. تأکید مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت بر آموزش و جذب نیروهای بومی و استفاده از مطالعات اجتماعی، زمینه‌ای برای پیگیری همین مسئولیت فراهم می‌کند.[۳] اثر این تعهدها در اعتماد عمومی، به اجرای آن‌ها و نتیجۀ محسوسشان در زندگی مردم بستگی دارد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاری در آموزش، سلامت، زیرساخت و اشتغال، چگونه به قدرت ملی تبدیل می‌شود: توانایی‌های مردم پرورش می‌یابد و امکان مشارکت بیشتر آنان در تولید و ادارۀ امور فراهم می‌شود. وقتی حاصل این تلاش در زندگی خانوارها دیده شود، اعتماد به نهادهای کشور نیز نیرو می‌گیرد. بنابراین، سیاست‌گذاری باید توانایی‌های مردم را بشناسد و به کار بگیرد و موانع آن را برطرف کند؛ از کمبود امکانات و فرصت کار تا تبعیض و محدودبودن امکان مشارکت.

امنیت و آبادانی در برابر چرخۀ ناامن‌سازی

در سیستان‌وبلوچستان، پیوند میان حفاظت از مردم و حفظ امکانات زندگی آشکارتر می‌شود. عباس نورزائی در یادداشت خود در تسنیم، از تخریب مولد برق روستای بنت در گذشته و حمله به تجهیزات و کارکنان پروژه‌های عمرانی سخن می‌گوید.[۴] این نمونه‌ها نشان می‌دهند که هزینۀ خرابکاری، از تأسیسات و تجهیزات فراتر می‌رود و به مردمِ نیازمند خدمات و اشتغال تحمیل می‌شود.

ترور روحانیان اهل سنت، از جمله مولوی محمدانور ریگی در میرجاوه و مولوی محمدیوسف گرگیج در زاهدان، نیز به خود جامعۀ محلی آسیب می‌زند.[۵] از پیامدهای هدف‌گرفتن چهره‌های مؤثر در روابط اجتماعی، گسترش ترس و سوءظن و دشوارشدن همکاری است. حفاظت از جان مردم، نیروهای انتظامی و مرزبانان و کسانی که در خدمت‌رسانی و همزیستی نقش دارند، از پایه‌های حفظ پیوند ملی است.

ناامنی و محرومیت می‌توانند یکدیگر را تشدید کنند. اختلال در خدمات و اشتغال، نارضایتی و نگرانی از آینده را افزایش می‌دهد. گروه‌های مسلح و حامیان مداخله‌گر آن‌ها می‌کوشند از همین نارضایتی برای تبلیغ علیه نهادهای کشور، جذب نیرو و ایجاد شکاف میان مردم و حکومت استفاده کنند. به این ترتیب، عاملان خرابکاری می‌توانند محرومیتی را که خود به تشدید آن کمک کرده‌اند، دستاویز گسترش نفوذ و ادامۀ ناامن‌سازی قرار دهند.

برای شکستن این چرخه، تأمین امنیت و رفع محرومیت باید هم‌زمان پیش بروند. حفاظت از مردم و پروژه‌های خدماتی و عمرانی، امکان ادامۀ کار و آبادانی را فراهم می‌کند؛ بهبود خدمات و ایجاد فرصت‌های شغلی نیز زمینۀ بهره‌برداری از نارضایتی‌ها را محدود می‌سازد. شناخت ساکنان از نیازهای منطقه و مشارکت آنان در تصمیم‌گیری و اجرا، این تلاش‌ها را مؤثرتر می‌کند. مردمی که در حفاظت و آبادانی محل زندگی خود نقش دارند و نتیجۀ آن را می‌بینند، پشتوانۀ استوارتری برای مقابله با ناامن‌سازی خواهند بود.

هویت فرهنگی، بخشی از تعلق به ایران

صاحب‌سهم‌بودن فقط در درآمد و امکانات خلاصه نمی‌شود. مردم باید زبان، فرهنگ، مذهب و تجربۀ تاریخی خود را نیز در بازنمایی زندگی و تاریخ کشور ببینند. تعلق به میهن از خلال همین تجربه‌های زنده شکل می‌گیرد و احترام به تنوع فرهنگی، آن را استوارتر می‌کند.

شکوفایی زبان و ادبیات کردی، آذری، بلوچی، عربی و دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌های مردم ایران، می‌تواند شناخت متقابل را غنی‌تر کند. زبان فارسی نیز به‌عنوان زبان مشترک، امکان ارتباط و انتقال این تجربه‌ها را در سراسر کشور فراهم می‌آورد. حمایت از پژوهش، نشر، هنر و آموزش زبان و ادبیات محلی، با همکاری متخصصان و اهل فرهنگ همان مناطق، به این پیوند عمق می‌دهد.

ایجاد رشتۀ زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان، نمونه‌ای از ظرفیت نهادی برای این کار است.[۶] اهمیت چنین تجربه‌ای در تبدیل توجه به هویت فرهنگی به فعالیتی علمی و مداوم است. گسترش سنجیدۀ این مسیر، امکان حفظ و شکوفایی ویژگی‌های فرهنگی را در میهن مشترک تقویت می‌کند.

احترام فرهنگی باید با فرصت برابر همراه باشد. معیارهای روشن و عادلانۀ انتخاب و به‌کارگیری نیروها، مانع آن می‌شود که زبان، مذهب یا محل تولد به سد راه خدمت و پیشرفت تبدیل شود. استفاده از نیروهای بومی شایسته و میدان‌دادن به زنان و جوانان، هم توان مدیریت کشور را افزایش می‌دهد و هم احساس مشارکت را تقویت می‌کند.

شنیدن صدای مردم باید در تصمیم‌ها اثر بگذارد

مشارکت به معنای اثرگذاری دانش، تجربه و خواسته‌های مردم بر تصمیم‌هاست. شوراها، تشکل‌های صنفی، تعاونی‌ها، دانشگاه‌ها و انجمن‌های محلی می‌توانند مشکلات را پیش از عمیق‌شدن آشکار کنند و برای حل آن‌ها همکاری به وجود آورند. از این راه، مسئولان به شناختی دست می‌یابند که همیشه در گزارش‌های اداری دیده نمی‌شود.

این مشارکت زمانی اعتبار می‌یابد که مسئول هر اقدام معلوم باشد، منابع و زمان اجرای آن روشن شود و گزارش نتیجه در دسترس مردم قرار گیرد. اگر کاری با مانع روبه‌روست، توضیح صادقانۀ مانع و مسیر رفع آن، اعتماد بیشتری از وعده‌های تکراری ایجاد می‌کند.

در همین چارچوب، تمایز روشن میان مطالبۀ مسالمت‌آمیز و اقدام مسلحانه اهمیت دارد. امکان طرح نقد، به شناخت مسئله و تقویت همکاری کمک می‌کند؛ مقابله با ترور و خرابکاری نیز از جان مردم و امکان همین فعالیت اجتماعی حفاظت می‌کند. رعایت حقوق و پاسخ‌گویی، هم دقت عمل نهادهای مسئول را افزایش می‌دهد و هم پشتوانۀ اجتماعی آنان را استوارتر می‌سازد.

تقویت نظام از این مسیر، معنایی عملی دارد: افزایش توان شناخت واقعیت، اصلاح تصمیم‌ها و سازمان‌دادن همکاری مردم. دولتی که از چنین توانی برخوردار باشد، در برابر فشار خارجی نیز امکان بیشتری برای دفاع از منافع ملی خواهد داشت.

مسئولیتی که نمی‌توان به پس از بحران سپرد

جنگ و تحریم، منابع را محدود و هزینه‌ها را سنگین می‌کنند؛ از همین رو، تعیین اولویت‌ها و توزیع عادلانۀ بار فشار اهمیت بیشتری می‌یابد. تأمین نیازهای ضروری، حفظ قدرت خرید مزدبگیران و بازنشستگان و گسترش خدمات در مناطق محروم، باید از اولویت‌های بودجه و سیاست اقتصادی باشد. منابع این حمایت‌ها باید با دریافت مالیات متناسب از درآمدها و ثروت‌های کلان، وصول بدهی‌های مالیاتی و بازنگری در معافیت‌های بی‌توجیه گروه‌ها و بنگاه‌های برخوردار تقویت شود.

مقابله با فساد نیز باید به اقدام‌های مشخص بینجامد: شفاف‌کردن قراردادها و تخصیص ارز و اعتبار، جلوگیری از رانت، برخورد با متخلفان و بازگرداندن اموال عمومیِ تصاحب‌شده. صاحبان ثروت و دسترسی‌های ویژه باید متناسب با توان اقتصادی خود در تأمین هزینه‌های بحران سهم داشته باشند؛ امتیاز و نفوذ نباید راهی برای انتقال این هزینه‌ها به زحمتکشان شود.

حاصل این اقدام‌ها باید در زمانی مشخص در زندگی مردم دیده شود. نمی‌توان از همراهی آنان برای عبور از بحران نیرو گرفت و رسیدگی به معیشتشان را پیوسته به آینده موکول کرد. بهبودهای ملموس، حتی در مقیاس محدود، اگر بر پایۀ نیاز واقعی و با مشارکت مردم انجام شوند، نشان می‌دهند که پیگیری مطالبات نتیجه دارد و نهادهای مسئول توان حل مسئله را دارند. اعتماد از تکرار همین تجربه‌ها ساخته می‌شود.

تهدید خارجی، ضرورت این مسئولیت متقابل را افزایش می‌دهد. مردم با حفظ همیاری و پشتیبانی از مدافعان کشور، پشتوانۀ استقلال را استوار می‌کنند؛ نهادهای کشور نیز با عدالت، پاسخ‌گویی و گسترش مشارکت، به این همراهی دوام می‌دهند.

ایستادگی نشان داده است که ارادۀ مردم در سرنوشت کشور اثر دارد. اکنون باید همین توان در حل مسائل داخلی نیز به تجربه‌ای مشترک تبدیل شود. پشتوانۀ دفاع زمانی پایدارتر می‌شود که مردم، اثر حضور خود را هم در حفظ امنیت میهن و هم در تصمیم‌های مربوط به زندگی‌شان ببینند. تقویت نظام و انسجام ملی از همین‌جا می‌گذرد: مردمی که برای میهن می‌ایستند، در ساختن آن نیز صاحب نقش و سهم باشند.


منابع

۱. تسنیم، «رشد ۷۳ درصدی اشتغال صنعتی آذربایجان شرقی؛ افتتاح ۵۵ واحد تولیدی»، ۱۷ تیر ۱۴۰۵؛ اظهارات مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان.

۲. تسنیم، «نرخ بیکاری کردستان همچنان بالاتر از میانگین کشور است»، ۶ تیر ۱۴۰۵؛ اظهارات استاندار کردستان.

۳. تسنیم، «برای حل مسئله هورالعظیم به دنبال مجوز محرمانه نبودیم»، ۱۴ مهر ۱۴۰۵؛ اظهارات مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت درباره اشتغال بومی و مطالعات اجتماعی.

۴. عباس نورزائی، «۴۷ سال سنگ‌اندازی تروریست‌ها در مسیر توسعه سیستان‌وبلوچستان»، تسنیم، ۲۵ مهر ۱۴۰۵؛ یادداشت تحلیلی و روایت نمونه‌های تاریخی.

۵. تسنیم، «امام‌جمعه اهل سنت میرجاوه ترور شد»، ۲۹ تیر ۱۴۰۵؛ و «ترور عالم اهل سنت در زاهدان»، ۲۳ شهریور ۱۴۰۵.

۶. تسنیم، «پروژه بین‌المللی‌سازی دانشگاه کردستان اجرایی شد»، ۱۲ دی ۱۳۹۵؛ اظهارات رئیس دانشگاه درباره آغاز رشتۀ کارشناسی زبان و ادبیات کردی.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب